Is God Is

Is God Is

Farsi/persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Is God Is 2026 fa
கருத்துரை வழங்கியவர் VICTUS

குறிச்சொற்கள்

other
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-08-01
பதிவிறக்கங்கள்: 6
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi/persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

وای، چه زشتی

صورتش رو دیدی؟

زشته

!دختر زشته! دختر زشته

!بس کن! می‌گم بهشون

!تو بس کن

دوقلوها

اون دوقلوها دارن می‌سوزن

مدته دارن می‌سوزن

اختیارش دست خودشون نبوده

فقط می‌سوزن

و می‌سوزن

هرکدوم راه خودشون رو دارن

،می‌خورن، می‌خوابن

رویا می‌بینن، همه‌اش با هم، تو تنهایی

و هی دارن می‌سوزن

،اون دوقلوها

،اون دوقلوهای سوزان

همیشه بیرونن، دارن به داخل نگاه می‌کنن

این رو انداختی

،اگه یکی به دردسر بیفته

اون یکی حسش می‌کنه و می‌دوه می‌رسه

ممنون ممنونم

راسین اون زخم‌خوردش

که هنوزم یه کم قشنگی داره

راسین

،با اون شکلی که داشت

آنیا حق نداره زورگو باشه

اما راسین می‌تونه

به چی نگاه می‌کنی، دختر قشنگ؟

همه‌ی زورگویی مال اونه

آره، ولی اون همیشه می‌خواست اخراجمون کنه

اون یه خارکوصله

یه خارکوصله‌ی گنده

اون یه کصخل کونی‌ه که کیرش تو منفیاس

یه کصخله که نفسش بوی گوه میده

!یه کصخله که گوه تو دهنش کرده

این از کیه؟

نمی‌دونم

و یهو، انگار

همه‌چیزی که کم بوده

داره سعی می‌کنه برگرده

سلام، دخترای نازم

مامان

نگاهتون کنم

وای، لعنتی

ما مامان داریم؟

آره اینجا نوشته

فکر کردم گفتن تو آتیش مرده

خب، نمرده

اون جنوب زندگی می‌کنه؟

آره

ته جنوب؟

آره

دوقلو؟

نه

«نه» چی؟ -می‌دونم چی می‌خوای بگی-

انگار که باید بریم پیشش

می‌دونستم یه چیز احمقانه می‌گی

این چطور احمقانه‌س؟

چون اون ما رو نمی‌شناسه، ما هم اون رو نمی‌شناسیم

اسم ما رو می‌دونه

میدونه چجوری پیدامون کنه باید بریم ببینیمش

تازه کارمونم نیست کار دیگه‌ای هم نداریم

چرا این همه سال نیومد دیدنمون؟

فقط یه راه هست بفهمیم

بریم -الان؟-

همین الان چون داره می‌ره

کجا داره می‌ره؟

می‌میره

می‌میره؟

داره می‌میره؟ -آره-

نکن -بکن-

نکن

بکن

اون یه‌بار برای اون بچه‌گربه گریه کردی

که نتونستیم از موتور ماشین درش بیاریم

همونی که مرد

گریه کردی، یادته؟

!همش احساساتی -آره-

منم بعضی وقتا احساساتی می‌شم

مثل یه لاشی

آره، آره هه هه

مثل یه جنده

الان زیادی جدی شد

عوض شو

ولی جدی، دوقلو، باید بریم

من کار دارم

باید الیس رو ببینم -الیس کی؟-

آه، اون

قراره همدیگه رو ببینیم

باز این حرفا درباره اون پسری که تو نت پیدا کردی

چرا باید ببینیش؟

باید راجع به آینده حرف بزنیم

مگه به من نگفتی

دوست نداره وقتی دارید کارو می‌کنید بهش نگاه کنی

می‌ذارم از پشت بگیره

اگه بهش نگاه کنم، ممکنه دلبسته‌ش بشم

نمی‌خوام دلبسته بشم

دوقلو

مثل تو نیستم که مردا بیفتن به دنبال من، 'سین

بعضیامون باید با همون چیزی که هست کنار بیایم

،اگه الان نریم

شاید دیگه فرصت نشه

هرجا راسین بره، آنیا همیشه دنبالش می‌ره

جز این راهی نیست

بره به استقبال سرنوشت لعنتیش

!هی! هی

سین فکر می‌کنه شبیه مامانش شده یا نه'

