The Copenhagen Test

The Copenhagen Test

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

The Copenhagen Test S01E04 1080p WEB h264-ETHEL
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 The Copenhagen Test 2025 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-12-27
பதிவிறக்கங்கள்: 144
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

الکساندر، این داروی ضد اضطرابه

یه جور بقایای

فلزی نانونیتی داخلشه

این قرص‌ها از کجا اومدن؟

ریچل کسپریان. نامزد سابقم

فکر کردم قرص‌هات داره تموم می‌شه

اون با اون سه تا «نفوذی» در ارتباط بود

که توی کره شمالی از دست دادیم

و بعدش هم خیلی اتفاقی

ما رو راهنمایی کرد

سمت مدارکی که تبرئه‌اش می‌کرد

اون تبرئه شده. قضیه رو تمومش کن

مویرا: اگه شما دو تا لازم دارید آزادانه با هم حرف بزنید

یه زیرزمین هست که سیگنال‌ها اونجا مسدود می‌شن

اگه اون واقعاً آدم خوبیه

پس یه بخشی از وجودش احساس گناه می‌کنه

از اینکه من مامور شدم که تظاهر کنم عاشفش شدم

خوبه

صفحات رو به‌روز می‌کنم

«تظاهر به عاشقت شدن کار سختی نیست.»

الکساندر: داری ازم می‌خوای اطلاعات واقعی رو ببینم

اطلاعات طبقه‌بندی شده. چرا؟

چون می‌خوایم دشمنمون هم اون‌ها رو ببینه

اگه دادن اطلاعات ارزشمند بهشون رو قطع کنیم، متوجه می‌شن

الکساندر، داری «پوسایدون» رو فدا می‌کنی

حالا شکار رو شروع می‌کنیم

دشمن ما داره اطلاعات رو به هر کسی که بخواد می‌فروشه

بدون توجه به اینکه

چطور اتحادهای سیاسی رو بی‌ثبات می‌کنه

ما دنبال یه «گرگ تنها» هستیم

رئیس دفتر: اگه فکر می‌کنی کل درگیری من امروز صبح

فقط همین موضوعه، سخت در اشتباهی

من کارهای مهم‌تری برای انجام دادن دارم

ولی تمام روز رو همین‌جا می‌مونم تا حقیقت رو بفهمم

هفت نفر توی اون ایمیل بودن

حتماً کار یکی از شماست

زل بزن تو چشمام و بگو که تو لوش ندادی

من پیش‌نویس یادداشت رو لو ندادم، قربان

امثال تو رو خوب می‌شناسم

صدها بار توی «کپیتول هیل» امثال شما رو دیدم

یه کارمند جوون و تازه‌کار

که فکر می‌کنی می‌تونی کار همه رو

بهتر از خودشون انجام بدی

اما در کمال تعجب

واشینگتن اون‌قدر شعور نداشت

که تو رو به عنوان مهره طلایی جدیدش انتخاب کنه

پس دنبال راهی برای انتقام می‌گردی

با یکی تو مطبوعات رفیق می‌شی

و چیزی رو لو می‌دی تا وجهه همه‌مون رو خراب کنی

من پیش‌نویس یادداشت رو لو ندادم، قربان

خب، بهم بگو، بحث پول بود؟

رد کردن پول برای من هم سخت می‌بود

اگه مثل تو بزرگ شده بودم

توی فقر مطلق

توی محله‌های کپرنشینی که تا چشم کار می‌کنه ادامه دارن

با بورسیه دانش‌آموزان بی‌بضاعت وارد پرینستون شدی

و وحشت داشتی که بقیه بفهمن

که جات بین اون بچه‌پولدارها نیست

همه‌مون متوجه اون کت و شلوار شیکی که

هر روز می‌پوشی شدیم

انگار تنها کت و شلواریه که داری

خب، وضعیت از این قراره:

