Furies

Furies

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 2

வெளியீட்டு விவரம்

Furies S02E06 I Can Always Kill You Tomorrow 720p NF WEB-DL DD 5 1 Atmos H 264-playWEB
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 6 Furies 2024 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-03-18
பதிவிறக்கங்கள்: 45
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

اگه فکر می‌کنی ماموریت فیوری این بود که به پدرخوانده‌ها و المپیایی‌هاشون خدمت کنه

سخت در اشتباهی

منم مدت‌ها همین فکر رو می‌کردم

اطاعت از پدرخوانده‌ها

جلوگیری از جنگ بین‌شون

محافظت از کاسبی‌شون

این کاری بود که انجام می‌دادم

اما هیچ‌وقت ماموریت اصلیم این نبود

داشتم به منافع اونا خدمت می‌کردم

ولی همیشه دنبال یه چیز دیگه بودم

اگه اولین فیوری صندلیش رو دور میز پدرخوانده‌ها ول کرد

واسه این بود که به یه چیز بزرگتر باور داشت

هر چی می‌خوای اسمش رو بذار

صلح

عدالت

یا تعادل

ماموریت واقعی فیوری اینه

و من با برگردوندن المپیایی‌ها به این هدف نمی‌رسم

"کارنی"، "بلژیکی" و متحدهاشون... هیچ‌کدومشون قرار نیست دور اون میز بشینن

وقتشه همه‌چیز رو عوض کنیم

المپیایی‌ها مُردن

"آز" هم مُرده

زنده باد فیوری

اه لعنتی

داره از همه‌جا بیرون می‌زنه! یه چیزی... یه چیزی لازم دارم

بذار من انجامش بدم

"آز" مُرده، تایید شد. لعنت به این شانس

سلما، "آز" رو می‌کشه و بچه‌ها رو برمی‌داره. به سایمون هم شلیک می‌کنه

دیوونه شده

باید جلوش رو بگیریم

وقتی "داموکلس" نتونست، ما چطوری می‌تونیم؟

وقتش نرسیده دست از قهرمان‌بازی برداریم؟ بیا ببریمش بیمارستان

بیمارستان نه. یعنی زندان، نیکو. نمی‌خوام برم بیمارستان

راست می‌گه. اگه اثر گلوله باشه، بهمون زنگ می‌زنن

که نمی‌ذاریم بمیره! پس بچه‌ها چی؟

الی... فکر کردم با هم توافق کردیم. باید یه کاری بکنیم

لینا، "آز" مُرده

دیگه هیچ توافقی با "توسار" در کار نیست. بیخیالش شو

ببین چی پست کرده

ای لعنتی... حالا چیکار کنیم؟

حکم جلب‌تون رو؛ توسار بدجوری فروختتتون

گندش بزنن

قرار بود "آز" رو تحویل رئیساش بده، ولی گند زد

حالا هر کاری می‌کنه تا جون خودش رو نجات بده

باور کن، فیوری و تیمش یه جایزه‌ی تسلی‌بخشِ خوبن

لعنت بهش، اعتماد به این پلیس‌های آشغال همین‌جوریه

آره. عجب عوضیه

آروم باش

دکترِ "رانلا"؟ آره

چاره‌ی دیگه‌ای نداریم، آره

باشه، من ردیفش می‌کنم. لعنتی

نفس بکش

دارم می‌میرم

نفس بکش

اون موقع چی گفتی؟

"هر وقت سوت زدیم، باید بدوئی بیای"؟

فرقی نمی‌کنه وسطِ کلیسا باشی یا زیرِ مَردت

همین بود دیگه؟

خب، سوت بزن

منم اومدم

تقاصش رو ازشون می‌گیرم

بهت قول می‌دم

ممنون که کار رو واسم راحت کردی، "واردا"

خیانتِ تو کلی وقت برامون خرید

در عین حال واقعاً غافلگیرم نکرد

مَردا ضعیفن

چیزی که قلب یه مزدور رو به تپش می‌ندازه پوله

نه

چیزی که قلب تو رو به تپش می‌ندازه، تصمیم منه که بهت تیر خلاص نزنم

فقط یه نفر می‌تونه دنیای زیرزمینی رو اداره کنه

رئیست این رو فهمیده بود

و اون یه نفر باید تو باشی

البته به صلاحِ همه

خب، معلومه

آره، من خیلی وقت بود داشتم تلاش می‌کردم قدرت رو پس بگیرم

ولی هیچ‌کس نمی‌خواست پشتم دربیاد

و دلیلش رو نمی‌فهمیدم تا اینکه فهمیدم

تو بچه‌هاشون رو گروگان گرفته بودی

ولی نتونستم پیداشون کنم

واسه همین به کسی نیاز داشتم که منابع بیشتری داشته باشه

و به همین خاطر رفتی سراغ "کارنی"

