முதல் 200 வரிகள்.
پنج، شش، هفت، هشت
اه
داری چیکار میکنی؟ پاهاتو به اندازهی کافی بالا نمیکشی
نمیتونم بذارمت روی شونهم. مشکل از تعادلت هست
خیلی زود وزنت رو جابهجا میکنی. - من که نه
اگه فقط پا میزدی، میتونستم ببرمت بالا. - خفه شو و کارت رو بکن
اوه، من؟ آره
دوباره
دوباره، همهاش رو دارم خودم انجام میدم
بیا، موقع بلند شدن سبک باش
زمستون که تموم شه، راه میافتیم
از افق شهر
لحظهها محو میشن و چشمات
تاریکیِ غروب رو میشکافه
هنوز یادآوری میکنه
بهتر شد. - اون شبها بهترین خاطرهها بودن
تمام شب بیدار موندن
زیر نورهای پرشتاب
وقتی لمسم میکنی
وقتی لمسم میکنی
نفسم بند میاد، فقط با دیدن سایهت
وقتی لمسم میکنی
اوه! - وقتی لمسم میکنی
اوه، لمسم کن
تمام شب بیدار موندن
زیر نورهای پرشتاب
وقتی لمسم میکنی
اوه، تو... وای! - وقتی لمسم میکنی
تو لمسم میکنی
نفسم بند میاد
فقط با دیدن سایهت
وقتی لمسم میکنی
وقتی لمسم میکنی
ووو
وقتی لمسم میکنی
وقتی لمسم میکنی... همه دارن نگاه میکنن
وقتی لمسم میکنی... معلومه که نگاه میکنن
تمام شب بیدار موندن
زیر نورهای پرشتاب
نفسم رو بند میاره
نفسم رو بند میاره، فقط با دیدن سایهت
وقتی لمسم میکنی
وقتی لمسم میکنی
اوه وقتی لمسم میکنی
وقتی لمسم میکنی
وقتی لمسم میکنی
ووو
وقتی لمسم میکنی
وقتی لمسم میکنی
وقتی لمسم میکنی
تو و برایدن خیلی خوب به نظر میرسید
جدی؟
به چند تا قهرمان اینجا احتیاج داریم. خب
من و مامانت عکسمون روی جعبههای "فیوئل-اُز" بود
میدونم بابا
و با پول همون بود که تونستیم برنامهی آموزشی رو اینجا راه بندازیم
اِیدی
به چند تا قرارداد اسپانسری نیاز داریم
میدونم
یه خبرنگار از مجلهی "اسموند" داره میاد خونهمون
میخوان یه گزارش ویژه از تیممون تهیه کنن
وای خدای من
اگه درست پیش بریم، اسپانسرها با سر میدوان میان
بابا، من... هی
تو همونی که باید باشی، عزیزم
همیشه همینقدر تازه و ماندگار شروع میشه
رزهای تازه چیده شده توی گلدون
برای من، برای من، برای من
تا اینکه یه روز، جدایی طولانی میشه
فکر کردم شاید بستهی پستی باشه، ولی این که خیلی بهتره
حالش چطوره؟
خوبه
برم صداش کنم؟
نه. نه، نه
کلی پیام دادم، اساماس دادم، دایرکت دادم
ممم. تحقیرآمیزه
آره
من بهش میگم
گاهی قند خونش میافته
سیب و دارچین. اون... اون عاشق اوناست
ویل
بهش فضا بده. خودش میاد سمتت
اگه چیزی لازم داشت بهم خبر بده. - باشه
کِی میخواد دست از اینجوری سرزده اومدن برداره؟
خوبه که. غمانگیزه
آره
هی، راستی
بابات همین الان اینجا بود
فکر کنم خوشحال میشه اگه... اینا سیب و دارچینن؟
اوه، چه باحال
دوست داره یه فرصتی برای حرف زدن داشته باشه
هر وقت که آماده بودی. - ممنون
واقعاً اینجا تمیزه
ممم
چی؟ آماده باش که گرد و خاکم رو بخوری
اوه
با سرعت ۷۲ تا
داریم سریعتر میریم به ناکجاآباد
عزیزم، میتونیم بریم اونجا
درخشیدن روی یه راز
خوابت نبرد؟
قدرتی یا هوازی؟
چرا هر دو نه؟
