முதல் 200 வரிகள்.
...آنچه در " نیو آمستردام " گذشت
.هیچوقت با این ایده حال نکردم
.عشق واقعیتو ببینی و بمیری
!مراقب باش
.همینجوری پیش بری ، جوون مرگ میشیا
به عشق واقعی اعتقاد داری ؟
، البته ، حالا که تو و سارا کارتون رو کردین
.شاید الان فانی شدی
.ولی ... یه حس شوخ طبعیه عجیبی داره
.چیزای عیجب و غریب زندگیه گذشته ش
.توام که حالشو میبری
.نمیتونم باهات باشم ، جان
.یه راز سیاهی هست که نمیخوای بهم بگی
.من 400 سالمه
.عمر پسر منه
.از اینکه دروغ بشنوم بیزارم
معلومه که قضیه 400 سال و اینا
.خوب پیش نرفت
.هی ، هی وایسا
.مطمئن نبودم دوباره ببینمت
.متنفرم یه کاری رو نیمه تموم بزارم
اسم دوست پسر ؟
." دنی "
پسره کیه ؟
." پسرش ، " بابی
نباید منتظره بازجو بمونیم ؟
.خودش بازجوئه
.خیلی خوب
.برگردین
.برید بیرون .میکشمش
.به خدا میکشمش
.میرین واسه تماشای بازی .جالبه
.پسرتو گروگان میگیری
.لنگه نداره
.بقیه چیزا نامرئی میشن
...همه مشکلاتت .سرجات بمون
.میکشمش ، به خدا میکشم
.بلیطای گرون قیمتین
همه اون قبض ها ، خودش گفت .که نمیخواست تو بری
اون بهت گفت ؟
.قبل از اینکه ببرنش اورژانس
.فکر کردم کشتمش
.خوب ، بدجوری بهش صدمه زدی ، دنی
.ولی حالش خوب میشه .همیشگی نیست
.هیچی نیست که درست نشه
.ما سروقت اومدیم اینجا
...میدونی
.من بهترین بازیه تاریخ رو نگاه کردم
.1958 سال
.تیم " جیانتس " و " کلتس " بر سر قهرمانی
. " استادیوم " یانکی
گریفر " ، یونیتاس " دو تا مرگ " .ناگهانی پشت سر هم
.واسه اولین بار
. آماچی " یه امتیاز شیرجه تو زمین گرفت "
.کلتز برنده شد
.عجب بازی ای
.تا زمانی که زنده ام یادم نمیره
.اوف
.تو واس به یه چنین بازی ای بری
.اره. تو و بابی
.به عقب برگرد
.اون میبخشدت اون دوست داره ، مگه نه ؟
.فقط تو و بابی
.تو ورزشگاه
.اینگار هیچ اتفاقی نیفتاده
باب برو تو آشپزخونه ، باشه ؟
.برو بابی
.نه ، نه
.تو این مورد دقت بیشتری به خرج بده
کجا میری ؟
.تو رختخواب
تلفن تو نیست ؟
.خوابیده بودیما
.آمستردام هستم
.نه ، مشکلی نیست
.البته ، الان میام اونجا
خوبی ؟
.همکار سابقم ، تو. بیمارستانه
.اصلا نمیدونستم مریضه
باید زود بیای خونه ، یادته که ؟
.فراموشش کردنش سخته
دیدی " ؟ "
.جان
.ببخشید که این ساعت کشوندمت اینجا
وضعش چطوره ؟
.خوب ، یه چندتا آزمایش ازش گرفتن
.حالش بهتر شده
.صبح میزارن بره خونه
.مشتاق دیدنت بود
.زیادی نگهت داشتن
." منم از دیدنت خوشحالم ، " اندی
.ممنون که اومدی
.خیلی وقت گذشته
.سه سال
.به بخش جنایی خوش اومدی
.به سر گردنه
.بزار بریم سر اصل مطلب
.خودتو نگاه جان ، هیچوقت تغییر نمیکنی
.خوب ، نوبت توئه
.خوشتیب شدی لاغر کردی ؟
.خندیدیم
.رژیم سرطان خون
.نفسای آخرمه
.سخته ( رژیمش ) ، ولی موثره
.متاسفم .نمیدونستم
