The Souvenir: Part II

The Souvenir: Part II

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

The Souvenir Part II 2021 1080p BluRay DD5 1 x264-EA
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian The Souvenir: Part II 2021 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-03-15
பதிவிறக்கங்கள்: 12
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 187 வரிகள்.

پریودم عقب افتاده

سلام. می‌تونم بیام تو؟

سلام

اومدیم. سلام

چه صحنه قشنگی شده

سگ‌ها منتظر ناهارن

آه

استراحت کردی؟

طفلکِ من

چه شوکی بود

شوک خیلی بدی بود. متأسفم

می‌دونستی جریان این آقا چی بود؟

مگه چشه؟

رئیس شمایی

داره می‌آد؟

عزیزم؟

بفرما

براش آماده‌ای؟ سلام

از لباس خوابت خوشم می‌آد

اینا لباس خواب نیستن. اوه

خب، در هر صورت خیلی قشنگن

روزالیند: داری چی کار می‌کنی؟

اوی، تمومش کن. (صدای کلنجار قطع می‌شود)

می‌خوان برن پیاده‌روی

دارن همین کارو می‌کنن

بفرما، از خودت پذیرایی کن

روزالیند: (با آرامش) سلام عزیزم

امیدوارم خیلی طولانی پیشمون بمونی

تا جایی که بشه، عزیزم

ویلیام: قطعاً

روزالیند: تو هم می‌خوای؟

# یعنی زمان دیگه‌ای هم هست؟ #

# یعنی زمان دیگه‌ای هم هست؟ #

# یه سال دیگه؟ #

# یه آرزوی دیگه واسه موندن؟ #

# یعنی زمان دیگه‌ای هم هست؟ #

# یعنی زمان دیگه‌ای هم هست؟ #

# یه سال دیگه؟ #

# یه آرزوی دیگه واسه موندن؟ #

بالای سرم علف سبز می‌شه

با بارون و قطره‌های شبنم یکی شده

و اگه بخوای یادت بمونه

و اگه بخوای فراموش کنی

جولی: (در فیلم) مارلند

گرفتیما، گرفتمش

مارلند: فقط... فعلاً برگردیم روی جولی

همین‌طور که می‌ریم جلو، اون توضیح می‌ده

فکر کنم... (ادامه به صورت نامفهوم)

جیمز: ممنون که اومدی دیدنمون

جولی: آخرین وسایلش رو براتون آوردم

جیمز: اوه

راستش، داشتم این کتاب رو می‌خوندم. خب

کتابِ جک پینچر و، می‌دونی

همه این آدم‌هایی که زندگی دوجانبه داشتن

و، می‌دونی، من

می‌دونی، فقط امیدوارم بتونم توش ردی

از یکی از دوستاش یا چیزی پیدا کنم

که بهم این امید رو بده که

که پای وزارت خارجه هم در میونه

منظورم اینه که، این‌طوری

انگار هیچ‌جا نمی‌تونم چیزی بفهمم

حتی کسی تو وزارت خارجه نیست که باهاش حرف بزنم، می‌دونی

منظورم اینه که، اون

درباره کارش با ما حرف نمی‌زد، می‌زد؟

نگران چیزی بود؟

چیزی می‌دونی؟ نه؟

نه

جیمز مجبور شد شناسایی‌ش کنه

اصلاً... اصلاً شبیه خودش نبود. من

من... برام خیلی سخت بود قبول کنم که خودش بود

یه کادوی کوچیک برات دارم

دقیقاً شبیه خودشه

جیمز: خداحافظ. جولی: خداحافظ

(صدای پچ‌پچ)

