முதல் 193 வரிகள்.
.کینگ،اینو گوش کن
هی،کمتر بخون بیشتر بخارون
.ببخشید حالا که من توی هکساید دانشآموز شدم
.میخوام همهچیز رو دربارش یادبگیرم
.من یه کراش جدید دارم و اسمش تحصیله
.هی،کوچولوها
حدس بزنید امروز چه روزیه؟
تولدته؟
تولد منه؟
.تولد منه
.نه. روز گنجینه انسانیه
.آه،آشغال تازه
.اوه،بده من بده من
.آره! یه موجود جدید با ارزش برای ارتش وحشتم
.من عاشق نوازش کردن و بوسه هستم
.کاملاً وحشتناک
.هی،بچه. کوه آشغال داره سرد میشه
.مال من داره داغ میشه
.من هیچوقت همچین گوشوارههای عجیبی ندیده بودم
.میتونی زبالههای منو داشته باشی
میدونستید که هکساید روی استخوونهای مدرسه رقیبش ساخته شده؟
یکی که به معنای واقعی فتح شده؟
آره،من همه این چیزا رو میدونم من اونجا بودم
.اون دلخراشترین دوران زندگیم بود
.اوه،سلام
میتونی تصورش کنی؟
،من توی راهروهای هکساید
.دارم با ویلو و گاس و شاید امیتی درس میخونم
.امیتی! اوه،لعنتی
ما قراربود امروز همدیگه رو ببینیم تا بتونم کتاب آزورام رو پس بگیرم
.عاشقتونم - ... و من عاشقتم ،لو -
کی اونو میخواد؟
.اره،این خرس میتونه لوز جدیدمون باشه
.بدون شما بودن غیرقابل تحمله
.تو غیرقابل تحملی
.امیتی،امیتی،امیتی،امیتی
...باید پیداش
.اونجاست
!هی،امیتی
.لوز بالاخره اینجاست
.سلام لوز
ادریک،امیرا اذیتش نکنید
.ببخشید،لوز.اونا به دلایلی اصرار داشتن که بیان
.چون ما عاشقتیم،خواهر کوچولو
اونا بیشاز حد از من محافظت میکنن و خیلی با من مهربونن
.چون میخوان که حادثه کتابخونه رو براشون درست کنم
.و ما هنوزم هر روز عذرخواهی میکنیم
.به هرحال ،این کتابت
خب نظرت چیه؟
.خوب بود
انقدر خوب که تو خودت
رو با ملینگیل ،طالعبین مرموز کشیدی؟
.این عالیه
شاید ما حتی بتونیم کلوب آزورا رو توی مدرسه شروع کنیم
.وقتی که باهم همکلاسی هستیم
وقتی که چی هستیم؟
!سوپرایز
.من دارم توی هکساید ثبت نام میکنم
اوه،اه ببخشید اما برای اینکه توی کلاس من باشه
تو باید امتحان تعیین سطح بدی
.و ثابت کنی که توی دوتا طلسم استادی
.میدونم که اون چیز نورانی رو داری
چیز دیگهای بلدی؟
امتحان تعیین سطح؟ طلسم؟
.انقدر بهش سخت نگیر،میتن
آره،البته که دوتا طلسم بلده درسته،لوز؟
.پفف.آره
.البته که دوتا طلسم بلدم
،چون اگه نباشی
.تورو توی کلاس بچهها میذارن
.اووه. یه فکر عالی
اگه همه باهم تمرین کنیم چی؟
.میتونیم چیزایی که بلدیم رو نشون بدیم
نظر تو چیه،لوز؟
،اه،راستش
.من یه سری برنامههای تمرینی دیگه توی یه مکان خیلی دور دارم
.که باید همین الان برم
.بای
.وای. یه لحظه واقعاً آروم و شگفتانگیز دارم
کی قراره نابود بشه؟
!ایدا
اینم از این - ایدا،ایدا،ایدا -
.تو باید همین الان یه طلسم یادم بدی
.ببخشید لوز،این گیاها خودشون پخته نمیشن ... فعلا
.خیلیخب همه برید توی قابلمه
چرا همیشه فکرمیکنم که این کارمیکنه؟
اما من باید دوتا طلسم بلد باشم
.تا بتونم وارد کلاس مناسب هکساید بشم
.من میتونم نور رو انجام بدم
.اما اون تنها طلسمیه که من بلدم
و این تقصیر کیه؟
.تو
ها! آره! درست گفتی
فقط یه طلسم یادم بده هرطلسمی
.میتونه سیاهترین شیطان باشه
،خب، من داشتم روی تحقیقاتم برای جادوی وحشی کار میکردم
.اما الان خیلی سرم شلوغه
.زودباش،ایدا! تو قویترین جادوگر توی جزایر بویلینگ هستی
چه حسی داره که شاگردت توی کلاس بچهها قراربگیره؟
استفاده از غرورم برعلیه خودم عالی بود
