முதல் 200 வரிகள்.
وقتی بچه بودی، همهش اینجاها میدویدی
و پدر خدابیامرزت، همهش دنبالت میدوید
یک کارگر اسلکه رو میشناسم
که دار و ندارش رو برای پول سفرش فروخت
احتمالا همین الان با اون حرومزادهها درحال درگیری مسلحانهست
البته اگر رسیده باشه
این هم شنیدم که سفر به اونجا داره خطرناکتر میشه
واقعا چرا توی همچین روز فرخندهای اینجوری رفتار میکنی؟
عملکردت خیلی خوب بود
!تمومش کن حتی مادرش هم گریه نمیکنه
پس همه بهخاطر تو جمع شدن
ظاهراً
اذیت کنندهست
بهش عادت میکنی
این تازه شروعشه
بیا
همهچیز از این ساعت شروع شد
بازش کن
غذا حاضره
دیگه مال توئه
ممنون
لطفا بیاید بشینید
لطفا بهمون ملحق شو
بریم
.سونجا، همینجوری اونجا نایست بیا بشین
این رو دست به دست کن
از اینا بدید لطفا
آروم. واسه بقیه هم صبر کن
امروز، باید اول برای من غذا بکشن
.جگرش خیلی تازهست امتحان کنید
بیاید نوآ رو تشویق کنیم
میبینید؟ نوهی منهها
قراره بره واسدا
«پاچینکو»
لطفا دوباره ارقام رو حساب کنید
بهخصوص طرحهای تخصیص بیش از حد رو
چندبار حسابشون کردیم
باز هم به همراه گزارش سالانه
بررسیشون کنید
بعد از این همه تلاش
نمیخوام در آینده اشتباهی پیش بیاد
لطفا تا آخر روز کاری بهم برشون گردونید
ببخشید
شرمنده مزاحم شدم
مدیر میخواد توی اتاق کنفرانس ببینتتون
ببخشید
میخواستید من رو ببینید؟ - خانم ایشیزاکی، بفرماید بشینید -
باید درباره یک موضوع مهم صحبت کنیم
به عرضه اولیه سهام مربوط میشه؟
آقای تام، توضیح این مسئله رو به شما میسپارم
یک سری تهمتها
مبنی بر نقض پروتکلهای امنیتی بهتون زده شده
...بهخصوص در رابطه با
افشای اطلاعات محرمانه مشتریان در خصوص عرضه اولیه سهام
میدونید از چی حرف میزنم؟
فکرکنم بدونم
پس انکار نمیکنید؟
اقرار میکنم که یک کار غیرحرفهای بود
بایستی بیشتر مواظب میبودم
ولی بهتون تضمین میدم که ...اطلاعات حساسی منتشر نشده که
بخواد به عرضه اولیه سهام ضربهای بزنه
بخش امنیتی، هنوز داره این مسئله رو بررسی میکنه
خوشبختانه، این مسئله زود به اطلاعمون رسید
...و میتونیم جلوی ضرر بیشت رو
ضرر بیشتری درکار نیست
درسته، چون تام به مشتریمون تضمین داده
با کینیو صحبت کردی؟
باید مطمئن میشدم که مستقیماً از خودمون میشنونش
کار درست همین بود
...با اینحال
مسئله بیآبروییش هم هست
...همونطور که گفتم
تشخیصم اشتباه بود
دیگه تکرار نمیشه
فوراً با مشتریان تماس میگیرم
...و بهشون خبر میدم که ما
اهمیت مسئلهت رو درک نمیکنی
اقداماتت میتونستن شرکت رو در معرض خطرات بزرگی قرار بدن
جایگاهت چی؟
به عنوان یکی از معدود زنان در بخش مدیریت
باید الگوی بقیه باشی
خیلی جدیش میگیرم
هرچند، اگر میگید چون یک زنم
باید همیشه بی عیب و نقص کار کنم
باید بگم که غیرممکنه
غیرمنصفانه هم هست، نه؟
بهخصوص وقتی به بقیه شانس دوباره داده شده
لطفا
به من هم همین فرصت رو بدید
متاسفانه دیگه دیره
هرچه سریعتر
استعفات رو تحویل بده
حیف شد
واسه کی حیف شد؟
انجام شد. همین تازه اجازهی درخواست بازپرداخت وام رو گرفتم