برام مهم نیست که کار تو بوده یا نه

فقط اعتراف کن که لو دادیش. بذار غائله ختم بشه

و می‌تونی شغلت رو حفظ کنی

می‌دونید چطور می‌تونید مطمئن بشید که من لوش ندادم؟

چون اگه این کار رو می‌کردم، اون رو برای

اون «پروپابلیکا»ی لعنتی نمی‌فرستادم

با «جیم سیدلر» توی روزنامه «پست» تماس می‌گرفتم

سیدلر؛ س-ی-د-ل-ر

ازش می‌خواستم که موضوع رو

به طور غیررسمی با کارکنان رئیس کمیته تایید کنه

بعدش به جای فرار کردن ازش

سناتور رو متقاعد می‌کردم که به اون به چشم

یک برگ برنده برای کمپین انتخاباتی‌اش نگاه کنه

و ازش برای انتخاب مجددش استفاده کنه

اون وقت تا شش ماه دیگه، من جای شما بودم، قربان

تو اخراجی

تا حالا ندیده بودم کسی بتونه اون رو عصبی کنه

لابد آدم مهمی هستی

اگه بخشی از تیم تحقیق کنگره هستی

باید بدونی که

مطمئنم خودش اون رو لو داده

می‌دونم

من برای اون اینجا نیومدم

فکر کردی که بعد از این می‌خوای چیکار کنی؟

سنت جورج: چیزهایی که نمی‌تونی با خودت حمل کنی

سنت جورج: ...همه‌شون رو بنویس

بعدش دفنشون کن

و سعی کن دیگه نبش قبرشون نکنی

مویرا: می‌دونی که یه دفتر کار داری، مگه نه؟

اینجا بهتر فکر می‌کنم

این جای نگرانی داره

اون چیه؟

اون همون هکر «گرگ تنها»ییه که دنبالشیم

یک مهره غیردولتی که با سرویس اطلاعاتی روسیه در ارتباطه

و فکر کنم می‌دونم

چطور از الکساندر برای بیرون کشیدنش استفاده کنیم

کارت‌پخش‌کن: نوبت شماست قربان، پنج هزار تا

افزایش به بیست هزار تا. سال: اوه

از اون مدل‌های قوی و ساکت

فکر می‌کنه ورق‌های خوبی داره

یا... یا تمام شب رو منتظر مونده

که فقط الان بلوف بزنه؟ زن: اوم

خوشم می‌آد وقتی آدم‌های جدید توی این بازی شرکت می‌کنن، واقعاً خوشم می‌آد

به... به نظرم جالبه

چالش برانگیزه

اینکه سعی کنی بفهمی طرف مقابلت رو چطور باید بخونی

کارت‌پخش‌کن: «سه تا از یک نوع» روی میز

من هم می‌خونم

کارت‌پخش‌کن: «استریت فلاش»

