Monk

Monk

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

monk 1968 1080p web h264-hymn
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Monk 2022 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-21
பதிவிறக்கங்கள்: 13
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 181 வரிகள்.

تو نیویورک ماشین ندارم

اوه، اون امروز صبح بود، تو هتل کوئین الیزابت

الیزابت؟

الان چند تا گربه داری؟

فقط ۴۰ تا

تا؟ ۴۶

اوه، کم شدن؟ همه‌شون رو دک کردی رفت؟

تا گربه؟ - نگرانش نباش پسر ۴۶

همه‌ش همین؟ - تعدادشون کم شد

قبلاً ۶۰ تا یا یه همچین چیزایی داشتی

وقتی اونجا بودم ۵۰، ۵۵ تایی داشتی

تا داشتم، بالای ۱۰۶ تا، ولی دیگه بعد از ۱۰۶ نتونستم بشمارم ۱۰۰

(صدای همهمه)

بهش می‌گن زنگوله‌ی گربه

چی؟ - زنگوله‌ی گربه

ممنون

آره! (تشویق تماشاگران)

آره، آره

(تشویق تماشاگران)

مگه نه؟ - چی عزیزم؟

خاندان سلطنتی اومدن پیش پدربزرگت

و گفتن و ناله و زاری کردن، می‌دونی، از این حرفا

التماس کردن و تو هم براش مایه گذاشتی

تا بتونه ناپلئون رو شکست بده، درسته؟

اون دنیا رو عوض کرد

تقصیر هیچ‌کس نیست اینجا

آره، ولی مال بیشتر از یک سال پیش بود

یعنی، من مدیر برنامه‌تم، من به مردم می‌گم تو کی هستی

مسخره‌ست پسر، دیرمون نشده که بریم مدرسه

اون یه میلیاردره. - من دارم درباره این طرف حرف می‌زنم

یکی از روچیلدها؟

آه. - هی، خیالی نیست

الان داریم درباره من و تو حرف می‌زنیم

همه می‌دونن یه آدم بی‌پناه و بیچاره وجود داره

من همیشه پول دارم

کل خانواده، تلونیوس

دیگه هیچ‌وقت بی‌پول نمی‌مونم

این دیگه قدیمی شده. - من دووم آوردم

خانواده. - اوه آره، اون رو می‌دونیم

عین حقیقته

تو هیچی نمی‌فهمی. - ما از اون باخبریم

اون چیه؟

اون چیه؟ - شبیه چیه؟

به نظر من که یه تیکه کاغذه

آره دیگه

یه تیکه کاغذ. - گرفتی چی شد

پول کاغذه

اون فقط یه تیکه کاغذه پسر

باید طلا باشه

باید طلا و جواهر و اینجور چیزا داشته باشی

حالا این، من ترجیح می‌دم اینو داشته باشم

این اساسی‌تره، جهانی‌تره

و از این حرفا، می‌دونی، این

این و بفهم. - هی، می‌دونی چیه؟

باید دستت رو اینطوری تکون بدی

شوخی می‌کنی؟ - این همون چیزیه که تو

این جهانی‌تر از... (صدای همهمه)

این شرقیه، از طرز ساختش معلومه

آره. - ساخته شده

به سبک شرقی

من می‌گم عقلت رو بده به من

اونوقت هر چقدر دلم بخواد پول درمیارم

نفر رو ردیف می‌کنی... (زمزمه کردن) ۵۰

این همون آهنگه، این همون آهنگه

اوه، آره اونا... - حسش نیست

کاری بکنم چون همه‌ش به ساز زدن تو بستگی داره

نگران هیچی نباش. (صدای همهمه)

من ردیفم

در واقع

فکر کردم یه اسکناس ۲۰ دلاری قبول می‌کنن

می‌تونم ببرمت جایی که اسکناس ۲۰ دلاری رو قبول می‌کنن

قبل از اینکه اون انگشتر یا یه اسکناس ۱۰۰۰ دلاری رو بردارن

چون فکر می‌کنن اسکناس ۱۰۰۰ دلاری

و انگشتر کلاهبرداریه. (خنده)

