The Graham Norton Show

The Graham Norton Show

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 33

வெளியீட்டு விவரம்

The Graham Norton Show S33E20 Compilation Show 1 1080p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-TBN
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 33 قسمت 20 The Graham Norton Show 2007 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-28
பதிவிறக்கங்கள்: 18
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

این سری تموم شده، ولی ما هنوز اینجاییم و آماده‌ایم یه نگاهی بندازیم

به بعضی از بخش‌های مورد‌علاقه‌م

پس تکیه بدید، حالشو ببرید و بریم که برنامه رو شروع کنیم

این برنامه حاوی الفاظ تند و بی‌پرده است

بفرمایید بشینید

وای، چقدر از دیدن همه‌تون خوشحالم

و کلی چیز هست که باید بابتشون به تیلور سوئیفت تبریک بگیم

ولی اونی که حس می‌کنم باید حتماً بابتش تبریک بگم

این جواهر جدید روی انگشته. ارتقای سخت‌افزاری؟ بله

ببینیدش

من همین‌جوری نگاش می‌کنم، انگار دارم تلویزیون تماشا می‌کنم. بله

فکر کردم «گرتا» می‌خواد از اون ذره‌بین‌ها دربیاره

آره، عینک تک‌چشمی‌م رو. که مطمئن شم اصله

بعد از سریال «د پیپر»، این برنامه مورد‌علاقه‌مه

اینم یه یادآوری خیلی سریع از خبر نامزدی

که اینترنت رو ترکوند

چی بود، حدود ۳۵ میلیون لایک یا یه همچین چیزی اون عکس گرفت

وای خدای من

و این خودِ لحظه‌ی پیشنهاد ازدواجه؟

در واقع آره، همینه

واقعاً برای غافلگیر کردنم سنگ تموم گذاشت، چون

ما در واقع داشتیم یه قسمت پادکست ضبط می‌کردیم

اون یه پادکست داره به اسم «نیو هایتز» (New Heights). آره

ووه! و ما

اوه! آره!

چند تا آمریکایی داریم. داریم... بله، عالیه

خلاصه، حدود سه چهار ساعتی پادکست ضبط کردیم

و اون وسط، پشت خونه‌ش

داشت کل حیاط پشتی رو تبدیل به این می‌کرد

واو! و یکی از کارایی که

خیلی استراتژیک اونجا انجام داد

گذاشتن یه دیواری از شمشاد بود که قبلاً اونجا نبود

و لای شمشادها عکاس تورِ من بود

که تو بوته‌هایی که قبلاً وجود نداشتن قایم شده بود

واقعاً... سنگ تموم گذاشت. بیستِ بیست بود

الان مردم با خودشون می‌گن: «ای بابا، منم می‌خواستم همین آخر هفته...»

