முதல் 200 வரிகள்.
برج مراقبت، بفرمایید
افسر - بله؟ -
از موتور خونه گزارش دادن که یکی از موتورها گرم شده
به کاپیتان میگم سرعت رو کم کنه
اگه دما بالاتر رفت بهم بگو
!هعی
خوبی؟
همین الان روح دیدم
کجا؟ - توی راهروی خدمه -
تازه فقط این نیست - منظورت چیه؟ -
ارواح هیچوقت چیزی جا نمیذارن
سلام، میخوام یه دقیقه با کاساندرا حرف بزنم
بله، الان درو باز میکنم نگران نباشین
مرسی
خانم کاساندرا؟
!اوه، خدایا
!کاساندرا
!کاساندرا، بلند شو
!کاساندرا
!زود باش به دکتر زنگ بزن
!کاساندرا
!کاساندرا
دلیل غش کردنش ضربه به سرش نبوده
وقتیکه منو خانم کارولینا وارد کابین شدیم
دیدیم خانم کاساندرا بیهوش روی زمین افتاده
شاید وقتیکه میخواسته بشینه فشار خونش اومده پایین
افتاده و سرش خورده به زمین، ولی همچین اتفاقی نیوفتاده
چه جوری؟
یکی با یه چیزه سنگین زده تو سرش
نتونستی ببینش؟
نه - لطفا، اصلا نمیتونم بفهمم
کی همچین کاری میکنه اخه؟
نفهمیدی که دزده یا نه؟
نه، هیچکدوم از کشوها باز نشده
فکر نکنم چیزی گم شده باشه
چون دزد منو نزد
شاید کار اون روح بوده باشه
شاید از تو خوشش نمیاد
فکر کنم خیلیا از اتفاقی که داره توی کشتی می افته خوششون نمیاد
اخرین تلاششونه
عکس العمل شون اینجوریه، فکر میکنن تقصیر منه
نمیخوام با دفاع کردن از خودم شانس اینکه بهم تهمت بزنیو بالا ببرم
منم هیچ حمله ای رو تحمل نمیکنم
چرا فکر میکنی دارم راجع به تو حرف میزنم؟
میبینی چه جوری داره رفتار میکنه؟ میبینی؟
از تو حرفی نزد - اون
نباید اینجا باشم
!فرناندو
بهتره بذاریم استراحت کنه
سعی کن تا چند ساعت دیگه بیدار بمونی
اگه حس سرگیجه بهت دست داد یا حالت بد شد خبرم کن
میخوام یه مسکن واسه دردت بهت بدم
باشه
توی درمانگاست
اگه میتونی بیا بگیرش
باشه
شب بخیر کاساندرا - کارولینا -
میتونی پیشم بمونی؟
اگه یکی کنارم باشه کمکم میکنه حالم خوب بشه
ممنون
!دیگه نمیذارم اون زن بهم تهمت بزنه
فکر کنم خواهرت کنارشه
نمیخوای چیزی بگی؟
فکر میکنی مشکلی نیست؟
کارولینا میدونه اون روزی که رزا مارین غیب شد تو توی ویگو بودی
توی بارسلونا نبودی
خب، میتونم توضیح بدم
میدونم که میتونی
ولی اگه میخوای حرفت رو باور کنه باید بهش حقیقتو بگی
من اون زنو نکشتم، حقیقت اینه
یکی فکر میکنه کار توعه، واسه همین سعی داره تورو گناهکار جلوه بده
صاحب قبلی "باربارا براگانزا" کی بود؟
چی؟ - این کشتی رو از کی خریدی؟ -
واسه چی می پرسی؟
سوال سادیه
راستش
نمیدونم صاحب قبلیش کی بوده - عجیبه
...هیچ کاغذی وجود نداره که منظورت چیه؟
کاساندرا یه سنجاق سینه با نشان قدیمی کشتی داره
فکر کنم چیزی نمیدونی
فرناندو،فکر کنم اون چیزی که داری
قایم میکنی بدتر از قتله
بهت گفتم
میخوام تمام راهرو هارو تحت نظر باشه، تمامشون
فهمیدی؟ دیگه این حس بی خبری کافیه
ولی کاپیتان، امنیت زیاد ممکنه مسافرهارو ناراحت کنه
دستورمو اطاعت کن
ولی کاپیتان - ولی در کار نیست -
چرا نمی تونی ساکت باشی؟ واسه همه چی حتما باید نظر بدی؟
!نیکلاس
نگران نباش
اون عصبانیه، به خودت نگیر
نگرفتم، ولی اخرش همه مون دیوونه میشیم
نگفتی غش کرده؟ - نه -
اگه کاساندرا بیهوش بوده پس نمیتونه روح باشه
افسر
