முதல் 200 வரிகள்.
در مورد دمین چیزی میدونی؟
مرد بیچارهای که سعی کرد لوئی چهاردهم رو ترور کنه
من وقتی از سلولش کشیدنش بیرون اونجا بودم
برای روزهای زیادی شکنجه شده بود
از گازانبر و روغن داغ استفاده کرده بودن
وقتی آوردنش بیرون دیگه قابل شناسایی نبود
من از بالکونم تماشا کردم
اونا هر کدوم از اعضای بدنش رو به چهار اسب مختلف بستن
مرد بیچاره داشت جلوی مردم از هم پاره میشد
مردم از نمایش لذت بردن
مرد کلی ضجه رد، چندین بار
من مجبور شدم از جیغهاش روی برگردانم
و میدونی من از این چیزا خوشم میاد
اسبها به سمتهای مختلف کشیده شدن و به آرامی اونو به چهار قسمت تقسیم کردن
هر عضوش جدا شد
ولی تاندونهاش محکم بود
وقتی دیدن شخص تنومندیست مردانی با چاقو اضافه شدند
هر کدوم از تاندون هاش رو بریدن
این به فرایند کمک کرد
بالاخره، نیمی از بدنش
پاره شد
و در آخر تنها چیزی که باقی موند سرش بود
هنوز جیغ میزد
از ققسه سینه به پایین بدنش به تکههایی تقسیم شده بود
ولی مرد هنوز زنده بود
هنوز هوشیار
و جیغهاش به خصوص
وحشتناک بودند
حتی من محبور شدم دستمال گردنم رو داخل گوشم کنم
تا صدای گریه این مرد رو نشنوم
ولی از بالکنم دیدم سه نفر رو که حتی یک بار هم روشونو برنگرداندند
کسایی که به نظر میرسید میلی تهذیب کننده
به وحشت چنین دیدی داشتند
سه زن بودند که ممکنه بشناسیدشون
دوچس دی لارنس دختر و خواهرش
این سه زن از نمایشی که پیش رویشون بود شگفت زده شدند
آنها اصلا نخواستند از دید این مرد روی برگردانند
علیرغم ذات هیولاییاش که توضیح دادم
شما وضعیت ما را میدانید
ما باید از دربار فرانسه میگریختیم
و حالا کاملا تنهاییم
دوستانمان اندک اند
همینطور مکانهایی که امنیم
ما به چنین زنانی احتیاج داریم تا کمکمان کنند
من فکر میکنم انقلاب دیگر در دستان دوستانمان نیست
دوستان سابقهمان
فردیتهای مشخص عیاش
زنانی مانند اینها هستند
...خودرای، سخت
آنها هزینهی تغییر دنیا رو میدونند
از وقتی که دربار رو ترک کردیم
محبور بودیم به دلایلی در مکانهای
نامهربان و ممنوعه بمانیم
هر مواحههای اندک است
و گاهی خطرناک
کسیبه به درستی نگاهی که از آن دفاع میکنیم رو درک نمیکنه
شما متوجه هستید البته
ما علایق یکسانی رو مشترکیم
دقیقا چه چیزی رو نیاز داری؟
شما انتخاب کردید که به اینجا بیاید
باید دلیلی داشته باشید
چیه؟
بهتون احتیاج داریم دوک
نیاز داریم کمکمون کنی
تا زنانی این چنینی رو بیابی
دربار فراسه علیه ماست
شاید فردریک دوم بهمون گشادهرویی بیشری نشان بده
شک دارم
عیاشی اینجا دشواره
گوش کتید
باید عجله کنیم
زمانمون داره تموم میشه
باید سریعا کمکمون رو در پروسیا پیدا کنیم
میگید تنها چیزی که میخوایم مردان و زنان قویه
این جوری جواب نمیده
دقت میکنم ببینم
کسی رو میشه از دربار فردریک دوم
که در مورد این چیزا بدونه پیدا کرد
و بعد بهش میتونم بسپرم
ولی الان یکم سخته
چیزی هست که آرزوش رو داشته باشی؟
یا میلش رو؟
شاید بتونیم برات فراهمش کنیم
نه ممنون
خودم پیگیرشم
