முதல் 200 வரிகள்.
این چه گوهیه داری میخوری کالب؟
وایسا تا ببینی چه عکسی گرفتم
قیافت جوری بود انگار داری از ترس پس میافتی
نزدیک بود سرم رو قطع کنی
با این تیغهها
سر بریدن تمیزی از آب در نمیاومد
فقط صورتت رو قشنگ داغون میکرد
نمیخوای بری ببینی حال جسیکا بهتر شده یا نه؟
خوب میشه. بهش کلونوپین دادم
تا بخوابه و این حال سگیش بپره
دختره خیلی رو مخه
جسیکا؟
هی
حالت چطوره، رفیق؟
چون هیچکدوم از اون رفیقای دیگهت
زحمت ندادن بیان
میشه ماشینت رو بردارم و از این جهنم و گیر کردن اینجا
پیش این دوستپسر جدیدت فرار کنم؟
خوش گذشت
بهتره تا نیم ساعت دیگه بیدار شی
وگرنه مجبور میشم برم غرق کنم
اون کرهخرِ مغز فندقی رو
«وحشتِ شدیدِ کابوسم تمام وجودم رو گرفت.»
«سعی کردم دستم رو عقب بکشم...»
«اما اون دست ولکن نبود...»
«و یه صدای خیلی غمگین هقهق میکرد و میگفت:»
«"بذار بیام تو."»
«"بذار بیام تو!"»
«همونطور که حرف میزد...»
«به سختی تشخیص دادم...»
«صورت یه بچه رو که داشت از پنجره نگاه میکرد.»
«وقتی دیدم تلاش برای...»
«خلاص شدن از دست اون موجود فایدهای نداره...»
«مچ دستش رو کشیدم روی شیشه شکسته...»
جس؟
«...و عقب و جلو کشیدمش...» لطفاً خفه شو
«...تا وقتی که خون راه افتاد...»
«و ملافهها رو خیس کرد.»
«اما اون هنوز ناله میکرد: "بذار بیام تو!"»
جسیکا
لعنتی، لعنتی، لعنتی
نه، جس. جس؟ جس؟
حالا کی کرهخرِ مغز فندقی شده؟
کالب
این چه گوهیه؟
اوه، خدای من
چه بلای لعنتیای سرت اومده؟
جس؟
جسیکا؟
این چه گوهیه؟ چی؟
نه، نه، نه
کالب
نه
نه، کالب
کالب
بث
بث، اونجایی؟
فقط پنج دقیقه بهم وقت بده، خب؟
براندون داره دیوونه میشه
نمیتونه گیتار استراتی که برنده شده بود رو پیدا کنه
تو اون مسابقه مچاندازی دیشب
من قبلاً کوکِش کردم و گذاشتم سمت چپِ سِن
همونطور که نیم ساعت پیش بهت گفتم
حالت اون تو خوبه؟
خوبم
فقط برو سر پستت
قبل از اینکه پرده بره بالا برمیگردم
حله، رئیس
تیشرت مشکی محبوبم رو ندیدی؟
برای اعتراضات روز کارگرِ فردا لازمش دارم
مامان؟
قرار نیست تنهایی بری سراغ هیچ اعتراضی
بابای سوفی ما رو میبره
تا حالا ده بار بهت گفتم
یادت اومد؟
خب، یادت بود سبد لباسای حموم رو چک کنی؟
به دنی بگو صدای آهنگ رو کم کنه
مامان میگه: «صدای اون آهنگ رو کم کن!»
