Death in Paradise

Death in Paradise

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 15

வெளியீட்டு விவரம்

Death in Paradise S15E02 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 15 قسمت 2 Death in Paradise 2011 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-06
பதிவிறக்கங்கள்: 31
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

جمعه‌ست. ساعت ۵:۵۲ دقیقه‌ی عصره

و هفته‌ی اول با مراجع‌های جدیدم رو به پایانه

آلسدیر و مارگوت هارتنل

خودشون می‌گن که اومدن به اینجا

آخرین تیرِ ترکشونه

در آستانه‌ی طلاق بودن

بیا جلو. بپیچ راست. بپیچ راست

بپیچ چپ. نه، نه، صبر کن

نه، ببخشید، اشتباه از من بود

محض رضای خدا، آلسدیر

خصومت جای عشق رو گرفته. (آه می‌کشد)

تو توی این کار افتضاحی

دیگه کافیه! ببخشید عزیزم

تمام اعتماد از بین رفته... ای بابا

ببخشید. ببخشید

اشکالی نداره، طوری نیست

مضاف بر اینکه به نظر می‌رسه نمی‌تونن

به شکلی معنادار و دوطرفه با هم ارتباط برقرار کنن

حس می‌کنم حرفام شنیده نمی‌شه

وقتی در مورد احساساتم باهات حرف می‌زنم

خب، بیشتر وقتایی که می‌خوای حرف بزنی

فکر و ذکرم درگیر کاره و

اونم مهمه دیگه

پس فقط بحث بدشانسی در زمان‌بندی مطرحه، همین

ازدواجشون دیگه براشون معنایی نداره

در طول هفته‌های آینده

می‌خوام ببینم می‌تونیم رد پاهایی رو پیدا کنیم

که باعث شد به این وضعیت دچار بشن؟

ببینیم می‌تونیم بفهمیم چطور کارشون به اینجا کشید

نفرات بعدی، لوک و استیسی واربر هستن

فکر می‌کنم شکافِ بین اون‌ها اون‌قدرها عمیق نیست

از اینکه این‌قدر صبوری ممنونم

و اینکه الان اینجا کنارمی و داری این کار رو انجام می‌دی

چون

می‌دونم اون چیزی رو که نیاز داری بهت نمی‌دم

این خیلی مهربانانه‌ست، عزیزم

در ظاهر، زندگی عاشقانه‌ای دارن، اما

حالا می‌شه لطفاً دست همدیگه رو بگیرید؟

و همون تماس چشمی رو حفظ کنید

به گفته‌ی خودشون

مشکلات جدی در رابطه‌ی عاطفیشون وجود داره

چرا نمی‌تونی این کار رو بکنی؟

اوم... اِ

متاسفم

ببخشید. ببخشید، می‌شه پنج دقیقه استراحت کنیم؟

اشکالی نداره. حتماً

طوری نیست، لوک

عجله نکن

منظورم اینه که... مشکلی نیست

همه‌ی این‌ها بخشی از روند درمانه

جمعه‌ست. الان دیگه آخر هفته شروع شده

اما دوشنبه روز بزرگی خواهد بود

نقشه‌های هیجان‌انگیزی دارم

فکر می‌کنم ممکنه یه پیشرفت واقعی حاصل بشه

سلام

عزیزم

شرابش خوبه

این خوب به نظر می‌رسه، نه؟ بله

سلام به همگی. سلام

فقط می‌خواستم خیلی ازتون تشکر کنم

بابت تمام تلاش‌ها و پشتکارتون در این هفته

باید به خودتون افتخار کنید

کارهای بیشتری برای هفته‌ی بعد داریم

اما فعلاً، از شب‌تون لذت ببرید

ممنون. ممنون. ممنون

بسیار خب، نوش جان

به سلامتیِ همگی. سلامتی

سلامتی

فقط حس می‌کنم هر حرفی که می‌زنم غلطه

هر کلمه، هر بیانی

مثل یه حیوون وحشی بهش حمله می‌کنه

آره، عیالتون قطعاً زبونِ بُرنده‌ای داره

هوم

هی؟

فکر کردم هیچ‌وقت نمی‌پرسی. از این بدون گمرکی‌هاست

این‌ها وسایل «کی‌را»ست

هنوز که نداره شنا می‌کنه، درسته؟

همسر سابقم می‌خواست از این جور کارها امتحان کنم

زوج‌درمانی

اهلش نیستم

فکر نمی‌کنی برای رابطه خوب باشه؟

اینکه بیشتر با هم حرف بزنید و درد و دل کنید؟

نه بابا

آه، صحنه‌ی جرم

بازرس، اوم، فکر نمی‌کنم درست باشه این رو توی صحنه‌ی جرم بپوشید

چرا که نه؟

چون روش نوشته «من عاشق سنت‌ ماری هستم»

