First Reformed

First Reformed

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

First Reformed 2017 1080p BluRay DD5 1 x264-playHD
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian First Reformed 2018 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-03-23
பதிவிறக்கங்கள்: 15
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

تصمیم گرفته‌ام که یادداشت‌های روزانه بنویسم

نه در یک برنامه واژه‌پرداز یا فایل دیجیتال، بلکه با دستخط خودم

نوشتنِ تمام کلمات با دست، طوری که هر لرزش و ظرافتی در دستخط

و هر کلمه‌ای که انتخاب شده، خط خورده یا بازبینی شده، ثبت بشه

تا تمام افکارم و اتفاقات ساده‌ی

روزم رو بر اساس واقعیت و بدون پنهان کردنِ چیزی ثبت کنم

وقتی آدم درباره خودش می‌نویسه، نباید هیچ رحمی به خرج بده

این دفترچه رو به مدت یک سال، یعنی ۱۲ ماه، نگه می‌دارم

و در پایانِ اون زمان، نابودش می‌کنم

ریزشون می‌کنم و بعد می‌سوزونم. آزمایش تموم خواهد شد

لطفاً برخیزید

تنها تسلای تو در زندگی و مرگ چیست؟

این‌که من، با جسم و جانم

چه در زندگی و چه در مرگ، متعلق به خودم نیستم

بلکه به منجیِ وفادارم، عیسی مسیح، تعلق دارم

کسی که با خون گران‌بهایش

این افکار و خاطرات تفاوت چندانی با حرف‌هایی ندارن که هر روز صبح

با خدا در میون می‌ذارم

اون وقت‌هایی که مقدوره

اون وقت‌هایی که او گوش می‌ده

نان حیات. جام رستگاری

نان حیات. جام رستگاری

نان حیات. جام رستگاری

این دفترچه، شکلی از حرف زدنه

ارتباطی از یکی به دیگری

ارتباطی که می‌شه به سادگی بهش رسید

در کمال آرامش، بدون سجده یا ازخودگذشتگی

این شکلی از دعاست

نان حیات. جام رستگاری

توی دستشوییِ مردا نشتی هست

نه، درستش کردم

نه. همین الان اونجا بودم. هنوز چکه می‌کنه. همون‌جا. زیر شیر آب گرم

دستشوییِ زنا چی؟ دستشوییِ زنا مشکلی نداره

می‌خواید به لوله‌کشِ کلیسای «حیات فراوان» زنگ بزنم؟

نه، بذار یه بار دیگه امتحان کنم

بدم می‌آد که مدام برای هزینه‌های جزئی و اضافی مزاحمشون بشم

اونا ناراحت نمی‌شن. اصلاً برای همین کار اونجان

تازه، کاملاً طبق بودجه‌ت پیش رفتی. باز هم نمی‌خوام این کار رو بکنم

خطبه رو پست کردی؟

بله. امروز صبح انجامش دادم

اوه... کشیش؟

بله، مری، درسته؟

مری منسانا. بله، از دیدنتون دوباره خوشحالم

می‌خواستم اگه مقدوره باهاتون صحبت کنم

آره، آره، حتماً. بیا تو، مری

الان برمی‌گردم. مری، چطور می‌تونم کمکت کنم؟

می‌خواستم ببینم ممکنه با شوهرم، مایکل

صحبت کنید؟ اوه، حتماً. من

راستش الان نه. اون باید... باید بره سر کار

باید توی «هوم دیپو» جایگزینِ یکی بشه

مری؟

موضوع چیه؟ نگرانشم

اون توی جنبش «سیاره سبز» فعالیت می‌کنه

یه گروه فعال مدنی‌ئه. اوم‌هوم

توی کانادا هم زندانی بود

و تازه دو هفته‌ست که آزاد شده