سلام، جولی؟ بله

بیا تو. ممنون

روان‌شناس: به نظرم ذاتاً آدم تیره و تاری بود

در هر صورت

شرط می‌بندم شما دوتا تو اون مدت

بیشتر با هم اختلاف داشتین تا تفاهم

برگردیم به شش ماه قبل

بیشتر با هم اختلاف داشتین

نه لزوماً دعواهای اساسی، ولی اختلاف نظر داشتین

و تو اون مدتی که با خودش کلنجار می‌رفت

داشت روی یه فکر کار می‌کرد. یه فکر آگاهانه

که نمی‌دونست چطور باید به زندگی ادامه بده

با این دروغی که شده بود تمامِ زندگیش

و همین‌طور که نشستم و دارم باهات حرف می‌زنم

روشی که این اطلاعات رو می‌گیرم

بدون اینکه وارد حریم خصوصی کسی بشم

اینه که از خودم می‌پرسم

درباره روزهای آخرش چی می‌دونم؟

حال و هواش چطور بود؟

اصلاً دلیلی برای ادامه دادن داشت؟

و این حس رو دارم

که اون آخرها دیگه دلیلی برای ادامه دادن نداشت

می‌خواست به چیزی که تو زندگیش می‌گذشت پایان بده

پس همون کارو کرد

گذاشت زندگیش تموم بشه

مرد: پس‌زمینه، حرکت

آره. فقط تمرینه

طراح رقص: یک، دو، سه، چهار

پنج، شش، هفت، هشت... یک

مرد: آره، یه... گراهام

مرد:...می‌دونی، یه چالشی توش هست. خب

ولی در عین حال، تلاشم اینه کاراکتری پیدا کنم که

می‌دونی، لایه‌لایه باشه. و

لزوماً بحثِ تاریکی نیست

بحث اینه که چرا این آدم این شکلیه

می‌شه گفت این یه فیلم خیلی سیاسی هم هست

بله. آره. درسته

خیلی خب، فقط

یه لحظه صبر کنید

فقط می‌خوام یه چیزی رو روی دوربین چک کنم

جولی اینجاست

سلام جولی

جولی: ادامه بدین. نمی‌خوام

ببخشید. مرد: مشکلی نیست

جولی: از دیدنت خوشحالم! منم همین‌طور

گارانس: عالی! مارلند: جولی، جیم

جیم: سلام. جیم هستم. جولی: سلام. جولی

جیم: قبلاً همدیگه رو دیدیم. از دیدنت خوشحالم. اوه، واقعاً؟

تو... نایتزبریج

خیلی کوتاه بود

خب

تسلیت می‌گم

ممنون

من، راستش

چند باری آنتونی رو دیده بودم

و اون ذهنِ زیبایی داشت

همین‌طور بود

گارانس: جولی، آماده‌ای؟

مراقب این کابل‌ها باش، باشه؟

خیلی خب... جولی: ممنون

طراح رقص: یک، دو، سه، چهار

پاتریک: خیلی خب، همون‌جا نگهش دارین

کات! کات! کات

خیلی خب، خوبه. حالا تیکه‌تیکه بگیریمش

جیم، این خطی نیست

جیم، از نظر اکشن خطی نیست

جیم: نه، ولی دارم فقط جاها رو یاد می‌گیرم

پاتریک:...پس لازم نیست تکرارش کنی

جیم: و من شبیه یه... شبیه یه احمقِ لعنتی می‌شم

دستیار کارگردان: یه لحظه برای بارگذاری مجدد

بچه‌ها، یه لحظه صبر کنید دوربین رو آماده کنیم

امکانش هست

مثلاً یه شش نفر دیگه رو دورِ این مانیتور جمع کنیم؟

دستیار کارگردان: خیلی خب، آماده باشین

پاتریک: هر پلان رو می‌تونیم استفاده کنیم. حتی اگه یکی نباشن

تا وقتی که همون حس رو داشته باشین

دستیار کارگردان: پخش رو شروع کن

طراح رقص: و یک، دو، سه، چهار

پنج، شش، هفت، هشت. دوباره

پاتریک: بالا، بالا... نگاهش کن

خیلی خب، برگردین

طراح رقص: پنج، شش، هفت، هشت... یک

پاتریک: بعد از نقطه ثابت ادامه بده

و حالا برگرد. برگرد

مستقیم برگرد، مستقیم برگرد. درسته

گارانس: می‌خواستم ازت بپرسم

چرا امروز تصمیم گرفتی موزیکال کار کنی؟

ما رو نگاه کن. زیرِ این بارونِ لعنتی هستیم

دلت نمی‌خواست

توی یه استودیو با پرده عریض باشی

به جای اینکه اینجا باشی

مثل بقیه فیلم‌های کوفتی انگلیسی

که توشون بارون نم‌نم می‌باره؟

واسه همین

می‌دونی، برای اینکه... به بچه‌ها یه جور زندگی رو نشون بدم

که از فرم استفاده کنم، از حرکت

موسیقی، مونتاژ

به جای... اَه

واسه همینه

گارانس: درسته. خب

می‌شه گفت این یه موزیکالِ سیاسیه؟

همه چیز سیاسیه. همه چیز سیاسیه

گارانس: درسته. تموم شد

می‌بینی که وقتِ خوبی نیست

جولی: ببخشید. آره

صبر می‌کنیم. مشکلی نیست. نه، دیگه حسش پرید

می‌تونم فقط پنج دقیقه وقتت رو بگیرم؟ پاتریک: بگو

فقط می‌خواستم چندتا سؤال درباره آنتونی و کارش بپرسم

پاتریک: وقتِ بدیه

الان وقتِ بدیه

می‌تونی بری

لیدیا، می‌شه... می‌شه

یه یادبود براش بساز

More Farsi Persian subtitles for The Souvenir: Part II

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left