முதல் 200 வரிகள்.
این برنامه حاوی الفاظ رکیک است.
باشه، جوی.
اون تو رو گرو گذاشت.
میام دنبالت، قول میدم!
میام دنبالت، قول میدم!
من دفتر خاطرات رو میارم، تو جوی رو بهم میدی. معامله کردیم.
زنگ زده؟ برای معاوضه من با اون دفتر خاطرات؟
چون گفت دستمو قطع میکنه.
چون گفت دستمو قطع میکنه.
باید یه مرد به اسم جنسن رو پیدا کنی.
و یه مقداری از دیانایش رو برام بیاری. اگه جوی داره کاری برای آیریس میکنه...
راهی هست که از اون اطلاعات به نفع خودت استفاده کنی.
راهی هست که از اون اطلاعات به نفع خودت استفاده کنی.
آلفی، من اون کتابو لازم دارم.
ما از کسایی که آگاهانه کمک میکنن متنفریم.
ما از کسایی که آگاهانه کمک میکنن متنفریم.
به کسایی که افسر پلیس میکشن.
اگه واقعاً میخوای بدونی چی شده...
به خودت بستگی داره، نیکو.
به خودت بستگی داره، نیکو.
پلیس اینجاست.
پروفسور لیند، جسارت بنده رو ببخشید.
میدونم که حریم خصوصی براتون خیلی مهمه.
اسم من پیمه.
و همونطور که حتماً متوجه شدید، من نماینده سندیکا هستم.
همونایی که توسعه دستگاهتون رو تأمین مالی کردن.
اون موقع که پروژه با مشکل نقدینگی مواجه شد.
اون موقع که پروژه با مشکل نقدینگی مواجه شد.
در واقع، من رئیس موقت جدید چیزی هستم که بهش میگن...
کمیته درون گروهی.
حالا... ما، ستایشگران و حامیان شما...
حالا... ما، ستایشگران و حامیان شما...
کاملاً آگاهیم که در مدارهای عصبیِ
دستگاه شما، فرضیههایی نهفته است.
که شما ترجیح میدید فاش نشن.
که شما ترجیح میدید فاش نشن.
پس، اجازه بدید بهتون اطمینان بدم.
من اینجا هستم فقط برای بحث درباره یک کار نسبتاً جزئی.
که روی اشتباه تاخوردگی پروتئین در ژن PRNP انجام دادید.
که روی اشتباه تاخوردگی پروتئین در ژن PRNP انجام دادید.
ژنی که یک بیماری لاعلاج پریون را رمزگذاری میکند.
معروف به بیخوابی کشنده خانوادگی.
معروف به بیخوابی کشنده خانوادگی.
حالا، در رأس سازمان من...
مردی فوقالعاده ثروتمند نشسته.
مردی فوقالعاده ثروتمند نشسته.
و باارزشترین چیزی که تو کل دنیا داره...
یه نوهشه.
خب، خانوادهاش فهمیدن که اون این بیماری رو به ارث برده.
خب، خانوادهاش فهمیدن که اون این بیماری رو به ارث برده.
وقتی هنوز تو رحم مادرش بود.
بنابراین، رئیس قبلی کمیته درون گروهی...
وظیفه داشت یه درمان پیدا کنه.
وظیفه داشت یه درمان پیدا کنه.
قبل از اینکه علائمش ظاهر بشه.
و متأسفانه این اتفاق نیفتاد.
علائم چند هفته پیش ظاهر شد.
علائم چند هفته پیش ظاهر شد.
با لرزش شروع شد.
اختلالات راه رفتن.
حرکات غیرارادی چشم، دست و بازو.
حرکات غیرارادی چشم، دست و بازو.
وقتش به طرز فجیعی داره کم میشه.
وقتش به طرز فجیعی داره کم میشه.
به زودی، نمیتونه بخوابه.
دچار توهمات وحشتناک، و کابوسهای بیداری میشه.
دچار توهمات وحشتناک، و کابوسهای بیداری میشه.
و بعدش زوال عقل شدید.
و بعد مرگ.
نه سالشه.
پس، دلیل اینکه من اینجا هستم اینه که شخصاً به شما پیشنهاد بدم...
که به شما اطمینان کامل بدم که ما هیچ قصدی برای سوءاستفاده نداریم...
که به شما اطمینان کامل بدم که ما هیچ قصدی برای سوءاستفاده نداریم...
چه از نظر مالی، چه به هر طریق دیگه.
از هیچکدوم از این فرضیههای پیچیدهتر...
در واقع، با کمال میل حاضرم دستگاه رو به کلی از بین ببرم.
در واقع، با کمال میل حاضرم دستگاه رو به کلی از بین ببرم.
اگه واقعاً شما اینو میخواید.
تمام چیزی که من میخوام...
اینه که شما بیدارش کنید.
فقط به اندازهای...
فقط به اندازهای...
که من بتونم بردارم...
فقط چیزی رو که لازم دارم.
پروفسور لیند، این درباره یه بچهست.
متاسفم.
متاسفم.
اسمتونو بهم گفتید؟
ب-بله، گفتم. پیم هستم.
ممنونم. ممنونم. ممنونم.
گوهی تو، پیم.
از خودم پرتت کردم بیرون.
آخ!
آخ!
