முதல் 200 வரிகள்.
«« مُردن در مادريد »»
.اسپانيا، 1931
،کشوري با مساحتِ 503061 کيلومترِ مربع .تقريباً به بزرگيِ فرانسه
.با 24 ميليون جمعيت
،در سالِ1931 ... نيمي از جمعيتِ آن
،يعني 12 ميليون نفر .بيسواد هستند
،تعدادِ 8 ميليون فقير وجود دارد
و 2 ميليون کشاورزِ .فاقدِ زمين
تعدادِ 20 هزار نفر .مالکِ نيمي از اسپانيا هستند
،کُلِ هر شهرستان .ملکِ شخصيِ يک نفر است
ميانگينِ دستمزدِ کارگر .از 1 تا 3 پزوتا در روز ميباشد
.قيمتِ هر کيلو نان، 1 پزوتا است
تعدادِ 20 هزار راهب ،و 31 هزار کشيش
و 60 هزار راهبه .و 5 هزار صومعه
،تعدادِ 15 هزار افسر .که 800 تنِ ايشان ژنرال هستند
،به ازايِ هر 6 نفر، يک افسر .و به ازايِ هر 100 سرباز، يک ژنرال
،شاه «آلفونسو»يِ سيزدهم
چهاردهمين پادشاه .از زمانِ ملکه «ايزابل لا کاتوليکا» است
... در دومِ آوريلِ 1931
نامزدهايِ سلطنت طلبان .در انتخاباتِ کشوري بازنده ميشوند
شاه «آلفونسو»يِ سيزدهم .کناره گيري ميکُند
،و اين آغازِ جمهوري است
.جمهوري اي غافلگير کُننده
مردم متوجه ميشوند .که وجود دارند
،که حقِ صحبت کردن دارند .که حقِ سخن گفتن دارند
اما روستاييان ... همچنان بي زمين
و کارگران همچنان .بيکار هستند
تمامِ گروه ها بطورِ همزمان .رو به اقدامِ مستقيم مي آورند
سلطنت طلبان ... بر عليه جمهوري
کاتالان» ها» ... بر عليه حکومتِ خودگردان
آنارشيست ها ... بر عليه دولت
روستاييان .بر عليه گاردِ ملي
چپ، در حالِ .سازمان گرفتن است
راست، به خود .استحکام ميبخشد
«خوزه آنتونيو پريمو ده ريوِرا» .حزبِ «فالانژ» را بنيان ميگذارد
.اکتبرِ 1934
«در ايالتِ «آستورياس .شورش به پا ميشود
«معدنچيان در «اُويِدو» و «خيخون .به مدتِ 15 روز مقاومت ميکُنند
.سرکوب سريعاً انجام ميشود
،تعدادِ 1500 نفر کُشته و 3 هزار نفر مجروح ميشوند .و نيز 50 هزار کارگر به زندان مي افتند
،يکي از ژنرال ها .از سايرين متمايزتر است
،«آلکالا زامورا» ... نخست وزيرِ جمهوري
.او را «منجيِ ملت» مينامد
.نامِ او ژنرال «فرانسيسکو فرانکو» است
در 1936 انتخاباتِ سرتاسري .برگزار ميشود
: دو جبهه وجود دارد .جبهه خلق و جبهه ملي
... جبهه خلق با 4 ميليون رأي
در برابرِ 3.5 ميليون رأيِ ... راستگرايان برنده ميشود
و اکثريتِ مطلق را ... در پارلمانِ اسپانيا
.کُرتِس» بدست مي آورد»
جبهه خلق برايِ اولين بار در اسپانيا .قدرت را بدست مي آورد
روستاييان، اراضيِ توسعه نيافته را .تصاحب ميکُنند
«معدنچيان در «آستورياس .از زندان آزاد ميشوند
تماميِ دستمزدها .تا 15 درصد افزايش مي يابد
،دويست کليسا تخريب ميگردد ،سيصد ترورِ سياسي رُخ ميدهد
صد و سي اعتصابِ خودجوش ... بر پا ميشود
و ده روزنامه .تعطيل ميشود
ژنرال هايِ معترض .تبعيد ميشوند
... «فرانکو» به جزايرِ «قناري»
.«و «گودِت» به جزايرِ «بالئار
شمايلِ مقدسِ اسپانيا .در خطر است
،بخاطرِ اسپانيايِ جاويد ... کارليست» ها، سلطنت طلبان»
،و «فالانژيست» ها ... در زيرِ بيرقِ کليسا متحد شده
.و آماده يِ قيام ميشوند
از ارتشِ مستقر در آفريقا ... «تا سربازخانه هايِ «بورگوس
فرمانِ عمليات ... منتشر ميگردد
: با اين عبارت .«بخيز، اسپانيا»
،«در 16 ژوئنِ 1936، در مجلسِ «کُرتِس ... رهبرِ راستگرايان
،«کالوو سوتِلو» : دولت را تهديد ميکُند
،من در مقابلِ اين دولتِ عقيم" ".اعلامِ حکومتي يکپارچه ميکُنم
از همان نوع که بسياري" ".آن را فاشيستي مينامند
