முதல் 200 வரிகள்.
پخش زنده از پاویون پینتبال بزرگسالان و فضای رویدادهای لاسوگاس
پنجاهمین دورهٔ جوایز سالانهٔ «چکش طلایی» وکلا
با حمایت سوپرمارکتهای «چینگلز»
چینگلز، اسم سوپرمارکتهای اینجاست دیگه
واقعاً ستارهها جمع شدن
اوه! از شهر شلوغ کارسون، باحالترین وکلای نوادا اومدن
«پرینگوس» و «بنچ»
باعث افتخاره که اصلاً تو این فضا پاتیل باشیم
ها ها! بچهها، درستونو بخونین
و حالا نوبت وکلای نوظهور، «لینکلن گامب» و «شیلا فلامبه» است
امسال حسابی ترکوندن، با اینکه اسم فامیلشون شبیه خوراکیهای مسخرهست
شیلا، لباسِ کی تنته؟
اوه، مارگو، من که آمار نمیدم با کیام
آهان! منظورت لباسمه. کارِ «سوراخِ لباسِ چینگلز»ئه
اوه، معلومه که همینه
خب لینکلن، این اولین مراسم «چکش طلایی» بعد از فوت مادرت، «مارشا گامب»ئه
که به طرز فجیعی پودر شد
چه حسی داری؟
مثل یه مورچه تو پیکنیک
یام، یام، یام، یام، یام
حالا که حرف مامانت شد، هیجان داری که امشب
«استیو نیکولز» قراره بالاخره همون بزرگداشتی که حقش بود رو براش بگیره؟
بعد از اون مراسم ختم افتضاح؟
اوه، من که بهش نمیگم... یه کلیپ داریم
اهم
مامانم... اون... توی... خاص بود
«گند زدی پسرم!»
«داری جلوی شیطون منو سکه یه پول میکنی؟»
«نه، ما هیچوقت ازدواج نمیکنیم!»
ووی
از اون موقع تا حالا خیلی پیشرفت کردم، مارشا. یعنی، مارگو
به هر حال، اون دیگه ماله گذشتهست
عزیزم، ما کاندیدای بهترین دفتر حقوقی سال و بهترین تیزر تبلیغاتی هستیم
امشب شبِ ماست
شیلا فلامبه ملقب به «کلکسیون گلچینهای انسانی» و... بذار حدس بزنم، «کلینتون جلیبین»؟
آره، شیلا درست میگه. در ضمن، قول میدم که اسممو بلده
هوی، اینو ببین
اوه، اوه، اوه-اوه-اوه. اون کیه؟
ووه! واو
شیلا! شیلا! شیلا
من شیلا بل میخوام
واسه اونایی که تازه به جمع ما پیوستن
«کلکسیون گلچینهای انسانی» داره همه نگاهها رو به خودش جلب میکنه
با بازخوانی تکیهکلامهای قدیمی
و رقصیدنِ رقص مخصوصی که فقط میشه بهش گفت «شیلایی»
گوشت! همون چیزی که واسه شیلاست
بله، بله، همه عاشقِ نیمهٔ بهترِ تیمِ «گامب و فلامبه» هستن
اما یادتون نره که امشب متعلق به شریک مرحوممه
مارشا گامب، و به تبعِ اون، من
تو هتل «شیلا گیت» دزدی شده
فقط منتظر بزرگداشت چندرسانهایِ پنجستاره و فوقمحترمانهٔ من باشید
برای مارشای خدابیامرز
اینم از... شیلا
شیلا، خوبی؟ نکنه
کـصمو به چاک دادم؟ معلومه که نه! چه سوال احمقانهای
الانه که... آآآخ
این صدای ریلکس شدنمه، چون کـصم خیلی... نرماله
قراره حسابی فضای سنگین و غمانگیزی بشه، بچهها
خب دیگه، اینم از این، دوستان
یه مراسم «چکش طلایی» جادویی دیگه در وگاس
پسر، فکر میکردم امشب قراره از زیر سایه مامانم بیام بیرون
ولی انگار هنوز زیرشَم و اون روم خیمه زده
