The Conners

The Conners

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 7

வெளியீட்டு விவரம்

The Conners S07E03 720p x264-FENiX
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 3 The Conners 2018 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

other
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-27
பதிவிறக்கங்கள்: 19
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

خب نویل، ترجیح میدی وانمود کنی

که کاپشن یه بچه تنت نیست

یا می‌خوای بابتش جواب پس بدی؟

بی‌خیال بابا

فقط داره سعی می‌کنه خودشو با محیط هماهنگ کنه

همه دخترای کلاس پنجم از اینا دارن

این کاپشنِ شغل جدیدمه

به عنوان دامپزشکِ باغ‌وحشِ «کین کانتی»

مستقیم از سر کار اومدم اینجا

وقت نکردم لباسم رو عوض کنم

آره، همه‌مون می‌دونیم که چقدر طول می‌کشه

آدم یه کاپشن رو دربیاره

خب، من که بهش افتخار می‌کنم، باشه؟

همگی: اووووه

آآآآه

هوووو

وقتی میرم سرِ نمایش

دکترِ مخصوصِ «پولین»، اون خرسه قطبی هستم

منم به عنوان زنش، یه تور اختصاصی داشتم

و یه سطل ماهی مجانی که پرت کنم واسش

پولین فقط یه خرس معمولی نیست

اون واسه خودش ستاره‌ست

دویست هزار تا فالوور داره

یکیش هم منم

فقط حواست باشه

وقتی تو اینترنت کلمه «خرس‌ها» رو سرچ می‌کنی

مدل‌های خیلی متفاوتی از خرس‌ها وجود داره

خب، آممم، منم یه خبرایی در مورد شغلم دارم

حالا که نویل وقتِ بیشتر و بیشتری رو

توی باغ‌وحش و کلینیک می‌گذرونه، تصمیم گرفتم

یه کاری هست که دلم می‌خواد انجام بدم

اون چه کاریه که می‌خوای انجام بدی؟

خب، اداره پلیس لَنفورد

به خاطر کمبود نیرو داره پلیس‌های سابق رو استخدام می‌کنه

و منم می‌خوام درخواست بدم

پس قراره دوباره پلیس بشم

اومم، کی می‌خواد اول شروع کنه؟

راستش من کلی حرف دارم

ولی یه کم وقت می‌خوام تا تو ذهنم مرتبشون کنم

نه، بی‌خیال بچه‌ها

هیجان‌انگیز نیست؟

منم می‌خواستم وارد این بحث بشم

اما چون قسم خورده بودم که این راز رو نگه دارم، پس نظرم رو که این

مسخره‌ترین چیزیه که تا حالا شنیدم، پیش خودم نگه داشتم

و قصدم دارم همچنان پیش خودم نگهش دارم

فرض رو بر این می‌ذارم که منظورت یه شغل پشت‌میزنشینیه، درسته؟

نه، نه. می‌خوام برم توی عملیات

آخرین باری که توی عملیات بودی