اوه، آره، این انگشتر

اون یه اوپال سیاهه

اون سنگ ماه تولدمه، همون اوپال سیاه

و اون سنگ، اگه بتونی پیداش کنی، خیلی نایابه

این اولین باریه که می‌بینمش

بهم گفتن حدود هزار دلار قیمتشه

حداقل یه هزاری برات آب می‌خوره

تو هنگ‌کنگ خریدی، مگه نه؟

آره. - پسر، عجب انگشتریه

که باهاش می‌تونی ملت رو بیهوش کنی و بیفتی به جونشون، می‌دونی؟

کناره‌هاش چند تا الماس متفاوت گذاشتم

و مجبور بودم بگیرمش

مجبور شدم بدم کوچیکش کنن

اونقدر بزرگه که وقتی تو انگشتم بود

موقع ساز زدن مدام درمی‌اومد

عزیزم، انگشتات خیلی ظریفه

و پاهای کوچولویی داری

هی، یه کادو برات دارم

یک میلیون دلار؟ - نه

نه دقیقاً

بیا، بگیر

این یه، یه ماژیکه، می‌دونی؟

واسه امضا دادن به مردم یا یه چیزی تو این مایه‌ها؟

نه، این یه

نمی‌دونم اینو با خودم ببرم یا نه عزیزم، چون

یه مداد نقره‌ای واسه امضاهات

آره، ولی ببین، دوست ندارم خودکار با خودم داشته باشم

بهشون بگو خودکار همراهم نیست، می‌دونی؟

ولی این یکی... - انرژی کمتری می‌بره

واسه وقتی که می‌خوای بنویسی. (زمزمه کردن)

این امانتیه

این چیه، مسخره‌بازیه‌ یا

نه. - یا واقعیه؟

این چیه، نقره‌ست؟ - نقره‌ست

ولی ماژیک رو امتحان کن

شبیه یه ماژیک جادویی کوچیکه

اوم‌هوم

خب این که چیزی نیست (زمزمه کردن)

دیدی؟ دیدی منظورم چی بود؟ - اوم‌هوم

هوم

دهنم وا موند

این یه تیکه کاغذ درست و حسابیه

یه تیکه کاغذ درست و حسابی

با آداب و معاشرت انجامش بدم؟

این، این

می‌تونی بخونیش؟

می‌تونی بخونیش؟ می‌تونی بخونیش؟

بله، می‌تونم بخونمش. - هان؟

یه پیام زیبا

باید یکی رو پیدا کنی که بتونه اینو برات رمزگشایی کنه، می‌دونی

و بگه معنیش چیه، بفهمه چی می‌گه، می‌دونی؟

حالت رو دگرگون می‌کنه

کله‌پا می‌شی

منظورم اینه که واقعاً مخت سوت می‌کشه، می‌دونی

(تشویق تماشاگران)

کجا داریم می‌ریم؟

هر جا. - خیلی خب

(موسیقی جاز)

اگه بتونم تو خیابون این کار رو می‌کنم

یه رفیق تازه‌نفس می‌خوام

(زمزمه کردن کاتلین)

یه جشن تولد داشتم، ولی (زمزمه کردن)

اگه کس دیگه‌ای این کار رو کنه، می‌ندازنش تو لباس تیمارستان

(زمزمه کردن)

این اسم آشنا به نظر میاد. - بله

اوه

ولی می‌دونی، می‌خوام بدونم

کنجکاوم بدونم چی شد، چون می‌خوام

اوه، اون تلونیوس، عجب آدم کله‌شقیه

ممنون

داره صدای تشویق میاد

(زمزمه کردن)

اوه، مکس گوردون، صاحب کلاب

درود بر صاحب کلاب، هورا، هورا، هورا

(صدای همهمه)

سلام بچه‌ها

چطوری؟ - امروز چطوری؟

هی! - حالت چطوره؟

چطور مطوری پسر؟

سلام پسر. (زمزمه کردن)

چه خبره، اون چیه، کلاه جدیده؟

اوه آره، اینو تو لهستان بهم دادن

لهستان؟ - آره

یه کلاه بهم دادن، آره

هی، لری؛ چارلی روز اینجاست؟

همه اینجان؛ بیگ بن کجاست؟

آره، اون... (من‌من کردن)

تا همه بیان، نیم ساعت دیر شده

عزیزم، خدای من، یه کادو بگیر. (خنده)

هی، کال. - سلام، تی

چطوری؟ - خوبم

تئو. - چاق‌تر شدی

اونو دوباره بزن، جیم، جیم. (خنده)

اونا همیشه باید وقت‌شناس باشن پسر

نمی‌فهمم. - اوه، بی‌خیال بابا

بذار عینک رو ببینم. (خنده)

اوه، داری سر به سرم می‌ذاری

اوه! (کف زدن و خنده)

اوه، هی، فرانک! - چطوری پسر؟

ازش خوشم میاد، خوشم اومد

عینکه رو! - با عینک

از کجا می‌تونم یه جفت دیگه مثل این پیدا کنم؟

آه. - می‌خوام یکی بخرم

من تازه خریدم

چیزی توش داره؟

نه. (خنده) - مثلاً تو

جالبه

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left