Million Dollar Baby

Million Dollar Baby

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Million Dollar Baby 2004 1080p BluRay DTS x264 D-Z0N3
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Million Dollar Baby 2005 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-12-05
பதிவிறக்கங்கள்: 103
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

فقط یه مرد رو تو زندگیم دیدم که نمیخواستم باهاش مبارزه کنم.

نمیتونم جلوی اینو بگیرم.

وقتی دیدمش، اون موقع بهترین زخم‌بند بود تو این کار.

مربیگری و مدیریت رو از دهه ۶۰ شروع کرده بود، ولی هیچ‌وقت استعدادش رو از دست نداد.

بذار یه نگاه بهش بندازم.

اگه جلوی این خونریزی رو نگیری، حالش خوب نمیشه. یه راند بهت وقت میدم.

وقت رفتنه. بزن بریم.

بذار بزنتت.

بعضی وقتا دیگه کاری از دستت برنمیاد.

بُریدگی خیلی بزرگه، خیلی نزدیک استخونه،

شاید یه رگ پاره شده باشه

یا نتونی لخته‌کننده رو به اندازه کافی عمیق وارد کنی.

همه جور ترکیب و حالتی هست

که باهاشون روبرو میشی تو لایه‌های مختلف گوشت.

و فرانکی از پس هر کدوم برمیومد.

مردم عاشق خشونت‌ان.

سر صحنه تصادف سرعتشون رو کم می‌کنن تا ببینن جسدی هست یا نه.

همین آدما ادعا می‌کنن عاشق بوکس‌ان، ولی اصلاً نمی‌دونن چیه.

بوکس درباره احترامه. اینکه واسه خودت احترام بدست بیاری

و از حریفت بگیری.

ماشینو گرم می‌کنم.

من بهت پول بدهکارم؟

مامانت رو می‌شناسم؟

پس چی می‌خوای؟

مبارزه‌ام رو بردم. مگی فیتزجرالد هستم.

شما اتفاقی ندیدینش؟

خیلی خوب عمل کردم. فکر کردم شاید مایل باشین منو مربیگری کنین.

من دخترا رو تمرین نمیدم.

آدمایی که مبارزه منو میبینن میگن خیلی سرسختم.

دختر جون، سرسختی کافی نیست!

اشتباهه.

ماشین باید بتونه دنده عقب بره، فرانکی.

فقط هول بده، باشه؟

هوگان چی می‌خواست؟

بالاخره وقتش شد.

دو یا سه مبارزه دیگه و آماده میشی.

خیلی وقته که این "دو سه تا مبارزه دیگه" شده، فرانکی.

یه بار شانس عنوان قهرمانی رو داری، اگه از دستش بدی، شاید دیگه پیش نیاد.

حالا، دو یا سه مبارزه دیگه و آماده میشیم.

هر چی تو میگی.

فرانکی دوست داشت بگه بوکس یه کار غیرطبیعیه،

که همه چیز تو بوکس برعکسه.

بعضی وقتا، بهترین راه برای یه ضربه زدن اینه که عقب بری.

خدایا، خودت کتی رو حفظ کن.

آنی رو هم همینطور.

غیر از اینا

تو خودت میدونی چی میخوام، لازم نیست خودمو تکرار کنم.

ولی اگه خیلی عقب بری، اصلاً مبارزه نمیکنی.

کشیش، موعظه عالی بود!

همون همیشگی. خدا، قضیه سه خدا.

اکثر مردم تو مهدکودک می‌فهمن که این قضیه ایمانه.

مثل یه چیزیه که سه تاش با هم تو یه جعبه گنده جا میشن؟

جلوی کلیسای من وایسادی خدا رو با "رایس کریسپیز" مقایسه می‌کنی؟

تو میای اینجا فقط واسه اینکه اذیتم کنی. ولی امروز صبح این اتفاق نمیفته.

من گیج شدم.

آره، هستم.

چیز دیگه ای؟ چون سرم شلوغه.

اون نشونه عشق خداست.

پسر خدا. خودتو به نفهمی نزن!