.اگه شانس بیارم ، چند هفته دیگه زنده م
، گوش کن ، دو سه سال گذشته
.میدونم که تو دسترس نبودم
.تماس گرفتم .میدونم
.دیدی همیشه میگفت باهام تماس میگیری
.مریض بودم
.باشه ، داشتم مخفیش میکردم
.میتونستی بگی
.الان دارم میگم
.به تو
.دستخوش
، من دارم میمیرم ، درسته .ولی تو واس کمک کنی
چطوری میتونم کمکت کنم ، اندی ؟
.باید یه پرونده قتل رو واسم حل کنی
قتل ؟ چه قتلی ؟
.من
.قتل من
New Amsterdam
قسمت هفتم
اندی گلیسون سه سال پیش حین .انجام وظیفه تیر خورد
حالا این کجاش قتله ؟
.اونا هیچوقت گلوله رو در نیوردن
.نزدیک قلبش لونه کرده
.هنوز نفس میکشه
.خوب ، نه واسه مدت طولانی
.مسمومیت سرب بر اثر گلوله
.باعث سرطان خون شده
.این دیگه تصمیم گیریش با پزشک قانونیه
وقتی بمیره ، شاید بازپرس دوباره اینو
.تو طبقه قتل بزاره
حالا چی زد به سرت ، اینکه چرا الان اینکارو نمیکنن ؟
.اره
.نه
.آمستردام ، میز کارت
.جاییه که رو پرونده های قتل واقعی کار میکنی
.نه قتلهایی که هنوز قتل هم به حساب نمیان
.اون همکارم بود
.که به پرونده ش کامل رسیدگی شده
.نه مدرکی ، نه مظنونی ، نه بازداشتی
درست نمیگم ؟
.همین فکرو میکردم
.حالا ، پرونده های واقعی داری که روشون کار کنی .پس روشون کار کن
.هی ، ببین کی اینجاست
آمستردام. ببین این کیه اومده ؟!؟!؟
.سنتوری .خوشحالم میبینمت ، رفیق
.باورم نمیشه هنوز سر کارتی
.اینجا بدون من راه نمیره که
." کلی بورنت "
.سلام ، گروهبان .اندی گلیسون
.ازت زیاد شنیدم
.روبه راهیم خدا بخواد
.اندی ، ایشون اوا همکارم هستن
.اندی گلیسون .اولین همکار
.اوا مارکز .از دیدنت خوشحالم
نسبتی با ادی مارکز داری ؟
.پدرمه
.مرد خوبیه. سلام منو بهش برسون
میشه یه قنجون قهوه واسه یه کاراگاه پیر بیاری ؟
.تیره ، با دوتا قند
.ردیفه
خوب ، میبینم که همکارو با یه .همکار خوشتیبتر تاق زدی
.در اصل ، بعد شما چندین همکار داشته
، مهم نیست چندتا داری
اولیشو هیچوقت فراموش نمیکنی ، درسته جانی ؟
.درسته .منم حتما همینجور
چقدر پیشش موندی ؟
.با اون ؟ تقریبا دو سال
.حتما رکوردیه واسه خودش
پرونده در چه حاله ؟
سخت کار میکنید یا به سختی کار میکنید ؟
.بهش نگفتی
جان ؟
.اندی ، بیا اونور صحبت کنیم
.رئیست .بورنت
این پرونده رو میبره پیش هیئت مدیره ؟
.صد در صد
.چرته
.من کاری میکنم ببره
تا زمانی که نفسی میکشیم ، اون .گلوله منو میکشه
.قتل تو صحنه اهسته
.باید بدونم کار کی بوده
.قاتل منو پیدا کن جان
.قبل از اینکه بمیرم
هی ، کمک نمیخوای رفیق ؟
.خودم لدم چیکار کنم
.باجه
.گفته بودن جوونی
.خیلی هم جوون به نظر نمیای
.دیر شروع کردم
9/11?
.اره
.دلایل بدتری هم واسه پلیس شدن هست
.یه روزی بهم میگی دلایل تو چین
.هات داگ ، با سس خردل اضافی
.نه خیلی ، عزیزم
No comments yet. Be the first to leave one.