முதல் 200 வரிகள்.
هواسنج: و حالا، پیشبینی وضع هوای منطقه برای امروز
جنوب قطعاً خشک خواهد بود، همراه با بازههایی از تابش خورشید
وزش باد ملایم تا متوسط در طول شب
با دمایی بین ۵۵ تا ۶۱ درجه فارنهایت
در مناطق شمالیتر، هوا شرجی و گرم خواهد بود
بازههایی از تابش آفتاب، اما همراه با افزایش ابر و رگبار باران
بچههای خیرهسر
مرد: چقدر وسواسی شدی، ورمتیل (دمباریک)
تا اونجایی که یادمه
زمانی نزدیکترین لولهی فاضلاب رو خونت میدونستی
نکنه مأموریتِ پرستاری از من
برات خستهکننده شده؟
ورمتیل: اوه، نه. نه، نه، لرد ولدمورتِ من
فقط منظورم این بود که
شاید اگه این کار رو
بدون اون پسر انجام میدادیم
نه! اون پسر همه چیزه
بدون اون نمیشه این کار رو کرد
و همونطوری که گفتم انجام میشه. دقیقاً همونطور
ناامیدتون نمیکنم، سرورم
خوبه
اول، رفقای قدیمیمون رو جمع کن
براشون یه نشونه بفرست
ولدمورت: نگینی بهم میگه
اون پیرمردِ ماگل (مشنگ) که سرایدار اینجا بود
درست پشت در ایستاده
بیا کنار، ورمتیل
تا بتونم یه استقبال درست و حسابی از مهمونمون بکنم
آوادا کداورا
هرمیون: هری
هری
حالت خوبه؟
هرمیون. خواب بد دیدم
کی رسیدی اینجا؟
همین الان. تو چی؟
دیشب
بیدار شو! بیدار شو، رونالد
ای بابا، لعنتی
واقعاً که، لباس بپوش
دوباره هم نگیر بخواب
یالا، رون
مادرت میگه صبحونه حاضره
هری: رون، ما دقیقاً داریم کجا میریم؟
رون: نمیدونم
هی، بابا. کجا داریم میریم؟
آرتور: اصلاً روحمم خبر نداره. از بقیه عقب نمونید
مرد: آرتور
بالاخره اومدی، پسر
ببخشید، آموس. شروع صبح برای بعضیهامون یکم با خوابآلودگی همراه بود
آرتور: بچهها، ایشون آموس دیگوری هستن
توی وزارتخونه با من کار میکنه
و این جوونِ برومند هم
باید سدریک باشه، درسته؟
بله، قربان
از این طرف
به ریش مرلین قسم
تو باید هری پاتر باشی
بله، قربان
خیلی، خیلی خوشبختم. منم از دیدنتون خوشبختم، قربان
آموس: بله، خب، درست همونجاست
آرتور: بریم؟
آموس: اوه، آره
آرتور: نمیخوایم دیر برسه
آموس: یالا. دیگه چیزی نمونده
یه جای خوب برای خودتون پیدا کنید
هری: چرا همه دور اون لنگهکفش قراضه ایستادن؟
اون فقط یه لنگهکفش قراضه نیست، رفیق
اون یه رمزتازه
آموس: وقت رفتنه
رمزتاز دیگه چیه؟
آماده! بعد از سه
یک، دو
هری
سه
ولش کنید، بچهها
چی؟
آرتور: رهاش کنید
آخ
آه
اوه
شرط میبندم قشنگ راه نفست باز شد، نه؟
آموس: مثل همیشه، یه افتضاح به تمام معنا
ممنون
آرتور: راه بیفتید، اونجا رو نگاه کنید
خب بچهها، به جام جهانی کوییدیچ خوش اومدید
آرتور: پیش هم بمونید! دخترها، عقب نمونید
نگاه کن
آرتور: یالا! دخترها، عقب نمونید
مرد روی جارو: هوووووو
مرد دوم روی جارو: واووو
ایول
فکر کنم وقت جدا شدنه، رفیق قدیمی
توی مسابقه میبینمت. توی مسابقه میبینمت
سدریک. سد، یالا بیا
فرد: بعداً میبینیمت، سدریک
آه
