Love is Blind

Love is Blind (Love Is Blind)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 9

வெளியீட்டு விவரம்

Love Is Blind S09E12 Vow or Never 720p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 9 قسمت 12 Love Is Blind 2020 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-11
பதிவிறக்கங்கள்: 26
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

به «عشق کور است» خوش اومدین

عاشق شدن باید هیجان‌انگیز و ترسناک باشه

عاشق شدن باید این حسی باشه. چه باحال

شما این شانس رو دارین که

فقط بر اساس باطنتون عاشق بشین

من مَردِت می‌شم. همیشه پیشتم. اوه، عاشق این حرفتم

عاشقتم. منم عاشقتم، آلین

مدیسون، با من ازدواج می‌کنی؟

بله! بله

بله، حتماً

مرسی عزیزم. قرار نبود این‌جوری زار بزنم

و بعدش برای اولین بار نامزدتون رو می‌بینین

تو فوق‌العاده‌ای. خودت می‌دونی؟

پادشاه شکلاتی من. اوه

تو بی‌نقصی. قول می‌دم. مرسی

تا الان جذابیتتون کاملاً بر اساس

یه پیوند عاطفی بوده

من و تو با هم انگار جایزه‌ی بزرگ رو بردیم. خوشحالم که تویی

دوستت دارم

امیدوارم این رابطه‌ی عاطفی رو به یه رابطه‌ی فیزیکی تبدیل کنین

ادموند، تو عجب آدم کثیفی هستی

من به‌خاطر شوخی‌هات و اینکه همه چی باهات راحت و خوش بود عاشقت شدم

اینجا دیگه اتاقک‌ها نیست

آیا قیافه، نژاد یا سبک زندگی تو دنیای واقعی اونا رو از هم جدا می‌کنه؟

اینکه من برات ذوق دارم اذیتت می‌کنه. این ناراحتم می‌کنه

تو نمی‌تونی منو مجبور کنی پای سفره عقد بیام. من مجبورت نمی‌کنم کاری کنی، نیک

تویی که الان داری ازم می‌خوای برم

واقعاً متقاعدم کرده بود که قراره شوهرم بشه

اصلاً درست نیست

می‌دونم که تو اون آدمِ من نیستی

حس می‌کنم انگار دارم از درون می‌میرم

قلبمو کاملاً شکستی

تو بی‌خیالی، مسئولیت‌پذیر نیستی. وقتی اشتباه می‌کنی نمی‌خوای بشنوی

اگه فکر نکنم مقصرم، قرار نیست عذرخواهی کنم

چون اون‌وقت می‌فهمی که حرفم جدی نیست

این‌جوری منو از کوره در می‌بری

هفته‌ی کاریِ معمولیِ تو این‌طوریه که ریخت‌وپاش‌هات رو جمع نمی‌کنی؟

لباس‌هات رو نمی‌شوری؟ آره

از سر کار میاد خونه و یکی دو تا آبجو می‌خوره

این سبک زندگی من نیست

بهم بگو می‌خوای چیکار کنم

نه

تو یه آدم بالغی

من مدام در حال جنب‌وجوشم

می‌خوام برم تنیس بازی کنم. خیلی دوست دارم تو هم باهام بیای

من نمی‌تونم چهارشنبه ساعت ده صبح تنیس بازی کنم

نمی‌خواستی بحث پول وسط باشه

همه‌ی اون مردهای دیگه‌ای که تاجرای خیلی پولدار بودن

و احتمالاً همه‌ی اون کارها رو باهاشون انجام دادی، هیچ‌کدوم به سرانجام نرسیدن

واسه همین منو انتخاب کردی

آره عزیزم

اوه! هوو

برو بریم مِگ

سلامتی بچه‌ها، جدی می‌گم. هیجان‌زده‌ام. زندگیم قراره برای همیشه عوض بشه

دیگه اون آدم سابق نمی‌شم

نمی‌تونم باشم. آره

توی ازدواج، این‌طوری نیست که فقط بگی "از این وضعیت متنفرم، دارم می‌رم."