فقط توی خونه می‌شینه. بیرون... بیرون نمی‌ره

مجبورش کردم یه فرمِ کار موقت برای... برای «هوم دیپو» پر کنه

خوبه. پس این نکته‌ی مثبتیه

مطمئنی نمی‌خوای ببریش به «حیات فراوان»؟

اونجا یه تیم کامل از مشاورها دارن

که آموزش دیده‌ن و... می‌دونم، اما اون نمی‌خواد

اون فکر می‌کنه اونجا بیشتر شبیه یه شرکت تجاریه تا کلیسا

برای همین گفت که با شما صحبت می‌کنه

بسیار خب

فردا؟

بعد از ناهار؟ عالیه. عالیه

فقط به... فقط به آدرستون نیاز دارم

و می‌تونی یکم بیشتر برام توضیح بدی؟

اوه، وقتی فهمید، درخواست آزادیِ بشردوستانه داد

توی فورت پراویدنس بود. زودتر آزادش کردن

صبر کن ببینم، وقتی چی رو فهمید؟ این‌که من باردارم

اوه. خب، تبریک می‌گم

ممنون

اون فکر می‌کنه آوردن یه بچه به این دنیا اشتباهه

اون می‌خواد بچه‌مون رو بکشه

یکشنبه به گروه جوانان در «حیات فراوان» کمک کردم

جوون‌ها خیلی هیجان‌زده بودن، سرشار از زندگی

آغوششون باز بود. با اشتیاق پذیرای عشای ربانی بودن

شاید نباید برام مهم باشه که مردم از من خوششون می‌آد یا نه

آیا عیسی نگران این بود که محبوب باشه؟

به آخرین خطوطی که نوشتم با تحقیر نگاه می‌کنم

دوازده ماه

آیا می‌تونم این تمرین رو تا این مدت طولانی ادامه بدم؟

وقتی این کلمات رو می‌خونم، حقیقت رو نمی‌بینم، بلکه غرور رو می‌بینم

کاش از کلمه‌ی «غرور» استفاده نکرده بودم

اما نمی‌تونم روش خط بکشم

کاش فقط می‌تونستم دعا کنم

سلام کشیش

سلام. مایکل خونه‌ست؟ آره. بفرمایید تو

باشه. حتماً

سلام. خوشحالم می‌بینمتون. منم همین‌طور

اوم، قهوه میل دارید؟

بله، اما... فکر کنم چای داشته باشیم

بله. اون بهتره

باشه. ممنون

بذارید پالتوتون رو بگیرم؟

نه، مشکلی نیست. خودم نگهش می‌دارم

بیا تو

آره، نمی‌دونم چرا مری... نیازی به عذرخواهی نیست

نه، اون بهم گفت که مدتی کانادا بودی

آره. فورت پراویدنس

توی دلتای مکنزی‌ئه. خیلی اون بالاها در شمال

باید منطقه زیبایی باشه، تصور می‌کنم

آره، هست

مری گفت که اوضاع یکم به هم ریختت کرده؟

آره، اوضاع. آره، می‌شه این‌طوری گفت. آره

اوه! خیلی ممنونم

داغه. عالیه

ممنون

خب مری بارداره. اوم

آره. چند وقتشه؟ بیست هفته

تبریک می‌گم. ممنون

ببخشید، شما چند سالتونه کشیش؟

من ۴۶ سالمه

۳۳ اوم،

در سال ۲۰۵۰، بچه‌ی ما همین‌قدر سن خواهد داشت

اوم‌هوم. اوم‌هوم. آره

می‌دونی، یعنی دو سال بزرگ‌تر از سن الانِ من

اوم‌هوم

شما هم ۸۱ سالتون می‌شه. آره

هی، می‌دونی دنیا در سال ۲۰۵۰ چه شکلی می‌شه؟

اوم. تصورش سخته. آره، این‌طور فکر می‌کنی؟

ببین کشیش، دنیا داره خیلی سریع تغییر می‌کنه

درست جلوی چشم‌هامون

یعنی یک‌سومِ دنیای طبیعی در طول عمر شما نابود شده

می‌دونی، دمای زمین سه درجه سانتی‌گراد بالاتر می‌ره

چهار درجه، آستانه‌ی فروپاشیه

می‌دونی، یعنی «تأثیرات شدید، گسترده و برگشت‌ناپذیر»

