The Rookie

The Rookie

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 8

வெளியீட்டு விவரம்

The Rookie S08E09 1080p WEB h264-ETHEL
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 8 قسمت 9 The Rookie 2018 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-03-18
பதிவிறக்கங்கள்: 116
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

نکته مثبتش اینه که هنوز اندازه‌مه

امیدوار بودم دیگه هیچ‌وقت مجبور نشم لباس پشمی تنم کنم

خودِ خودشه. خوش برگشتی

ممنون قربان. خوشحالم که برگشتم

آماده‌ام که از این فرصت دوباره به بهترین شکل استفاده کنم

فقط مسئله اینه که

آستین بلند واقعاً لازمه؟

تا جایی که می‌شد سقوط کردی بدون اینکه کلاً اخراجت کنن

باید دوباره خودت رو ثابت کنی تا اجازه داشته باشی آستین کوتاه بپوشی

می‌دونم ضدحاله

ولی خوشحالم که دوباره توی گشت‌زنی می‌بینمت

البته برای یه مدت کوتاه

خب، حالا چی میشه؟

قراره تنها برم گشت، یا با کسی همکارم می‌کنی؟

راستش... این تصمیمی نیست که من بگیرم

ولی خودت جوابش رو می‌دونی

بهتره بذارم خودِ تیم بهت بگه

ولی نمی‌گی، چون مأمورهای مخفی یه پیمان خونیِ صداقت دارن

که تا آخرالزمان دوام داره

پس بنال دیگه

من فقط پیام‌رسانم

نمی‌فهمم

خب، دیگه با من هم‌گشت نمی‌شی

پس با کی؟

قراره «پن» رو آموزش بدی

شوخی می‌کنی؟

نه تنها باید برگردم به اون شرایطِ مزخرفِ

کارِ پلیسی با یونیفرم

نه تنها باید برای شش ماه آینده، هر ثانیه مثل یه بندباز

بدون کوچکترین اشتباهی عمل کنم

تازه با یه افسر آموزشی همکار شدم که

انقدر به بدقلق بودن معروفه که

تیم بردفورد پیشش شبیه «آقای راجرزِ» مهربون به نظر میاد؟

گیر یه آدمِ درپیتِ تگزاسی افتادم

که به هزار و یک دلیل باید تا حالا اخراج می‌شد؟

آره. دقیقاً

و خودت شنیدی که تعمیرکار گفت

که امروز کارش رو تموم می‌کنه؟

عین همین کلمات رو گفت؟ آره

با اینکه دفعه‌ی قبل بیشتر از یه هفته طول کشید

تا فقط قطعات رو سفارش بده؟

هی، چنان گربه رو دمِ حجله براش کشتم که نگو، خب؟

تا ساعت ۵ تمومه. اوه

لونا، فرشته‌ی نجاتم. اوضاع اتاق ۳۱۴ داره از کنترل خارج میشه

البته که همین‌طوره

از همون لحظه‌ای که سومین بچه‌ی طرد شده‌شون پیداش شد

فهمیدم تو دردسر افتادیم

واسه سینه‌پهلوش آنتی‌بیوتیک نوشتم

و واسه بقیه‌شون هم تراپی

مطمئنم سریع میرن دنبالش

اوهوم

فکر نکنم قبلاً هم رو دیده باشیم. درسته

اولیور اشتون، ایشون همسرم وِید هستن

از دیدنتون خوشبختم. منم همین‌طور

فکر نکنم قبلاً شما رو این طرف‌ها دیده باشم

آره، تازه دو ماهه شروع کردم

پنج سال گذشته رو مشغول کار بودم

توی «پزشکان بدون مرز». کار شریفیه

در مقایسه با کاری که شما هر روز انجام می‌دید چیزی نیست

دارم ارزیابی‌ها رو انجام می‌دم

اگه اهالی ۳۱۴ سراغم رو گرفتن، بگو گردباد با خودش بردتم

اوم، آدم خوبیه

