Onward

Onward

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Onward 2020 2160p UHD BluRay TrueHD 7 1 HDR x265-CtrlHD
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Onward 2020 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-24
பதிவிறக்கங்கள்: 27
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

خیلی قدیما، دنیا پر از شگفتی بود

پر از ماجراجویی بود

هیجان‌انگیز

و از همه بهتر

جادو وجود داشت

بوم‌باستیا

و اون جادو به هر کسی که نیاز داشت کمک می‌کرد

فلیم اینفرنار

ولتار تانداسیر

ولی یاد گرفتنش اصلا راحت نبود

برای همین دنیا راه ساده‌تری برای گذروندن زندگی پیدا کرد

اسمش رو گذاشتم لامپ

چقدر راحته

هه

به مرور زمان

جادو کمرنگ شد و از بین رفت

ولی امیدوارم

هنوز یه ذره جادو باقی مونده باشه

توی وجود تو

خب، خیلی خب

می‌خوایم جنگجوی زِد نود رو آماده کنیم

بذار بشنوم که میگی: "من یه جنگجوی قدرتمندم."

من یه جنگجوی قدرتمندم

صبح بخیر مامان

اوه! بلیزی، بیا پایین

اژدهای بد! برگرد به لونه‌ت

تولدت مبارک، آقای مردِ بالغ

نه، مامان

هی پسر. بوسه‌های منو پاک نکن

چی؟

سویشرت باباتو پوشیدی

آره. خب. بالاخره اندازه‌م شد

آخی، لپ‌گلیِ کوچولوی من دیگه بزرگ شده

باشه، باشه. مامان، باید قبل مدرسه یه چیزی بخورم

آه، غذای زیادی نداریم

هنوز باید برم خواروبار فروشی

آه، دست نزن آقا

اینا واسه مهمونی امشبته

مهمونی نیست مامان. فقط خودمونیم

می‌تونی اون بچه‌های کلاس علومت رو دعوت کنی

گفتی به نظر خیلی باحال میان

اوم، فکر نکنم دقیقا اینجوری گفته باشم

تازه، من اصلا اونا رو نمی‌شناسم

خب، تولدت روزیه که باید چیزای جدید رو امتحان کنی

یه آدمِ جدید بشی

حالا که حرفِ امتحان کردنِ چیزای جدیده

واسه آموزش رانندگی ثبت‌نام کردی؟

نه! نه

می‌دونم یکم از رانندگی می‌ترسی، عزیزم، ولی

نمی‌ترسم مامان. فقط می‌خوام بازیِ بارلی رو جابه‌جا کنم

باشه، ولی خودت که می‌دونی اگه کسی به اون تخته دست بزنه

چجوری برخورد می‌کنه

خب، اونم باید یاد بگیره اسباب‌بازی‌هاشو جمع کنه

ایست

آیا برادرِ من جرأت می‌کنه مأموریتِ فعال رو مختل کنه؟

اه، بی‌خیال

می‌دونی ایان

قدیما یه پسر ۱۶ ساله

قدرتش رو امتحان می‌کردن

توی "باتلاق‌های ناامیدی"