و تنها کاری که از دستم برمیآد اینه که زل بزنم وسط پاهای غولپیکرش
لینکلن، فکر کنم وقتشه اون تاتوی یادگاری که برات زدم رو ببینی
همونی که وقتی خواب بودی دوباره زدم
و امشب ماله ماست
پس فقط شل کن، مست کن، حالشو ببر و اصلاً
نگران نباش
حق با توئه. حالا اعتراف کن که کـصتو به چاک دادی
نه
تا حالا هیچ اتفاق بدی واسه من نیفتاده
کـصِ زخمی، ها؟
به این میگن یه
من... اه، چیزی به ذهنم نمیرسه
گلم، عالی شدی
انگار دیشب یه نفر زیر سقف خوابیده
خب، من میرم یه دوری تو جمع بزنم. شاید یه مشتری کلهگنده پیدا کردم
گلم، تو که همه رو میشناسی. چیا باید بدونم؟
اوه... خب، اون استیو نیکولزئه
فکر کنم یه جورایی وکیله
آره میشناسمش گلم. دیگه کی؟
خیلی خب، بذار ببینم. اون بیلی گریمپلئه
صاحب کازینوی «لا بوش»ئه، همونی که تمِ دهن داره
اونم «شوبیز اینترتینمنت چیز»ئه. یه صندوق پوشش ریسک رو میچرخونه
و اوه، اونم آنیتا چینگلزئه. بزرگترین مشتری مامانت بود
اون یارو کیه؟
فکر کنم اسمش استیو نیکولز باشه. نه
اون یارو
من باید برم. من... اِ... کـصم داغون شد
چی؟ گلم
اگه راست میگفت که نمیتونست اینطوری راه بره
لابد
خب، شاید آیرین و دوستپسر جدیدش نرمال باشن
آیرین دوستپسر داره؟ طرف چطوریه؟ مثلاً موتوربازه یا گنگستر؟
شورشیِ با دلیل یا بیدلیل؟
هی شیلا! این گوردو چیپولینیه. سلام
و البته، پاتریک مشهور
از دیدارتون مفتخرم
موسیو گامب، مادام فلامبه
وای خدای من
سلام گوردو. سلام پاتریک
کی میخواد چرخیدنمو ببینه؟
مراسم داره شروع میشه. همه ساکت
یه شب دیروقت داشتم وکالت میکردم
که چشمم به یه صحنهٔ وکالتی افتاد
چون چکشِ قاضی شروع کرد به بالا رفتن
و ناگهان، ما شهادت دادیم
ما مَش زدیم
ما مَشِ وکلا رو اجرا کردیم
ما مَش زدیم
چه زیباییِ وصفناپذیری! - یه وکیل بود
ما وکالت کردیم - وکالت کردیم
قاضیِ شما
سلام، من شهردار جورج والاس هستم
همگی خوش اومدین به پنجاهمین دورهٔ سالانهٔ چکشهای طلایی
با حمایت چینگلز و تکرار سریالِ حقوقیِ «بول»
اگه هنوز امتحان نکردین، برین سوارِ گاو مکانیکیِ سریالِ «بول» بشین
ایول
اینم البته برادرخواندهام، «لانچمیتِ» عزیزِ ماست
من خیلی شنگولم
واو، تکیهکلامش! همون اولِ کاری
چه جمعیتی جمع شدن امشب، ولی همه میتونن برن خونه
چون دقیقاً رو صندلی همیشگیاش، برندهٔ پنج دوره رو میبینم
وکیل «مرل استریپ» از دفتر حقوقیِ استریپ
بذار یه بارم یکی دیگه ببره، مرل
واقعاً همهٔ بزرگان امشب اینجا جمعن
شیلا فلامبه هم هست
منظورش اینه که شیلا جزوِ بزرگان نیست
شیلا حتی نمیدنست کاندید شده
فقط شنیده بود دارن به «بزرگترین آلتِ هیئت منصفه» جایزه میدن
چون مالِ من آویزون نیست
زیادهروی کردی
اون یکی تکیهکلامش
اون لینکلن گامبه که کنار شیلا میبینم؟