میخوای در جنگل بمانی؟
در این مکان نفرین شده؟
که نفرین شده
اینحا چیزی رو کشف کردی دوک؟
نه نیاز ندارم
ما خیلی مفتخر میشیم
اگر بهمون ملحق شید
مصر هستید گفتم نه
لطفا من در آرامش رها کتید
ما به این خوشایندی نیاز داریم
این خوشایندی ساخته شده از گه
و کثافتاش
وقتی اون - زن- عرق میکنه
گه از بدنش رسوخ میکنه
ما شراب مستی مینوشیم
بعد میشاشید
شراب رو میشاشید
بهم آلت شاشیدن رو نشون بده
نشونم بده
آره این جواب میده
شاش رو اینجا میذاریم
بعد میذاریم شاش روی بدنش - زن- جاری بشه
از بین سوراخ کونش
و تو دهنش آبتو میریزی
یه قظره هم تلف نکن
دفعه قبلی، گه رو گذاشتیم دهنش
ولی قورتش نداد
اون - زن- عالیه
بدنش معبدگاه جهان ما خواهد بود
- میشناسیش؟ - اینجا قبلا دیدمش
دلت میخواد نوازشش کنی؟
بله خانم
اشکهات رو خشک کن
بذار برات صحنهای رو توصیف کنم
که برام لذتبخشترینه
دربار بزودی میذاره اجراش کنم
اون یه حیوون میاره
یه گوساله جوان
من کیرم رو تو سوراخ بینیاش فرو میکنم
خیلی عمیق
حیوون دیوونه میشه
لیسم میزنه
میتونی تضورش کنی؟
آره؟
آره
و تو چه نقشی رو بازی میکنی توش؟
من سر حیوون رو محکم نگه میدارم
وقتی تو کردی توش
و با دست دیگرم
آلت جنسی بزرگش رو
نگه میدارم
قدرت تصور ضعیفی داری
دختر بیچاره
ولی خیلی خب اگر خواهانشی
متوجه گردنت شدم
بذار ببینمش
خیلی خوب وصل شده
باید ضربه زدن بهش مطبوع باشه این لذت رو برای من حفظ کن
:مترجم دانیال زینالعابدینی
اونا مردای واقعین
هرچیزی که تو میتونی به من بدی
اونا صد برابرش رو بهم میدن
حالا میخوای ببینیش؟
تا حالا دیدی یه خوک با گلوش خدمتی ارائه بده؟
جیغهای من، وقتی داخلمه
حتی بلندتره
منو ببین
منو ببین
دوتاشونو تضور کن
بذارم برای یک لحظه حسش کنی
خالض، ساده
مکالمات اینجا آزاده
تحقیرشده توسط تو
آزاد آزاد
مطمئنم براش نقشههای بزرگی داری
همیشه مشتاق به فراتر رفتن
همیشه
از روششون خوشم میاد
یکی صدای بچهگانه داره
- ...کلمات رو تصور کن - فقط گفته میشن؟
یا حیغهایی که میتونند زده بشن
دارن دعا میکنن؟
اون یکی یکم سرگردانه
ولی عمیقا میدونه چی میخواد
میدونه
این خالصیتشه
که عمیقا میددونه
خوب به نظر میان
برای همین نباید صبر کنیم
به نظر میرسه اوقات خوشی رو دارن
هنوز عهدهاشون رو نبستن
- پس هنوز خیلی دیر نیست - نه
مخالفت خواهند کرد
محتمله
معبدگاه خوب امنه
میترسم برامون خطرناک باشه
نمیخوام خودمو به خطر بندازم
یا تو در این کار
دزدی کردن احتمالا عاقلانهترین راه حل نیست
چرا این مقابله؟
دلایل رو میدونی
پادشاه، مادر روحانی رو در عزتی والا نگاه میداره
دزدی جنایته
خطر بزرگیه
این جنایتیه که باید هیجانزدهات کنه
قطعا
صبرتون بهتون صدمه میزنه
اگر دزدی هیجان زدهات نمیکنه
ناامید خواهند شد
...ما راههای دیگهای رو پیدا میکنید تا
ناایمدیشون رو آروم کنیم، همونطور که بیانش کردید
نه
اگر تلاش کنیم تا در مرور زمان قانعشون کنیم
دیگه میل به جنایت نخواهند داشت
فکر میکنند بزدلیم
No comments yet. Be the first to leave one.