باعث میشه همه‌مون در مقایسه با اون تنبل به نظر بیایم

هوم

ممنون که منو رسوندی و ماشینم رو بردی تعمیرگاه

که احتمالاً الان دیگه باید بری دنبالش

وگرنه تقصیر رو میندازه گردن ما که نذاشتیم کارش امروز تموم شه

هوم

گوش کن، من و نولان ایده‌هایی داریم درباره اینکه

چطوری آموزش مایلز رو پیش ببریم. واسه خودت نگهشون دار

شما دوتا شانس‌تون رو داشتید. نایلا

چی می‌خوای بهم بگی که خودم ندونم؟

اینکه چون اعتمادبه‌نفس نداره ادای قهرمان‌ها رو درمیاره؟

این... این از روز اول واسه بعضی از ما روشن بود

الان اون یه افتضاحِ تمام‌عیاره

که با ترسِ از اشتباه کردن میره تو خیابون

و به محض اینکه آدرنالینش بره بالا، از ترس خشکش میزنه

پس نه، من راه خودم رو میرم

ممنون

فکر کنم خودش از پسش برمیاد

صبح بخیر. چی؟

گفتم صبح بخیر. می‌خواستی اینجا پیاده شی؟

اوم

نه، طبقه گروه ضربت

ببخشید، فقط یکم حواسم پرت بود

همه چی ردیفه؟

آره. آره، نمیدونم

این رو توی ماشین لونا پیدا کردم

و یه جفت عینک آفتابی مردونه‌ی شیک

لزوماً به این معنی نیست که خبریه

نه، معلومه که نه

مطمئنم... مطمئنم هیچ معنی خاصی نداره

آره، آره

فقط، اوم، تا حالا شده که

بیخیال

قربان، اگه اجازه بدید

دوتا راه پیش روت داری

اولی اینه که

با همسرت حرف بزنی

احتمالاً یه توضیح خیلی ساده براش وجود داره

راه دوم هم اینه که

می‌دونی دیگه، فضولی کنی

من به شدت اولی رو پیشنهاد می‌کنم

ممنون

فقط می‌خواستی منو ببینی یا مشکلی پیش اومده؟

مامانت

حالا باز چیکار کرده؟

مگه چت گروهی‌مون رو چک نمی‌کنی؟

نه، همون لحظه اول گذاشتمش رو بی‌صدا

همون موقعی که واسه سه نفرمون راهش انداختی

تیم. می‌دونم

توی ارتباط برقرار کردن مشکل دارم

اصلاً خنده‌دار نیست

مامانت توی یه ساعت گذشته ۱۱ بار پیام داده

و تو هم که کلاً روزه سکوت گرفتی، واسه همین من مجبورم جواب بدم

نه، واقعاً مجبور نیستی

نیستی. وظیفه تو نیست که این سکوت رو پر کنی

راستش هر چی زودتر بی‌خیالش بشی

اونم زودتر دست از سر این گروه برمیداره

و دیگه عکس‌های تار نمی‌فرسته

از تست‌های روانشناسیِ رابطه‌ی مجله‌های قدیمیِ «کوزمو»

که گوشه و کنار خونه‌ش پیدا می‌کنه

پس داری چت‌ها رو می‌خونی

شاید یکی دوتاش رو دیده باشم. اوهوم

بهش پیام می‌دم، باشه؟

این باری نیست که تو بخوای به دوش بکشی

اون مامان منه. باشه، ممنون

خواهش دیگه‌ای ندارم. آره. هوم

اوه، سلام کارآگاه هارپر

اوم، می‌خواستم بگم چقدر از اینکه قراره با شما آموزش ببینم هیجان‌زده‌ام

دلت می‌خواد لقبت بشه «پاچه‌خوار»؟

نه قربان. پس توی روشت تجدیدنظر کن

بله، قربان

خب، هدفت واسه

شش ماه آینده‌ی آموزشی چیه؟

اینکه از اشتباهاتم درس بگیرم

سعی کنم توی موقعیت‌هایی قرار نگیرم که از پسشون برنمیام

پس می‌خوای محتاطانه عمل کنی؟

فقط به اندازه یه سوتیِ دیگه با اخراج شدن فاصله دارم

دیگه باید چیکار کنم؟

باشه، پس امروز قراره این‌طوری پیش بره:

