முதல் 200 வரிகள்.
یه کم غذا اینجاست! زود باش
بجنب
چرا داره اون کارو میکنه؟
داره از گرسنگی تلف میشه
کوریولانوس، پدرت مرده
میگن کار شورشیها بوده
یه تله بیرون توی جنگل
۱۲ توی بخش
حالا دیگه به ما بستگی داره که باعث افتخارش بشیم
تایگریس؟
تایگریس، پیراهن کجاست؟
این عالیه خانومجون
شاید امروز یه کم تند و تیز باشه. اوه
تایگریس رو با پیراهن مجلسی پدرم ندیدی؟
نه
کوریو؟
تایگریس؟ معذرت میخوام. میدونم دیر کردم
ولی نگاه کن، درستش کردم
یعنی، یه کاریش کردم
فکر کنم واقعاً معرکه شده
قشنگه
بهترین دخترعموی دنیا
همهچی رو برام تعریف کن
از کجا شروع کنم؟ سر کار به فابریشیا گفتم
که باید پردههای سفیدش رو با وایتکس بشوره
و موقعی که داشت این کارو میکرد، پیراهن رو انداختم توش
دکمههای موزاییکی رو هم از
از کاشیهای حمام درست کردم
هوشمندانه است
اوه. سیبزمینیها رو پیدا کردی؟ برای آهار زدن جوشوندمشون
و واقعاً باید امروز یه چیزی بخوری
نگهشون دار واسه خانومجون
خیلی خوشتیپ شدی
خانومجون! بیا ببین
کوریولانوس اسنو
رئیسجمهور آیندهی پانم
بهت درود میفرستیم
فقط یه لحظه
صبر کنید، خانومجون
بعد از امروز، میتونم خیلی بیشتر پرورش بدم
نمرههام عالی بود، حتی یه جلسه هم غیبت نکردم
ده سال
حالا دیگه حتی رئیس هایباتم هم نمیتونه اینو ازمون دریغ کنه
رئیس ازت متنفر نیست
اون از همه متنفره
اون از من بیزاره
اولین چیزی که با جایزهی نقدی میخری چیه؟
لباس جدید؟
شکلات؟
شکلات
تایگریس، این جایزهی پلینثه
باهاش میتونیم اجارهخونه رو بدیم
برف همیشه جاش اون بالاست
به به، کوریولانوس اسنو
کلمی
داری عرق میکنی؟
امروز روز دروه
به راننده صبح رو مرخصی دادیم
اه! اون نمکنشناس باید التماس میکرد
که امروز تو رو اینور اونور ببره
فقط یادت نره، من همکلاسیت بودم
وقتی داری به خاطر جایزهی پلینث فخر میفروشی
جایزه؟ لطفاً
من فقط میخوام به پانم خدمت کنم. ممم
گرسنهای؟
آشپز واسه صبحانه استیک پخته بود
مجبور شدیم نصفش رو دور بریزیم
خجالت بکش کوریو
نمیدونی اونا توی بخشها دارن از گرسنگی میمیرن؟
موفق باشی
نه اینکه بهش نیاز داشته باشی
سلام
بالاخره شاگرد اول اومد
چه پیراهن شیکی
اون دکمهها چیان؟ موزاییک؟
هوم
واسه همینه که منو یاد حمام خدمتکارها میندازه
این گوشت بره رو امتحان کردی؟ فوقالعادهست
اه. فلیکس، فقط آدمهای بیخود با انگشت غذا میخورن
چی شده؟ بابایی بهت آداب معاشرت یاد نداده؟
شاید یاد میداد
اگه انقدر سرش به ادارهی کشور گرم نبود
هی، ما رو واسه جایزهی پلینث اینجا خواستن، درسته؟
چون شنیدم دکتر گال توی ساختمونه
«پلینث.»
