The O.C.

The O.C.

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 3

வெளியீட்டு விவரம்

The O C S03E09 The Disconnect 1080p WEB-DL DD2 0 H 264-Web4HD
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 9 The.O.C زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-10
பதிவிறக்கங்கள்: 21
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

نظرت چیه با هم یه کاسبی راه بندازیم؟

من نیازی به صدقه‌سر تو ندارم

کرستن: پس چرا داری توی تریلر زندگی می‌کنی؟

من نمی‌خوام برم "برکلی"

می‌خوام برم دانشگاه "براون"

سامر: اگه بره دانشگاه

و با یه مشت دختر خیلی باهوش آشنا بشه چی؟

و بفهمه اونا همونایی هستن که باید باهاشون باشه؟

داری چه غلطی می‌کنی؟

بذار توضیح بدم

تو روزِ تعطیل ملت رو می‌کِشی اینجا که اخراجشون کنی؟

اون ازت خوشش میاد، دیر یا زود باید با این قضیه کنار بیای

شاید اصلاً درک نمی‌کنی اون داره چی می‌کشه

شما دوتا با هم حرف بزنید، من دیگه حرفی ندارم

رایان

احساس مسئولیت می‌کنم

می‌خوام عمل کنم و برگردم سرِ تخته‌ی موج‌سواری‌م

بچه‌ها، واقعاً دمتون گرم

خواهشش می‌کنم، خوشحال می‌شیم کمک کنیم

مشکلی نیست داداش

من که فقط همراهی‌تون کردم ولی خواهش می‌کنم

لازم نبود این کار رو بکنید

بابا این چه حرفیه؟ وظیفه‌مون بود

منظورم اینه که، "چیلی" که شهر نیست، مامانت هم که سر کاره

نمی‌ذاشتیم که با اتوبوس بری

آره، سوار اتوبوس شدن انگار هیچ‌وقت

تو این منطقه عاقبتِ خوبی نداره

همین بالایی سمت راستیه

ماریسا: همونی که لبه‌های سفید داره؟

نه، همون بغلیش

استخرش هم اون پشته

پسر، اصلاً نگرانش نباش

باید می‌دیدی رایان کجا بزرگ شده

به‌زودی اسباب‌کشی می‌کنیم

بعد از اینکه حرفه‌ای شدم

یه سال توی مسابقات شرکت می‌کنم و پول پس‌انداز می‌کنم

واسه مامانم یه خونه توی محله‌ی "فلاور استریتس" می‌خرم

شاید الان یکم خوش‌بین به نظر بیام، ولی

نه

باز هم ممنون

آره، فعلاً

بیا، بذار کمکت کنم

نه، خودم می‌تونم

همه‌تون دیرتون میشه ها

یادت نره

اوه، مرسی. حله

آره

باشه، قطعاً حالت خوب نیست

نمی‌تونم این صحنه رو ببینم

من الان ساعت آزاد دارم

تو باید بمونی کمکش کنی جا بیفته

این‌طور فکر می‌کنی؟

شب می‌بینمت. باشه

بعداً با هم حرف می‌زنیم و یه چیزی می‌خوریم

باشه، ممنون

بیا، بذار کمک کنم

نه، نه، خوبم

نه، اشکالی نداره، حواسم هست

چیزی نگو

بچه طفلک هیشکی رو نداره

و من به ماریسا اعتماد دارم

* کالیفرنیا، داریم میایم

* درست همون‌جایی که ازش شروع کردیم. *

* کالیفرنیا

* کالیفرنیا

می‌تونه چیزی رو فراهم کنه که توی "نیوپورت" کمه

ولی ما که اینجا همه‌چی داریم

یه کتاب‌فروشی درست و حسابی نداریم

که نویسنده‌های جدید بیان توش کتاب بخونن

آه، جالبه

ولی داشتم فکر می‌کردم

که کسب‌وکار جدیدمون می‌تونه یه چیزی رو فراهم کنه

که "نیوپورت" واقعاً بهش نیاز داره

خب، جولی، ایده‌ت چیه؟

خب

داشتم توی مجله "استاف" درباره این خدمات می‌خوندم

می‌تونیم از این دخترا بیاریم که بیان خونه‌ت رو تمیز کنن

فکر کنم بهشون می‌گن خدمتکار

و "نیوپورت" قطعاً دنبال این‌جور چیزاست

خدمتکار نه، خدمتکارهای لخت

آخه کی دلش می‌خواد خدمتکارش رو لخت ببینه؟

خدمتکار نیستن کرستن، رقصنده برهنه‌ان

کی دلش می‌خواد یه رقصنده براش لباس بشوره؟

خب، تا وقتی که بلد باشه چطور پیرهن‌هام رو اتو کنه

همون‌جوری که دوست دارم، بدون چروک و نه زیاد آهارخورده

می‌بینی "کیکی"؟ سندی درک می‌کنه

فقط چند هفته توی "نیوپورت گروپ" بوده

و از همین الان مثل یه تاجر فکر می‌کنه

باید چیزی رو به مردم بدی که می‌خوان

دقیقاً. و من الان دارم سعی می‌کنم به اونایی که پول زیادی ندارن

یه جای درست و حسابی واسه زندگی بدم

