முதல் 192 வரிகள்.
دو مأمور اطلاعاتی بریتانیایی
دیشب از بوداپست رسیدند
میخواستم ببینم آدماتون...
میتونن کاری در موردشون بکنن؟
از من کمک میخوای؟
پناه بگیر! پناه بگیر!
یکی داره تمام تلاشش رو میکنه
تا منو بکشه
تو خونهی منی
هر چی لازمه بدونم رو بگو وگرنه میمیری
جورج هندز. یه گروه واتساپ تیراندازی اداره میکنه
آدرس رو برام پیامک کن. خودم میرم
من که نفوذی نیستم، میدونی
تو میتونستی اون شلیکو انجام بدی؟
یه نفر هست. الکساندر داگان
هرچی بهت گفت رو باور کردی؟
نمیدونم
الان تنها کاری که میتونم بکنم اینه که اعتماد کنم
از ساعت ۶ عصر، کل ساختمون قرنطینه میشه
کسی نمیتونه وارد یا خارج بشه
"ریور" قراره همه چیز رو عوض کنه
لعنت بهت، ای ستمگر!
اون یه جایی اینجاست
تمام خروجیها رو قفل کن. پیتر؟
تو چهرهی یه آدم خوب رو داری، راسموس
هدف داخل محوطه است
فاصله، ۱۴۰۰
هزار و چهارصد
باد
صفر نقطه پنج
شلیک کن
اون نیست
شلیک کن و بزن بریم لعنتی
نه، ریشش سفیده. هیچکی اهمیت نمیده، داگان
هیچکی اهمیت نمیده
فقط بندازش تا بتونیم بریم... اون نیست، گری
هدف از دید خارج شد. اون هدف نبود
اون لعنتی رفت
چقدر باید منتظر بمونیم؟
هر چقدر لازم باشه
جزئیات هنوز مبهمه
بعد از چیزی که به نظر میرسید یه سوءقصد باشه
به اوله داگ چارلز در حین سخنرانیش
لئونوراست
خب، بذارش رو اسپیکر
دو شلیک گزارش شده
خدایا چی شده؟
تنها چیزی که میدونم اینه که، اون مردی که این کارو کرد آدم ما نبود
تدی، راسته که...
تیرانداز یکی از نیروهای امنیتی خود UDC بوده؟
UDC سالمه
اون میخواد به دنیا اطمینان بده
لئونورا، تو هم چیزی که ما میبینیم رو میبینی؟
آره
برای جلوگیری از راهاندازی ریور در ۲۸م
راسته که حتی هیئت مدیره داگ هاوس هم...
معتقده "ریور" فاجعهبار خواهد بود...
برای اقتصاد جهانی؟
"ریور" جریان پیدا خواهد کرد
ممنون. شب بخیر
هیئت مدیره
مشتی بیجرئت، بیعرضه و چاپلوس
البته که اگه قدیس سلیمان بهشون بگه، ادامه میدن
چطور گذاشتی این اتفاق بیفته؟ اصلاً کافی نیست لعنتی
گزینههامون چیه، هوم؟
چون اگه این چیز راهاندازی بشه، بهتره که...
یه غرفه تو بازار کشاورزان بزنم
لئونورا، آدم ما هنوز فعاله؟
زینا داره سعی میکنه اینو مشخص کنه. واقعاً؟
خب، بهش بگو سریع مشخصش کنه، باشه؟
تالین تنها فرصت ما بود و اون از دستش داد
داریم روش کار میکنیم
اون هنوز یه هفته وقت داره تا ریور رو منتشر کنن
وقتی شغال آشکار بشه، من میفهمم چه خبره
تو وینتروپ رو مثل من نمیشناسی، زینا
شکست این آدما رو تهدید میکنه
و هر کی که با اون شکست در ارتباط باشه، قابل حذفه
اون باید قبل از قرنطینه اون پایین پنهان شده باشه
دو روز. این چه صبریه!
آره
اون باید اسلحهای باشه که نورمن پرینت کرده
بنادر، فرودگاهها و گذرگاههای مرزی...
همهشون عکس کامپیوتری رو دارن
به تمام برنامهریزیهایی که شغال برای این کار کرده نگاه کن
آره، بعدش اون روانیِ لعنتی کریس همهچیو براش خراب کرد
اون یکی از اون دیوانههای بیانیهنویسه
درست قبل از اینکه شلیک کنه، اونو تو فیسبوک منتشر کرد
خدایا، چی نوشته؟ طولانیه.
پر از حروف بزرگ و بیربطه.
اون میخواست همه فکر کنن ریور
به نفع خودشون بوده.
دروغگو، دروغگو، دروغگو. اون اطلاعات میخواست تا...
