முதல் 195 வரிகள்.
سیاستمدار پوپولیست، مانفرد فست
در مونیخ هدف گلوله یه تکتیرانداز قرار گرفت
فست داشت از پسرش، الیاس فست، دیدن میکرد
در بیمارستان سنت الیزابت
این باعث گمانهزنی شده
راجع به ارتباط بین این اتفاقات.
وقتی یه تکتیرانداز یه تفنگ پیدا میکنه
که میتونه باهاش از اون فاصله شلیک کنه
این تفنگ رو باید نگه داشت.
یه تفنگساز هست
که دنبال این کار بوده.
اسمشم نورمن استوکه.
من در بلفاست یه منبع با اسم رمز گنجشک دارم.
اگه لری میدونست با کی حرف میزدم، منو میکشت.
اون یه دختر داره، اِما.
میدونم میتونم پیداش کنم.
ناامیدم نکن.
هدف کیه؟ زن: اوله داگ چارلز.
ریور یه تکنولوژی انقلابیه.
میتونی بهش برسی؟ هزینه داره.
یه مشکل جدی داریم
با دانشجوت.
دستگیر شده.
در آلمان حامیان مانفرد فست
همچنان خواستار این هستن که انتخابات فدرال آتی
به تعویق بیفته.
مخالفان سیاسی او منکر این هستن که مخالفتشون با این موضوع
نشانه بیاحترامیه
به فست و خانوادهش.
مانفرد میگه پسرش الیاس هم
گنجشک کیه؟
یک روز قبل از ترور.
بده! بده بده! بده بده! بده بده!
اوه. آلیسون، یه لحظه به من فرصت بده.
صبح بخیر.
تو یه عوضی لعنتی هستی،
میدونی؟ آلیسون، چه خبره؟
نگو این اتفاقیه.
یهو سر و کلهت پیدا شد،
بعد اِما دستگیر شده.
نمیذارن باهاش حرف بزنم.
و میدونم این کارو میکنی تا به من ضربه بزنی.
من هیچ ربطی بهش ندارم.
دروغگویی.
چرا منو آلیسون صدا میکنی؟
تو خیلی خوب میدونی واسه چی زنگ زدم.
میدونم میتونی از اونجا درش بیاری. تو منو درآوردی.
آره. اون موقع یه چیزی برای ارائه داشتی.
فقط شماره تلفن نورمن رو بهم بده
بقیهاش با من.
و همین امروز میخوامش.
گزارش اولیه میگه
اِما یه بیماری قلبی زمینهای داشته.
ممکن بود هر جایی بمیره.
ولی توی بازداشتگاه پلیس مرد.
و تو اونو اونجا فرستادی.
مردی که مانفرد فست رو کشت
دوباره آدم میکشه مگر اینکه جلوش رو بگیریم.
پس تلفات جانبی؟ من اینطوری نمیگم.
تو چطوری میگی؟
یه دختر مرد که نباید میمرد.
ایشون آقای کارور هستن. ایشون برای ما گندکاریها رو جمع و جور میکنه.
خیلی خوش شانسی. ایشون اینجاست تا گندکاریهای تو رو جمع و جور کنه.
دختره در بازداشت پلیس بود.
این باعث میشه پلیس از نظر قانونی مسئول باشه.
ولی کار من اینه که صددرصد مطمئن بشم
که MI6 به هیچ وجه مرتبط نشه.
پس کی میدونه تو تو کلانتری بودی؟
همه چی از طریق گیلسپی انجام شد.
همون پلیسه؟
آره.
اون تنها کسیه که حتی اسم منو میدونه.
با گیلسپی حرف میزنم.
مطمئن شو هیچکس دیگه نتونه شناساییش کنه.
کس دیگهای؟ نه.
مطمئنی؟ آره.
امیدوارم بشه به گیلسپی اعتماد کرد.
باید این عملیات رو همین الان تعطیل کنیم.
امروز صبح با گنجشک حرف زدم. پاش گیره.
بهش گفتی که دخترش مرده؟
نگفتم.
توی یه چاهی و میخوای بیشتر فرو بری؟
یک شخصیت سیاسی مهم ترور شده
و احتمال قوی هست که
اسلحه رو یک اسلحهساز بریتانیایی ساخته باشه
و من یه سرنخ ازش دارم
میگی همینجوری بیخیال بشیم و بریم؟
این یه کار بیهوده است
و به اعتبار بخش ما کمکی نمیکنه
باید این رو بسپاریم به میز اروپای مرکزی
به آلمانیها قول دادم کمک میکنیم
وضعیت اِما
مایه تأسفه، ولی هدف وسیله رو توجیه میکنه
و در این مورد، هدف برتری داره
آلیسون نباید از قضیه اِما باخبر بشه
اگه اون خبر درز کنه، از دستش میدم
میتونم برات زمان بخرم
چقدر؟
شاید بیست و چهار ساعت.