یعنی، به بچهش نگاه کن
کی فکرش رو میکرد که بشه
با پول راهت رو به کپیتول باز کنی؟
خب، با پول نمیشه اصالت خرید
لباس مادرش رو دیدی؟
ببخشید، «مامانش». اوه
تن یه شلغم لباس شب هم بپوشونی، باز هم التماس میکنه که لهش کنی
این کارو نکن. همهمون میدونیم که ازش خوشت میآد
من ازش خوشم نمیآد آراکنه
فقط تحملش میکنم
اون اهل بخشهاست
تحملش کن
فقط تشویقش نکن. باشه. حتماً
اگه یه بار دیگه بشنوم
که این مسابقات عطش مبارزه چقدر غیراخلاقیان
خودم میفرستمت توی میدا
سجانوس
واسه یه بار هم که شده به مراسم درو رسیدی
تو هم به فارغالتحصیلی رسیدی، فستوس
جفتمون شوکه شدیم
لو بده. کی جایزه رو برد؟
اوه، نه، من قرار نیست روز بزرگ پدرم رو خراب کنم
هیچکس اینجا واقعاً از اون خوشش نمیآد، ولی عاشق پولش هستن
خودت میدونی چه حسی داره، مگه نه آراکنه؟
خندهدار بود
هی، گوش کن
امم، میدونم کلی امید به این بستی
ولی امروز خبری از جایزه نیست
دیگه نه
واقعاً متأسفم. چی؟
چقدر هیجانانگیزه که توی این روز فرخنده
همهی چهرههای جوان و درخشانتون رو میبینم
من دکتر ولومینا گال هستم، طراح ارشد فروتن شما
مسئول وزارت جنگ
و تمام امور وابسته به اون
امروز از آزمایشگاهم دل کندم
تا شما رو ارزیابی کنم
رهبران نسل آینده
هر چی باشه، من تا ابد اینجا نیستم
و حالا برای رسیدن به اون هدف
افتخار دارم کسی رو بهتون معرفی کنم که
خالق خودِ مسابقات عطش مبارزه است
رئیس کاسکا هایباتم
اه
دانشجویان منتخب
اساتید
و البته، دکتر گال
من همهی شما رو امروز اینجا جمع کردم
برای دهمین مراسم سالانهی درو
که در اون دو تا بچه رو
از هر بخش انتخاب میکنیم
تا به میدان کپیتول بفرستیم تا در مسابقات عطش مبارزه تا پای مرگ بجنگن
باورم نمیشه هنوز بهش اجازه میدن
توی جمع حرف بزنه
و اینجا ۲۴ نفر از
برترین گزینههای ما نشستن
که همگی منتظر شنیدن نتایج درس خوندنهای سختشون
در این موسسهی معتبر هستن
شک ندارم مشتاقید بدونید کی جایزهی پلینث رو برده
و یه آیندهی درخشان
با این حال
من اینجا هستم تا بهتون بگم
که امسال تغییری ایجاد شده
یه تکلیف نهایی برای اثبات شایستگیتون
چون
شهروندان محترم کپیتول
از مسابقات خسته شدن
و دیگه اصلاً نگاهش نمیکنن
و اگه قرار باشه مسابقات ادامه پیدا کنه، باید تماشاگر داشته باشه
بنابر این، طراح ارشد مسابقات، دکتر گال، وارد عمل شده تا
ارزشهای میهنپرستانه رو تشویق کنه
با سبک منحصربهفرد خودش که از شما شروع میشه
جایزهی پلینث دیگه بر اساس
اینکه کی بهترین نمرهها رو داره تعیین نمیشه
ببخشید؟
بلکه بر اساس اینه که کی بهترین مربی در مسابقات عطش مبارزه باشه
این یه نقش کاملاً جدیده
همونطور که مراسم درو به صورت زنده پیش میره
من به هر شرکتکنندهی بخشها
یک مربی از کپیتول در پشت صحنه اختصاص میدم
کسی که باید اونها رو متقاعد کنه
تا جلوی دوربینها نمایش اجرا کنن
طبیعتاً، بهترین مربی کسی خواهد بود که
شرکتکنندهش برندهی مسابقات بشه
اگه یه دختر زپرتیِ ضعیف بهم بیفته چی
از یکی از بخشهای فقیر مثل ۸ یا ۱۲؟
اونا توی دو دقیقه میمیرن
درست مثل پارسال و سال قبلش
نقش شما اینه که این بچهها رو
به یک نمایش تبدیل کنید، خانم کرین
نه بازمانده
پیروزی در مسابقات فقط یکی از ملاحظات ماست
تمام آیندهی شما به این پروژهی آخر بستگی داره
اوه، و باید بهتون بگم هر کسی که در حال تقلب مچش گرفته بشه
تا به شرکتکنندهش امتیاز ناعادلانهای بده
دیگه اصلاً آیندهای نخواهد داشت
اوه! شروع شد
بذارید مراسم درو آغاز بشه
۱ بخش
پسر میرسه به لیویا کاردیو
دختر میرسه به پالمیرا مونتی
بخش ۲، پسر
چه مناسب
پسر میرسه به سجانوس پلینث
بهترین گزینه نصیبت شد
یادت نره، من هم از همون قماشم
بخش ۴، پسر
پرسفونه پرایس
دختر، فستوس کرید
بخش ۷، پسر، ویپسانیای سیکل
دختر، پاپ هرینگتون
بخش ۸، پسر، جونو فیپس
دختر، هیلاریوس هیونسبی
بخش ۱۰، پسر
دومیتیا ویمسیویگ
No comments yet. Be the first to leave one.