The End of August at the Hotel Ozone

The End of August at the Hotel Ozone

Konec srpna v Hotelu Ozon

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Late August At The Hotel Ozone 1967 DVDRip
கருத்துரை வழங்கியவர் 141
مترجم اپیکور ارائه ای از کانال تلگرام https://t.me/Cinema141

குறிச்சொற்கள்

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2020-06-10
பதிவிறக்கங்கள்: 24
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 170 வரிகள்.

اواخر اوت در هتل اوزون

...ده، بيست، سي

...چهل، چهل و هشت، پنجاه

پنجاه؟

...توي اون روزها

.دنياي قديم هنوز وجود داشت

.اينجا اتفاق افتاد

.خيلي از مردم زنده موندن

...مردم، حيوانات، درخت‌ها

،ولي بعد از مدتي .همه‌چيز شروع به مردن کرد

...مردم، حيوانات، درخت‌ها

.ولي هنوز سينماها و قطارها بودن

زماني که کوچيک بودم، هر روزي که .مي‌گذشت تعداد مردم کمتر مي‌شد

.شهرها رو ترک کردن

.تو تقريباً اينجا به دنيا اومدي

توي اون روزها، حتي .آخرين بازمانده‌ها هم مُرده بودن

.اون موقع توي کوهستان بوديم

.مهاجرتمون رو تقريباً اينجا شروع کرديم

.فقط ده يا دوازده سالت بود

بعد سگ‌ها، به آخرين پسر حمله ...کردن و اونو کشتن

.هلن تقريباً اينجا غرق شد

.و اينجا ماريا مُرد

.بيا اينجا

!بيا اينجا... زودباش

.بيا اينجا

...خوبه

!زودباشين

!بيشتر هل بدين

!احتياط کن

چيزي پيدا کردي؟

.هيچي

!عجله کن - !بيا اينجا -

!بيا اينجا

!هل بدين - .ظرف‌هاي بنزين -

.ديگه کافيه - .نه، کمي ديگه -

.آره، همينه

!فرار کنين

!يه لحظه صبر کن

!بس کن

!نگاه کنين

!يوديث

!فرار کنين

!وايسا! وايسا

!ولش کن

!صبر کن

.عصر با رابرت صحبت کردم

.بهم گفت که تو رو توي استخر ديده بود

.پوست برنزه‌ي زيباي تو رو تحسين مي‌کرد

سعي داشت وانمود کنه که .تحت تاثير قرار نگرفته

،مي‌بيني .مرد اعجوبه‌ي جهان

.سعي کرد اين تصور را ايجاد کنه

او تو را بهتر .از من مي‌شناسد

...او درمورد پوست برنزه تو صحبت کرد

،که هيچ معنايي نداره ...ولي من خجالت کشيدم

.چون احساس کردم حرف رکيکي زده است

...نمي‌دونم منظور منو مي‌فهمي يا نه

...نمي‌تونم افکاري رو تحمل کنم

که کسي چيزي رو ...تصور مي‌کنه

.در حالي که تو رو نگاه مي‌کنه

...به محض اينکه رابرت اينو گفت

شروع به فکر کردن به تمام ...اون مردها و پسرهايي کردم

...که کنار استخر به تو نگاه مي‌کنن

.بعد يکهو مي‌خواستم گريه کنم

...چون يه عمر واسه من طول مي‌کشه

.تا بخوام صورت همه رو درهم بشکنم

به خاطر همين دلم مي‌خواد ...تو و من بتونيم زندگي کنيم

...در يه جزيره‌ي دورافتاده

.يا تنها توي جهان باشيم

...فقط ما دو نفر

بعد مي‌تونم از پوست برنزه ...تو لذت ببرم

و رد سفيد زيبايي که ...در اطراف لباس شنات ايجاد ميشه

.زماني که از آب بيرون مياي

...رابرت گفت تو محشر بودي

.و اينکه از بالا تو رو تماشا کرده بود

اون گفت تو حمام آفتاب گرفتي .در حالي که کسي تو رو نگاه مي‌کرد

...البته، باورم نميشه - !هي -

...چون اگه حقيقت داشت - !بس کن -

.ترجيح مي‌دادم که تو زشت باشي

!باربورا

چيه؟

کسي اونجاست؟

.منم

.بيا اينجا

...اينو نگاه کن

.اينو نگاه کن

.بهشون بگو اينجا نيان

.نمي‌خوام که بيان

!بيرون کليسا منتظرم باشين

!زود برو

اينجا چيکار مي‌کنين؟ - .هيچي -

چيزي اون بالا بود؟ - !هيچي -

هيچي؟ - !هيچي -

متوجه چيزي نشدين؟ - مثل چي؟ -

چي همراهت داري؟

.برين پيش بقيه و منتظرم باشين

منتظر بمونين .و جايي نرين

چي شده؟ - .هيچي، عزيزم -

!حالا برين و منتظرم بمونين

!عجله کنين

کسي اينجاست؟

کي اونجاست؟

.منم

.اوا

!بيا پايين

.نمي‌دونم چطور بيام پايين

!اينجا

!تکون نخور

!زودباش

!بلند شو

!بپر، عزيزم

!بپر

!بپر

اونجا چي داري؟

کجاست؟

کي؟ - .اون پيرزن -

.رفته دنبال آدم بگرده

.دوباره اومد - چي؟ -

.اون سگ

.بيا اينجا .زودباش

.بذار خودم اينکارو بکنم

.برو بخواب

.رودخونه عمق کمي داره - .قبلاً يه پل داشت -

...بريم اونجا .بيا يه راه گذر پيدا کنيم

!همينجا منتظر بشين

.همه‌چيز فرق کرده

.رودخونه‌ها، کوه‌ها، دره

توي اين سه سال گذشته .اصلاً نمي‌دونستم کجا هستيم

.و کجا داريم ميريم .مکان‌ها اسمي ندارن

ولي واسه تو اهميتي نداره، درسته؟

.زماني تمام تابستون بارون ميومد

.رودخونه قدرت زيادي داشت

.يه بار توپم توي آب افتاد و اونو با خودش برد

.بهم گفتن که اونو به دريا مي‌بره

.بعد ديگه گريه نکردم

از اون موقع به اينجا .برنگشتم، تا امروز

.ولي شايد يه جاي ديگه بود

خب؟

!ساکت

!بجنب

!بزنش

!گردنش رو ببر

!يه کمکي بهم بده

!محکم‌تر بکش

.همين جا مي‌مونيم

!وايسين! وايسين

!شليک نکن

!نه

...اوه، بچه‌ها

اين يه مرد هست؟ آره؟ - چي، عزيزم؟ -

اون يه مرد هست؟

.آره، عزيزم

مگه نمي‌بيني ريش داره؟

خب، چي ميگه؟ - .گفت که مرد هست -

...بياين، بياين

.خب، توي خونه هستيم

!يه سايبان

...يه لحظه صبر کنين

.شير واسه خانم‌هاي جوان

...شير تازه

...شير

.شير تازه

.حالشون رو بد مي‌کنه

.پونزده ساله که شير نخوردن

...شير تازه

...شير

چي شده؟

.فکر کنم تب داره

.مريضه. بيا مادام

...مادام .زمان زيادي گذشته

.حال من خوبه، فقط خسته‌م .فقط به خواب نياز دارم

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left