این مرد مغزش از کار افتاده. بیا از راه آسون بریم.
این مرد مغزش از کار افتاده. بیا از راه آسون بریم.
# اون روز داره میاد #
# آه، اون روز داره میاد #
# آه، بارون داره جشن تو رو خراب میکنه #
# آه، بارون داره جشن تو رو خراب میکنه #
# یه تاوانی داره
# یه تاوانی داره
# برای یه زندگی ریاکارانه
# و تو تظاهر میکنی
# که مهم نیست
# و اینکه نمیترسی
# و اینکه نمیترسی
# اوه، اون روز داره میاد
# اوه، اون روز داره میاد
# اوه، اون بارون داره جشن تو رو خراب میکنه. #
اوه، نه، نه، نه!
تو اینجا چیکار میکنی؟
یالا، بگو
اون... اون دعوتم کرد
کی؟ آیریس؟
کی؟ آیریس؟
از کی تا حالا این کانال یوتیوب رو داری؟
اِم... تقریباً دو سال.
اِم... تقریباً دو سال.
منظورم اینه که... طول میکشه تا دیده بشه.
ببخشید.
واقعاً متاسفم که نتونستم، اِم...
واقعاً متاسفم که نتونستم، اِم...
آره، میتونم امتحان کنم.
آره، میتونم امتحان کنم.
بذار برم بیرون! بذار برم بیرون! لطفاً، بذار برم بیرون!
بذار برم بیرون! بذار برم بیرون! لطفاً، بذار برم بیرون!
بذار برم بیرون! لطفاً، بذار برم بیرون!
آه! آه!
آه! آه!
آه! آه!
دستشویی اونجاست.
آه! آه!
آه! آه!
"یک نابغهی برجسته زمانی مشاهده کرد که 'اولین جرعه
"یک نابغهی برجسته زمانی مشاهده کرد که 'اولین جرعه
"'از جام علوم طبیعی تو را به یک ملحد تبدیل خواهد کرد
"'اما در ته جام... خدا در انتظار توست.'"
"'اما در ته جام... خدا در انتظار توست.'"
"و اینطور شد
"هر چه عمیقتر از چاه نادانی نوشیدم
"بیشتر به کیهانشناسی هندو کشیده شدم
"بیشتر به کیهانشناسی هندو کشیده شدم
"باوری که به این اصل شگفتانگیز اختصاص داده شده
"که کیهان، خودِ واقعیت
"که کیهان، خودِ واقعیت
"یک چرخهی بیپایان تولد، مرگ و باززایی را تجربه میکند
"و این را ما برهمن مینامیم
"آقای بِک، من فکر میکنم سایهی برهمن را دیدهام
"آقای بِک، من فکر میکنم سایهی برهمن را دیدهام
"من باور دارم که در خلأ شکل وجود دارد
"و اگر خواستید، میتوانید آن را خدا بنامید."
خب، این جنسنه، همونطور که مطمئنم آیریس توصیفش کرده.
خب، این جنسنه، همونطور که مطمئنم آیریس توصیفش کرده.
وقتی بهت گفت یواشکی بری تو اتاقش.
اما این هویت واقعی اونه.
کامرون بهت اعتماد کرد.
که این یعنی اون یه احمقه.
که این یعنی اون یه احمقه.
و تو خیلی خوششانسی که زندهای.
الان دارم میبینمش.
البته.
نه، بهشون بگو ما یه برنامهی عملیاتی داریم
که رمز عبور رو به زودی پیدا میکنیم.
اگه همه چیز خوب پیش بره، چند ساعت بیشتر طول نمیکشه.
اگه همه چیز خوب پیش بره، چند ساعت بیشتر طول نمیکشه.
لباس پوشیدی؟ نه! یه لحظه!
الانه؟
عصبی هستی؟
آره.
آره.
ای بابا! لازم نیست.
آره، حتماً.
ببین، اگه واقعاً وضعیتت بده، شاید بتونیم یه کمی دارو برات پیدا کنیم
فقط برای اینکه از اضطرابت کم کنه.
تو هم میخوری؟
تو هم میخوری؟
نه، برای تفریح نه.
راستش، من دیگه هیچ کاری رو برای تفریح انجام نمیدم.
راستش، من دیگه هیچ کاری رو برای تفریح انجام نمیدم.
ولی یه چیزی میخورم که کمکم کنه بخوابم
و یه چیزی که کمکم کنه از تخت بلند شم
و یه چیزی...
و یه چیزی...
خب، من یه جورایی گهگاهی حملات پانیک بهم دست میده.
من... فکر میکنم خوبم، ممنون.
من... فکر میکنم خوبم، ممنون.
انتخاب خوبیه. بیشتر وقتا بگو نه.
آها، پس این جویئه؟
بالاخره از دیدنت خوشبختم، جوی.
اشکالی نداره. نگران نباش.
اشکالی نداره. نگران نباش.
ادامه بده.
هی، آیریس!
سلام، کامرون.
"اینترنت رو دیدم. ایتالیا چطوره؟"
تا حالا تو روف گاردن (بام رستوران/هتل)
تا حالا تو روف گاردن (بام رستوران/هتل)
هتل رما آنتیکا یه کوکتل خوردی؟
وای خدای من!
No comments yet. Be the first to leave one.