«...پیشنهاد بدم. دیگه چه فایده‌ای داره؟» کار رو برای بقیه سخت کردی

فوق‌العاده‌ست. آقایون یاد بگیرید. آره، واقعاً کیف می‌ده

که دقیقاً همون لحظه رو داریم. آره! آره

خب، بهت تبریک می‌گم

و کیلین مورفی، به تو هم تبریک می‌گم

دفعه‌ی قبلی رفتی و یه اسکار بردی. اوه، آره

ممنونم

پارسال

بعد از اون بردنِ اسکار بود که تیلور سوئیفت رو دیدی؟

آره، تو یه مهمونی بودیم

کل اکیپ و خانواده و بچه‌هام همراهم بودن

فکر نکنم بچه‌هام از نظر قانونی اصلاً اجازه داشتن اونجا باشن

یعنی، نمی‌دونم، ولی خیلی بهشون خوش گذشت

پسرهات آینده‌ی دنیای ما هستن

اوه، خب، این... اونا هم‌صحبت‌های خیلی خوبی بودن

هم آدم‌های جالبی بودن و هم با اشتیاق گوش می‌دادن

این یعنی یه موفقیتِ واقعی. ممنونم

اینجا هستن، مگه نه؟ آره، یکیشون اینجاست

آره. می‌شه... «آران»، آره

یه لحظه... من یه

اوه، دقیقاً همونجاست! از قیافه‌ش تابلوعه

وای خدای من، دقیقاً تیپ و استایل کیلین مورفی رو داره

اگه این یه مسابقه‌ی تلویزیونی بود، همه‌مون همین الان برنده شده بودیم

خیلی راحت بود. و جودی ترنر-اسمیت

تو موردِ عجیبی هستی، چون فکر کنم می‌دونی که

تیلور سوئیفت رو دیدی، ولی نمی‌دونی کجا...؟ نمی‌دونم چرا همه می‌گن

که یادم نیست کجا دیدمش. چون مست بودیم. آهان، خب

تو «گلد پارتی» بود و من یادمه

نه، نه، نه، تو مهمونیِ مدونا بود

مهمونی مدونا بود؟ آره، مهمونی مدونا بود

در واقع فکر کنم تو مهمونی بیانسه بود

من تو مهمونی بیانسه بودم! اونجا ندیدمت

یعنی... تو تو مهمونی بیانسه نبودی؟ نه. باید با هم اوکی کنیم

باید یه گروه چت راه بندازیم

از اینجا می‌دونم که تو مهمونی مدونا بود

من... من به هیچ‌کدوم از این مهمونی‌ها دعوت نشده بودم

ولی یادمه که خاله زنک‌بازی‌هاش حرف نداشت

ولی یادم نیست چی بودن!

داشت بهمون خوش می‌گذشت. آره

معرکه بود

و دونال. سلام. سلام گراهام.

نه، نه، نه... ممنون که دعوتم کردید. مرسی

شرط می‌بندم... سرِ پولِ حسابی شرط می‌بندم که کیلین مورفی رو می‌شناسی

اوم، نه واقعاً

نه بابا! اِ، آره. آره، آره. یکی از

یعنی فکر کنم سومین یا چهارمین کارِ تصویریم

تو فیلمی بود که کیلین نقش اولش بود و اون

و من وقتی ۱۹ سالم بود و داشتم اولین کارم رو می‌کردم، دیدمت

و همیشه فوق‌العاده بوده. آره، یه بازیگر بی‌نظیر

و یه آدمِ محشر. آره، من دونال رو وقتی دیدم که داشت

تو یه نمایش از «مارتین مک‌دونا» تو وست‌اند و برادوی بازی می‌کرد

و اون موقع‌ها عین آهنربا جذاب بود، الانم هست

اون موقع‌ها؟

تیکه انداخت

خیلی بی‌رحمانه بود! «باید اون موقع‌ها می‌دیدیش»

بزنیم به سلامتی. به سلامتی. همگی: به سلامتی! سلامتیِ همگی. خب

آره

اگه می‌خواید بدونید، تکیلاست

بد نیست

خب، بعضی‌هاتون همدیگه رو می‌شناسید

جیمز، باید بپرسم حالت خوبه؟

چون زدی خودت رو ناقص کردی

«حالت خوبه؟ چون هیچ‌کی رو نمی‌شناسی.»

خب، اونم هست!

حس می‌کنم... تو رو می‌شناسم. تو رو می‌شناسم. آره

بقیه رو هم که تو پشت‌صحنه دیدی. آره، خیلی خوش گذشت

راجع به تکیلا و چیزای دیگه گپ زدیم. آره

حتماً فقط تکیلا بوده! و چیزای دیگه. چیزای دیگه

آره مصدوم شدم. حالم خوبه؟ آره، اوکیم

این واسه همون کاره‌ست که الان پخش می‌شه، «شاه و فاتح»

آره. از روی اسب افتادم

چه باحال، اینو ببین! آره

تو ایسلند از روی اسب افتادم و استخون ترقوه‌م شکست

داشتم فکر می‌کردم: «اوه، حتماً خیلی وحشتناک بوده...»

«...که از اون ارتفاع از روی اسب بیفتی.»