درسته. باید بمونی و بجنگی

اون منو بی‌قیدوشرط دوست داره

منو می‌خندونه

و کاملاً احساس امنیت می‌کنم

اگه روز بدی داشته باشم یا وقتی بیدار می‌شم قیافه‌م داغون باشه، اون قبولم می‌کنه

براش اهمیتی نداره

اون عاشق همین آدم شده. آره

فکر کنم بزرگترین متغیر، مسائل سبک زندگیه، چون مثلاً

همیشه نمی‌خوام تنهایی سفر کنم. نه، نه

داری به "جردن" شک می‌کنی؟

یا داری به... تغییر سبک زندگی "مگان" شک می‌کنی؟

همه‌ی ما داشتیم در مورد همین سوال حرف می‌زدیم

سوال خوبیه

راستش، بزرگترین ترسم

اینه که تو به‌خاطر اینکه عاشق اون بچه شدی بگی بله

اون بچه احساساتت رو پیچیده می‌کنه

همین الانشم کرده. همین الانشم کرده

ولی از اون طرف پیش خودم می‌گم: "اگه مگان بله بگه و یه خانواده‌ی زیبا بسازه چی؟"

می‌دونم. و این دقیقاً همون چیزیه که اصلاً معلوم نیست

چی می‌شه اگه یه زندگی معرکه با بچه‌ای بسازه که خیلی دوسش داره؟

درسته

و بچه‌های جدیدی که اونو و اونو دوست دارن

کلی "اگه این‌طور بشه چی" وجود داره. کلی چیزهای نامعلوم

اما در مورد تو و آنتون چی؟

اون روسیه و سنت اونجا اینه که مَرد خرج خانواده رو می‌ده

شاید مثلاً داره با حساب‌وکتاب خرج می‌کنه

پول خیلی خوبی درمیاره. حتماً

باشه، پول خوبی درمیاره

حتماً. نه "پول خیلی زیاد"، ولی

با اینکه راننده کامیونه مشکلی نداری؟

خیلیا به این شغل با تحقیر نگاه می‌کنن، مخصوصاً زنی در سطح تو

اگه با کسی روبرو می‌شدم که فقط می‌گفت "من راننده کامیونم و عاشقشم..."

"...و قصد دارم کل عمرم همین کار رو بکنم"، می‌گفتم "اصلاً و ابداً"، می‌فهمی؟

اما اون درباره‌ی باز کردن یه آرایشگاه در آینده حرف می‌زنه

یا باز کردن یه جور رستوران

پتانسیل زیادی داره

اما یه احتمال دیگه هم هست که تا ابد راننده کامیون بمونه

داری چی می‌گی؟

فقط دارم می‌گم. دو تا احتمال وجود داره

ما دو تا زنی هستیم که در آستانه‌ی طلاقیم، باشه؟

ما نمی‌خوایم که تو

بذار با چند تا زن که ازدواج موفقی داشتن حرف بزنم

حقیقت همینه. تو باید با همین آدمی که الان هست ازدواج کنی

و اگه این آدمی که الان هست

آدمِ درستی نباشه

پس انتخاب درستی نیست

اما همین آدمی که الان هست می‌تونه انتخاب درستی باشه

و بتونی بقیه‌ی عمرت رو باهاش خوشحال باشی

جوابت بله‌ست یا نه؟

آیا اون پرتوقعه؟ قطعاً

آیا تو مدیریت پول بهترینه؟ نه

آیا آشپزی و تمیزکاری می‌کنه؟ نه

ولی در عین حال، چیزهایی هست که برام بیشتر از اینا ارزش دارن

آیا حاضرم دل رو به دریا بزنم؟ آره، حاضرم. می‌خوام بگم بله

فقط مسئله اینه که "آیا اونم حاضره؟"

تو آهنگ متنِ توی ذهن منی

بچه‌ها، حلقه‌ها رو دستتون کنین. بیا

انگار به اندازه‌ی کافی بزرگ نبود

چند قیراطه؟

۲۰؟ این دقیقاً همون چیزیه که دوست دارم

فقط هیجان‌زده‌ام که توی یه خونه باشم و یه زندگی روزمره داشته باشم

متاهل. همون قصه‌ی "خونه با حصارهای چوبی"

