Mayor of Kingstown

Mayor of Kingstown

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 4

வெளியீட்டு விவரம்

Mayor Of Kingstown S04E03 720p WEB h264-DiRT
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 3 Mayor of Kingstown 2021 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-11-09
பதிவிறக்கங்கள்: 281
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 170 வரிகள்.

من از این قرار و مدار خبر دارم

که تو و بانی دارین

یه کم زیادی به نظر میاد

این یه شراکته

من یه آدم خودی نیاز دارم

با کایل

آره. باشه.

تموم شد، مایک. داداش کوچولو امشب راحت می‌خوابه.

ممنون، بانی.

هیچ‌وقت نمی‌دونستم یه زندانی واسه یه پلیس آدم می‌کشه.

شیور توئه؟

سر پستاتون بمونید، پولتونو دربیارید.

تو گه می‌خوری دستور میدی؟

لعنتی... عوضش آدماتو کنترل کن.

رابرت با کلی اتهام قتل لعنتی روبروئه.

اون عوضی آروم وا نمیده.

دنبالش می‌کنی؟

داری چی کار می‌کنی؟

فقط کافیه خونسرد باشی.

این تویی که چارلی رو برگردوندی به Anchor Bay.

من قراره شکایت کنم.

فقط مسئله‌ی وقته.

هیچ مدرک لعنتی‌ای نیست.

می‌دونی باید چی کار کنی.

تورس درگیر یه گندکاری اسپانیایی شده بود

با یه زندانی سر غذا.

ما آماده‌ایم که اوضاع زندانی‌هامون رو مدیریت کنیم.

مک‌لاسکی هیچ پارتی‌بازی لعنتی‌ای نمی‌تونه بکنه

تو زندان من.

با نهایت تأسف و اندوه عمیق

تأیید می‌کنیم

قتل فجیع و بی‌معنی

افسر دی. کارنی.

داگ دیشب در خانه‌اش به قتل رسید.

افسر کارنی به این اداره خدمت کرد

با صداقت و حرفه‌ای‌گری.

کانکی!

یکی کارنی رو کشت.

چی... تو زندان؟

تو خونه‌اش، دیشب.

چطور؟

دو تا تو سینه، یکی تو سرش.

لعنتی. آره.

لعنتی.

چیز... چیزی بردن؟

نه.

گشت‌زنی چیزی پیدا کرد؟

نه، کینو داره روش کار می‌کنه.

تو نباید نگران این باشی، کایل.

من نباید نگرانش باشم؟ نه؟

تنها راه نجات لعنتی من همین الان از بین رفت، مایک.

پس الان باید چه غلطی کنم، فقط سوت بزنم؟

نه. ببین، من دارم روش کار می‌کنم، باشه؟

من فقط اینجام که بهت بگم این ربطی به تو نداره.

همین.

آره، مایک.

"تنها وقتی که امنیت دارم اینه که تو سلولم باشم."