من هیچی رو امتحان نمی‌کنم. فقط بذار برم

ولش کن

باشه

ولی می‌دونم که تو قوی‌تر از این حرفایی

یه جنگجوی مقتدر درون توئه

فقط باید بذاری بیاد بیرون

مگه نه، مامان؟

آره، درسته

بارلی! بو میدی

آخرین بار کی دوش گرفتی؟

اگه یکم بیشتر تلاش می‌کردی، واقعا می‌تونستی

احتمالا از زیر این قسر در بری

دیدی؟ مامان می‌دونه چطور جنگجوی درونش رو بیاره بیرون

ممنونم

حالا، آشغال‌ها رو ببر بیرون

مراقب یه "گریفینِ" فراری هم باش

آه، افسر برونکو

بارلی، بارلی، بارلی

هر بار که شهرداری می‌خواد

یه تیکه سنگِ قدیمی رو خراب کنه

من باید پاشم بیام اینجا و با تو سر و کله بزنم

نمی‌دونم در مورد چی حرف می‌زنین

اوه، جداً؟

من نمی‌ذارم این فواره رو خراب کنین

جنگجوهای باستان توی مأموریت‌های بزرگشون

از آبِ روانِ این فواره می‌نوشیدن

بارلی

اونا دارن گذشته‌ی شهر رو نابود می‌کنن

ایش. خب، بیا تو

یکم بشین پاهاتو استراحت بده

ممنون، عزیزم

اه

هی، پسرِ تولدی

خب، حسابی مشغولی یا کلاً بی‌خیالی؟

من فقط دارم، می‌دونی، نون تست درست می‌کنم

جدی میگم بارلی

باید کمتر به گذشته فکر کنی

و بیشتر به فکر آینده‌ت باشی

آره، راست میگه

نمی‌تونی کل روز رو پای بازیِ تخته‌ای بگذرونی

"مأموریت‌های کهن" فقط یه بازی تخته‌ای نیست

این یه سناریوی نقش‌آفرینی بر اساس تاریخه

می‌دونستی قدیما

سانتورها می‌تونستن ۷۰ مایل در ساعت بدوئن؟

من ماشین دارم. نیازی به دویدن ندارم

خب ایان، تو قطعا می‌تونی

از "مأموریت‌های کهن" کلی چیز یاد بگیری

می‌خوای بازی کنی؟ نه

می‌تونی یه "راهزنِ" زبردست باشی یا

اوه! فهمیدم! می‌تونی یه جادوگر باشی

من یه طلسم روت اجرا می‌کنم

هی! مواظب سویشرتِ بابا باش

من اصلا یادم نمیاد بابا این سویشرت رو پوشیده باشه

خب، تو کلا کلاً دوتا خاطره ازش داری

نه، سه تا خاطره دارم

یادمه ریشش زبر بود

یه خنده‌ی بامزه داشت و من همیشه روی پاهاش

طبل می‌زدم. طبل زدن رو پاهاش. آره

قبلا اینجوری می‌زدم

وای! قانونِ ۵ ثانیه. هاه

اشکالی نداره. فقط باید بکشیش

نه

بارلی

اوم، می‌دونی

من سر راه مدرسه یه چیزی می‌خورم

امشب خودم می‌دوزمش، باشه؟

صبر کن، صبر کن، صبر کن

بر اساس قوانینِ کهن، امروز باید تو رو یک "مرد" خطاب کنم

جلوم زانو بزن

اوه! نه، ممنون. باید برم

خیلی خب، پس بعدا میام دنبالت

مراسم رو توی مدرسه اجرا می‌کنیم

اوه! نه، نه، نه، نه

این کار رو نکن. اصلا این کار رو نکن. خب، فعلا

هی

بزن بریم "گریفین‌ها"

چی؟

تو میری کالج "ویلودیل"؟

اوه، نه. این مال بابام بود

لایت‌فوت؟ ویلدن لایت‌فوت؟

آره

شوخی می‌کنی. من با اون هم‌دانشگاهی بودم

واقعا؟ آره

پسر، خیلی متأسف شدم وقتی شنیدم فوت کرده

آره. ممنون

می‌دونی، بابات آدم فوق‌العاده‌ای بود. خیلی با اعتماد به نفس بود

وقتی وارد یه اتاق می‌شد، همه متوجه حضورش می‌شدن

اون مرد هر روز زشت‌ترین جوراب‌های بنفشِ دنیا رو می‌پوشید

چی؟ چرا؟

هی، ما هم دقیقا همین رو پرسیدیم

ولی اون فقط جسور بود

همیشه آرزو داشتم یه ذره از اون جسارت رو داشتم

آره. واو. تا حالا هیچ‌کدوم از اینا رو درباره‌ش نشنیده بودم

دیگه چی یادتونه؟ بابا

اوه، ببخشید. باید این پسره رو برسونم مدرسه

هی، از دیدنت خوشحال شدم

آره. منم همین‌طور

هوم

جسور

خب کلاس، بشینین. دارم لیست حضور و غیاب رو می‌خونم

هی، اوم، گورگامون

میشه امروز پاهاتو روی صندلی من نذاری؟

شرمنده رفیق

باید بالا نگهشون دارم

اینجوری خون به مغزم می‌رسه

آخه اینجوری من سخت جا میشم اونجا

خب، اگه خون خوب به مغزم نرسه

نمی‌تونم روی درسام تمرکز کنم

دلت نمی‌خواد که توی مدرسه ضعیف باشم، نه؟

اوم

نه

دمت گرم داداش

اولین امتحانِ جاده

کسی داوطلب هست؟

اینجا بپیچ چپ

حالا برو توی این ورودیِ بزرگراه

باشه، آره. من کاملا واسش آمادگی دارم

اوم

سرعتش خوب و بالاست

فقط برو توی لاینِ ترافیک

آره. همین الان

برو توی ترافیک. اوم

برو توی ترافیک دیگه

من آماده نیستم

بزن کنار

خب، این آخر هفته چیکار کنیم؟

بریم یه شهرِ خفن‌تر؟

اوه، هی. چه خبر بچه‌ها؟

من، اوم، امشب یه مهمونی دارم

و داشتم فکر می‌کردم که شماها هم دوست دارین بیاین

و یه دلی از عزا دربیاریم با کیک؟

این مدلی کسی حرف نمی‌زنه

باشه، نگو "بچه‌ها". بگم "اکیپ"؟

چه خبر اکیپ؟

چه خبر اکیپ؟

هی. چه خبر اکیپ؟

اوه، هی. ایان، درسته؟

اوه! نمی‌دونستم تو منو

بگذریم

اوم، اگه از مهمونی خوشت میاد، من

More Farsi Persian subtitles for Onward

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left