முதல் 200 வரிகள்.
نمیتونم همینجوری ستاره بالای درخت رو ظاهر کنم که
باشه. باشه. لازم نیست
همه کارهایی که نمیتونی بکنی رو لیست کنی
اصلا چرا این کار انقدر برات مهمه؟
چون هست!
سال سختی بوده
اسبابکشی، مدرسه جدید
خب میخوام برای لیام خاص و قشنگ باشه
میفهمم. فقط نمیدونم ستارهی روی درخت کجاست، خب؟
نمیتونم اجی مجی کنم یه جعبه با ستاره ظاهر کنم
و برای دهمین بار، ستاره نیست، یه فرشتهست
- آهان، فرشتهست - آره، فرشتهست
- باشه - و هر سال
میذاریمش بالای درخت
و از بالا نگاهمون میکنه و انگار فرشته محافظمونه
- اوه. فرشته محافظ پس - آره
خب، شاید اصلا یه فرشته جدید لازم داریم
این قبلی خیلی کارش رو خوب انجام نمیداد، مگه نه؟
عجب
خیلیخب، پس ناپدید شده. غیبش زده
مفقود شده
میشه یه بار تو زندگیت بیخیال بشی؟
- آره - یه بار
- میشه؟ - بله، میدونم
وقتی تو اعتراف کنی که گند زدی. چطوره؟
آها فهمیدم. فقط باید قبول کنم
که تقصیر منه که هر چیز کوچیکی...
سلام بچهها
عجب! چقدر قشنگ شده اینجا
ممنون عزیزم. مرسی
فقط داشتم دنبال...
بالادرختیای که بابات گم کرده میگشتم
- و یه کوچولو پولک رفت تو چشمم - باورم نمیشه
ولی گریه نمیکنم، چون همهچی عالیه
کریسمس معرکهای میشه
بالادرختی؟ بیخیال مامان
هدف کریسمس بالادرختی
و تزئینات و این چیزای احمقانه نیست
هدفش با هم بودن و موسیقی و...
راستی حدس بزنین بالا داشتم چیکار میکردم
داشتی چیکار میکردی؟
به بابانوئل نامه مینوشتم
- واقعا؟ جدی؟ - اوهوم
نامه به بابانوئل؟
یکم برای این کارا بزرگ نشدی؟
نه، نه، بابات منظورش اینه که بعضی وقتا
بابانوئل سرش گرم جواب دادن به بچه کوچولوهاست
و همیشه وقت نداره که جواب بچههای بزرگ
رو هم بده
نه، منظورم اصلا این نبود
بیل، فقط...
من همیشه برای بابانوئل نامه نوشتم
وگرنه از کجا بفهمه برای کریسمس چی میخوام؟
دقیقا عزیزم
بنظرم خیلی هم عالیه
همه که خسیس نیستن مثل بعضیا
نه، من خسیس نیستم
فقط...
ببین، میدونم چقدر سخته که اون بچهجدیدهی شهر باشی
و مدرسه همینجوری هم برات چالش داره
چون توی یادگیری اختـ...
تفاوت داری
توی یادگیری تفاوت داری
درسته، توی یادگیری تفاوتهایی داری
که خوب هم هست، ولی همین هم دلیلیه برای اینکه یه سری نامهها رو ننویسی
چون اینجوری وقتی میری کلاس شیشمیهای دیگه رو ببینی
و سعی میکنی دوست پیدا کنی...
دیگه...
کتک نمیخوری
منظورت چیه؟ من یه دوست... دوستهایی دارم
واقعا؟ من خبر نداشتم
مامان، الان سه ماهه که تو اون مدرسهام
چرا نباید دوست داشته باشم؟
فقط بخاطر رعایت فاصله اجتماعی
بیخیال مامان. اون داستان دو سال پیش تموم شد
و دوستهایی هم دارم
دوستم گیبی یکی از محبوبترین بچههای مدرسهست
تو زنگ تفریح فوتبال و اینا بازی میکنیم
فوتبال بازی میکنین؟
آره
همینو گفتم
ایول
گیبی!
آی
گیبی! گیبی!