خودم هم میتونستم اینو بگم
کاسی، امیدوارم قیچی من دست تو نباشه
پیش من نیست، مامان
کثیفه
خب، بندازش تو لباسشویی، بعداً میشورمش
یادت میره. همیشه یادت میره
خودت که میدونی ماشین لباسشویی کجاست
هی، بریجت. مامان شیفت شبه
و میخوایم همه فیلمای فردی رو پشت سر هم ببینیم
حتی اون مزخرفاش رو. هیچکدومشون مزخرف نیستن
خب، تو... میخوای بیای اینجا و
مگر تو خواب ببینی
دوستپسرات خیلی عجیبغریبن
خودت عجیبغریبی
کاسی
امشب مشتری زیاده، دنی؟
برو بیرون، بریج! میرفتم ولی
بذار بیام تو
یکی در رو باز کنه، لطفاً
باشه، باشه
پِخ
بث
خیلی عوضیای
سورپرایز، خواهری
کی رسیدی به شهر؟
با اوبر مستقیم از فرودگاه اومدم اینجا
هوم
اصلاً خوابیدی؟ شبیه مامان شدی
بهتر از اینه که شبیه تامپون باشم
میدونی، آیفون پایین کاملاً خرابه
راحت از تو خیابون اومدم تو
کل ساختمون داغونه
تا یه ماه دیگه تخریبش میکنن
شوخی میکنی
نه بابا. باید جابجا شیم
جای جدیدی پیدا کردین؟
هنوز نه
لعنتی ال، تو و جی قرنهاست که اینجایین
بانکوک باحال بود؟
عالی بود. طرفدارای اونجا خیلی دیوونه و پیگیرن
خون مار خوردی؟
هی، این بیاحترامی به فرهنگشونه
کباب مغز میمون چی؟
آره، این یکی خیلی بهتر شد، دنی
کاسی، رفیقت کیه؟
اسم اون «استفانی»ئه
اوه. سلام، استفانی
قضیهش چیه؟
دنی بهم گفت وقتی این ساختمون قبلاً بانک بوده
مچ یه تحویلدار رو موقع دزدی گرفتن و اونم خودش رو دار زده
و اگه با سکه تو جیبت اینور اونور بری
روحش صدای جیرینگجیرینگشون رو میشنوه
و اونقدر میترسونتت تا بمیری و بتونه همه پولات رو برداره
واقعیته
اگه بیاد سراغ من
استفانی اول اونو تا حد مرگ میترسونه
روح وجود نداره
تا حالا یکی دیدی؟ نه
پس از کجا میدونی وجود ندارن؟
چون
من فقط چیزی رو که ببینم باور میکنم
برای منه؟
فقط مخصوص دخترای راکِ کلهخره
ببین مامان. من کلهخرم
لطفاً با دنیای طرفدارای خُلت شستشوی مغزیش نده
«گروپی» دیگه چیه؟
لقب محبوبیه که مامانت واسه من گذاشته
با اینکه میدونه من تکنسین گیتارم
هر چی تو بگی
هی، آدم باش وگرنه کادو بی کادو
راستی تا یادم نرفته
ببین واسه باباتون چی گرفتم
قضیه چیه ال؟
دنی، ماشین من رو بردار و با خواهرات برو پیتزا بگیر
باشه مامان
اصلاً نمیتونم این چیزا رو درک کنم
چی شده؟ پای کسی دیگه در میونه؟
نه. اون فکر میکنه خرجی دادن
مساوی با پدری کردن از راه دوره
چرا به من نگفتی ال؟
همون موقع با اولین پرواز میاومدم
تا کمکت کنم از پس این شرایط بربیای
بهت زنگ زدم
دو بار
بار اول وقتی بود که بهم گفت داره میره
بار دوم شبی که وسایلش رو جمع کرد و رفت
اون مال دو ماه و نیم پیش بود، بث
متاسفم، خب؟
میدونی که وقتی تو جادهم کلاً غرق کار میشم
و الان دارم سعی میکنم سرتکنسین بشم
و اگه بشم، اولین زنی میشم که
تو گروهمون به این جایگاه رسیده، پس
خواهش میکنم الی، باید درست و حسابی دربارهش حرف بزنیم
ال
ببین، امشب میتونی روی کاناپه بخوابی
اما من باید وسایلم رو جمع کنم و جابجا شم
هی، بثیِ من
الیام. فقط
زنگ زدم حال و احوال کنم. و، اوم
من و جی، ما، عه
میدونی چیه
سرزنشت نمیکنم
خودمم از صدای خودم بدم میاد
تو چته بث؟ چه خبرته؟
بازم گند زدم، طبق معمول
و لازم دارم کمکم کنی بفهمم باید چه غلطی بکنم
دوباره
چی شده؟
هوم
عجله کن، بریج
میخوای تو حملشون کنی؟
میخوای گواهینامهت رو بگیری؟
یالا کاسی
زلزله
زود باش
برو
بمون زمین
لعنتی
خیلی شدید بود
فکر کنم شلوارم رو خیس کردم
گرمه؟
نه
No comments yet. Be the first to leave one.