اوه

دست خوبی بود

می‌خوام برم نوشیدنی بگیرم. کی می‌خواد؟

نوشیدنی؟ نه؟ نوشیدنی؟

مرد: نه، من اوکی‌ام

سال: خدای من، شماها چقدر کسل‌کننده‌اید

مویرا: خب، تو دو هفته است که تحت پوششی

چرا چیزی رو که می‌دونی بهمون نمی‌گی؟

هدفمون، «سال»، آدم صبور، محتاط و باهوشیه

با دویست هزار دلار وارد بازی می‌شه، پنجاه تا رو می‌بازه

و بعد با صد و پنجاه هزار تای باقی‌مونده

به صورت نقد و تمیز خارج می‌شه

اون طوری وانمود می‌کنه که همه باور کنن

فقط یه پوکرباز ناشی و افتضاحه

اما در واقع داره پول‌شویی می‌کنه

دقیقاً. اون مهره کثیفیه

رابط اینترپل با اف‌بی‌آی

و در ارتباط نزدیک و دائمی با سازمان‌های جنایی

موقعیتش برای رشوه گرفتن عالیه

چی می‌خواد؟ فقط پول؟

فکر کنم قضیه فراتر از این‌هاست

اون بدبینه. می‌ترسه

می‌دونه که وقتش داره تموم می‌شه

و به محافظت نیاز داره

پرونده‌اش خیلی سیاه‌تر از این حرف‌هاست

که بتونه قسر در بره

شما... از قبل همه این‌ها رو می‌دونستید

تحت نظر ما بود

که یه نفر توی بخش بین‌المللِ

مقر فرماندهی اف‌بی‌آی خودش رو فروخته

مشخصاتش به یه رابط اینترپل می‌خورد

حالا دیگه تایید شد. اون «سال کلمنته» است

و شما می‌خواستید من قیافه‌اش رو ببینم

آره

می‌دونی چرا؟

شما عملیات «کلیمور» رو بر پایه

منبعی به اسم «موزاییک» بنا کردید

شما دارید به دشمن می‌گید که «سال» همون موزاییکه چون

چون اصلاً موزاییکی وجود نداره

وقتی هنوز به من شک داشتید، اون رو از خودتون درآوردید

اما حالا دارید موزاییکی رو انتخاب می‌کنید که دشمن طالبش باشه

یه مهره خودفروخته که بخوان ازش استفاده کنن

دارید دشمن رو بیرون می‌کشید

ما عملیات‌های واقعی رو فدا کردیم

تا اون گرگ تنها خیالش راحت بشه

حالا یه تله می‌ذاریم

و از سال کلمنته به عنوان موزاییک استفاده می‌کنیم

و چطور این کار رو می‌کنیم؟

داستانی که برای دشمن تعریف می‌کنیم اینه

که موزاییک یه درایو مغناطیسی رمزگذاری شده

حاوی اطلاعات طبقه‌بندی شده داره

این خبر رو پخش می‌کنیم که اون درایو

از همین منطقه اومده

منطقه‌ای که می‌دونیم گرگ تنهامون توش فعالیت می‌کنه

و توی اون درایو، هویت

کسی که اون نفوذی رو توی «ارفتج» گذاشته، وجود داره

اون فکر می‌کنه یکی از نزدیکانش بهش خیانت کرده

و داره لوش می‌ده

اون دستش رو شده

پارکر: دقیقاً

درایو رو از طریق یه واسطه غیرقابل ردیابی

به دست موزاییک می‌رسونیم

گرگ تنها نمی‌فهمه کی اون رو فرستاده

فقط می‌فهمه که موزاییک اون رو در اختیار داره

اون درایو طعمه است

دشمنمون مجبوره از موزاییک استفاده کنه

باید بدونه درایو کجاست

و کی اون رو دیده

تو تصویرش رو ضبط کن و ما عقب می‌کشیم

تا ببینیم کی سر و کله‌اش پیدا می‌شه

بد نیست، پارکر

از «بد نیست» هم بهتره

معرکه‌ست

اوه، «معرکه»

بهش نزدیک شو

خودت رو به عنوان خریدار احتمالی درایو جا بزن

لازم داریم که اون، خبر درایو رو توی پخش زنده بهت بگه

تا دشمن هم بشنوه

ولی نذار فعلاً بفهمه تو کی هستی

مارلو: اگه فکر کنه از «ارفتج» هستی

ممکنه بدترین احتمال رو بده و فرار کنه

زمان‌بره

مرحله بعدی، تماس دو نفره است

من همین الانشم به اونجا رسیدم

اون فهمیده که یه نفر دیگه داره

از لحاظ مالی من رو تامین می‌کنه

فکر می‌کنه من یه بازیکن حرفه‌ای نفوذی‌ام

من رو به یه بازی بزرگ توی بالتیمور دعوت کرد

فردا راه می‌افتم

More Farsi Persian subtitles for The Copenhagen Test

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left