முதல் 200 வரிகள்.
اون مبلغ اولی رو که یادت هست
همونی که بهم پیشنهاد دادی؟
میفهمی چرا مجبور شدم ردش کنم؟
من وقتی کار میکنم، پول خوبی درمیارم
آره میدونم، جایی که زندگی میکنم... به نظر نمیاد
که اونقدرها وضعم خوب باشه، چون
خب دلیلش اینه که قمار میکردم و
و حالم واقعاً خراب بود و هر چی درمیآوردم رو به باد میدادم
چون اعتیاد به قمار داشتم
ولی حالا دارم سعی میکنم راه درست رو برم
با اینکه قبلاً با هم کار نکردیم
برای این رابطه جدید ارزش قائلم، ولی مفتی کار نمیکنم
البته که پول لازمم، ولی باید نرخ همیشگیم رو بگیرم
این رو درک میکنی، مگه نه؟
چند وقت شده که کار نکردی، دوزمو؟
هی، یه مدت که آدم کارش لنگ میزنه، چی میشه مگه؟
آدم رو قویتر میکنه
من اوکیم، همیشه میدونستم که برمیگردم
چی شده؟
انگار داره خواب بد میبینه
روی
به دست و پات افتادم، همونجوری که همیشه میخواستی
من هیچوقت نخواستم به دست و پام بیفتی، روی
حالا باید چیکار کنم؟ التماس کنم یا واقواق؟
خیلهخب، بیا روی تخت
بگیر این طرف بخواب
اوه، کرم کوچولوی من. اونجوری صدام نکن
ولی تو کرم کوچولوی من بودی، نه؟
خدایا، اصلاً چرا اومدی اینجا؟
چون سالگردمونه
داشتم به تمام اون خاطرات خوب فکر میکردم
خب، با کسی هستی؟
نه، کسی که خاص باشه نه
با چند تا دختر میپری؟
هیچکس
میخوای برای سال ۹۸ هم امتحان کنی؟ نه
چی اینقدر خندهداره؟
بین این همه رقیب... - اون هست
سه تا المپیک و هیچ مدالی نگرفتم؟
دیگه نمیخوام خودم رو زجر بدم
چه خبره؟
داره سعی میکنه باهاش روی هم بریزه. - تو چی؟
اون تو تختشه؟ - اگه تو نیای
شاید من بیام، چون قبل از اینکه برم روی یخ، تو رو دیدم
و به خاطر همین هم خوردم زمین
بگو اون تو چه غلطی داره میشه
اوه، لطفاً
بیخیال بکی، بکی دلم برات تنگ شده بود
به خاطر همین اومدم اینجا، دلم برات تنگ شده بود
چرا این کار رو میکنی؟ اصلاً اینجا چیکار میکنی؟
تو ترکم کردی
آره، ولی فکر کنم اشتباه کردم
اون دخترهی عملیِ نروژی تو لیلهامر کی بود؟
همونی که آورده بودی مسابقهم رو ببینه
هلگا؟ اون حواست رو پرت کرد؟
نه، نه، نه، اصلاً، نه
از گوشهی چشمم اون بلوند وایکینگِ غول رو دیدم
با چشمهای آبی، که آویزونت شده بود
اصلاً هم حواسم رو پرت نکرد
کامل از ذهنم بیرونش کردم
و دوباره چهارمِ لعنتی شدم
خب، حداقل چهارم شدی
بیا فقط بخوابیم
نه، نه
این یه رابطه مخربه
نمیخوام دوباره شروعش کنم
پس چرا دارم تحریک میشم، هان؟
پس چرا داری من رو تحریک میکنی؟
میدونم که میخوای، هان؟
برو به همون وایکینگت زنگ بزن، روی
بکی، بکی، بیخیال، بیا دیگه
نه
بکی، فکر کنم هنوز عاشقتم
روی بس کن. واقعاً میگم
منظورم اینه که تمومش کن
میندازمت بیرون، شببخیر
خدایا
دوباره دارن میخوابن، بیا بریم
چه اتفاقی افتاد؟
حتماً باید هر کلمهای که از دهنت درمیاد
یه "لعنتی" هم توش باشه، دوزمو؟
دایره لغاتت کلاً همین قدره؟
اوه، بهت برمیخوره لعنتی؟ نمیدونستم لعنتی
خیلی ساکت
این اولین بارم نیست که از این کارا میکنم
مطمئنی سگ لعنتی نداره؟
دوزمو، یه آدم کلهگندهای مثل تو از سگ میترسه؟
ازشون نمیترسم، فقط اونا از من خوششون نمیاد
نمیدونم چیه، ولی همیشه برام خرناس میکشن
تدی؟
اجاره رو نداری
اوهوم
اگه جای من بودی چیکار میکردی
وقتی که چهار ماهه اجارهت رو ندادی؟
خودم رو میانداختم بیرون
نمیخوام آدم عوضیای باشم، تدی
تو عوضی نیستی، اِولین
فردا دیگه نیستم
کجا میخوای بری؟
گوش کن، یه کاری هست که میتونی انجام بدی
شاید یه مدتی دربهدر باشم