هیچجا خونهی آدم نمیشه
هری: چی؟
آرتور: آه، عالیه. هرمیون: جینی، نگاه کن
عالیه
همه برید سمت حموم
دخترها، تختهاتون رو انتخاب کنید و وسایلتون رو بچینید
رون، از آشپزخونه بیا بیرون. همهمون گرسنهایم
فرد و جورج: آره، از آشپزخونه بیا بیرون
پاهات رو از روی میز بردار
فرد و جورج: پاهات رو از روی میز بردار
عاشق جادوئم
فروشنده: برنامههای جام جهانی کوییدیچ رو از اینجا بخرید
رون: ایول بابا. چقدر اومدیم بالا؟
لوسیوس: خب، بذار اینطوری بگم
اگه بارون بیاد
شما اولین کسایی هستید که باخبر میشید
دراکو: من و پدرم توی جایگاه مخصوص وزیر هستیم
به دعوت شخصیِ خودِ کورنلیوس فاج
پز نده
دراکو
جلوی این آدمها اصلاً نیازی به این کار نیست
خوب بهت خوش بگذره، نه؟
تا وقتی که میتونی
آره! آره! آره
آموس: بیاید بالا. بشینید سر جاهاتون
بهتون گفتم که این صندلیها ارزش منتظر موندن رو دارن
یالا! ها ها
واووو
جینی: هووو-هووو-هووو-هووو
ایرلندیها اومدن! اونجا رو، تروی
جورج: و مالت! فرد: و موران
هری: واووو
جمعیت: ایرلند! ایرلند
ایرلند! ایرلند! ایرلند
جورج: بلغاریها دارن میان
فرد: ها ها! آره
همه: واووو
جینی: اون کیه؟
آره
اون، خواهر جان، بهترین جستجوگرِ دنیاست
جمعیت: کرام! کرام! کرام
کرام! کرام! کرام! کرام! کرام
هری، رون، فرد، جورج: کرام
شب خوش
بهعنوان وزیر سحر و جادو
باعث افتخارمه که
تکتک شما رو
به فینالِ چهارصد و بیست و دومین
جام جهانی کوییدیچ خوشآمد بگم
بذارید مسابقه
شروع بشه
رون و هری: کرام! کرام! کرام-کرام-کرام! کرام! کرام! کرام-کرام-کرام
رون: هیچکس مثل کرام نیست
فرد: کرام؟
کرامِ کلهپوک؟
جوری که سوار بر باد پرواز میکنه، انگار یه پرندهست
فرد و جورج: کرام، کرام
اون فراتر از یه ورزشکاره
فرد و جورج: کرامِ کلهپوک
اون یه هنرمنده
فکر کنم بدجور عاشق شدی، رون
خفه شو
انگار ایرلندیها حسابی دارن به خودشون میبالن
بسه! تمومش کنید
صدای ایرلندیها نیست
باید از اینجا بریم. همین حالا
مرد: بزنید بیرون، مرگخوارها اومدن
همگی برگردید سمت رمزتاز
و پیش هم بمونید
فرد، جورج
جینی مسئولیتش با شماست
آرتور: برید
هری
جورج: عقب نمونید، زود باشید
هرمیون: هری
هری
هری
مورسموردر
رون: هری
کجایی؟
هرمیون: هری
رون: یه قرنه داریم دنبالت میگردیم
فکر کردیم گم شدی، رفیق
هری: اون دیگه چیه؟
جادوگرها: استیوپفای! (بیهوش شو!)
آرتور: صبر کنید
اون پسرمه
رون، هری، هرمیون، حالتون خوبه؟
رون: برگشتیم دنبال هری
کدومتون اون رو ظاهر کردید؟
کراچ، تو اصلاً نمیتونی
دروغ نگید
شما درست توی صحنهی جرم غافلگیر شدید
جرم؟
بارتی، اینها فقط یه مشت بچهان
چه جرمی؟
اون علامت شومه، هری
علامتِ اونه
ولدمورت؟
اون آدمهای امشب
اونهایی که ماسک داشتن، اونها هم مال اون بودن؟
مگه نه؟ پیروانش بودن؟
آره
مرگخوارها
No comments yet. Be the first to leave one.