درست روی سینه‌ش

اوم؟

پس هنوز لباس‌هاتون رو پس نگرفتید؟

حتماً ۵۰ تا پیغام برای سولومون گذاشتم

این تنها پیراهنیه که نبرده

ولی از یکی از رفقای پلیس لندن خواستم یه لطفی در حقم بکنه

و ازش خواستم موقعیت گوشی‌ش رو برام ردیابی کنه

آه. استفاده‌ی خیلی خوبیه از منابعِ اون‌ها

هی، گوش کن

اون از من دزدی کرده و این یه جرمه

بازرس، من فقط فکر می‌کنم بهتره کلاه رو از سرتون بردارید

آره، باشه

مقتول «کی‌را مِیهیو» نام داره

ساله ۴۲

درمانگر بالینیِ مجرب

اینجا یه مرکز اقامتیِ زوج‌درمانی راه انداخته بود

به نظر می‌رسه علت مرگ غرق‌شدگی باشه

دیروز عصر حدود ساعت هفت رفته شنا

و ساعت نه، دو تا ماهیگیر

جسدی رو در ۱۰۰ متری ساحل پیدا کردن

دقیقاً روبروی همین‌جا

اون‌ها تا اومدنِ اورژانس مراقب جسد بودن

دیشب دیگه کی اینجا بود؟

کلاً حدود شش نفر

چهار تا مهمان، دو تا پرسنل؛ یعنی آشپز و پیشخدمت

چند تا کبودی دور گردن و شونه‌هاش هست

شبیه جای انگشته

کادر اورژانس می‌گن این‌ها جدیدن و احتمالاً توسط کسی

ایجاد شدن که اون رو زیر آب نگه داشته

اون‌ها معتقدن این یه قتله. واسه همین با ما تماس گرفتن

خب، یعنی چی، اون توی دریا شنا می‌کرده

و یکی همراهش بوده و این کار رو کرده؟

یا شاید هم یکی اون بیرون با قایق منتظرش بوده

بازرس، اگه بهتون بگم

همین الان یه توپ بینگو توی صحنه‌ی جرم پیدا کردم، چی می‌گید؟

می‌گم: «واقعاً یه توپ بینگو توی صحنه‌ی جرم پیدا کردی؟»

و منم می‌گم بله

بله، واقعاً یه توپ بینگو توی صحنه‌ی جرم پیدا کردم

۱۳

برای بعضی‌ها نحسی میاره

منظورم اینه که، احتمالاً ربط چندانی

به قتل «کی‌را مِیهیو» نداره، درسته؟

هنوز نمی‌دونیم. بذارش توی کیسه مدارک

اوم، باشه

حالا توپ بینگو رسماً جزو شواهده

گذاشتنِ توپ بینگو توی کیسه... حله

گروهبان فلچر، شما با کارکنان صحبت کنید

افسر رز

ببینید اینجا دوربین امنیتی داره یا نه

و گروهبان توماس، بیا با مهمان‌ها حرف بزنیم

اوه، من این رو پیش خودم نگه می‌دارم

ببخشید، الان گفتید قتل؟

من فکر کردم یه حادثه بوده

خب، نبوده. پس باید بپرسیم که همه‌تون کجا بودید

بین ساعت هفت تا نهِ دیشب

یعنی دارید می‌گید ما مظنونیم؟

آخرین بار کی «کی‌را مِیهیو» رو دیدید؟

قبل از شام. داشتیم نوشیدنیِ قبل شام می‌خوردیم

و اون اومد و بهمون گفت شب خوبی داشته باشیم

از شب‌تون لذت ببرید

ممنون

اون موقع ساعت چند بود؟

درست قبل از هفت. رفت برای شنا

و دیگه ندیدیمش تا وقتی که

که، اوم

مرده؟

فقط بگو

و این یه عادت همیشگی بود

که اون ساعت بره شنا؟

به نظر می‌رسید این‌طوره. مثل اکثر غروب‌ها

«کی‌را» می‌گفت این درمانِ خودشه

اینکه بعد از یه روز طولانی تن به آب بزنه

معتقد بود که، اِ، بهش انرژی می‌ده

و در طول اون دو ساعتی که از دیدنِ اون گذشت

تا پیدا شدن جسدش، شما...؟

همه‌مون با هم بودیم، داشتیم شام می‌خوردیم

ببینید، کار هیچ‌کدوم از ما نبوده، خب؟

هیچ‌کس به ما نگفته بود که قراره این‌طوری سین‌جیم بشیم

هیچ‌کدوم از ما هنوز نخوابیدیم

و من هم یه قرص خواب خوردم

از طرف من معذرت‌خواهی نکن، آلسدیر

می‌دونی وقتی این کار رو می‌کنی بدم میاد

ببخشید، عزیزم

«عزیزم» هم صدام نکن

نه، البته که نه. ببخشید. یادم رفت

بسیار خب. اگه چیزی به فکرتون رسید، به ما خبر بدید

خدا بهمون رحم کنه

من با پرسنل صحبت کردم

اون‌ها می‌تونن برای زمان قتل، گواهیِ عدم حضور در صحنه بدن

بین ساعت هفت تا نه مشغول آماده کردن شام بودن

فکر می‌کنی داره گوش می‌ده؟

دارم گوش می‌دم! فقط می‌خواستم مطمئن بشم، قربان

درباره‌ی مقتول چی گفتن؟

خب، می‌گفتن رئیس خوبی بوده

همیشه حقوق‌شون رو به‌موقع می‌داده و خوش‌برخورد بوده

چیزی نگفتن که کی ممکنه بخواد بهش صدمه بزنه؟

نه. فکر می‌کنن واقعاً کسی رو اینجا نمی‌شناخته

زیاد بیرون نمی‌رفته

سرش تو کار خودش بوده

گوشیش رو چک کردم

تمام پیام‌ها و ایمیل‌هاش مربوط به کار بودن

به‌جز پیام‌های مادرش توی انگلیس

حالش چطوره؟

تعریفی نداره. قرار شد فردا که کمی آروم‌تر شد باهاش صحبت کنیم

وقتی که شاید یه ذره آروم‌تر شده باشه

این رو پیدا کردم

تاریخ و زمانش مال دیروزه

ساعت ۵:۵۲ عصر

یعنی کمی بیشتر از یک ساعت قبل از اینکه بره شنا

الان آخر هفته‌ست

اما دوشنبه روز بزرگیه. نقشه‌های هیجان‌انگیزی دارم

و فکر می‌کنم ممکنه پیشرفت واقعی حاصل بشه

حسم بهم می‌گه که یه دروغی گفته شده

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left