.خب،به نظر میرسه که الان وقت اردوی جادوییه
کسی گفت اردو؟
من موافقم که انجامش بدیم ما میتونیم با طلوع خورشید شروع کنیم
تو منو روی پشتت میذاری
.که چیزای نفرتانگیز درباره اجرات بگم
.نه. تو نقشی توی این نداری
لوز باید تمرکز کنه و من نمیتونم اون کارای عجیبشو تحمل کنم
.وقتی که تو یه کار ناز انجام میدی
!من ناز نیستم
.اون پاشو کوبید
.حالا . وقتی برای هدردادن نداریم
.تو باید دقیقاً آموزشای منو دنبال کنی
.ما باید به یه جای خاص بریم - آره -
.یه جا که انرژی جادویی جریان داره
!آره
!"یه جا مثل "نی
!آره
اولین جادوگرا به نی میومدن تا جادوشون رو توسعه بدن
.و اونو به قدرت طبیعیش برسونن
!قشنگه
.اگرچه بی خطر هم نیست
.اسلیتربیست
.نگران نباش،اگه اذیتش نکنی،کاری باهات نداره
.اینجا جاییه که ما کارمون رو شروع میکنیم
.من قطعاً طلسم دومم رو یاد میگیرم
منظرههای عالی جادو توی هوا
.و بهتر از همش،ما کاملاً تنهاییم
!مراقب باش
!ببخشید کسی که اونجایی
یاد دادن طلسم رو بیخیال شو فقط منو ناپدید کن
.خب،باشه،اما احتمال 60/40 داره که بتونم دوباره تورو ظاهر کنم
...اوه! منظورت اه،هیچی
!هی،لوز - لوز -
هی،ماییم - خیلیخب،انجامش بدیم
!هی،بچهها
اونا کین؟ - باحال باش -
اگه اونا بدونن که من دوتا طلسم بلد نیستم
.فکرمیکنن که من به کلاس بچهها تعلق دارم
درباره کلاس بچهها چی گفتی؟
اینکه برای بچههاست
.و لوز یه بچه نیست
.ترکوندم
!امیتی
ای...اینجا چیکارمیکنی؟
.من برای تمرین اینجام
من میخوام بالاترین نمره ام و اد رو
.توی امتحان شکست بدم
اه،عزیزم این غیرممکنه
.اون هنوزم برای یادگرفتن طلسمهای جدید باید از چوبدستی استفاده کنه
خب تو روی چی کار میکنی؟ یه چیز قدرتمند؟
.اره. طلسمهای قدرتمند
.من دارم روی یکی کار میکنم که خیلی دیوونه کنندست
.ایدا واقعا یه معلم عالیه
.لوز،من الان میخوام یادت بدم که چطور انواع مختلف برف رو تشخیص بدی
!با طعمشون
.خب،بیا. برف رو بخور
این یه نوع جادوی خاصه؟
فکرنمیکنم بانوی جغد
.بخواد طلسمهای قدرتمندشو بهمون نشون بده
اوه،مغزم یخ زد مغزم یخ زد
.میبینمت انسان
.توی تمرینت موفق باشی
ایدا! میشه این ماجرا رو جدی بگیری؟
.تو باید منو جدی بگیری
.برو بدون راهنمایی من برف امتحان کن
.ببین چی بهت میرسه
اوه . نگران نباش،کوچولو
.اگه به من گوش بدی، به زودی تو هم کارایی مثل اون میکنی
.و نیازی هم به یه چوب دستی مسخره نداری
.یه حرکت واقعی میشه
اما باید به من اعتماد کنی،باشه؟
.باشه. من بهت اعتماد دارم
ما الان توی یه جای پوشیده از برفیم
.پس الان باید خزه رو بو بکشیم
.و ترفندش اینه که اونو کامل ببری بالا
.این مضحکه من یه زمانی ارتش داشتم
.من میتونم یه اردو رو پیش ببرم
.اما من هیچ زیردستی ندارم
یا دارم؟ - آره -
رفیق مورداعتمادت هوتی اینجاست،و برای گزارش آمادست
از طلوع خورشید بیدارم و تموم روز به دستوراتت گوش میدم
.اه،نه. تو خیلی ناامید کنندهای
... رول کال. موجود جدید،آلویسیوس لاکپشته،چیپ،بیفی باب،فرانسویس
.اوه تو همین الانشم عالی هستی
!برای بقیه شما،من اینو فقط یه بار میگم،پس خوب گوش بدید
ها. اگه نلرزن که حال نمیده
خب،خیلی خب آره،یه فکری دارم
.خب
من بوی سه نوع سنگ مختلف رو پیدا کردم
.همه شاخه هارو از کوچیک به بزرگ طبقه بندی کردم
و دستکشت رو پیدا کردم و دستت
مونده بودم که اون چیز کجا رفته بود
خب حالا چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.