Citadel: Diana

Citadel: Diana

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

citadel diana s01e05 480p web x264 rmteam
கருத்துரை வழங்கியவர் Ali__Master
🆔 Ali_Master | FilmKio.Com 🆔

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2024-10-10
பதிவிறக்கங்கள்: 128
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 179 வரிகள்.

‫زندونی سلول بغلی ما...

‫یه مأمور سیتادل‌ـه،

‫همونی که برادرت رو کشت

‫«آنچه گذشت»

‫امروز، سیتادل رو نابود می‌کنیم

‫و من کسی هستم که این ‫مأموریت رو رهبری می‌کنه

‫بهم اعتماد کن، من آماده‌ام

‫متئو

‫۳-۰-۸ یه فکری داشت

‫این آخرین تا که تمام قدرتی ‫رو که از دست دادی پس بگیری

‫چی می‌خوای؟

‫می‌خوام منو تحویل مانتیکور فرانسه بدی

‫از من به عنوان اسب تروا استفاده کن

‫بیاین دست از جنگیدن با همدیگه برداریم

‫باشه

‫به سسیل قول دادم

‫که زندانی رو همراه با ‫سلاح تکمیل شده براش ببرم

‫هنوزم می‌خوای مأموریت رو رهبری کنی؟

‫آره

‫امروز ریسک بزرگی می‌کنیم

‫این خطرناک‌ترین مأموریتیه ‫که بیشتر ما تا حالا داشتیم

‫برای من که قطعاً همین‌طوره

‫اونا از نظر تعداد برتری دارن،

‫و تو زمین خودشون هم هستن

‫ولی ما یه نقشه داریم

‫یکی از بهترین مأمورهامون داره خودشو ‫پشت خط دشمن قرار میده تا کمکمون کنه

‫به لطف شجاعت اون، می‌دونم که موفق می‌شیم

‫امروز، تاریخ‌سازی می‌کنیم

‫امروز، آینده مانتیکور ‫ایتالیا رو پس می‌گیریم

‫استرس داری، نه؟

‫یه کم

‫طبیعیه

‫امروز همه چیزمون رو به خطر می‌ندازیم

‫قراره سیتادل رو سرنگون کنیم

‫مانتیکور موقعیت تک تک ‫مأمورهای سیتادل تو کل دنیا رو داره

‫بنیان‌گذارها قراره یه ‫حمله همزمان راه بندازن

‫که برای همیشه از بین می‌برتشون

‫ظرف چند ساعت،

‫سیتادل از روی زمین محو میشه

‫فکر می‌کردم از شنیدن این خبر خوشحال میشی

‫میشم

‫فقط هنوز باید پیروز بشیم

‫می‌شیم

‫دوازده دقیقه مونده، انریکو

‫خوش اومدین

‫لطفاً اسلحه‌هاتون رو اینجا بذارید

‫مشکلی نیست

‫دنبال دردسر نیستیم

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫کانال زیرنویس‌های فیلمکیو: ‫@SubKio

‫«سیتادل: دایانا» ‫«فصل اول: قسمت دوم»

‫ترجمه و زیرنویس از: ‫Ali_Master

‫«سیتادل: دایانا»

‫مأمور ۳-۰-۸ از الان تحت ‫- بازداشت مانتیکور فرانسه‌ست

‫سسیل

‫ادواردو. خوشحالم دوباره می‌بینمت

‫به عنوان رئیس مانتیکور فرانسه،

‫ممنونم که اونو آوردی

‫درستشم همینه

‫اون یکی از مأمورهای شما رو کشته

‫امیدوارم این شروع تازه‌ای برای همه‌مون باشه

‫ممنونم که شخصاً اومدی

‫می‌دونم سازمان‌هامون به هم بی‌اعتماد شدن

‫شاید حالا بتونیم دوباره با ‫هم این اعتماد رو بسازیم

‫منم همین رو می‌خوام

‫ولی همونطور که پدرم تو سوئیس گفت،

‫این فقط وقتی ممکنه که... برابر باشیم

‫بله، کاملاً درسته

‫و ایتالیا دوباره به شورای اروپا برگشته

‫و به زودی همه تحریم‌ها رو برمی‌داریم

‫فقط باید... مطمئن بشیم ‫کاغذ بازیاش انجام میشه

‫عالیه

‫وقتی این تضمین‌ها اجرایی ‫شدن، نصفه آلمانی رو بهتون می‌دیم

‫و کلاین می‌تونه نصفه فرانسوی رو داشته باشه

‫اینجوری همه کل قطعات رو دارن

‫و هر کدوممون می‌تونیم سلاح کامل رو بسازیم

‫عالیه

‫آه

‫اینم نصفه سلاح شما، که سالم برگردوندیم

‫هیچ‌وقت قصد نداشتیم ازتون بدزدیم

‫ممنون

‫به نظر میاد داریم وارد یه ‫دوره جدید از صلح می‌شیم

‫از دوباره دیدنت خوشحال شدم

‫جدی میگم

‫خداحافظ

‫خداحافظ، ادو

‫وقتی نصفه آلمانی رو گرفتیم، با ‫زانی‌ها و کلاین چیکار می‌کنیم؟

‫تحریم‌ها علیه ایتالیا رو بیشتر می‌کنیم

‫و کلاین رو هم تا سطح اونا میاریم پایین

‫اگه مادرت می‌تونست تو رو ببینه...