مجبور شدی نیرو رو ترک کنی

چون به پای خودت شلیک کردی

یا همون‌طور که ما بهش می‌گیم: اخراجِ خفت‌بار

زیاد پیش میاد

وگرنه اصطلاحِ

«به پای خودت شلیک کردن» رو نداشتیم

اصطلاحش «به شست پای خودت شلیک کردن»ـه

توی اروپا می‌گن پا

ببینید، اگه یه چیز باشه که من

از دیدنِ مادرِ ۹۶ ساله‌م یاد گرفته باشم

وقتی که با قطار کل این سرزمین پهناور رو سفر کرد

اینه که هرگز نباید از به چالش کشیدن خودمون دست بکشیم

خب پس برو ماندولین زدن یاد بگیر

امنیت کل محله رو به خطر ننداز

من امنیت کسی رو به خطر نمی‌ندازم

نیرو هم محدودیت سنی خاصی نداره

پس اگه اونا فکر می‌کنن امنه، منم فکر می‌کنم امنه

فکر کنم باید توی خونه در این مورد حرف بزنیم

این... این خطرناکه

آها، فکر می‌کنی کار کردن با شیرها

و خرس‌های قطبی خطرناک نیست؟

اون بنده خدایی که داری جاشو می‌گیری، یه لوح یادبود روی زمین داره

درست کنار دکه دونات‌فروشی

می‌دونستم خانواده قراره حسابی از خجالت این موضوع دربیان

ولی من همیشه در هر شرایطی ازت حمایت کردم

چرا تو نمی‌تونی از من حمایت کنی؟

اووووه

من اگه جای تو بودم مراقب بودم، نویل

وقتی عصبانی میشه، میره سراغ چیزی که بیشتر از همه دوست داری

خب، همچین اتفاقی نمی‌افته

چون اون کسیه که من بیشتر از همه دوستش دارم

ولی اگه می‌تونی این کاپشن رو نگه داری

فقط برای یکی دو روز، واقعاً ممنونت می‌شم

خیلی خب، ما اومدیم بابا

چی لازم داری؟

وکیلم ازم خواست این فرم‌ها رو پر کنم

برای شکایتم علیه اون شرکت داروییِ مسکن

نیاز دارم شماها کمک کنید جزئیات رو یادم بیاد

باید ثابت کنیم که اوردوزِ اون

کاملاً تقصیر شرکت دارویی بوده

و هیچ‌کدوم از ما نمی‌تونستیم کاری برای جلوگیری ازش بکنیم

باشه

اوم، اونا می‌خوان بدونن مامان کی

اولین نسخه‌ش رو برای قرص‌های مسکن گرفت؟

آآآ... اوه، خب، من می‌دونم

یه دوشنبه بود در اواسط سپتامبر

یادمه اون موقع توی کازینو کار می‌کردم

با اون لباس‌های تنگ و کوتاه

تازه واسه اولین بار

بهم دست‌درازی شده بود

بعد اومدم خونه

مچِ هریس رو موقع بلند کردنِ جنس از مغازه گرفتم

مارک هم دوباره توی مدرسه کتک خورده بود

چون پیراهن زنونه پوشیده بود

بعد داشتم به مامان در مورد اینا می‌گفتم

اونم گفت: «از هیچی از حرفات مطمئن نیستم

چون همین الان اولین قرص مسکنم رو خوردم.»