بابام در مورد مصاحبه بهت گفت؟ - آره
برای مجلهی اسمونده. خیلی مهمه
از این بخش متنفرم. باشه؟
میدونی، منم استرس دارم
فقط بحث استرس نیست
نمیشه به این آدمها اعتماد کرد
به هیچ کدومشون
بابام اصرار داره که یه قرارداد اسپانسری چیزی جور کنیم
معلومه که داره
ما رو بورسیم
هی، من اگه عکست رو جعبه باشه باهات غلات میخورم
پشت به پشت؟ - آره
تا حالا در مورد پدر مادرم بهت گفتم؟
میدونم بابات توی سیاسته و مامانت هم با یه آدم مشهور دوست بود
"طلاقِ دهه"
"زن اعیان سناتور رو ول میکنه"
خیلی خوش میگذره
وقتی ۱۱ سالته
همش رفتن و اومدن به دادگاه
چون پدر مادرت دارن از هم جدا میشن
پاپاراتزیها
تا مدرسه دنبالت میکردن
اونا قایم میشدن
لای بوتهها
برای یه عکس
قدیما میترسیدم
که از خونهم برم بیرون
خیلی متاسفم
آره
منم همینطور
آه. بگذریم، وزنه رو برام میگیری؟
صبح بخیر
قهوه؟
میدونی، یه رستوران تاپاس جدید توی شهر باز شده
شاید بتونیم بعد از تمرینِ امروزت بریم ناهار
تمرین خارج از پیست دارم. تا ساعت ۴ برنمیگردم
درسته. آره، چهارشنبهست
پنجشنبهست
قهوه آمادهست، عزیزم. - ممنون
خب، همه هستن؟
خب، به صف شید
آماده؟
خاندانِ روسو
فریزر. از دیدن دوبارهت خوشحالم
آره، منم همینطور، ویل
هی، از این راه پله خیلی خوشم اومد. بیاین همینجا بساط رو پهن کنیم
از این طرف. ویل روسو هستم. خوش اومدین
ممنون که اومدین بچهها. - متشکرم
خب، چند وقت شده؟
اوه. خیلی زیاد. ممم
فریزر، میخوام دخترم آدریانا رو بهت معرفی کنم
قهرمانِ بعدیِ پیست روسو
آه، آدریانا، مشتاقانه منتظر حرف زدن باهات هستم
منم همینطور. و پارتنرش، برایدن الیوت
برایدن کجاست؟ - آه، همین الان رفت بدوئه. من میرم میارمش
اینطوری؟
فریزر، قبلاً با کامیل آشنا شدی، درسته؟
آه، بله. بله. از دیدن دوبارهتون خوشحالم
بذار لیستمون رو بهت نشون بدم. ما توی هر ردهای اسکیتباز داریم
هی. هی. برایدن کدوم گوریه؟
اوم... پیداش میکنم
هی جاش، زمین صاف رو داری؟
هی
چه غلطی داری میکنی؟
دارم حال میکنم
یه عالمه آدم اون پایین منتظرتن
آره. اصلاً توی مودش نیستم
مجبوریم
جدی؟ مجبوریم؟
نمیتونم
اونا قرار نیست در مورد پدر مادرت بپرسن
اگه پرسیدن چی؟
اون وقت میگم که تو هیچ نظری نداری
همهی حرفها رو من میزنم
تو فقط اونجا میشینی و جذاب به نظر میای
آره
آره، این کار رو میتونم بکنم
توی این کار خیلی خوبی
رو مخه
توی بخش خفه شدن هم باید خیلی خوب باشی
بهم اعتماد داری؟
آره
آره، دارم
خب، از همکاریتون برام بگین
خب، ما بهترین دوستهای هم هستیم
برای همینه که روی یخ، همیشه
هماهنگیم
محکم
همکاری ما خیلی محکمه
خـ... خب
خب، زندگی و تمرین با رقیباتون چطوریه؟
منظورت غیر از کمبود آب گرم توی صبحهاست؟
شوخی میکنم
خوبه
ما یه خانوادهایم
یه خانوادهی بزرگ و خوشبخت
فکر کنم ما، اوم... فکر کنم تحت فشاریم تا بهترینِ خودمون باشیم
No comments yet. Be the first to leave one.