‫ادو هیچ‌وقت منو نمی‌بخشه

‫اون انتخابش رو کرد،

‫نمی‌تونست فکرشم بکنه که تو...

‫صدای سلول بازداشت رو بلندتر کن

‫به من گوش کنید، لطفاً

‫می‌دونم یکی داره اینو می‌شنوه

‫یه چیزی هست که باید به رئیس خانواده بگم

‫باید همین الان باهاش حرف ‫بزنم. وقت داره تموم میشه

‫زانی‌ها دارن دروغ میگن، ‫سعی دارن گولتون بزنن

‫زانی‌ها همه چیز رو می‌دونن

‫دیگه وقت رو تلف نکنید

‫نباید بذارید سوار اون هواپیما بشن

‫حالا همه چی دست اونه

‫و این منو خیلی نگران می‌کنه

‫اون از پسش برمیاد

‫یکم ایمان داشته باش

‫وقت زیادی نداریم

‫بهت گفتم، ایمان داشته باش

‫گوش میدم، چی می‌خوای بهم بگی؟

‫ادو زانی...

‫داره بهت خیانت می‌کنه

‫جزئیاتش رو بگو

‫اونا فهمیدن که نصفه‌ای از سلاح

‫که به آلمان دادی معیوب بوده

‫و اینکه فقط تو می‌تونی کلش رو بسازی

‫از کی می‌دونستن؟

‫از قبل از اینکه تو سوئیس ملاقات کنید

‫و به کلاین گفتن تا اونو علیه تو کنن

‫حرف از صلح می‌زنن

‫ولی می‌خوان با تو جنگ راه بندازن

‫و چرا داری همه اینا رو به من میگی؟

‫چون می‌خوام زنده بمونم. ‫الان بهترین شانسم با توئه

‫پس میگی باید یه خائن رو استخدام کنم؟

‫هوم

‫این فقط یه نمونه از چیزاییه ‫که می‌دونم. خیلی بیشترم هست

‫هر چی بخوای، من می‌دونم

‫پیش برید!

‫مرکز فناوری اون پشته

‫کل منطقه رو پاکسازی کنید!

‫جوخه الف، دنبال من بیاید!

‫جوخه ب، پوشش بدید!

‫- نارنجک! ‫- بیاین عقب! بیاین عقب!

‫دایانا! دایانا!

‫کیرتوش!

‫می‌تونید اسلحه‌هاتون رو پس بگیرید

‫فهمیدم. وایسین!

‫یه تغییر کوچیک تو برنامه داریم

‫شما باید دنبال ما بیاید

‫چرا؟

‫فقط سوار ماشین شید، قربان

‫و به افرادتون هم دستور ‫بدید همین کار رو بکنن

‫دارید جلوی خروج رئیس یه ‫سازمان خواهرخوانده رو می‌گیرید؟

‫اگه برنگردید تو ون، بدون ‫تردید بهتون شلیک می‌کنم

‫ادواردو زانی از الان تحت بازداشت ماست

‫جدی؟

‫دنبالم بیاین

‫مقاومت فایده‌ای نداره

‫همینه. یالا

‫داد نزن

‫من یکی از شمام

‫از کجا بدونم داری دروغ نمیگی؟

‫چون نکشتمت

‫نمی‌دونستم یه مأمور دوجانبه داریم

‫خب، حالا می‌دونی

‫وقت نداریم

‫بهم بگو با این می‌خوای چیکار کنی

‫مطمئن بشم که همه‌ش نابود شده

‫وقتی دما از ۴۱ درجه ‫سانتیگراد بالاتر بره،

‫سیستم ناپایدار میشه و ذوب میشه

‫داریم چی رو نابود می‌کنیم؟

‫زحمت یه عمر،

‫ولی این سلاح نباید دست اونا بیاُفته

‫باید به هر قیمتی جلوش رو بگیریم

‫ ‫

‫از اسکنر رد شید. دو تا دو تا

‫من اینجا چیکار می‌کنم؟

‫اول تو

‫میشه برای یه بارم که شده ‫رک باشی، سسیل؟ امتحان کن

‫باشه. رک میگم

‫مأمورت می‌خواست با من حرف بزنه

‫اون مأمور من نیست

‫۳-۰-۸ زندانی توئه

‫اون گفت کلاین از نقص خبر داره

‫و اینو از تو فهمیده،

‫پس هر دوتاتون علیه من هستید

More Farsi Persian subtitles for Citadel: Diana

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left