خیلی بهت افتخار میکنم
چرا بهشون گفتی فوتبال بازی میکنیم؟
تیم فوتبال هم نداریم حتی
یازده سالمونه
نگفتم تیم داریم که. فقط گفتم تو زنگ تفریح بازی میکنیم
چه جور فوتبالی بازی میکنیم؟
فوتبال پرچمی لابد (نوعی از فوتبال آمریکایی با تماس فیزیکی کمتر)
تازه بابتش ازمون بازجویی نمیکنن که
از کجا میدونی
والدین بعضی وقتا عجیبن. دوست دارن همهچی رو بدونن
باید بگم کدوم پست بازی میکنم؟
تو شوتزنی
من اون یاروئهام که توپ رو محکم شوت میکنه
یا اونی که سعی میکنه توپ رو از اون چیز میزا رد کنه؟
شوتزن فیلد گل
باشه ردیفه. تو بازیش رو بلدی، پس لو نمیریم
راستی، یه چیز دیگه
بهشون گفتم که سرطان هم داری
چی؟ چرا؟
پدر و مادرم میدونن که من راحت دوست پیدا نمیکنم
پس برای واقعی جلوه دادنش
بهشون گفتم با یه بچه سرطانی مهربون بودم
و اونم با من خوب شد
ولی دوست واقعی هستیم
اصلا چرا باید دروغ میگفتی؟
الان که فکر میکنم راست میگی
حرفم اینه که اگه پدر و مادرم رو دیدی
فقط یه کوچولو سرطانی رفتار کن
چشم
هی، هی، هی
وایسا با هم بریم زبل خان
چیکار دارین میکنین؟
عه، از خیابون رد میشیم؟
من میگم که میتونی از خیابون رد بشی
ولی ماشین اینجا نیست
تو کی دوره دوساعتهی
نظارت عبور از خیابونت رو گذروندی؟
نگذروندم
آهان، درسته
اون من بودم
پس من بهت میگم کِی ماشین هست کِی نیست
برو. برید دیگه
آقای «خیلی عجله دارم»
اون کجا رفت؟ اون رو برگردون
- صبح بخیر خانوما - سلام
- سلام - سلام سلام
اونجاست
یه سوال جدی
چرا به کسی زل زدی که نمیتونی بدستش بیاری؟
اِما رو میگی؟ تو خیلی چیزا تفاهم داریم
مثلا؟
جفتمون گربه دوست داریم
این شد خیلی؟
میتونیم با همین شروع کنیم بریم جلو
اصلا اون چی داره که گیر دادی بهش؟
فقط چون خوشگله ازش خوشت میاد
چی؟ نه
ازش خوشم میاد چون هر وقت نگاهش میکنم لبخند میزنه
حالا که چی؟ وقتی دندونات قشنگ باشه لبخند زدن راحته
و مهربون هم هست
کسایی که انقدر خوشگلن معمولا بدجنسن
آره، فکر کنم
دوست زیاد داره
دعا کن برام
نه. لیام... لغو مأموریت!
برچسب گربهایهای روی کمدت رو دوست دارم
مرسی
من گربهام نوک پستونهاش رو لیس میزنه
چه حرف رندومی بود
آره، خیلی رندوم بود
راستی، تو پستمالون دوست داری؟
عاشقشم
یادته وقتی آقای چارلز بهم گفت
اسم یه نوشتهی موردعلاقهام رو بگم من آهنگ «تبریک» رو گفتم؟
آره. خب، اومده اینجا کنسرت گذاشته. شاید بتونیم...
چه خبرا، ای؟
سلام ایدن
- چطوری؟ - خوبم
هی
داری چیکار میکنی الان؟
هیچی بابا. دیگه داشتم...
میخوای با دوستدختر من لاس بزنی؟
ایدن، بسه
- خب، آره؟ - نه، نه، نه
نه. نه. فقط میخواستم درباره نوک پستون گربهام باهاش حرف بزنم
نوک پستون گربه... داداش، چی میگی واسه خودت؟
و چیزای دیگه
بدرود
عه...
من هیچوقت نمیگم بدرود. محض اطلاعتون
این اولین بارم بود
خیلیخب
گندش بزنن!
چطور بود؟
شاید لازم باشه دوباره مدرسهام رو عوض کنم
شاگردهای من، چشمهاتون رو بدید به من
و من به ذهنهای چکشخورتون قالب میدم
و گِلی که مخچهتون باشه رو شکل میدم
دوستان، امروز درباره رمان «سرود کریسمس» صحبت میکنیم
شاید بین کتابهای چارلز دیکنز این یکی بیشتر از همه الکی بزرگ شده
و باید بگم «توقعات بزرگ» من رو برآورده نکرد
من وقتی کتاب رو خوندم
حس کردم روح کریسمس گذشته اومده پیشم
منم اصلا خوشم نمیاد
لیام
کنجکاوم بدونم چرا موهای اون دخترخانم
برات جذابتر از تدریس منه
نه، من به موهای براق اما زل نزده بودم
عه؟
پس به کجاش زل زده بودی؟
دستش
ولی به شما هم گوش میدادم
که اینطور؟ پس میتونی همزمان هم
دست اون رو دید بزنی هم به من گوش بدی؟
آره... اونقدرم سخت نیست
No comments yet. Be the first to leave one.