کاراگاه واریلا کسیو که از کابین ها دزدی میکرده رو دستگیر کرده
بریم
چی گم کردی؟
گردنبد مروارید
توصیفش کن
نمیدونم، گردنبند مرواریده دیگه
..ببخشید، اگه جزئیاتشو بهم نگی
قلابش طلاییه و اسم من روشه
اینجوری بهتر شد
اسمت چیه؟ - بیاتریز -
بیاتریز
بله
ممنون، قربان
شب بخیر
ببخشید - مرسی -
ببخشید، کس دیگه ای نیست؟ - نه، هیچ مسافری نیست -
چه کمکی از دستم برمیاد؟
اونی که دستگیر کردی یکی از اون نجات یافته ها بود؟
نه، مسافر ردیف درجه سه بود
مثل بقیه، توی ویگو سوار شده، چرا؟
فکر کنم دلیلی داری که داری می پرسی
شاید یه ارتباطی بین روح و دزدیا باشه
اینکه اون پسر هیچ ارتباطی با روح نداره
به این معنی نیست که چیزی نمیدونه
این چیه؟
نیرو سنجه، واسه تنظیم کردن شدت نیروی برق بکار میره
اگه روح بیاد باعث میشه برق قطع و وصل میشه
هیچکس ادعاشو پس نگرفته
اگه انجامش بدی یعنی قبول کردی گناهکاری
باید با اون پسره حرف بزنیم
تا بهمون بگه اینارو از کجا اورده - خیلی خب، بریم -
اینجاست - جولین؟ -
اینجور ادما بی ازار بنظر میرسن ولی خیلی بدن
مطمئنی اشتباه نکردی؟ - ببین -
این اولین چیزی بود که توجهو جلب کرد
اونایی که تو ردیف درجه سه ان
دستاشون از کار پینه بسته
این کودن مثل پولدارا دستاش صافه - مرسی واریلا، افرین -
به اون زنه توی کابینش حمله کردی؟
نه - میخوای حرف این احمقو
باور کنی؟
معلومه که اون زدتش
بریم
میتونیم باهاش تنها حرف بزنیم؟
مسئولتش به عهده ی من
مال خودتون
من توی کابینمم
ببخشید - اینو از کجا اوردی؟ -
پیداش کردم - کجا؟ -
کنار پله ها
تو با روحه توی راهرو ارتباطی داری؟
نه، من فقط چهار تیکه طلا دزدیدم
نمیتونی همه چیزو بندازی گردن من
چیزیو گردنت نمی ندازیم
ببین پسر، تو کلی چیز واسه از دست دادن داری هاع؟
اگه بهمون بگی اینارو از کجا اوردی میتونیم کمکت کنیم
فکر نکنم بتونی
جولین، لطفا
تمام چیزیه که میدونم
فکر میکردم باهم دوستیم
می بینم که اشتباه میکردم
اوا
اونا خواهرت رو زیر نظر دارن
منظورت چیه؟
تا به حال همچین اتفاقی واسم نیوفتاده بود
وحشتناکه
خیلی متاسفم
اینکه بدونی کسی میخواد بهت صدمه بزنه
خیلی عجیب و ترسناکه
کارولینا
اون اتفاق
معمولا از این کارا نمیکنم
لازم نیست توضیح بدی کاساندرا
چرا لازمه، چون میخوام بدونی که
اون کارو از ته قلبم انجام دادم
وقتی سوار این کشتی شدم فکر نمیکردم با کسی مثل تو اشنا بشم
که انقد نگران منه
وقتی دیدمت که
روی زمین افتادی
نمیدونم
اگه اتفاق بدی واست می افتاد نمی تونستم تحمل کنم
داروهاتو اوردم
مرسی
بهتره که من
بهتره تنهات بذارم تا استراحت کنی
کارولینا
مرسی
داره خطرناک میشه
باید دست نگه داریم
اریک، انقد راه اومدم، الان نمیخوام صبر کنم
از طرفیم باید زود شروع کنیم
باید امشب باشه
میکروفون رو کجا قایم کردی؟
توی لامپا، توی قفسه ی کتاب ها
بریم
میخواستی جلوی اون زنو بگیری
الان چرا انقد نگرانی؟
نه اینجوری واریلا، نه اینجوری
بگو توی این قضیه دست نداری - الکی بهم مشکوکی اقای فابریگز -
کسی که اون زنو زده ادم حرفه ای نبوده
نگران نباش
دزد رو بموقع دست گیر کردم
شاهدم داریم
کسی که این کارو کرده پیدا کن
No comments yet. Be the first to leave one.