وقتی دانشمندان یه همچین حرفی می‌زنن، می‌فهمی یعنی چی؟

مرکز ملی تحقیقات جوی

مؤسسه لارنس لیورمور پوتسدام. کشیش

اون مدتی به همین ترتیب ادامه داد

تا سال ۲۰۵۰، سطح دریا در سواحل شرقی دو فوت بالاتر می‌آد

مناطق کم‌ارتفاع در سراسر جهان زیر آب می‌رن

بنگلادش، ۲۰ درصد از اراضی‌ش رو از دست می‌ده

آفریقای مرکزی، ۵۰ درصد کاهش محصولات کشاورزی به خاطر خشکسالی

ذخایر آبیِ غرب خشک می‌شن

تغییرات اقلیمی. پناهنده‌ها. بیماری‌های همه‌گیر. وضعیت آب‌وهواییِ وخیم

می‌دونی، اون

روزهای سخت، اونا شروع می‌شن

و از اون نقطه به بعد، همه‌چیز خیلی سریع پیش می‌ره

می‌دونی، ساختار اجتماعی نمی‌تونه فشارِ بحران‌های متعدد رو تحمل کنه

بیماری‌های فرصت‌طلب، آنارشی، حکومت نظامی، نقطه‌ی اوجِ بحران

و این مالِ یه آینده‌ی دور و دراز نیست

تو زنده می‌مونی و این‌ها رو می‌بینی

می‌دونی، بچه‌های من این غیرقابل‌سکونت بودن رو تجربه می‌کنن

این، اوم

آره، متأسفم. من فقط... می‌دونی، من

فکر می‌کردم اوضاع می‌تونه تغییر کنه، می‌دونی؟

فکر می‌کردم... فکر می‌کردم مردم گوش می‌دن

آیا به این فکر کردی که به خودت آسیب بزنی؟

نه

چطور؟ مری چیزی در این باره گفته؟

نه، نه

نه، من نگران خودم نیستم

فقط... این دنیا همینه که هست

اما می‌تونم یه سوال ازتون بپرسم کشیش؟ اوم‌هوم

چطور اجازه می‌دید یه دختربچه وارد

اوم، صرفاً برای بحث بگیم که، اوم

بچه‌ی من و مری، یه دختره

می‌دونی، بچه‌ای که این‌قدر سرشار از امیده

و باورهای ساده، وارد دنیایی بشه که اون دختربچه، اوم

بزرگ می‌شه و تبدیل به یه زنِ جوون می‌شه و توی چشم‌هات نگاه می‌کنه

و می‌گه تو تمام این مدت این رو می‌دونستی، نه؟

می‌بینی، اون

یعنی اون موقع قراره چی بهش بگی؟

چیزی درون مری داره رشد می‌کنه

چیزی که مسلماً به اندازه‌ی یک درخت زنده است

مثل یک گونه‌ی در حال انقراض

چیزی سرشار از زیبایی و رمز و رازِ طبیعت

گفتی اجازه، نه؟

فکر می‌کنی مری باید سقط جنین کنه؟

این تولد، حقِ توئه؟

این تصمیمِ توئه؟

از مری پرسیدی که اون چی فکر می‌کنه؟

ببین، این... این درباره‌ی بچه‌ی تو نیست

درباره‌ی مری هم نیست

درباره‌ی خودته

و ناامیدی‌ت. فقدانِ امید در تو

ببین، مردم در طول تاریخ

توی دل شب، در مواجهه با سیاهی از خواب بیدار شدن

با این حس که زندگی‌مون بی‌معناست

همون «بیماری تا سرحد مرگ»

آره، اما این موضوع متفاوته

آره، درسته، دستاوردهای بزرگ بشر

اون رو به جایی رسونده که زندگی، اون‌طور که ما می‌شناسیم

ممکنه در آینده‌ای نزدیک متوقف بشه

بله، این موضوعِ جدیدیه

اما اون سیاهی؟

چیز جدیدی نیست

ما آدم‌های علمی هستیم. می‌خوایم مسائل رو حل کنیم

دنبال جواب‌های منطقی می‌گردیم

درسته؟ و اگه نوع بشر نتونه به اندازه‌ی کافی

از منافعِ آنی‌ش بگذره تا بقای خودش رو تضمین کنه، اونوقت حق با توئه

تنها پاسخِ منطقی، ناامیدی‌ئه

اما فکر می‌کنی وجودِ دیگه‌ای به جز این وجود داره؟

همین‌جا، همین حالا؟

بله. آره، درسته، پیش روی ما

بعد از ما. آره

More Farsi Persian subtitles for First Reformed

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left