بهتره دست به کار بشی
زود باش
آره؟ یه خبر خوب دارم
با رئیسهام صحبت کردم و میتونم اِما رو بیارم بیرون
عالیه، نه؟ آره
ولی باید شماره تلفن نورمن رو برام پیدا کنی
و همین امروز میخوامش
نگران نباش. اِما به زودی برمیگرده خونه
صبح بخیر عشقم
صبح بخیر
من میفهمم کی تو...
حواست پرته
وقتی میری اونجایی که همیشه میری
و داری به کار فکر میکنی
من اینجام
اِم. فقط نصفش
به اون نصفه دیگه هم بگو بیاد
دلم براش تنگ شده
یه نفر هست که باهاش کار میکردم
که، اِم...
خب، تعهداتشون رو نسبت به من بد متوجه شدن
پوله؟ آره
زیاد. آره
عجب حرومزادهای
چیکار میخوای بکنی؟
فقط بحث پول نیست
اگه پخش بشه که یه نفر
بدون اینکه پولم رو بده، قسر در رفته
به اعتبار ضربه میزنه
که این یه مشکله
میدونم
و اگه از تو بدزده
از خانوادهات دزدیده
که منظورم من و کارلیتوئیم
پس تو بهم بگو کجا زندگی میکنه و من پولهایی رو که بدهکاره ازش میگیرم
چی؟
من این کارو میکنم
آره، لعنتی، اصلاً شک ندارم
به این شک ندارم
ولی نگران نباش. حلش میکنم
یه معامله دیگه هم داره جوش میخوره
بزرگه؟
خب، یعنی میتونستم
وقت خیلی بیشتری رو با شما دو تا بگذرونم
کسایی که براشون کار میکنی
فکر میکنن چون بهت پول زیادی میدن، اونا
صاحب روح توئن
اون نگاه چیه؟
چی؟
بعضی وقتا بهم نگاه میکنی و
چی؟
نمیدونم
یعنی چی؟ منظورت چیه؟
"بعضی وقتا بهم نگاه میکنی و"
منظورت چیه؟ نمیدونم
"بعضی وقتا بهم نگاه میکنی و" چی؟
چی میبینی؟
یه مادر به خطا میبینم
گمشو
امروز صبح داشتم ریش میزدم
و به ذهنم رسید
اقتصاددانها اشتباه میکنن
ما میتونستیم به راحتی نیمی از جمعیت دنیا رو از دست بدیم
و هیچ عواقب منفیای نداشت
البته باید نیمه درست باشه
حالا سؤال اینجاست
میتونیم به مردی که مانفرد فست رو کشت اعتماد کنیم؟
لئونورا از من خواست بهترین رو برات پیدا کنم
و من همین کارو کردم
معلومه که توانایی داره. ولی ۱۰۰ میلیون دلار
مبلغ خیلی زیادیه برای خرج کردن
خب، ما فقط در صورتی پرداخت میکنیم که کار رو انجام بده
اگه انجام بده، ارزشش رو داره
ممنون. خوشحال شدم دیدمتون
ممنون که اومدین
اوله داگ چارلز، شما قراره محصولی رو روانه بازار کنید
"ریور" که قول میدید
عدالت اقتصادی جهانی رو برقرار میکنه
چرا ثروتمندترین مرد کره زمین اینقدر به
عدالت اقتصادی علاقه داره؟ همه ما باید
به عدالت اقتصادی علاقه داشته باشیم
به همین سادگی. درسته؟
پدر و مادرت رادیکالهای چپگرا بودند.
بعضیها میگن تو داری سعی میکنی پدر و مادرت رو راضی نگه داری.
اوه، بی خیال.
ببین.
پول مثل آب سرازیر میشه...
...به جیب ثروتمندای بزرگ و همونجا میمونه.
در عوض باید سرازیر بشه به...
...مخازنی برای نسلهای آینده.
و تنها راهش هم شفافیت کامل مالیه.
درسته؟
ثروتمند بزرگ، مثل خودت؟
آره.
دلت میخواد همه حسابای بانکیت رو ببینن؟
خب، من چیزی واسه پنهان کردن ندارم.
No comments yet. Be the first to leave one.