"مت" یه جلسه بزرگ با چندتا سرمایه‌گذار احتمالی ترتیب داده

سندی، فکر نکنم من موافق مسکن‌های ارزون‌قیمت باشم

جولی، تو خودت داری توی یه کاروان زندگی می‌کنی

و انگیزه زیادی دارم که شرایطم رو عوض کنم

اگه فقیر بودن رو بیش از حد راحت کنی

اونوقت چه انگیزه‌ای واسه پولدار شدن می‌مونه؟

باور کن اگه قرار باشه کسی این رو بدونه، اون منم

خب، با این حرف‌های امیدبخش

شما دوتا رو تنها می‌ذارم تا سرِ جزئیات

اقتصاد بازارِ آزاد با هم بحث کنید

گوش کن، چرا کاری رو انجام ندیم

که می‌دونیم "نیوپورت" بهش نیاز داره و ما هم توش مهارت داریم؟

چیزی به ذهنم نمی‌رسه

برنامه‌ریزی برای مهمونی‌ها

من پذیراییِ جشن‌های خیریه و شام‌های خصوصی رو به عهده می‌گیرم

همه‌ی فروشنده‌ها و جاها رو می‌شناسیم

از الان یه عالمه مشتری هم داریم

اوهوم

من پایه‌م

ماریسا زنگ زده؟

همین الان رسوندمش

چرا باید زنگ بزنه؟ سرش شلوغه

سلام بچه‌ها. نمی‌تونم حرف بزنم

باید برم پیش دکتر کیم

باز دسته‌گل به آب دادی؟

نه، باید پرونده دانشگاهیم رو تغییر بدم

نمره کنکورم اومده

سامر، نمره‌های ما که چند ماه پیش اومده بود

اوه، خب، من دیر امتحان دادم، یادت نیست؟

دفعه‌ی اول یه ماراتن سریال پخش می‌شد

چطور دادی؟

رایان، اذیت نکن

هیچ‌وقت از یه خانم درباره سن، وزن یا نمره کنکورش سوال نمی‌کنن

شدم ۲۳۰۰

چی، انقدر بد شده؟

اون‌قدر... خوب

هوم؟ به خوبیِ تو شده، کوهن؟

بهتر

فقط یه کوچولو بیشتر

عجب

می‌دونی، یه بار یه تحقیق خوندم

که می‌گفت اگه ۱۵۰۰ تا دانش‌آموز کلاس سومی

امتحان کنکور بدن، یکیشون نمره کامل می‌گیره

اونم فقط بر اساس احتمالات

آره، ولی من کلاس سومی نیستم کوهن

نه نه، نمی‌گم هستی

ولی منظورم اینه که، چطوری می‌خوای این رو توضیح بدی؟

نمی‌دونم

اصلاً مگه ممکنه؟

اون "کریسموکا" رو نجات داد

خب، پتو داری

بالش داری، امم، دیگه چی؟

کنترل تلویزیون، مجله‌ها

خیلی خب، اگه چیزی لازم داشتی بهم زنگ بزن، باشه؟

منتظر زنگم نباش

آخه انگار تقریباً به فکر همه‌چی بودی

خب، شاید بعد از مدرسه بیام پیشت

تکالیفت رو برات بیارم

بعداً می‌گیرم‌شون

همه‌چی روبه‌راهه؟

آخه اگه بهتر نمی‌شناختمت

فکر می‌کردم داری سعی می‌کنی منو دک کنی

هر کاری از دستت برمیاد انجام بدی کمک بزرگیه

مامان، سلام

لطفاً باهام تماس بگیرید

هر وقت خبری شد. باز هم ممنون

سلام عزیزم، حالت چطوره؟

خوبم. مامان، ایشون

ماریسا کوپرِ معروف

سلام

بیا اینجا عزیزم

اوه، جانی انقدر ازت تعریف کرده

که انگار از قبل می‌شناختمت

بهم نگفته بودی انقدر خوشگله

مامان، داری خجالت‌زده‌ش می‌کنی

ببخشید

گوش کن، ممنون که آوردیش خونه

سعی کردم یکی رو پیدا کنم تو آسایشگاه جام وایسته

ولی هیشکی شیفت شب رو نمی‌خواست. عجیبه والا. ماریسا باید بره سر کلاس

داری معطلش می‌کنی دیر برسه

یه لحظه صبر کن. یه خبر خوب دارم

برات وقت گرفتم

پیش بهترین دکتر پزشکیِ ورزشی توی کل "اورنج کانتی"

یه جراح ارتوپدِ حسابی

که با تیم‌های "اینجلز" و "داکس" کار می‌کنه

مرسی مامان

فقط یه مشکلی هست

چون خیلی سرش شلوغه، لیست انتظار داره

و باید یکم منتظر بمونی

مثلاً چقدر؟ یه هفته؟

بیشتر شبیه چند ماه بود

ولی تا اون موقع که تیم رفته

مسابقات رو از دست میدم

می‌دونم عزیزم

ولی سال دیگه هم هست

شاید یه راهی باشه که اسمت رو توی لیست بیاری جلوتر

نه، نه، سعی کردم

ولی خب می‌دونی، این پارتی‌بازی‌ها رو واسه دوستاشون

و خیرین بیمارستان انجام میدن

عزیزم

متاسفم. من تلاشم رو کردم

سلام. هی

باورت نمیشه

کاشف به عمل اومد که من خیلی باهوشم

آره، هستی

به سبک خودت

نه به سبک خودم، به سبک تو هم هستم

ظاهراً من از اون چیزی که بهش می‌گن "استعداد" کلی دارم

واقعاً؟

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left