میتونی مواظب بوگی باشی؟
نمیخوای که ببخشیش به کسی؟
نه
اون مأمور برنامههات که هفتهای یه بار باهاش شام میخوردی چی
نمیتونست یه کم پول بهت پیشپرداخت بده؟
جواب زنگهام رو نمیده
خب مرد کوچک، یه پیادهرویِ آخر تا پارک
هی
خودم انجامش میدم، اول پرش میکنم
چه خبره؟
اون بیهوشه؟ آره
خب رفیق، دراز بکش
اسلحه رو از دهنت میارم بیرون
و تو هم ساکت میمونی، باشه؟
وگرنه مجبور میشم ماشه رو بکشم
دهنت رو باز کن، آها، آها، که به دندونات آسیب نزنم
اشکالی نداره یه سیگار بکشم؟
یک دقیقه وقت داری تا برای بقیه زندگیت تصمیم بگیری
سه تا سؤال ازت میپرسم، اگه دروغ بگی، میمیری
چرا نمیذاری بشینه؟
یه کم راحت باشه، نه؟
خیلهخب، ۴۷ ثانیه، سؤال اول
تو لیلهامر دیدیش، گفت کیه؟
هلگا، هلگا اِسولکِن
آیا بکی از کارهای دیگهت تو نروژ خبر داشت؟
میدونست اونجا چیکار میکردی
به جز اینکه روی یخ پخش زمین میشدی؟
نمیدونم داری درباره چی حرف میزنی
فایدهای نداره بخوای از هلگا محافظت کنی، اون مرده
ثانیه ۲۶
هلگا مرده؟ اوه خدای من
میتونم اون عکس رو ببینم؟
میشه دهنت رو ببندی و بذاری حرفم رو تموم کنم؟
این سؤالیه که نباید اشتباه جواب بدی
آیا هلگا همونی بود که از طرف کرهشمالیها
اومد سراغت؟
ثانیه برات مونده ۱۶
من، من نمیدونم داری درباره
چی ح-حرف میزنی. حالا گوش کن، هلگا بود؟
اگه اعتراف نکنی که اون رابطت بوده
تا ۱۰ ثانیهی دیگه، نه، هشت
هفت، شش، پنج، چهار، سه، دو
بـ-باشه
اون رابط من بود
این قضیه درباره بدهی قمار نیست؟
لعنتی، همین الآن پنچر کردم. باورت میشه؟
دارم میرم برای یه پورسانت ۳۰۰ هزار دلاری
و همین الآن پنچر شدم، لعنتی
وایِ من
همین الآن به امداد خودرو زنگ بزن. - آره
بفرستشون به تقاطع ونتورا و وودمن
ونتورا... - بهشون بگو عجله کنن
یه انعام خوب منتظرشونه
باشه، اه، پول نقد کافی داری که
به آقای کارنگی زنگ بزن بگو من هر چه زودتر
خودم رو میرسونم. - باشه
عذرخواهی کن، خودت میدونی چی بگی
بله میدونم، من... - و برو خونهی من
و به سگ غذا بده. - باشه، ولی
اونجا منتظر بمون تا از من خبری بشه، فهمیدی؟
خب، مـ-مسئله اینه که، من
من برای امشب نـ-نقشه داشتم، من
اوه، من فقط فرض کردم تو هیچوقت نقشهای نداری، سوزان
لعنتی
هی چه غلطی داری میکنی؟
از وسط خیابون برو کنار
من، کمکم کنین
صبر کن
سلیطه
وایسا، وایسا
اون ماشین منه، اون همین الآن ماشینم رو دزدید
تدی، تدی پپرز، خودتی؟
تدی، منم رالف، رالف کروپی
میدونی، من سه روز، سه روز روی اون فیلمت کار کردم
همونی که اسمش "چراغها خاموش" بود
اوه آره، یادمه
پسر، عجب شکستی خورد اون فیلم
از اون موقع تا حالا کار کردی؟ شوخی کردم، شوخی کردم
میدونی، اون فیلم یکی از دو سه تا فیلم پشتسرهمت بود
منظورم شکستهاست، یعنی افتضاح... خب حالا چی میشه؟
برمیگردی تلویزیون؟
حتماً داری با خودت فکر میکنی که دیگه رگ خواب
مخاطبت رو از دست دادی یا یه همچین چیزی
میدونی، خدایا، اون منتقدها چقدر بیرحم بودن
فکر نکنم تا حالا نقدهایی به اون وحشتناکی
برای یه فیلم خونده باشم، چی شد؟
من فیلمنامه رو خوندم، فکر کردم یه فیلم درامه
اون قضایای فیلی که وسط فیلم بود چی بود؟
مـ-منظورم اینه که، میدونم، میدونم، داستانش طولانیه
استودیو حقت رو خورد
هی، هنوز همون سگ رو داری، همون سگ
همون تریر رو داری
این یکی دیگه است
اون یکی رو ماشین بهش زد
اوه، متأسفم
اوه، یادمه زنت
اون یکی سگ رو میآورد سر صحنه
وقتی هنوز توله بود
آره، چطوره، خانمت؟
No comments yet. Be the first to leave one.