،شاید همون خنده رو دارن

یا یه چیزی

خوشگلی ممنون

فکر می‌کنی دوست داشته باشه؟ -دوست داشته باشه؟-

حاضری؟

برای دیدن خدا؟

خدا؟

مگه اون ما رو نساخت؟

صاعقه می‌زنه بهت

صبر کن، اسم من رو اشتباه نوشته

صبح بخیر

خوبن

این‌ها دخترای منن

به دود توجه نکن

برای درده

خوشحالم که تونستید بیاید

از پرستار خواستم اون تابلو رو بذاره در

ما خیلی اون تابلو رو دوست داریم

من زشتم، ولی گاز نمی‌گیرم

بیاید نزدیک‌تر تا حس‌تون کنم

دخترای من

چطوری، مامان؟

آه، می‌دونی

دارم می‌میرم

آره، آره می‌بینم

ما تو یه اداره کار می‌کنیم

نایا یه دوست پسر داره'

یه چیز دیگه هم داره

خانوم؟ -هیچی-

ساکته

سلام، مامان

،به تو نامه ننوشتم، 'نایا

چون زیادی احساساتی می‌شی

از وقتی بچه بودی همینطور بودی

نمی‌خواستم ناراحتت کنم

می‌خواستم فکر کنید مرده‌ام

کی می‌خواد مامانی داشته باشه

که اونقدر سوخته که شبیه تمساح شده؟

چه اتفاقی افتاد؟

بچه‌ها

دخترا

خب

یه

یه روز عادی بود

داشتم غذای شما رو تو آشپزخونه آماده می‌کردم که

و دوباره

الان دارم دعا می‌کنم

دعا می‌کنم، خواهش می‌کنم یه شاخه باشه که به پنجره خورده

با اینکه می‌دونستم

نزدیک پنجره‌ها هیچ درختی نیست

شاید سگ همسایه‌ست

آنجا هیچی نبود جز یه زن خسته

اون فقط وایساده

صورتش مثل یه تیکه نون ساده بود، گفت

" سلام"

انگار تازه نیومده بود تو دستشویی من

انگار که قرار بازداشت نبود

چیز زیادی برای گفتن نبود

می‌تونستم یادآوریش کنم

،که قرار نبود صد متری این خونه بیاد

یا اینکه داشتم شام درست می‌کردم

یا

می‌تونستم بذارم دست بزنه بهم

اون یه طرف نرمی داره

باید درک کنی

مردایی مثل پدرتون همیشه یه طرف نرمی دارن

بهتون می‌گه که بازیه

بیاید مامان رو بیدار کنیم

این زخم‌هایی که داری

وقتی بود که می‌خواستی آتیش رو از تنم پاک کنی

نایا، تو بیشتر سوختی'

چون بیشتر از همه سعی کردی منو نجات بدی

دلم به هم خورده

خوب میشه

،اون فقط

می‌دونی

تو همیشه دختر بزرگ من بودی، راسین

،تو اول به دنیا اومدی

با داد و فریاد

همونطور به دنیا اومدی

،یه چیزی هست که باید ازتون بخوام

ولی نمی‌دونم بتونید یا نه

میتونیم

ما از پس هر کاری برمیایم

ما قوی‌ایم

قوی نیستیم، 'نایا؟

آره

می‌خوام خیلی ساده براتون بگم

بکنید

پدرتون رو

بکشید

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left