،اما اگر حکومتِ فاشيستي" "... به معنايِ پايانِ اعتصابات
"... پايانِ ناآرامي ها"
و پايانِ تجاوز به" "... مالکيتِ خصوصي باشد
پس با غرور اعلام ميکُنم" ".که من يک فاشيست هستم
من اعلام ميدارم تماميِ سربازاني که در صورتِ لزوم" "... بر عليه اين هرج و مرج قيام نکرده
،و از جاودانه شدن رو برتابند" ".مجنوناني بيش نيستند
،سه هفته بعد .کالوو سوتِلو» ترور ميشود»
.شورش، دستاويز و شهيدِ خويش را مي يابد
.مادريد، 19 ژوئيه 1936
.اعتصابِ پيشخدمت هايِ کافه ها
.اخباري ناگهاني از راه ميرسد
روزِ پيش، نظاميانِ ... مستقر در مراکش
بر عليه جمهوري .به پا خواسته اند
«فرانسيسکو فرانکو» : در راديو «تطوانِ» مراکش اعلام ميکُند
اي تمامِ شماياني که عشقي مقدس" "... به اسپانيا در دل داريد
اي تمامِ شماياني که سوگند خورده ايد" "... در برابرِ دشمنان تا پايِ جان از اسپانيا دفاع کُنيد
".ملت شما را به حمايت ميخواند"
ارتش بر آن شده است" ".نظم را به اسپانيا بازگرداند
بوسيله يِ خيانت، نيرنگ ... و يا اعتقاداتِ باطني
،«سويل»، «آلخِسيراس» ... «کوردوبا»
«گرانادا»، «آندالوسيا»، «ناوارّا»، «اُويِدو» .و «ساراگوسا» بي درنگ سقوط ميکُنند
،«مناطقِ «باسک»، «مالاگا ... «بارسلونا» و «مادريد»
پيروزمندانه مقاومت کرده .و توطئه را خنثي ميسازند
: فرانکو» ميگويد» ".اسپانيا نجات يافته است"
اما «مانوئل آزانيا»، دومين : نخست وزيرِ جمهوري اعلام ميکُند
".جمهوري ادامه دارد"
و بدين گونه .جنگِ داخلي آغاز ميشود
جنگِ داخلي با کُشتار .آغاز ميشود
،ثروتمند، فقير ... صاحب کار، کارگر
،افسر، سربازِ گاردِ ملي ،کشيش، راهبه
.هيچکس مصونيت ندارد
تعدادِ 7937 راهب .کُشته ميشوند
.برخي ها را زنده ميسوزانند
هر دو اردوگاه، مدت ها .اين لحظه را انتظار کِشيده بودند
،هر دو اردوگاه .بدونِ محاکمه اعدام ميکُنند
تعدادِ 200 هزار کُشته .در عرضِ 2 هفته
آنتوان دو سن اگزوپري» نويسنده يِ مشهور» : چنين گزارش ميدهد
اينجا چنان تيرباران ميکُنند" ".که گويي درخت ميبُرند
.جنايت در «گرانادا» روي ميدهد
کسي را ميکُشند : که چنين سروده بود
.سبز، تويي که سبز ميخواهم" "،سبزِ باد و سبزِ شاخه ها
".اسب در کوهپايه و زورق بر دريا"
،او عاشقِ باغ هايِ اسرار آميزِ «گرانادا» بود .او عاشقِ باد بود
او گفت : "من هميشه طرفدارِ ".گرسنگان هستم و خواهم بود
،او گفت : "گر بميرم ".پنجره را باز گذاريد
او گفت : "نه، نميخواهم ".خونِ سُرخش را ببينم
،«او را در «گرانادا ... در «گرانادا»يش
،دستگير و محاکمه کرده ،به مرگ محکوم نمودند
.و روزِ بعد اعدام کردند .فدريکو گارسيا لورکا»يِ شاعر را»
... برايِ ميليون ها انسان
،جنگِ داخلي .اميد است
برايِ آهنگراني که نيمي از روز را ،به کار مشغولند
برايِ دهقاناني که همراه قاطرهايشان ،کرايه ميشوند
برايِ خوشه چينانِ روز-مُزدي که ،پس از پايانِ خوشه چيني اخراج ميشوند
،«برايِ روستاييانِ «گاليسيا ،«لا مانچا»، «آندالوسيا»
و «اِکستره مادورا»، که برايِ قرن ها ،بارِ ماليات را بر دوش کِشيده اند
،ماليات به حکومت ،ماليات به ارباب
،مالياتِ خون
برايِ آنان که به درازنايِ قرون ،گرسنگي کِشيده اند
برايِ تمامِ آنان ،که هيچ ندارند
،جنگِ داخلي .اميد است
،برايِ اردوگاه مقابل .جنگِ داخلي، ايمان است
برايِ آنان که ،اسپانيايِ جاويد را ميجويند
برايِ آنان که پادشاهيِ «کارلوسِ» پنجم .و سلطنتِ مسيح را ميجويند
