முதல் 200 வரிகள்.
..آنچه گذشت
بابابزرگ- "چارلي"-
نمي دونستم کجا ديگه بايد برم
تقصير منه من همه چيزو خراب کردم
حالا کجا داري ميري؟
درواقع هيجا ، فقط ميرم يکمي هوا بخورم
اون يارو، "رندال"؟- من وطن پرستم-
!نه- فقط يهذره ازون تروريست بازياي- "تيم مکوِي"
نه! مگه اينکه دستورات رو عمل کنه
از کي؟
اسمم منشي "جاستين آلنفورد"ـه همراه با دولت ايالات متحده
ما وطن پرستيم
فکر ميکني اونا پشت قضيه بمبند
اين افراد به زمين حملهي هستهاي کردن و مادرت رو کشتن
..ميرم که همهشون رو از درون
پاره پاره کنم.. تا وقتي که بهم التماس کنن بکشمشون
تو يه مشکل بزرگي پيش روته کلانتر
طرف از اون قبيلههاي جنگجوـه- من "تايتوس اندوور" هستم-
اينا خانوادهي منن خوش آمديد
..خوش آمديد، خوش آمديد- مثبت فکر کن-
اونا ميخوان اينجارو محاصره کنن آروم آروم حمله کنن
بعدش ميان تو تا بکشن
با من بمون. "ارون"؟ !"ارون"
"ارون" !"ارون"
بابا
بابا- چه غلطي مي کني؟-
!کمک! اون زندهس- چي؟-
راچل"؟"- !"عقب واستا. "سين-
!شروع کن
..اوه
ارون"؟"
آهاي .. همينطوري بمون
"ارون" "ارون"
چيزي نيست.. چيزي نيست - "راچل"-
امکان نداره
..هيــــــس
!آهاي
!نه ..نه.. نزنيد منو
..نه..نه.. لطفاً ..بزار برم
!بزار برم
خواهش مي کنم
!بزارين برم !بزارين برم
!خواهش مي کنم ..بزارين برم !بزارين برم
سارا"؟"
سارا ويلکرسون"؟"
سلام .. کلانتر
پشت در قرمزه چيه؟- نميدونم-
مردم ميرن توش و بيرون نميان
پسرم، "اندي".. رفت تو
شرط ميبندم بخاطر الان،داري افسوس انتخاب شغلت رو ميخوري، ها؟
..شايد- ..خب-
ميخواي بهم بگي چي شد که کلانتر شدي؟
..ميدوني وقتي بچه بود
پدرم بهم اين داستانارو ميگفت
"دربارهي يه تکاور از "فورت ورثِ دالاس
يه حرومزادهي خشن و قوي
فکر کنم من فقط ميخواستم بزرگ شم تا شبيهش بشم
آره؟ اسمش چي بود؟
"واکر"
پدرت برات داستانهايي راجع به واکر" گفت.. تکاور "تگزاس"؟"
چطور؟ شنيدي راجع بهش؟
..افسانهاش همهجا پيچيده
چيه؟ چه غلطي داري ميکني؟
..اين يکي ..نه اون
انقلاب" قسمت دوم"
کاري از تيم ترجمه ماي دات آي آر.
c T z & hossein.amiri
چطوري؟
به عنوان يه آدم مرده، خوبم
..يه خورده تشنمه گشنه براي باران
براي چه مدت قلبم واستاد؟
دوساعت و نيم
اين.. اين غيرممکنـه
آره آره غير ممکنه
سينتيا" دست از گريه برنميداره"
ميگه دعا کرد تا اين اتفاق بيفته
فکر ميکنه اين يه معجزهست
..يعني
بخاطر تکنولوژي نانو بود، درسته؟
..اين تنها توضيح منطقي شه
..که مي تونم بهش فکر کنم- درسته-
ربات هاي ميکروسکپي تو آسمون با جادو منو زنده کردند
اين ديگه واقعاً منطقيـه
چرا اين اتفاق افتاد؟
ميخوام بگم آيا اين.. يه اشتباه بود؟
کسي اين برنامه هارو داشت؟
...چي
داره چه مرگم مي شه؟- نميدونم-
هي رفيق.. همونجا واستا
گفتم وايستا
!يالا بياين تو همه
!بجنبين !يالا يالا
..گوش کن.. "مارتي"..باشه قبول
بعد از اتفاقي که واسه کلانتر افتاد
امنتره که ما همه باهم باشيم
تا کي؟
"فقط تا وقتي که تکاور ها از "آستين بيان اينجا، باشه؟
چند روزي بيشتر طول نميکشه
..بياين يهخورده نزديکتر
چون نميخوام داد بزنم
..يه داستان ترسناکه پس ما بايد همينجا نگهش داريم
باشه، آمادهاي؟
،خب ..روزي روزگاري
توي شهري که بهش "نيو يورک" ميگفتن
اونجا چهار روح شجاع زندگي ميکردند
که به خودشون ميگفتن "شگفتروح"
