முதல் 200 வரிகள்.
آنچه در قسمتهای قبل "وقتی دل فرا میخواند" گذشت
وضعیت پروندههای خسارت بیمه به کجا رسید؟
فردا شب یک جلسهی مشاورهی حقوقی برگزار میکنم
در مدرسه
خوشحال میشم بیام
اون مکگینتیه. دیگه چرا معطلیم؟
بریم اون یارو رو دستگیر کنیم
تا یکی دو روز دیگه معلوم میشه که آتیشسوزی عمدی بوده یا نه
تو این مورد مطمئنم که حق با منه
برای ناهار نگه داشتیم تا کمی خوراک بخوریم
فقط با یه آتیش کوچیک برای آشپزی
اگه ما مسئول
شروع آتیشسوزی بودیم
پسرا، چرا چیزی رو که به پدر و مادرتون و من گفتید
به پاسبان گرانت نمیگید؟
بفرمایید بچهها
ممنون
وقتی برای علامتگذاری مسیر رفته بودیم
من و توبی تصمیم گرفتیم آتیش درست کنیم
ام
میخواستیم خوراکمون رو گرم کنیم، اما بعدش خاموشش کردیم
من روش آب ریختم و زغالها رو زیر خاک کردم
طبق گفتههای کوپر، اونا همهی کارها رو درست انجام دادن
دقیقاً کجا آتیش رو روشن کردید؟
یادتون هست؟
سمت شمالی، کمی بعد از بلراک
ام، میتونیم شما رو ببریم اونجا
نه
اشکالی نداره، ما بلراک رو میشناسیم
به محض اینکه محل آتیشسوزی امن بشه
برای بازرسی میریم اونجا
هیچکدوم از شما
شروع شدن آتیش رو به چشم دیدید؟
نه
تا وقتی که تقریباً از تپهی شمالی پایین نیومده بودیم، چیزی متوجه نشدیم
اون موقع بود که بوی دود رو حس کردیم
و به همین سادگی
آتیش محاصرهمون کرد
قول میدم، فکر کردم خاموش شده
حتماً یه مرحله رو جا انداختیم
واقعاً متاسفیم
اشکالی نداره
هر دوتون اونجا عالی بودید
پسرا، بهتون افتخار میکنم که حقیقت رو گفتید
ای کاش هیچوقت اون آتیش رو روشن نمیکردیم
پس هنوز نمیدونیم علت آتیشسوزی چی بوده
و اگه کار پسرا بوده باشه چی؟
خب، اونا زیر سن قانونی هستن
بنابراین این توی پروندهشون ثبت میشه
ممکنه به خدمات اجتماعی محکوم بشن، اما
حبس نمیکشن
باید بهتون هشدار بدم که اگه کوپر و توبی
مسئول شناخته بشن
خانوادههای شما ممکنه مسئول تمام خسارات و ضررهای مالی باشن
و این یعنی نصف شهر
ما به هیچ وجه نمیتونیم این همه خسارت بدیم
باید چیکار کنیم؟
خب، قطعاً میتونید در دادگاه از خودتون دفاع کنید
پس توصیهی من اینه که
بهترین وکیلی رو که میتونید پیدا کنید
هر چه زودتر، بهتر
ایدی، واقعاً متاسفم
من
توی اون شام مسخره گیر افتاده بودم
و تا وقتی که خودم رو به جلسه رسوندم
همه رفته بودن
خب، وقتی مردم فهمیدن که جناب فرماندار همونطور که
قول داده بودم، به ما ملحق نمیشه
دیگه کسی دلیلی برای موندن ندید
واقعاً عذر میخوام
یه جلسهی مهم بود
یه جلسهی دقیقهی نودی برای مبارزات انتخاباتیام
میدونی چیه؟
توی شغلم در پایتخت
زمان زیادی رو با سیاستمدارها میگذرونم
و اونا همیشه از یه چیز گله دارن
سازش کردنها
تصمیمهای سخت و بازیهای سیاسی
اما در اعماق وجودشون
از ته دل
عاشق این کارا هستن
ایدی، بهت اطمینان میدم
فکر میکردم شاید تو فرق داشته باشی
که میخوای قواعد بازی رو عوض کنی
حدس میزنم اشتباه میکردم
حالا با اجازهتون
موکلهای من انتظار دارن تمام توجهم به اونا باشه
نه به سازش کردن
اوه! زینِ نو؟
نیوتون حتماً عاشقش میشه
در واقع، این برای اسبِ خدمت رسمیِ اولیوره
روز دوشنبه تحویلش میگیریم
فکر میکردم تا ۱۸ سالگی اسب بهش نمیدن
خب، از یکشنبه به بعد اون ۱۸ سالش میشه
یکشنبه؟
اوه، خدای من
خیلی کار دارم که باید انجام بدم
ام
خداحافظ بابا
اوه! متاسفم قاضی ایوری
با این عجله کجا رفت؟
فکر کنم ناخواسته دردسر بزرگی برای کسی درست کردم