هیچ نیمه‌خدایی وجود نداره، کافر عوضی!

به دخترت نامه نوشتی؟

داری به یه کشیش دروغ میگی. یه روز مرخصی بگیر، فردا به مراسم عشای ربانی نیا.

می‌گفتن مهمترین چیزی که یه مبارز میتونه داشته باشه، دله.

فرانکی میگفت: "یه مبارز بهم نشون بده که هیچی جز دل (شجاعت) نداره"

تا منم بهت یه مرد رو نشون بدم که منتظر یه کتک حسابی‌ه!"

فکر کنم فقط یه مبارز رو دیدم که سراپا شجاعت بود.

اسم من "دنجروس دیلارد"، "فایتین' فلیپو بم‌بم بارچ"ه.

از بخش براوارد، تگزاس.

دنجر چند سال پیش پیداش شد.

اومده بود لس‌آنجلس پیش اروِل، دوست‌پسر جدید مامانش.

ظاهراً اروِل گم شده بود و سر از تگزاس درآورده بود.

دنجر حدود یه هفته دنبالش گشت قبل از اینکه خودشو معرفی کنه.

میدونی، من مشکلی با سیاها ندارم.

چه خوب که میشنوم.

ولی مامانم یادم داده که به هیچ کس آسیب نرسونم، سیاه باشن یا نباشن.

مامان خوبی داری. کار دیگه‌ای از دستم برمیاد برات؟

این فقط یکی از اون سؤالایی بود که میپرسی، ولی دنجر می‌خواست جواب بده.

می‌خوام قهرمان وزن ولترویت جهان بشم.

و من "موتور سیتی کبرا"، توماس "هیت‌من" هرنز رو به مبارزه دعوت می‌کنم.

تا باهام سر عنوان قهرمانی وزن ولترویت کل دنیا مبارزه کنه!

تو اصلاً رتبه‌بندی نداری! باید حداقل یه مبارزه داشته باشی تا رتبه‌بندی بشی!

با هر مردی، هر زمانی مبارزه می‌کنم!

بیا یه راند باهام بجنگ.

ولش کن. دنجر، برگرد سر تمرینت.

چشم، آقای اسکرپ.

اینا تایت‌های قشنگی‌ان، دنجر.

یه کتک حسابی بهت میدم.

شارل بِری یه هوک چپ داشت که می‌تونست یه تانک رو تکون بده،

ولی دلش اندازه یه دونه نخود بود.

فرانکی ۱۷ سال پیش "هیت پیت" رو از بابی مالون خرید.

بابی می‌خواست بره فلوریدا و فرانکی هم دنبال یه منبع درآمد ثابت بود.

بابی موقع اسباب‌کشی از دنیا رفت.

فرانکی فهمید که بیشتر باشگاه‌ها ضررده‌ان.

بهت گفتم که دیگه نمی‌خوام دنجر اینجا تمرین کنه.

اون که به کسی آسیبی نمی‌رسونه.

دل آدم کباب میشه وقتی می‌بینم داره تو هوا مشت میزنه انگار که هوا هم بهش مشت میزنه.

چند بار باید بهت بگم که وایتکس، وایتکسه؟

لازم نیست گروناشو بخری.

بوی بهتری میده.

مبارزه خوبی بود. مردم دارن حرفشو میزنن.

این چه طرز حرف زدنیه؟

یه مشت‌زن داری که

با مدیر برنامه‌ی دیگه‌ای حرف نمی‌زنه؟

...میکی مک.

که بیگ ویلی با میکی مک

حتی یه کلمه هم نه. هیچ‌کدومشون.

اگه فکر می‌کنی اون مهم‌تره.

دختر جدیدت کیه؟

اگه همین‌جوری بهش بزنه

وقتت رو تلف می‌کنی،

فکر کردم شاید نظرت عوض بشه.

مشکلی تو پیدا کردن یکی نخواهی داشت.

