முதல் 200 வரிகள்.
برای ثبت در پرونده
دارم یه عکس رو به خانم هانتر نشون میدم
مدرک شماره RH008
چرا نگاه نمیکنی؟
خودت چی فکر میکنی؟
عذاب وجدان؟
من هرچی میدونستم رو بهت گفتم
یه عده آدم مُردن
اگه برای حرف زدن خیلی لفتش بدی
کنترل اتفاقات بعدی از دستت خارج میشه
اِمی، چه خبره؟
اینجا چیکار میکنی؟ اِمی، ساعت ۶ صبحه
داره بهم خیانت میکنه
اون سفر نیویورک؟
همهاش یه دروغ لعنتی بود
بیا دیگه
بیا، بشین. بشین
آروم باش. نفس بکش
بگو چی شده
خب، قضیه اینه که
داشتم یه سفر سورپرایزی رزرو میکردم
واسه چهارمین سالگرد ازدواجمون
آره؟ رفتم چک کنم ببینم
پاسپورتم اعتبار داره یا نه و
درست همونجا، کنار مالِ من
پاسپورت اونم بود
چه کوفتی؟
خب، اِم
میخوام به عنوان صمیمیترین دوستت یه چیزی بگم
ولی خب، شاید "دَن" فقط یه کم
"وقت برای خودش" میخواسته. وقتِ خودش؟
خب، اینطور هم نیست که سابقه نداشته باشه
یادت میآد گفت خونه مامانشه
ولی در واقع داشت با "آجی" عیاشی میکرد؟
آره، اون فرق داشت. نه
احتمالاً همین الان، همین لحظه هم پیش اونه
بعضی وقتا همهمون نیاز داریم دکمه توقف رو بزنیم
دَن هم فقط دکمه خودشو زده
و فکر میکنم شاید تو هم باید همین کارو بکنی
از دَن فاصله بگیرم؟ چی؟
نه خنگول، از کار
خیلی وقته که خودِ واقعیت نبودی
یه روز مرخصی بگیر. من جات وایمیستم
هواتو دارم
اوه، لعنتی
من چه غلطی دارم اینجا میکنم؟
اشکالی نداره
خیلی متاسفم
واقعاً معذرت میخوام. - طوری نیست
برو بخواب، خواهش میکنم. - مطمئنی؟
آره، لطفاً
اگه بخوای میتونی بمونی
نه
بیا دیگه هیچوقت دربارهاش حرف نزنیم
خیلی معذرت میخوام. - مهم نیست
وای خدای من، پوستت چقدر میدرخشه
مرسی
ممنون. همیشه همینطوره
دوستت دارم. - منم دوستت دارم
به درک
داری چیکار میکنی؟ - بیا بفهمیم
به کی زنگ میزنی؟ - دَن
اِمی، وایسا! صبر کن
اون چیزی نیست که فکر میکنی
لطفاً فقط گوش کن
اِمی
اِمی، وایسا! صبر کن
لعنتی
واقعاً متاسفم اِمی. اوضاع خیلی داغونه
میشه اون دهن لعنتیت رو ببندی؟
چطور... وای خدای من
لعنت
داشتین
چند وقت بود داشتین... لعنتی
خودت گفتی با هم وقت بگذرونیم
تقصیر ما نیست. - اوه، پس تقصیر منه
معلومه که هست. معلومه که تقصیر منه
تقصیر منه. ببین، باید بهت میگفتیم
باید بهت میگفتیم
منتظر موقعیت مناسب بودیم
امیلی... برامون تعریف کن چی شد
از اون گروه شروع شد
اوه، چه غلطی دارم میکنم؟
وای خدای من! عیسای مسیح
تو یهو از کجا پیدات شد؟ مشکلت چیه؟
خب، شاید بهتره اینطوری بیخ گوش ملت ظاهر نشی
اوه ببخشید، نکنه صورتم به چترت صدمه زد؟
من قبلاً زنگ رو زدم
پس تو هم واسه اون... اِم، نه
شاید
یکی انگار بدجوری عصبیه
چه مشاهده دقیقی! یه مدال طلا طلبت
ببخشید دیگه، مری پاپینز
درد... زمزمه میکنه
فریاد میکشه. آدم رو خسته میکنه
عصبانیت میکنه
باعث میشه شک کنی که دیگه هیچوقت رنگ خوشبختی رو میبینی یا نه
اما درد، بهت قول میدم، همونجاییه که بهبودی شروع میشه
ببخشید دیر کردیم
یه بار دیگه تکرار بشه اخراجی
شوخی میکنم. شوخی میکنم
شایدم نه؟
بفرمایید تو، لطفاً
به "حلقه حمایت از طلاق" خوش اومدین