کنجکاوم بدونم

پاهاش رو ازش گرفتی، کیرشم بریدی

چطوری راضیش کردی که باهات بیاد؟

پیدا کردنِ نقطه‌ضعف "کارنی" کارِ زیاد سختی نیست

قراره ازم اطاعت کنی؟ بله

و با اونایی که الان دورِ میز هستن چیکار می‌کنی؟

اونا که همین الانشم دارن ازت اطاعت می‌کنن

خودت که می‌دونی

المپیایی‌ها شکست خوردن

واسه حکومت بر پاریس یه مشتِ آهنین لازمه

اما قبلش، باید تو این جنگ پیروز شیم

آره، دلش می‌خواست باورش کنه. خب، آره

وای خدای من

امان از غرور

بعدش منم یه کم بهش کمک کردم

بهش باوراندم که داری به کاسبیش حمله می‌کنی

که تو تیررَسِ توئه

با این اطمینان که چند تا شاهد هم داشته باشم

اونم باورش شد. آره

باید یه چیزی بهت بگم

یه لحظه واقعاً فکر کردم ضعیف شدی

حتی ناامید شدم. با خودم گفتم: "چی؟"

"فیوری واقعی اینه؟"

تقصیر تو نیست

من یه زنم، ۵۰ سالمه، ضعیف و رنجور شدم

تو جوری بزرگ نشدی که من رو قدرتمند یا خطرناک ببینی

دوستات هم همین‌طور

نه. تا وقتی که براشون فایده داشتم، زنده نگهم داشتن

پس باید سریع دست‌به‌کار می‌شدم و اعتمادشون رو جلب می‌کردم

و به کی بیشتر از یه رفیقِ هم‌رزم می‌شه اعتماد کرد؟

هر کاری گفتی انجام دادم، حالا چی؟

بداهه پیش می‌ریم، عزیزم

می‌دونی کی از این حرکت خوشش می‌اومد؟

"آز"

حالا که حرفش شد

چطوری آخرش گیرش انداختی؟

با فدا کردنِ چند تا از مهره‌هام

هی، آروم باش

اونایی که به چالش کشیدنت، حدس می‌زدم. می‌دونستم این‌جوری از سوراخش می‌کشه بیرون

اینم می‌دونستم که اون‌قدر باهوش هست که آدم‌های کلیدی تو نیروی پلیس داشته باشه

کسی که به پرونده نزدیک باشه

خب، معلوم بود الی نمی‌تونست باشه، اون زیادی مهربونه

به "توسار" فکر کردم

می‌تونی دو دقیقه بهم وقت بدی؟ آره

و بعد وقتی "ایریس" رو دیدم

فهمیدم خودشه، شک نداشتم

اون گزینه‌ی ایده‌آلی بود

می‌دونی من کی‌ام؟

بله

می‌تونم یه سوال بپرسم؟

"آز" چطوری خریدت؟

من فروشی نیستم

آره، جون خودت

تو مالِ اونی

من هر چی بخوای می‌تونم بهت بدم، خودت می‌دونی

چی می‌خوای؟

آزادیم رو

چه جالب

اون هر کاری می‌کرد تا از دست "آز" خلاص شه

این چیزی بود که سلما بهم قول داد

تو هم می‌تونی همین کار رو بکنی؟

عالیه

مکار و بی‌رحم

بالاخره دارم فیوریِ واقعی رو می‌بینم

باشه، عالیه

آره، همین الان مختصات رو برات می‌فرستم

باشه

داری می‌ری؟

تو اینجا چیکار می‌کنی؟

خب، "آمیتیس" گفت

گفت: "اینجا نمون وگرنه می‌ترسی." ولی من که بچه نیستم

بیا

این رو بده به نیکو

باشه

خب، حالا چی؟

نمی‌دونم

اگه "آز" بود چیکار می‌کرد؟

آخرین مانع‌ها رو از سر راه برمی‌داشت

"کارنی"

لینا. تو

بیا با هم تعارف نداشته باشیم سلما

اگه زنده‌ام، دلیل خوبی داره. جفتمون این رو می‌دونیم

دیگه چیزی برات نمونده

بدونِ درمانِ ما

خب، خودت که می‌دونی

مریضی به‌زودی غلبه می‌کنه و از پا درمیای

اول بدنت، و بعدش

شش ماه؟

یه سال؟

بیشتر از این نه

ما صدها دوز مثل این داشتیم، ولی تو اون شلوغی، ظاهراً

خب، گم شدن

چه بی‌دقتی‌ای

کارمندای این دوره زمونه، کاریش نمی‌شه کرد

تو من رو نمی‌کشی سلما

خیلی بهم نیاز داری

آره، درسته

بهت نیاز دارم

اوه، نه، صبر کن، بهت نیازی ندارم

بسیار خب

پس آخرش واسه من این‌جوری تموم می‌شه؟

آره، این‌جوری، ولی نه به این زودیا چون هنوز برام مفیدی

هر وقت بخوام می‌تونم فردا بکشمت

نیکو؟

چیه رفیق؟

بیا، این لینا... اون... اون

لینا چی؟

لئون، به اون نگاه نکن. نگاه کن... لینا چی؟ بهم بگو

اون

بهم گفت یه کارِ مهمی هست که باید انجام بده

لئون، لینا کجا رفت؟

نمی‌خوای بهم بگی؟ نه

تو هم نمی‌خوای بگی؟ چه خبره؟

خودش تنهایی رفته سراغ سلما؟

خب، خیلی تیزی

بیا

بیا

دارم میرم سراغ سلما. به الی بگو منتظرم بمونه

می‌خوای چیکار کنی؟ نیروی کمکی خبر کنی؟ ببین

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left