این آخر هفته تولد اولیوره
خب، حداقل یه نفر هست که بهش خوش بگذره
آره، هوم... میدونم
واقعاً از این بخشِ شغلم متنفرم
خب، هنوز میتونیم روی پروندهی مکگینتی تحقیق کنیم
برای بازجویی میاریمش اینجا
خیلی خب، همین امروز ترتیبش رو میدم
هر کاری میکنیم تا مجبور نشیم علیه اون پسرا اعلام جرم کنیم
بفرمایید
اوه! داشتم فکر میکردم که
شما دوتا بعد از صبحانه کدوم گوری رفتید
آره. فقط میخوام چیزی رو که روش کار میکردیم نشونت بدم
فکر کردم گلدی بتونه برای عروسکهاش ازش استفاده کنه
اوهوم
این عالیه
و این رو هم برای خودم ساختم. اوه
خدای من. آررر
اوه! اوه، اوه، اوه. خیلی خب، آروم باش
آررر! اوه عزیزم. آه
خب، میتونم بگم که ظرافت و مهارتش خیلی خوبه
میتونم دوباره گلدی رو تا مهدکودک همراهی کنم؟
گوئن، البته
ممنون. این خیلی کمک بزرگیه
گوئن میبرتت مهدکودک، باشه؟
برید دیگه
هوم
خداحافظ
آررر! اوه، اوه
دیگه کافیه
خوب بود که دوباره مشغول ساختن چیزی شدم
که باعث شد
به فکر فرو برم. هوم
میدونی، دیشب توی جلسه
خیلیها گله میکردن که
شرکتهای ساختمانی قیمتهاشون رو بردن بالا
تا از فاجعهی "بنسون هیلز" سود ببرن
بله، وحشتناکه. این کار واقعاً ناپسنده
پس چی میشه اگه ما
"چوببری کولتر" رو به "ساختوساز کولتر" گسترش بدیم؟
یه مرکز خدمات کامل برای بازسازی بنسون هیلز
نظرت چیه؟
خب، لی، من
فکر میکنم عالیه
مامانم میگه آتیشسوزی عمدی بوده
شنیدم کار "مکگینتی پیر" بوده
برای همین شهردار کولتر افتاده دنبالش
لطفاً روی خوندنتون تمرکز کنید
آتیشسوزیِ عمدی یعنی چی؟
یه نفر این بلا رو سر ما آورده
یه همچین آتیشی خودبهخود راه نمیافره
میدونم چقدر برای همهتون سخته
هرچند ممکنه وسوسهانگیز باشه
اما تا وقتی که همهی جوابها رو نداریم
نباید شایعات بیاساس رو پخش کنیم
حالا بیاید حواسمون رو بدیم به درس علوم، لطفاً
شاهدی داریم که تو رو دیده
در حالی که یه گالن سوخت داشتی، وارد پارک شدی
دقیقاً روز آتیشسوزی
اوه، واقعاً؟ کی؟
اینجا ما هستیم که سوال میپرسیم
سابقهی تو در پارک، تو رو به یه مظنون تبدیل میکنه
حالا، میتونی اطلاعات رو پنهان کنی یا همکاری نکنی
اما دفعهی قبل این کار اصلاً به نفعت تموم نشد، مگه نه؟
ببین، اِی.جِی
میدونیم که تو مزرعهات رو توی آتیشسوزی از دست دادی
نمیخوایم این قضیه رو بیشتر از چیزی که لازمه کش بدیم
اما اگه اون تو بودی که با یه گالن سوخت وارد پارک شدی
اونم روز آتیشسوزی
چه انتظاری داری ما چی فکر کنیم؟
اون سوخت نبود، یه گربه بود
چی؟
داشتم گربهام رو خاک میکردم
پس
اون گالن، یه گربه بود؟
گربه رو توی اون ظرف خاک کردم تا از گزند حیوونای وحشی در امان باشه
تا بتونه در آرامش بخوابه، باشه؟
واقعاً انتظار داری که ما
اسمش "مستر میتنز" بود
نژادش "مِین کون" بود و بهترین موشگیری بود که تا حالا داشتم
خب، من مایلم حرفت رو باور کنم
چون دلیلی نمیبینم کسی یه همچین داستانی از خودش دربیاره
اما این بازم ثابت میکنه که تو توی جنگل بودی
اونم روز آتیشسوزی
و میتونستی بعد از
خاکسپاری، اون آتیش رو راه انداخته باشی
خیلی خب
از کافهچیِ "شیورینگ تیمبرز" بپرسید
یه لحظه صبر کن. شیورینگ... شیورینگ تیمبرز؟
توی بنسون هیلز
تمام بعدازظهر اونجا بودم
داشتی به یاد "میتنز" مینوشیدی؟
"مستر" میتنز
بفرمایید، ۱۵ سنت هم بقیهی پولتون
ممنون، دنیس
اوه. عصر بخیر، مینی
عصر بخیر، نِد
فلورنس. مینی
فروش مرباها چطوره؟
No comments yet. Be the first to leave one.