همش از کتابخونهي عمومي نيو يورک" شروع شد"
ببخشيد.. مطمئن نيستم چيزيو که فکر ميکني، بتونم انجام بدم
خواهش ميکنم بابا.. تو مثل "پدرخوانده"اي اينجا
تو از وکيل يا هرکس ديگه بخواه ..تا "مايلز" رو نجات بدن.. و ميدن
واقعاً؟
همون وکيل که از ترسش داره مست ميکنه اونجا رو ميگي؟
..بابا- اوني که به سر "ميسون" اوردن-
به عنوان پيغام برات کافي نبود؟
ميخواي باز سيخشون بدي؟
!نه !نه هيچکي هيچ جايي نميره
ما هم تو ميمونيم هم بيرون
اونا حتي نمي فهمن ما اونجا بوديم
من فقط به يکيدونفر احتياج دارم
نميزارم خودتو به کشتن بدي
اون از "چارلي" مراقبت کرد
..اون منو نجات داد.. بابا.. بهش مديونم
ميخواي اونجا تنهاش بزاري تا بپوسه؟
!لعنت بهش من اينجاآدم بده نيستم
منم بهش مديونم- !پس کمکم کن-
اون تورو اورد خونه
فکر نميکني ازش ممنونم؟
فقط ميخوام اون چيزيو که بهم داده نگهدارم
متأسفم
ترجمه نشده -
..خيلي خب، گوش کنيد
مي خوام همهتونو باهم يکي کنم
ولي اگه کار بامزه اي کنين
اين دفعه بيشتر از دفعه قبل شکنجه ميشي
اون همدست منه
قشنگ ميخنده نه؟
..خب، اممم
چطور "مونرو" رو پيدا کردي؟
آره.. دقيقاً ميدونم اون کيه
..خب
تو گوشم پچ پچ نکن
آره ، فهميدم چرا ميخواستي اون رو بکشي.
ولي خب... همه اينو ميخوان.
اين هموني بود که بمب رو پرتاب کرد؟
- آره خودم بودم. - خودت رو آماده کن تر تميز
اما ما ماه هاست که داريم دنبالش ميگرديم
واسه همين نمي تونم بزارم الان گند بزني بهش
خب چي کار ميخواي بکني؟
..اون حرف هم ميزنه
اوه.. خب.. با تو؟
داريم راجع بهش بحث ميکنيم
بستگي داره چقدر دلپذير باشي
منظورم بود با "مونرو" چيکار مي کنيد؟
اونا به کارفرمامون ميديم
شکارچي سخاوتمندي هستي
برا کيا؟- ..در اين لحظه-
..براي دولت آريکا- کدوم دولت آريکا؟-
راجع به چه کوفتي زر ميزني؟
به زودي مي فهمي، رفيق
خيلي خب، هرچي.. هرکي که هستن
..فقط يه تير بکن تو مغزش ..کمکش کن بميره
..اونا زنده ميخوانش
خيلي واضح اينو خواستن
پس تو حتي از اوني که به نظر مياي احمقتري
که باور کن، جداً تورو خنگ نشون ميده
اون فرار ميکنهو گلوت رو پاره ميکنه
..و تو درواقع کوفتم نخواهي داشت
وقتي حرف نميزدي بيشتر خوشم ميومد
..صبر کن
!واستا
..وگرنه خونشو ميريزم
رو کفشاي قشنگم
..پسر تو واقعاً يه چيز مخصوصي پسر خوشکله
تايتوس" ميخواد باهات يه صحبتي داشته باشه"
..بازم ممنون بابت نوشيدني.. آقاي
"کرين" "ادگار کرين"
..نه، ممنون از شما
شما مردم داريد کاره خدارو ميکنيد
ترجمه نشده -
اين خانم "آلنفورد" براي وزارت دفاع کار ميکرد
خب، گمون کنم اصلاً محرمانه نيست
ظاهراً ميخواد با مطبوعات حرف بزنه
چيکار کنه؟
مهم نيست
نکته اينه.. باهاتون شرط مي بندم که رندال فلين" رو ميشناخت"
شرط مي بندم اونا حتي اتاقاشون هم مشترکه
ببخشيد، اما اينا يعني چي اصلاً؟
راست ميگي واقعاً؟
اون با افراد ياغي تو "اشلند" بود
او يکه دوستـه، پدر
،منظور از اين.. دوست
اين پوليانا
بهت گل تقديم ميکرد. . شورشي ها
داشتند واسه چيزي ميجنگيدند که ..وطن پرستا نمي خوان
..باور کن اونا کاملاً چيز ديگهاي ميخوان
مثه چي؟- خب.. اين سواله بزرگيه-
..اما اينو بهت مي گم
اونا چهرشونو مخفي کردند
با يه نقاب مزين به ستاره
اونان که بمب هستهاي زدند
No comments yet. Be the first to leave one.