முதல் 200 வரிகள்.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
خواستن چیزیه که نمیتونه با احتمال اتفاق بیفته
اما اگه اتفاق بیفته چی؟
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
اوه آره
پل ؛ پل
چند کلمه، پل، پل
صبر کن ؛ صبر کن اون روسری منه
سلام خوشگله
مواه
سلام تو عالی به نظر میرسی
اوه، ممنون، ممنون
پل پل درست همینجاست
دوثانیه باشه
سلام چطوری؟ خوشحالم که دوباره می بینمت خوشحالم که دوباره اومدی اینجا ؛ ممنونم
چند سوال داریم یک لحظه صبر کنيد
من بدون این زن شگفت انگیز و نویسنده درخشان به هیچ جایی نمیرسیدم
ویراستار کتاب من، مادلین کلی
مدی بیا اینجا بیا اینجا
این شب ماست، مدی، من و تو اینکارو با هم انجام دادیم
تو یک داستان عالی نوشتی پل من فقط کمک کردم اونو اصلاح کنی
یک لحظه همین داخل بمون باشه ؟ چیزی هست که میخوام دربارش صحبت کنم
چی؟ میبینی
باشه باشه
سوال سریع جی
پس خانم خاصی تو زندگی شما هست که الهام بخش این داستان بوده؟
خب میدونی که نمیتونم همه رازهامو فاش کنم
همیشه خوبه که برگردی آره؟ یکی از بهترین ها
الو
اوه مدی سلام مامان
خوشحالم که تونستم بگیرمت
اون صدای کلیک چیه؟
سعی میکنم دستمال توالت آنلاین سفارش بدم
دانش آموزام مدام اونو میدزدند
و دکمه روی کیبردم
مدام گیر میکنه
جزئیات خیلی زیاده مامان
خب پرسیدی
اینجا یکم شلوغه
من تو ترافیک گیر کردم و همين الان
واقعا به محل برگزاری رسیدم
تو برای شب بزرگ خودت دیر میرسی زمان بندی بدیه
کاش میتونستم اونجا باشم بهت کمک کنم
باشه مامان میتونی یک لحظه صبر کنی؟ آره
آره فقط یک ثانیه
باشه برو
داشتم زنگ میزدم
برای اینکه ببینم اون حرفو با پل زدی
هنوز نه اما امیدوارم کسی درباره احساس من به اون نگفته باشه
بهم اعتماد کن
هیچکس در مورد موین اهمیت نمیده
خب هدر تو واقعیتو نمیدونی
بهشون نگفتی؟
من فقط آماده نیستم
اگه دوستات نمیدونند
کاملا ممکنه که پل هم ندونه
من بهش نشونه های زیادی دادم
وقتی با هم کار می کنیم باید ببینی چطور بهم نگاه میکنه
مامان اون منو میگیره خب تو عاشقشی
چرا بهش نمیگی؟ ممکنه مجبور نباشم
چه اتفاقی افتاده؟
میگه باید در مورد چیزی باهام صحبت کنه
واقعا؟ پس ممکنه امشب باشه
آره کار میکنه
باشه مامان من باید برم
خیلی خب اگه امشب بهت نگه چه احساسی نسبت بهت داره
تو باید حرف بزنی همش همینه
باشه دوستت دارم خداحافظ منم دوست دارم
سلام دخترها سلام
این خیلی هیجان انگیزه
ما بهت افتخار می کنیم
ممنون که اومدی روسری که بهت دادم کجاست؟
احتمالا یک جایی تو بروکلین چطور این اتفاق افتاد؟
تصادف عجیبی بود باید حواسمو جمع کنم که دیگه اتفاق نیفته
نگران نباش مد ؛ اون روسری نمونه کار بود
هدر کارت برای روی جلد عالی بود
دوستش داشتی؟
این خیره کننده است نظر تو چیه اما؟
من فکر میکنم تو خیلی صبر کردی برای چی ؟ پل؟
آره تو بیش از یک ساله که با اون کار میکنی
بهم نگو که توجه نکردی
من فکر میکنم اون یک نویسنده شگفت انگیزه فقط همین
تو باید اسم خودتو روی جلد در کنار اون داشته باشی
تو عملا اون کتابو نوشتی نه من ننوشتم
یعنی دقیقا نه
جدای از این من تو کارم خوبم
پل میخواد درباره من با ناشر صحبت کنه
اون ایرلندیه آره
اون لهجه جذابی داره درسته؟ توجه نکردم
اون مجرده؟ اونو بده به من
باشه کجا میری؟
میرم پلو پیدا کنم
يالا مدی، فعلا غمگین نشو
تو اينجايي
فکر کردم قبل از رفتن بین جمعیت بهتره یکم از این استفاده کنم
اونا خوششون میاد داستان زیباییه
خب باید از تو تشکر کنم
اگه راه خودمو میرفتم