آره، چهاردهم بود

سپتامبر بود ۱۴

قطعاً، قطعاً ۱۴ سپتامبر بود

تو چطوری اون همه چیز رو یادت مونده؟

خب، شاید یه جورایی مثل «مرد بارانی» باشم

خیلی از دخترا بابت این موضوع تست نمیشن

باشه. دکتر کِی داروش رو قطع کرد

که مجبور شد از دوستاش قرص بگیره؟

دکتر هیچ‌وقت داروش رو قطع نکرد

مدام دوزش رو می‌برد بالا چون مامان همش شکایت می‌کرد

که دردش آروم نمیشه

بعدش من اون قرص‌های اضافه‌ای رو که

از دوستاش می‌گرفت پیدا کردم

آره، اونجا بود که فهمیدیم اصلاً دوست هم داره

می‌دونستم دوست داره

فقط نمی‌دونستم مثل یه مشت هیپیِ سانفرانسیسکویی

دارن با هم قرص رد و بدل می‌کنن

ولی یه جایی فهمیدی که داره این کار رو می‌کنه

آره

ولی بعد از عمل جراحی

فکر کردم دیگه بیخیالِ همه‌شون شده

هر کس دیگه‌ای هم بود همین فکر رو می‌کرد

آخ، من باید برم سر کار

بابا، تو قضیه رو هر جوری که لازمه بپیچون

تا همون‌طوری به نظر برسه

هی، مامان

سلام

می‌دونی، از اونجایی که همیشه

توی شغل جدیدت تا دیروقت کار می‌کنی

چطوره امشب یه سری بزنم ببینم کجا کار می‌کنی

بعدش هم منو ببری شام بیرون؟

خیلی دوست دارم ولی واقعاً سرمون شلوغه

اون اطراف هم فقط رستوران‌های خیلی لوکس هست

ببخشید

منم می‌تونم لوکس باشم

یه پیرهن فلانلِ خیلی بلند خریدم

که می‌تونم مثل لباس مجلسی با کمربند ببندمش

آآآ، فکر نکنم

باشه، ناهار چطور؟

هر وقت سرم خلوت شد بهت خبر میدم

اوه، وایستا

اون چوب‌شورهای شکلاتی که از «تریدر جوز»

می‌خواستی رو برات گرفتم

عیبی نداره مامان. خودم می‌تونم کوله‌پشتیم رو جمع کنم

اوه، نه، تو الان دیگه آدم مهمی شدی

باید عادت کنی بذاری بقیه برات کار انجام بدن

این رو از کجا آوردی؟

بالنسیاگا؟ این خیلی گرونه، نه؟

بعضی از کله‌گنده‌های شرکت توی دفتر

داستن بابت کوله‌پشتیِ مارک «اولد نیوی» من مسخره‌م می‌کردن

فقط می‌خواستم یه چیزِ شیک داشته باشم

تا دست از سرم بردارن

یا ابالفضل

اون کیفِ فسقلی ۱۳۰۰ دلاره

امیدوارم موقع خریدنش، ۱۲۰۰ دلار توش بوده باشه

این... این اصلاً اصل نیست

از یه پس‌کوچه پشتِ فروشگاه «سون الون» خریدمش

اگه از نزدیک نگاه کنی، روش نوشته «بالنسی‌گاگا»

اوه، «سون الون»

اونجا جاییه که ملت کپی‌های مد رو ازش می‌گیرن؟

می‌تونیم فردا بریم اونجا؟

می‌خوام یه جفت اسکیچرزِ تقلبی بخرم

هیچ‌کس اسکیچرزِ تقلبی نمی‌سازه

قیمت یه جنس کپی هم تقریباً اندازه

جنسِ اصل درمیاد

اوه، تقریباً

خب، ببخشید جناب اشراف‌زاده

باشه مامان، من دیگه واقعاً باید برم

آره، حتماً باید بری

من و هریس واقعاً تعجب کردیم

که تو اومدی اینجا کمک کنی

اون می‌گه به خاطر اینه که واقعاً اهمیت میدی

ولی من پنج دلار باهاش شرط بستم که به خاطر اینه که

هنوز داری با نویل می‌جنگی

ببین بکی، گاهی اوقات توی ازدواج

کارِ عاقلانه اینه که از هم جدا شید تا فضا آروم شه

و اون مجسمه زرافه موردعلاقه‌ش رو بندازی توی شومینه

هی، می‌تونیم حرف بزنیم؟

ما یه سری مسائل داریم که باید حل کنیم

ولی فکر کنم اول باید با زنت حرف بزنی

بله نویل، می‌تونیم ولی فقط برای یه لحظه

چون اینجا واقعاً شلوغه

باشه

داشتم فکر می‌کردم

و اصلاً منصفانه نیست که ازت بخوام بیخیال پلیس شدن بشی

اگه قراره من اون همه وقت رو توی باغ‌وحش بگذرونم

که قبول دارم اونم یه جورایی خطرناکه

ممنونم

پس معامله‌مون این باشه:

من کارِ باغ‌وحش رو ول می‌کنم

تو هم کلاً بیخیالِ قضیه پلیس شدن میشی

باورم نمیشه به خاطر من حاضری ازش بگذری

من این‌جور آدمی‌ام دیگه

خب، همینه که من عاشقتم

و تو حتماً باید اون کار رو بکنی

The Conners subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Conners

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left