درسته؟ ولی تو منو می‌کشی بیرون که اینو بهم بگی؟

و بگی ربطی بهم نداره؟

این چه کوفتیه؟ هی، ما نمی‌دونیم

این لعنتی چیه هنوز، باشه؟

ایان داره روش کار می‌کنه و من راه‌های دیگه‌ای دارم

که برت گردونم اینجا

آره؟ آره

نگران نباش

لعنتی. لعنتی

لعنتی... می‌دونی بدترین قسمتش چیه

درباره همه اینا، مایک؟ هوم؟

این حس لعنتیو دارم، می‌دونی؟

این... واقعاً افتضاحه، رفیق

هست

مایک، هیچ‌وقت انقدر احساس درماندگی نکرده بودم، می‌دونی؟

این... و من واقعاً عصبانیم، رفیق

فقط، می‌دونی، نمی‌تونم دست به هیچی بزنم

نمی‌تونم چیزیو درست کنم. من فقط کایلم

که اینجا گیر افتاده، می‌دونی؟ بیا دیگه

نمی‌تونم از هیچی محافظت کنم. انگار دارم

عقلمو از دست می‌دم. هی

هی. کای... کایل، این فکرا رو از سرت بنداز بیرون

نگام کن

این لعنتیا رو از سرت بنداز بیرون. این‌جوری فکر نکن

هی

می‌دونی چرا اینجایی؟

تو اینجایی چون داری از همه محافظت می‌کنی، باشه؟

همین، ختم کلام

مسیرو ادامه بده

با هم از این رد می‌شیم

می‌فهمی چی میگم؟ آره

آره، می‌فهمم، مایک

باشه، حله

این یه چیزیه که اونا می‌بینن

وقتی اونایی که بیرونن، نگاه می‌کنن

ساخت‌وساز. شن و ماسه

زیرساخت

یه چیز تمیز، یه چیز ضروری

خب، این یه کم شاعرانه‌ست، فرانک

اما من اینجا برای سنگ و این مزخرفات نیستم

اما خودت خوب می‌دونی که قضیه فراتر از سنگه، نه؟

لعنتی، خب، اون راز قدیمی‌تونو نشونم بده پس، رفیق

هی. این باربریه

باربری، شریان حیاتی آمریکا

از شن و ماسه تا گاو و ترانسفورماتور و زباله

کانادا زباله‌هاشو می‌فرسته اینجا

و میشیگان سود می‌بره

فقط ۳۶ سنت در هر تن برای اینکه اونجا بمونه

پس ایالت پول درمیاره

و هیچ‌کس دو بار نگاه نمی‌کنه. و ما

ما چیزایی که نیاز داریم رو از لابه‌لای اینا رد می‌کنیم

این ریسک بزرگیه برای یه مشت آشغال لعنتی

وقتی یه چیزی برای دفع علامت‌گذاری می‌شه

وجودش متوقف می‌شه

اگه مواد مخدر رو بذاری تو یه کانتینر انبار

ممکنه اسکن کنن

تو یه تانکر سوخت، ممکنه بازرسی کنن

اما این؟ این هیچی نیست

هیچ‌کس ردیابیش نمی‌کنه، هیچ‌کس اسکنش نمی‌کنه

و هیچ‌کس هیچ‌وقت نمی‌پرسه‌

چرا یه چیزی به محل دفن زباله نرسید

گم‌کردن چیزی که مهم نیست، سخت نیست

ببین، مامورای مرزی

تمرکزشون رو آدم‌ها و اشعه‌هاست

هر چیزی که حسگرهاشونو فعال کنه

اما چیزی که ما جابه‌جا می‌کنیم ثبت نمی‌شه

نه تو سیستم‌هاشون، نه تو پروتکل‌هاشون

پس، بین اون همه هیاهو

کار ما راحت قاطی می‌شه

آره

این چه کوفتیه، مایک؟ آره

چی شده؟ ربطی نداره

به تو، باشه؟ ربطی نداره

ربطی به من نداره؟

نه. چون تو قراره همه چیزو فراموش کنی

می‌فهمی چی میگم؟

ما هیچ‌وقت حرف نزدیم، هیچ‌وقت همدیگرو ندیدیم

همه‌شو فراموش کن، باشه؟ فقط برو

من هر روز برادرتو می‌بینم، لعنتی

و اون هم مثل بقیه زندانیه الان، باشه؟

۸ ساعتتو کار کن، برو بیرون. چکاتو بگیر

برو خونه، مراقب بچه‌هات باش. تموم شد

همین؟ همین

کایل چی میشه؟

خودم درستش می‌کنم

حالت خوبه؟

آره

ببین، متاسفم برای، ام...

هر ناراحتی‌ای

هی، منم

دو تا برای اون قضیه لازم دارم

چطوری، رفیق؟

به مردی که کارشو بلده، احترام می‌ذارم

اما قرار نیست من نفر بعدی باشم که

خیلی راحت می‌شه. هی، گوش کن

باید کل خط لوله رو ببینم

قبل از اینکه بتونم بهش یا به اداره‌کننده‌اش اعتماد کنم

به همین دلیل به اندازه کافی عمر می‌کنی

که پول واقعی دربیاری، دی. هان؟

چون دلالا راحت میشن.

رئیسا حواسشون هست.

خب، حالا واردات رو اوکی کردی. ولی صادرات چی؟

تو با من بیا، دی.

یه گشت کامل بهت می‌دم.

هی، بانی. هان؟

الان میام.

این چه کوفتیه؟ بچه‌های سر خیابون گریپ...

امروز صبح غیبشون زد، یه جای خالی گذاشتن.

حرومزاده. بده اینجا.

آلو، منم.

آدم‌هاتو بفرست برن.

اون جوونا رو بیارید جلو.

باشه، خودم شخصاً حسابشون رو می‌رسم.

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left