،برايِ اعقابِ «کُنکيستادور»ها
برايِ عارفانِ پيرويِ ،«قديسه «تِرِسا ده آويلا
برايِ اسپانيايِ ،صليب و شمشير
برايِ آنان که همواره ،نياز به جنگِ صليبي دارند
.جنگ ضروري است
،«ژنرال «کوئيپو ده يانو ،«از راديويِ «سويل
شعارِ ملي گرايان را .فرياد ميدهد
ژنرال «مولا» ارتشِ شمال را ... سازماندهي ميکُند
«و «فرانکو .ارتشِ آفريقا را
بوروژوازيِ ملي گرا، ژستِ نويني : که مُدِ روز است را مي آموزد
.«سلامِ فاشيستي»
،و قدرتمندترين نهاد در اسپانيا ... يعني کليسا
آشکارا از شورش حمايت کرده .و در آن شرکت ميجويد
: فرانکو» ميگويد»
".ما کاتوليک هستيم"
در اسپانيا، يا بايد" ".کاتوليک بود يا هيچ
: رهبرِ «انجمنِ کُنشِ کاتوليک» ميگويد انجمنِ کُنشِ کاتوليک : تشکيلاتِ متعصبينِ غيرِ روحاني] [.که برايِ گسترشِ آيينِ کاتوليک تلاش ميکردند
".اين جنگِ صليبيِ اسپانيا ست"
".و ما بايد پيروز گرديم"
همانگونه پيروز که اسپانيولي ها" "،همواره بوده اند
،با شمشيري در دست" "... دلاوري در قلب
".و دعا بر لبان"
بعدها عاليجناب روحاني : ايگناسيو مِندز رِيگادا» چنين گفت»
،شورش نه فقط حق و حقيقت بود" ".بلکه تکليف نيز بود
جنگِ مليِ اسپانيا" ".يک جهاد بود
مقدس ترين جهادي" ".که تاريخ شناخته است
پيش نمازِ «بورگوس» در حينِ : مراسمِ عشايِ رباني ميگويد
،شما اي شنوندگان" ".شمايي که مسيحي ناميده ميشويد
بخشايشي برايِ" "... نابودسازندگانِ کليسا
و قاتلينِ روحانيونِ مقدس" ".بکار مبريد
باشد که ذريه يِ ايشان" "،نابود گردد
،ذريه يِ شريرِ ايشان" ".ذريه يِ شيطان
".چرا که حتي اولادِ «بعل الذُباب» نيز دشمنانِ خداوند هستند" بعل الذُباب یا سالار مگس ها : يکي از اساميِ ابليس] [بر اساسِ شيطان شناسيِ آيينِ مسيحيت
ايستاده مُردن بهتر است" ".تا بر زانو جان دادن
،«در مادريد، «دولورس ايباروري ،همسرِ يک معدنچي چنين ميگويد
کسي که مشهور به : «پاسيوناريا» بوده .و از نمايندگانِ حزبِ کمونيست است
او همگان را .به اتحاد فرا ميخواند
،«آنارشيست هايِ «کنفدراسيونِ مليِ کارگران ،«فدراسيونِ آنارشيست هايِ ايبِريا»
کاتالان» هايِ هوادارِ» ،«لوئيس کُمپانيس»
،«سوسياليست هايِ «اتحاديه عموميِ کارگران ،«و هوادارانِ «لارگو کابايِرو
«باسک» هاي هوادارِ «آگيره» ،«و «حزبِ اتحادِ مارکسيستيِ کارگران
همه به سانِ مُشتي گره کرده .با يکديگر متحد ميشوند
مُشتِ گره کرده .به سمبلِ اتحاد تبديل ميگردد
،برايِ شورشيان ... شورش به معنايِ
.پايانِ مدنيت است
عدالت توسطِ دادگاه هايِ نظامي .اجرا ميگردد
،و معمولاً حُکمِ نهايي .مجازاتِ اعدام است
مسلمانانِ اجير شده .به تعدادِ 40 هزار نفر
.جمهوري ارتشي ندارد
،جماعتي از روستاييان، کارگران ... زنان و کودکان
.آماده يِ دفاع از آن هستند
: آنان اينگونه حُکم ميکُنند
ما ميخواهيم" "... چريکِ آزادي باشيم
".نه سربازانِ يونيفورم پوش"
.چريک؟ آري" "!سرباز؟ هرگز
با اين وجود، لازم است .از ايشان سرباز ساخت
در اسپانيا، همگان .مرگ-آشنايند
جمهوري بايد به آنان .زنده ماندن و پيروز شدن را بياموزد
: دوروتي» به آنارشيست هايِ خود ميگويد»
بايد بسياري از اصلاحات را" ".به فردا موکول کُنيم
"!اول از همه، پيروزي"
،نصفه و نيمه آموزش ديده ،و نصفه و نيمه مسلح
اين رزمندگان .به سويِ جبهه راهي ميشوند
همگي مصمم به ... شکستِ فاشيسم
.و مُردن در راه جمهوري هستند
No comments yet. Be the first to leave one.