تو افسر آموزشی هستی، منم کارآموز

نمی‌فهمم

جوری کار رو بهم یاد میدی که انگار روز اولمه که اومدم

و توی هر مأموریتی که بهمون میدن، تو فرماندهی می‌کنی

و آخر شیفت

تصمیم می‌گیرم که آیا ارزشش رو داری که وقتم رو برات بذارم یا نه

بله قربان. یا باید بگم «جوجه‌افسر»؟

من همون «قربان» رو میگم

اوهوم

چه خوبه

می‌دونی، دوباره پیش همیم، اونم بدون فشارِ

مورد ارزیابی قرار گرفتن

واقعاً می‌تونم خودمِ واقعی و دیوانه‌م باشم

نه نه، نه اینکه منظورم این باشه که آدم عجیبی‌ام

یعنی هیچ اخلاقِ عجیب‌غریبِ مخفی‌ای ندارم

آره ارواحِ عمه‌ت

نگران نباش، رازهای عجیب‌غریبت پیش من جاشون امنه

صبر کن ببینم، چی؟ آهان، فهمیدم

نه نه، ولی جدی، من هیچ راز عجیبی ندارم

۷-آدام-۱۵، سرقت مسلحانه در پلاک ۴۷۱۶۳ سن ویسنته

دریافت شد. ما اعزام شدیم

گازشو بگیر، اعجوبه

پلیس

پلیس

پلیس. تموم شد؟

آره، چرا نمیای بیرون که ببینیمت؟

وسط فیلم‌برداری بودیم که

دو نفر با اسلحه اومدن تو

همه تجهیزات‌مون رو دزدیدن و اینجا رو به رگبار بستن

خب، داشتید چی فیلم می‌گرفتید؟ فیلمِ صحنه‌دارِ مینیونی

زک، الان وقتش نیست. ببخشید

اسم کانالمون «دراپ‌اوت تی‌وی»ـه

ما برنامه‌های کمدیِ بداهه می‌سازیم

من صاحب شرکتم. اوه، باز شروع کرد

اون صاحب اینجاست. اون صاحب اینجاست

آنا

یه جور سلسله‌مراتبِ قدرتِ عجیبی بین‌مونه

مثلاً با هم رفیقیم ولی اون رئیس‌مونه

جیکوب، شما جوری رفتار می‌کنید انگار من همش دارم از خودم تعریف می‌کنم

بسیار خب، میشه بریم سر اصل مطلب؟

بعید می‌دونم. ببخشید، نه. متأسفم. حاشیه نمی‌ریم

درسته، فکر می‌کنم راه درست الان اینه که

از تک‌تک‌شون به طور جداگانه

اظهارات‌شون رو به عنوان شاهد بگیریم. اوهوم

می‌تونی دستات رو بیاری پایین

اوه، خدا رو شکر. هووف

خب، با زبان خودت

بهم بگو چی شد. واو، باشه، حتماً

اوم، من اولین بار بعد از اینکه

توی دوران راهنمایی مسخره‌م کردن، وارد کمدی شدم

خیلی خب، موقع سرقت کجا بودی؟

جناب قاضی، بذارید در پرونده ثبت بشه که

کار من نبوده چون موقع وقوع جرم، توی استودیو بودم

خب، اینجا که دادگاه نیست

تو شاهدی، نه متهم

می‌تونستم من مرتکب جرم شده باشم

می‌تونستم مثلاً... باهاشون همدستی کرده باشم

کردی؟

فکر کردم گفتی من متهم نیستم

More Farsi Persian subtitles for The Rookie

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left