آبه حالا باید ۳۰ میلیون دلار پرداخت کنه
شیفلی، کِی ملک رو به مزایده میذاره؟
باید ببینیم که آقای آبه چقدر برای وامه میجنگه
ولی بعدش، همهچیز آمادهست
اگر مبلغی که توافق شده حاصل بشه
مزایده، فرمالیته خواهد بود
اطلاعات بیشتری دستگیرت شد، خبر بده - در تماس خواهم بود -
همهچیز طبق برنامهت پیش رفت
...باید اقرار کنم
فکر نمیکردم جربزهش رو داشته باشی
ظاهراً اشتباه میکردم
ایسامو یوشی کیه؟
یک جانیِ خوششانس
که به شخص درست لطف درستی کرد
از دست دادن اون بازارها ضربه مهلکی برامون بهدنبال داره
...ضربه رو میخوریم
ولی موقتیه
...در عوض
میخوام به اون خطوط جدید مترو فکر کنی
قرارداد رو تضمین کردن؟
معامله رو کردیم
این قدم بزرگی برای ماست
بقیهش به تو بستگی داره
ولی خودت هم این رو میدونی
...هرچند
یه شرطی داره
...کوروگانی کون
میخواد مراسم، خصوصی باشه
نمیخواد مهمونی بزرگی باشه
یعنی چی خصوصی؟
...ترجیح میده که
تو حضور پیدا نکنی
...این
غیرقابل قبوله
من هم همین فکر رو کردم
ولی قبول کردی
درسته
چون کاریه که باید انجام بشه
جونم
همهش همین
صرفا یه بازیِ شانسیه؟
ندیدی چی کار کردم؟
زمانبندی و میزان فشاری
...که باید وارد بشه رو محاسبه کردم
واقعا فکر کردی کنترلش دستِ توئه؟
به این نمیگن برنده شدن
پس به این چی میگن؟
.میرم اینا رو با جایزه عوض کنم نمیای؟
من همینجا میمونم
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
واقعا؟
هی، بیا
یهکمش هم بده به برادرت
حواست باشه ریشهها رو خراب نکنی
دیدی؟
هنوز حیات داره
ولی از این جابجایی جون سالم بهدر میبره؟
اصلا از این بابت شانس نداشتم
فقط باید مواظبش باشی
مطمئن شو که به اندازه کافی آب و نور خورشید بهش میرسه
...این جایی که گفتی
کنتیکت
درخت زیاد داره؟
خیلی زیاد
باورت نمیشه
خیلی هم بلندن
ایکاش میتونستم آمریکا رو ببینم
همیشه رویای دیدنش رو داشتم
چرا نمیری خب؟
آقای سان
همهش از عمر کمی که برات مونده حرف میزنی
رفتن به اونجا مثل قدیم سخت نیست
درسته
ولی متاسفانه، به همون اندازه گرونه
اقلاً واسه من
اینجا همهچیز داره خیلی گرون میشه
برام سواله که مردم چطوری از پس زندگی برمیان
ولی زندگی همینه دیگه، نه؟
همیشه بهمون گفتن که ...عمر طولانی داشته باشید
ولی هیچوقت کسی بهمون نگفت که پولش رو از کجا بیاریم
...حقیقتش
به این فکر کردم که برم پیش دخترم زندگی کنم
توی ناگویا زندگی میکنه
ناگویا؟
ولی خیلی دوره که
الان دیگه من وبال گردنم
دیگه به عهده توئه
مراقبت از خانواده رو میگم
بس کن این حرفها رو
یهجور حرف میزنی که انگار قراره ناپدید بشی
ناپدید نمیشم
توکیو صد برابر از اینجا بزرگتره
حالا نگاه کن
وقتی برگردی خونه متوجه میشی که اینجا
همهچیز خیلی کوچیکه
نه بابا؟
چه عاقل شدی یهویی
تو چی میشی پس؟
بدون من میخوای چی کار کنی؟
نگرانِ من نباش
خودم برنامه دارم
...من
میرم آمریکا
جدی میگم
به محض اینکه بتونم مدرسه رو ترک کنم، از اینجا میرم
No comments yet. Be the first to leave one.