اون عاشقارو تا فصل دهم تو دریاچه مینداختم
تو شگفت انگیزی میدونستی؟
تو منو متعادل میکنی مدلین
ما یک تیم بزرگ میسازیم
ما انجامش میدیم ؛ برای همین خواستم باهات صحبت کنم
در مورد چیزی که واقعا برام مهمه
تو میدونی که میتونی هر چیزی بهم بگی خب
احساس میکنم وقتش شده
که رابطه خودمونو به سطح بالاتری ببریم
اوه پل من نمیدونم چی بگم
من دقیقا همین طور حس می کنم،
واقعا؟
این شگفت انگیزه
بنابراین
میخوای روی کتاب بعدی با من کار کنی؟
میخوام تو مفهوم داستانو دربیاری
میدونم که میخواستی رمان خودتو بنویسی در این زمینه هم کمکت میکنم
اما فکر میکنی میتونی یکم بیشتر صبر کنی؟
من
حتما عالیه
عالی بنظر میرسه فوق العاده است
آره خب
درسته ؛ وقتشه که منو به گرگ ها بدی
اونجا مي بینمت
خب اگه حرکتو متوقف کنی میتونم اونو بگیرم
فقط منو ببر دستشویی
اوه، خیلی متاسفم، حالت خوبه؟
ما فقط یک نقص جزیی مژه داریم
میتونم مک بزنم؟
اوه راستش اونا مژه های جدید نانوباکتریال هستند
من یک استایلیست تو برگروفم
من جدیدترین لوازم آرایشی لوکسو دریافت میکنم
این یکی با شست پایین میاد
اشکالی نداره من بهش دست بزنم؟ البته
من خیلی خیلی مراقبم
بيا
چطوره؟
خیلی بهتره
از اینکه اینو بهم بزنم متنفرم اما آدمای زیادی منتظرت هستند
باشه خب بعد از شما اوه نه بعد از تو
اون از اعماق آب بالارو میبینه
فقط خودشو میکشه
میتونه طلسمو بشکنه
اما در عوض پشت خودشو برمیگردونه
اون با کلمات نامفهوم فریاد میزنه
همونطور که سایه های چمن ناپدید میشه
"فصل هشتم"
اولین شب تنهایی بدترین شبه
دو قلب ایرلندی پل کندی
به گترود میرند ؛ این اسم زیباییه درواقع
ممنونم پل
خب شما سه نفر چطور با هم آشنا شدید؟ ما سه تا دوست مدرسه بودیم
من همیشه خواننده بزرگی بودم
چی؟
من بودم
دوست داری کتابتو امضا کنم؟ اوه بله
البته
ما رفتیم اون دریاچه واقعی بود؟
آره تو ایرلنده از خونه خانواده من دور نیست
خب دوست دارم یکبار اونجارو ببینم
منم دوست دارم يک وقتي اونجارو ببینی
تو اینقدر داستان های شگفت انگیزی مینویسی که میتونم تمام شب بهش گوش بدم
این عالی نیست؟ ...متاسفانه پل فردا صبح با مطبوعات قرار ملاقات داره ؛ پس
صورتحساب لطفا
این یک نوار بازه نه اینطور نیست
شگفت انگیز بود
آره
این شاید باورنکردنی ترین شب زندگی من بود
انگار تو و پل با هم جور شدید
میدونم ما به این ارتباط فوری نیاز داشتیم
خب تو نمیتونی اینو جدی بگیری پل یک فرد مشهوره
اون عادت داره به مردم احساس خاص بودن بده خب اون کتاب منو امضا کرد
اون کتاب های زیادیو امضا میکنه
شماره خودشم مینویسه؟
این فقط یک شماره است
پیشنهادی نداده
من نمیتونم باور کنم که پل و اما ازدواج میکنند
همه اینا خیلی سریع اتفاق افتاد
مثل شلاق بود
به ایرلند خوش اومدید
ممنون ممنون
تقریبا اونجاست تو یک کیف دیگه هم داری
اوه پل، اون یکی هم مال منه
اینم از این به اندازه کافی چمدون نیاوردیم اما؟
من دارم ازدواج می کنم
تعداد کمد لباس هایی که نیاز دارمو باور نمیکنی
ببخشید خانم
مدی ببخشید
حالت خوبه؟ البته
مدی ؛ کیفتو اوردی؟
تقریبا
جلوتر میبینیمت باشه؟ باشه
اگه اونجا بهم نیاز داشتی من سریع در دسترسم ؛ باشه؟
باشه ؛ بسیار خب
آره
اوه متاسفم این مال منه
اوه نه فکر کنم مال من باشه
نه راستش مال منه یک دقیقه صبر کن
یک زن آمریکایی میخواد کیف منو بدزده
همچین قصدی ندارم فقط میخوام کیفمو بردارم
اگه برچسبو نگاه کنی میبینی
نیازی نیست من کیف خودمو میشناسم
No comments yet. Be the first to leave one.