من ملکم سجیتریاس هستم
درمانگر دارای مجوز و بازماندهی طلاق
خب، در طول هشت جلسه آینده
اینجاییم تا بفهمیم چطور دست از عصبانیت برداریم
و به زندگیمون ادامه بدیم
و به عنوان جریمه دیر اومدنتون
چرا شما شروع نکنی؟
اسمت چیه و چی باعث شده بیای اینجا؟
امیلی
اِم... اردیبهشتی
مدیر روابط عمومی
مدیر سابق روابط عمومی
باشه. خوبه، امیلی
شما چطور، خانم؟
من؟ آره
اوه، اِم، سلام. سلام به همگی
من... من ریچل کافمن هستم
و واقعاً خوشحالم که اینجا هستم
از آشنایی با همهتون خیلی خوشبختم
خب، درباره خودم چی بگم؟
خب، من مادر دو تا بچه فوقالعادهام، لولا و جوشی
و خب، از سگهای پدر و مادرم هم نگهداری میکنم
سه تا تولهسگ کوچولوشون
چنلِر و مانیکا هستن
و اشنوربیتسِ سوم
ببخشید، دارم ور میزنم
فقط به خاطر اینه که از ترس دارم خودم رو خیس میکنم
اوه گندش بزنن، ببخشید، ببخشید
اجازه داریم اینجا فحش بدیم؟
اوه، ریچل، فحش دادن اینجا اجباریه
اوه، خیالم راحت شد
شما چطور، آقا؟
من کالوم هستم
زن سابقم، اِم
هیچوقت نمیتونستم کاری رو درست انجام بدم
و وقتی پولم تموم شد، اونم غیبش زد
یه دختر دارم، بلا
تنها چیزیه که تو این یک سال گذشته سرِ پا نگهم داشته
و مهم نیست اوضاع چقدر داغون بشه
اون همیشه میدونه که من کنارشم
ممنون کالوم. متشکرم
استیون
گروهبان یکم سابق ارتش بریتانیا
سال خدمت ۲۶
عمدتاً در پیادهنظام
سال با "سو" زندگی کردم ۲۰
ببینید، باهاتون صادقم
من اینجا وصلهی ناجورم
بابام میگفت وقتی زنها به ۴۰ سالگی میرسن
همهشون دیوونه میشن
و این دقیقاً همون اتفاقیه که واسه "سو" افتاده
اون بهم گفت بیام اینجا، واسه همین اینجام
و امیدوارم که بالاخره بیخیال این... مسخرهبازیها بشه
و... آره دیگه
آفرین استیون. استیو صدات کنیم یا استیون؟
استیون. با "V"
بسیار خب
یو
تو چطور، داداش؟
اِم
من "تِج" هستم
ببخشید تِج. میشه یه لحظه؟
ماه و... ۱۶ روزه که طلاق گرفتم ۶
وای خدای من، تو که خیلی جوونی
باشه، ممنون. ببخشید، ببخشید
میدونی، بعضی وقتا بهش فکر میکنم
که بلایی که سرِ من آورد رو سرِ خودش بیارم
خب، این دقیقاً اون چیزی نیست که
دنبالش هستیم، تِج
بیایم دوباره تمرکز کنیم، باشه؟
خب، معارفههای عالیای بود، ممنون از همگی
حالا، من... اوه، اوه
خیلی معذرت میخوام. بفرمایید
ریتا، مسئول بایگانی. از آشنایی با همهتون خوشحالم
اوه، من... اِم
من اینجام چون
من اینجام دیگه
ممنون، ریتا
بسیار خب، بذارین ببینیم
میتونیم تمام اون آشفتگی رو، آره
به شفافیت تبدیل کنیم یا نه
با یه تمرین که مَلکُم دوست داره بهش بگه
"چرخش از درد به قدرت"
چرخش از درد به قدرت. اوه
خوبه. آره
این همون انرژیایه که لازم داریم
خیلی خب، همگی بلند شین
نمکی ساده؟ جدی؟
ستون فقرات چیپسهای بریتانیاست
پادشاه بیچون و چرای تنقلاتِ شور
نه بابا. سرکه نمکی
صدر جدول. شکستناپذیر
از لحاظ طبقهبندی و آماری، جفتتون اشتباه میکنید
پنیر و پیاز بهترینه
چه بحث جذابی
شرط میبندم تو فقط از اون چیپسهای گرونقیمتِ دستساز میخوری، پاپینز
No comments yet. Be the first to leave one.