من رئیس تو نیستم

آماده‌ای کار کنی؟

اگه دیگه بهت رئیس نگم،

پس همون بهتر که

اون از جنوب غربی میسوری اومده بود،

از تپه‌های خارج از شهر فقیرنشین

لابلای درختا، جایی

اون با یک واقعیت بزرگ شد:

این برای سگمه.

اون ۱۸۰۰ مایل راه اومده بود، ولی تئودوسیا

دارم با کیسه کار می‌کنم، رئیس.

اون کیسه‌ست که داره از تو کار می‌کشه!

پولشو پس بده.

چقدر پرداخت کرده؟

نه، خودم پس می‌دم.

این زن فکر می‌کنه من حق عضویت

فقط برای اینکه از شرش خلاص شم،

و دنجر اون بیرون چیکار می‌کنه؟

مثل یه بطری آب به نظر می‌رسه.

پسره پول شلوار نداره،

از دفتر من برو بیرون!

نباید بهش به چشم یه کیسه نگاه کنی.

من مربی نیستم، ولی اگه بخوای

از هر کمکی که بتونم بگیرم، استقبال می‌کنم.

باید بهش به چشم یک مرد نگاه کنی.

به سمت تو، دور و بر تو

وقتی به سمتت میاد بهش ضربه نزن

ضربهات رو خنثی می‌کنه،

با دقت تماشاش کن، همش بچرخ

و یه شونه‌ات رو عقب نگه دار تا

ادامه بده، خوبه. همش بچرخ،

چونه‌ات رو جمع نگه دار.

این‌جوری؟

چونه‌ات رو جمع کن.

اگه اینو یاد بگیری، می‌ذاریمت

تو که کیسه‌ی سرعتی داری.

من قرضش می‌گیرم،

باشه. حالا برو خونه.

من خونه‌ام. می‌خوای ببینی؟

خیلی ناراحتت می‌کنه

فقط وقتی رفتی، در رو بکش و ببند.

اگه تو بوکس جادویی وجود داره،

اون جادوی جنگیدن در نبردهاییه

فراتر از دنده‌های شکسته، کلیه‌های پاره

اون جادوی به خطر انداختن همه‌چیزه

فکر کنم کسی رو پیدا کردم

من با زنا نمی‌جنگم.

می‌تونی باهاش بجنگی

بعد دوباره یه بار دیگه بجنگین.

مثل شعره.

این یه دختره، مرد؟

به سینه‌های کوچیکش نگاه کن.

به زور یه لقمه‌ست.

انقدر صورتت رو زمین بود،

بوم سینه داره!

فقط داشتی روی بوم وول می‌خوردی،

بیخیال، داداش. زمین

خفه شو! به چی می‌خندی؟

کیسه رو نگه دار!

کی قراره برای مردا از این

برای امروز کافیه.

ماساژت می‌دم.

بچه وسطیم کلاس پیانو داره.

ماشین گریس مشکلی داره؟

ماشین قبلی رو پس می‌خواد،

من باید با نمایشگاه‌دار حرف بزنم.

این مرد معتاد ماساژه

تو اصلاً اینجا کاری انجام می‌دی؟

اگه جای تو بودم،

به نظر میاد دختر کوچولو داره راه می‌افته.

تقریباً انگار

شاید ذاتاً بااستعداده.

اون کیسه‌ی سرعتی منو داره،

عجبه چطور اونو گیر آورده!

من اون کیسه‌ی سرعتی رو پس می‌خوام.

مردم فکر می‌کنن من دارم تو رو تمرین می‌دم.

مگه چیز بدیه، رئیس؟

هر بار که بهش دست می‌زنی،

باید قبول کنم،

نمی‌تونم همین‌طوری به هر کسی قرضش بدم.

تو دختر خوبی به نظر میای.

ممنون می‌شم.

که بخواد یه دختر رو تمرین بده.

ولی اونا وقتتو تلف می‌کنن

من این‌قدر خودم رو پیر حس نمی‌کنم.

منم حس نمی‌کنم، ولی تو که نمی‌بینی من

حدود چهار سال طول می‌کشه

چند سالته؟

More Farsi Persian subtitles for Million Dollar Baby

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left