من هنوزم نمیفهمم
چه جوری نفهمیدی این یارو معتقد به تئوری توطئه بود؟
با اسمای کاربری مختلف پست میذاشت.
هیچچیز به اسم خودش نبود.
شما اجازه دادین یه متعصب
تا این حد به کشتن اوله نزدیک بشه.
اونا باید برن، همین الان. من کاملاً متوجهام،
ولی شغال هنوز فراریه.
شغال دیگه تنها نگرانی من نیست.
من نگران آدماییام که واقعاً تو خونهی خودمن!
یعنی چی، هیچی؟
خب، هنوز هیچی با تصویرسازی چهره مطابقت نداره.
میدونیم اون اونجا بود، پس باید یکی از همین آدما باشه.
اون که روح لعنتی نیست، نمیتونه همینجوری غیبش بزنه.
این یارو هم مثل ماست. نیازهایی داره.
غذا میخوره، مریض میشه.
کجا میره استراحت کنه؟ به کی رو میزنه؟
کی هواشو داره؟
گزارشت در مورد الکساندر داگان کجاست؟
همین الان براتون نسخهی بهروز شده رو میفرستم.
یکم کمه، نه؟
خب، پروندهی داگان و واحدش STRAP 2ئه، پس...
چی؟ این که هیچ معنیای نمیده.
STRAP 2 دو سطح بالاتر از فوق سریه.
پس داگان و واحدش حتماً یه کارایی کردن
که ارتش و وزارت دفاع میخوان روش سرپوش بذارن.
شش ساعته اینجاییم، داگان.
براوو ۲. خودروها در حال حرکت.
هدف داره از محوطه خارج میشه.
برد، ۱۴۰۰.
هزار و چهارصد. باد.
صفر ممیز چهار. از چپ به راست.
صفر ممیز چهار.
شلیک کن.
بهش تکل بزن.
آره! برو تو!
حتی یه حرکت متفاوت رو هم نمیتونه تکل کنه.
اونو باید تبدیل کنی داگان. ما رو ناامید نکن.
آره.
خیلی لطف داری.
امیدوارم تقسیمش کنی داگان.
همیشه، گَز.
بزن دیگه رئیس، بذارش.
نه، من نه. فقط یه نفر باید این کارو بکنه.
بزن، گری.
داگز! داگز! داگز!
داگز! داگز! داگز!
پس گمون نکنم هیچکدوم از شماها
هوس چند روز استراحت و تفریح ندارین؟
یه سفر سریع به قبرس؟
آکی آرمز؟ یالا! یالا!
نتیجه.
دمت گرم، رفیق.
رئیس.
چهاردهصد متر.
لعنتی، چه جوری این کارو میکنی داگان؟
لعنتی، بهترین تکتیرانداز تو کل ارتش بریتانیایی.
ولی دوست دارم.
البته بدون من نمیتونستی انجامش بدی.
قبول کن. من بهترین دیدهبان دنیام.
تو رو بینظیر میکنم.
آره.
هی، ببخشید.
هی، ببخشید. هی، هی. صبر کن.
صبر کن، گری.
ببخشید، ببخشید. گز. گز.
قصد توهین نداشتم، باشه؟ متاسفم.
میتونم یه نوشیدنی مهمونتون کنم؟
رفیق، جواب این سوال
همیشه "آره" است، بخر.
باشه. آره.
یه دور دیگه برای اینا، و یکی هم برای من.
آروم باش، رفیق.
شماها تو هلمند بودین؟
اونجا چطوره؟
هلمند؟ لعنتی...
افتضاحه، رفیق.
دو تا از بچههامون ماه پیش پاهاشون پرید.
بمب کنار جادهای.
حتماً ارتش بهتون کلی پول میده
برای اینکه همچین ریسکهایی رو قبول کنین؟
رفیق، من پول بیشتری درمیآوردم
اگه برمیگشتم لنکشایر آشغال خالی میکردم.
ولی شماها که مردای خیلی آموزش دیدهای هستین.
باید خیلی بیشتر پول دربیارین.
فکر میکنی؟
اگه بهت بگم دوستم
ده هزار پوند انگلیس میده
شایدم پونزده
تا یه مشکلی که داره رو حل کنی؟
چه مشکلی؟ میخواد یکی رو بکشه، گز.
واقعاً؟
خب، تو که واسه ارتش آدم میکشی،
چه فرقی میکنه؟
فقط اینکه پول خیلی بیشتری بهت میرسه.
آدمکشی واسه ارتش که زندان نداره.
دوست من یه
آدم خیلی مهمیه. هیچ خطری نداره.
همیشه خطر هست.
دوستم ممکنه تا ۲۰ (هزار) هم بده.
No comments yet. Be the first to leave one.