ولی بعدش یه عکس ازت کنارِ اسبه دیدم

و تو قدت از اسبه بلندتره! آره

خب، ایسلند

حتماً پونی بوده؟

پونیه. خب

ببین، ایسلند روی اسب‌هاش قانون حفاظتی داره

نمی‌تونی اسب وارد کنی، چون اونا یه جور

خزانه‌ی ژنتیکی دارن که نباید آلوده بشه

و چون ما متعهد شده بودیم کل کار رو تو ایسلند ضبط کنیم

و من هم یکی از تهیه‌کننده‌های سریال بودم

وظیفه داشتیم بزرگ‌ترین پونی‌های ایسلندی رو

پیدا کنیم، و اون بزرگ‌ترین چیزی بود که پیدا شد

با اینکه انقدر کوچیک بود، بازم با افتادن از اون ارتفاع

ترقوه‌م شکست. خلاصه آره

کی این اتفاق افتاد؟

دقیقاً همون اولِ فیلمبرداریِ صحنه‌های بدلکاری افتاد

چه جالب. آره

ولی بدلکاری

اگه صحنه‌ای داری که ممکنه توش مصدوم بشی

بهتره بذاریش واسه آخرِ برنامه

آخر برنامه. مگه نه؟ تهِ کار

در واقع سرِ تمرین بود

سرِ تمرین بود؟ آره. آره، آره. خب

خب، تهیه‌کننده‌ها همین کارا رو می‌کنن

بدلکاری‌های سنگین رو می‌ذارن... صبر کن ببینم، خودش که تهیه‌کننده بود

سریالِ خودم بود. خودش تهیه‌کننده‌ست

می‌دونم. کلی درس عبرت گرفتم

ولی با دیدن اون صحنه دارم فکر می‌کنم، دواین

هیچ‌وقت تو ایسلند فیلم حماسیِ تاریخی بازی نکن

چون اون پونی زنده نمی‌مونه

نه، راستی

اسب‌های معمولی وقتی سوارشون می‌شی صدا می‌دن؟

واقعاً صدای «آخ» و «اوخ» درمیارن؟

کی، من؟ آره. چرا؟

چون ماشاالله کلی عضله اونجاست. «چرا؟»؟

یعنی اسبه حتماً می‌گه: «یا ابوالفضل، اینو ببین!»

«وای خدا، باز این نه!»

ناله می‌کنه، آره. کلاً خیلیا وقتی سوارشون می‌شم ناله می‌کنن

آره، همین‌طوره

گراهام؟ اینو یادداشت می‌کنم. یادم موند

ممنونم

اوه، به همگی دوباره خوش‌آمد می‌گم

جولیا، دومین باره که تو برنامه‌ای. دومین بار

دومین بار. این دفعه کی رو تو این کاناپه می‌شناسی؟ کسی هست؟

اوم، کالین رو می‌شناسم

بندیکت رو هم می‌شناسم

تو رو هم که می‌شناسم

و واقعاً مریدِ خانم استفان هستم

بله! مریدِ همه‌شونم

و راستی، تو با بندیکت همکار بودی؟

آره، بودیم. بله، تو فیلم «آگوست: اوسیج کانتی»

بله، بودید. و تو مسابقات ویمبلدون هم با هم بودید؟

خب... جولیا بغل‌دست من نشسته بود. خب

با خودم گفتم: «اوه، چه عالی! بین شوهرم و بندیکت نشستم.»

«قراره خیلی خوش بگذره.»

ولی تو یه جای خیلی خاص نشسته بودیم

تو جایگاه ویژه سلطنتی، معرکه بود. تو جایگاه سلطنتی بودیم

که خیلی بابتش ذوق داشتم، تا اینکه فهمیدم

یعنی تا وقتی که بندیکت بهم تذکر داد

که هر بار به توپ ضربه می‌زنن، من از ته دل نفس رو حبس می‌کنم و صدا می‌دم

تو جایگاه سلطنتی مثلاً باید

عینِ یه سکانس از فیلم «زن زیبا» (Pretty Woman) بود، عالی بود

همش می‌گفت: «اوووه!»

حرف نداشت. اصلاً نمی‌شه تو اون شرایط

ساکت موند. خیلی هیجان‌انگیزه. واقعاً هیجان‌انگیزه

ولی بندیکت کراواتش رو گرفته بود و این‌جوری بود که

می‌گفت: «جولیا...»

من این‌جوری بودم که، تا می‌زدن به توپ...

دوباره می‌زدن به توپ...

اونم می‌گفت: «جولیا، واقعاً که؟»

جولیا، کلِ روز قراره همین بساط باشه

امروز قراره زیاد این‌جوری بشه

اگه شانس بیارن. یه جیغ بنفش بکش و خودت رو خالی کن

و گلوریا استفان، تو الان ۵۰ ساله که تو کارِ نمایشی

بله!

سال ۱۹۷۵ به عنوان گروه «میامی لاتین بویز» وارد گروه شدم

و بعد وقتی موندگار شدم

اسم گروه رو گذاشتیم «میامی ساوند ماشین»

باورم نمی‌شه. شوکه شدم

ولی می‌دونی چی رو نمی‌تونم باور کنم؟

باورم نمی‌شه ۴۰ سال از وقتی که همه‌مون برای اولین بار اینو شنیدیم می‌گذره

آهنگ «کونگا» از گروه میامی ساوند ماشین

اوه! ۴۰ سال! واو

«کونگا» دیگه رسماً میانسال شده

خیلی خوبه. و خوشحالم که اینو یادت بود کالین

چون ریتم‌های لاتین برات مهمن

آره.

نه، آخه سریال «میامی وایس»... اوه، یه کُدی بود که باید می‌گرفتم

بله، «میامی وایس». یه کمی رقص سالسا هم توش بود

The Graham Norton Show subtitles in other languages

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left