رویای آمریکایی که جردن داره بهش می‌رسه

پس با من بخون

بیا با هم بخونیم

ممنون

مرسی

امروز بزرگترین روز زندگیمه

خیلی هیجان‌آوره، به بهترین شکل ممکن

خیلی نازه

وای خدای من

در بهترین حالت

حلقه‌ی ازدواج رو توی انگشتش می‌کنم

و با هم از اینجا می‌ریم بیرون

من فقط... عاشقشم

اگه روش قدیمی جواب نمی‌ده

می‌تونیم به سمت روزهای بهتر تغییر مسیر بدیم

خیلی خب، مرسی

تو رو در مرکز طوفان در امان نگه می‌دارم

واو

امروز چه روز بزرگیه

همیشه می‌خواستم ازدواج کنم. همیشه می‌خواستم آدمِ خودم رو پیدا کنم

و امروز روزیه که عشقمون رو جشن می‌گیریم

اوه لعنتی، این عالیه

هردومون خانواده می‌خوایم و فکر می‌کنم اون مامان فوق‌العاده‌ای بشه

«بالاخره روزی که مدت‌ها منتظرش بودیم رسید.»

«هرچند در واقع اصلاً اون‌قدرها هم طولانی نبوده.»

بزرگترین ترسم برای امروز اینه که، اه

علی پای سفره عقد بگه نه

خیلی شیرین بود

نامزد بهترین دوستش امروز صبح بهم پیام داد و گفت

«به حست اعتماد کن. روز خیلی زیبایی می‌شه.»

«نمی‌تونم برای دیدنت صبر کنم.» اوه

صبر کن، این همون نامزدیه که قضایای مهمونی گرفتن‌ها رو بهت گفت؟

نه، اون یه دوست‌دختره

اون یه دوست‌دختر بود. باشه. اوم‌هوم

و فقط سه ماهه که دوست‌دخترشه

آره. واسه همین نمی‌دونم چقدر

اطلاعاتش دقیقه؟ ...آره، اطلاعاتش

و توی این چند هفته‌ی اخیر چیزی در اون رابطه ندیدم، می‌دونی؟

آره. مامان چه حسی داره؟ آره

من می‌ترسم چون اون الکل می‌خوره

توی خانواده‌ی ما، ما الکل نمی‌خوریم

در این مورد می‌ترسم، می‌فهمی؟

من الکل می‌خورم، مامان

ولی نه مثل آدمایی که هر روز می‌خورن

فکر کنم باید کمی در این مورد بهش حق داد

درست نیست. من واقعاً خوشم نمیاد

آره

اوه لعنتی. اینا لنگه‌به‌لنگه‌ان

پسر عزیزم کجاست؟

چطور می‌تونم کمکت کنم عزیز دلم؟ جوراب‌ها اشتباهن

جوراب‌های لنگه‌به‌لنگه؟ جوراب‌های لنگه‌به‌لنگه، آره

آره، باورت می‌شه؟

این نشانه‌ی خوبیه. آره؟ داری دروغ می‌گی؟

نشانه‌ی خوبیه

نه، نشانه‌ی خوبیه. نگران نباش. جدی؟

داری دروغ می‌گی؟

خیلی دوستت دارم. عاشقتم. خیلی وقته منتظری؟

جوراب‌ها رو نشون نده. هیچ‌کس نمی‌فهمه

فقط یه خطه

این آخرین چیزیه که باید نگرانش باشی، باشه؟

چه حسی داری؟ یه کم نگرانم

نگران نباش. خدا همه چی رو می‌بینه. بذار برات دعا کنم

مثل یه مادر برات آرزوی خوشبختی می‌کنم

تو عزیز منی، یکی‌یدونه‌ی منی، سوگلی منی، شادی منی

تو بهترین چیزی هستی که دارم

باشه، آروم باش

خیلی سنگین نفس می‌کشی

استرس داری. نمی‌خوام استرس داشته باشی

می‌دونی فرزندم، تو بهترینِ دنیایی

هیچ چیزی برای نگرانی وجود نداره

اون باید قدر روح تو رو بدونه

و ویژگی‌هات رو. باشه؟ آره

چون همه چی رو نمی‌شه با جیب و پول شمرد

نه. روح مهم‌ترین بخشه. البته

البته

اگه بگه نه، این می‌شه تجربه‌ت

اگه بگه بله، من برات دست می‌زنم

فقط آروم باش

بیا بریم. کمکت می‌کنم کتت رو بپوشی

نه، خودم می‌پوشم. نه، من می‌پوشونم

مرسی. عزیزم، بذار بغلت کنم

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left