جدی میگم لینکلن
مرگ مادرت اتفاق خیلی بزرگی بود
بیاین یه لحظه سکوت کنیم
برای مهمترین آدمِ حاضر در این جمع
روحِ مارشا گامب
ولی من هنوز پُر از انرژیام
امشب یه برنامهٔ واقعاً عالی براتون داریم
پنجاهمین دورهٔ «چکش طلایی» الان برمیگرده
برنامه تا پنج دقیقهٔ دیگه ادامه پیدا میکنه
امشب شبِ ماست
و دارم میآم سراغت، استیو
یا عیسی مسیح، بعد از این همه مدت؟
به به، سلام
اسم من... اِ... رابرت ای
نگو لی. بهشون نگو اسمت رابرت ای. لی هست
رابرت ای. زامبی. صنعتگر
دور این میزِ شیک داریم دربارهٔ چی گپ میزنیم؟
خب، داشتیم دربارهٔ گامب و فلامبه حرف میزدیم
اوه! لینکلن گامب، اون وکیلِ خیلی خوبیه
اون منو از کلی مخمصه نجات داده
ببینین، من از کارگرای برده استفاده میکنم
البته بردهداریِ سفیدپوستها. چیزِ ناجوری نیست
و لینکلن گامب نذاشته دستم بسوزه
در حالی که از بردههای سفیدم سود میبرم
سالیانِ سال
دمت گرم، خوب خودتو قایم کردی و واسه لینکلن مشتری جور میکنی
عاشقتم گلم
منم عاشقتم
آه، اوه، یعنی... منظورم اینه که عاشق گروه «یو تو» هستم. همون گروه موسیقی
آره، اینطوری قضیه ماستمالی میشه
به هر حال، برگردیم سرِ بردههای کودکِ سفیدپوستم
عصر بخیر. شما آدمای محترم، کسی به اسم «گلم بلورچمن» رو ندیدین؟
قدش حدوداً ۱۸۰ سانتیمتری هست
شبیه یکی از اون موجوداتیه که تو انجیل دربارهشون هشدار داده شده
نه قربان. وگرنه میدیدمش، چون من خیلی قدم بلنده
خواهش میکنم گلم
گلم؟ چطور جرئت میکنی؟
من تو رو به دوئل دعوت میکنم
نه! بس کنین
نمیتونم
و مارشا فقط بهم نگاه کرد و گفت: «ممنونم»
آخی
میدونی استیون، اون روز میخواستم یه آدامس بادکنکی بخرم
و به ذهنم رسید که با یه «نیکلز» نمیشه یه «گامب» خرید
چون ارزشِ گامب بیشتر از نیکولزئه
خب، عکس لینکلن روی یکسنتیه
که تا جایی که یادمه در مقابل نیکلز بیارزشه
و نیکولز هم که جمعه
آه، بله. خب، عکس جفرسون روی نیکلزئه
و اون «سینیِ گردان» رو اختراع کرد
و تو هم توی دادگاه، توی شکایت کردن تنبلی
همه... کجا دارن میرن؟
فکر کردی اینجا مراسم اهدای جایزهست؟
اینجا یه میدونه که توش میجنگیم
تا ببینیم کی قراره به عنوان جانشین مارشا تو یادها بمونه
و من جوری قراره براش یادبود بگیرم
که مردم فکر کنن تو فقط پیشخدمتِ مارشا بودی
من فقط ۱۲ بار تو هالووین اون کارو کردم
خدای من، برنامه هر لحظه ممکنه شروع بشه
همگی برگردین سرِ جاهاتون! لعنتی، این اصلاً خوب نیست
و حالا کاندیداهای بهترین تیزر تبلیغاتی
شیلا فلامبه و آیرین گامب برای «ظهور لابرت»
یه نوشیدنی مهمون من باش. باید حرف بزنیم
لابرت، لابرت، لابرتی برقص
شما بهترینِ مامانم بودین... مشتری؟ دوست؟
واسه مارشا، جفتش یکی بود
No comments yet. Be the first to leave one.