My Best Friend, His Girlfriend and Me

My Best Friend, His Girlfriend and Me (Mein bester Freund, seine Freundin und ich)

Farsi/persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

My Best Friend His Girlfriend and Me 2026 2160p WEB h265-EDITH persian
கருத்துரை வழங்கியவர் shine021
«دوست صمیمی‌ام، دوست‌دخترش و من»

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-08-14
பதிவிறக்கங்கள்: 4
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi/persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

زيرنويس از مهدي shine021

می‌گن دوستی‌ها

هیچ‌وقت به آسونیِ دوران بچگی شکل نمی‌گیرن.

این منم. اولی.

می‌تونی توپ رو برامون شوت کنی؟

هشت سالشه و همین حالا هم این‌قدر باحال و دوست‌داشتنیه.

فقط هیچ‌کس متوجهش نشده بود.

معلومه چرا همیشه آخر از همه انتخابت می‌کنن!

اما بعد ماتسه اومد توی کلاس ما.

بچه‌ها، با هم‌کلاسی جدیدتون، ماتیاس، آشنا بشید.

یه کم درباره خودت برامون بگو. چه سرگرمی‌هایی داری؟

من... من... فوتبال بازی کردن رو دوست دارم.

بچه‌ها، بس کنید.

ماتیاس، لطفاً برو اون عقب بشین.

بریم سراغ انواع جمله. مثلاً...

من اولی‌ام.

-م... ماتسه. -فوتبال دوست داری؟

الیور، اگه به اذیت کردن ماتیاس ادامه بدی، مجبور می‌شم جاش رو عوض کنم.

نه، تقصیر من بود.

من ازش یه چیزی پرسیدم.

آفرین، همین.

و این‌طوری دوستی قشنگمون شروع شد.

زيرنويس از مهدي shine021

بهترین دوستم، دوست‌دخترش و من

شوخی که نداریم. اگه الان انجامش ندیم، دیگه هیچ‌وقت انجامش نمی‌دیم.

حقیقتش اینه که فقط یه بار این کار رو می‌کنیم.

خبر خوب. برای تو و گربه‌ات یه آپارتمان پیدا کردم.

آره، طبقه اوله. عالیه، میام دنبالت.

هی، بیا این‌جا.

کجاست؟

زنگبار. یه جزیره نزدیک تانزانیاست.

بذارش توی فهرست.

خب، دیگه خیلی عجیب‌غریبه!

نمی‌دونستم کلبه‌های بامبویی هم ارائه می‌دم.

چرا کار نمی‌کنی؟

من آگهیِ... آگهیِ...

آپارتمانِ خیابون مولتکه رو آگهی کردم.

غیر از برنامه‌ریزی برای سفر دور دنیات، دیگه چی کار کردی؟

من...

خوراکی مورد علاقه‌ات رو برات آوردم.

نمی‌دونم کدومش چشمگیرتره.

وقت‌شناسی بی‌نقصت،

که همیشه دقیقاً سر وقت از سر کار می‌زنی بیرون.

یا برنامه‌ریزی هوشمندانه‌ات برای شغل. این‌که اوایل سی‌سالگی مرخصی مطالعاتی گرفتی.

به‌هرحال، برای آپارتمان مولهایم مشتری پیدا شده.

ولی فقط بعد از ساعت هفت شب می‌تونن ببیننش. اینم آدرس.

هفت... اون که بعد از ساعت کاریه.

دقیقاً. می‌تونیم این زمان رو با اون یک ساعتی که همین الان آنلاین بودی جبران کنیم.

راستی، نمی‌خوام اینا رو توی گزارش هزینه‌هات ببینم.

ملکه می‌تونست ازم تعریف کنه.

پیدا کردن اون‌جا توی خیابون مولتکه آسون نبود.

هی، ماتسه، می‌تونی اینو توی دست بگیری؟

باید کادوی اشمیتی رو بگیرم.

فکر کردم از پمپ‌بنزین یه کم شراب می‌گیریم.

یه چیز دیگه به ذهنم رسید.

اینجاست. فکر کنم خودشه.

تولدت مبارک، اشمیتی!

بچه‌ها! بیشتر از دو ساعته دیر کردین. ما خیلی وقته غذامون رو خوردیم.

اشکالی نداره. از دستتون ناراحت نیستیم.

این برای توئه. شاید برای خونهٔ جدید به درد بخوره.

مرسی. گوش کنین، امروز درست رفتار کنین.

مشروب‌خوریِ بی‌وقفه ممنوع؛ آخرش هم پلیس رو نکشونین اینجا.

آنتیه نمی‌خواست دعوتتون کنه.

چی؟ تولد توئه.

آره، واسه همین اجازه داد...

صبر کن.

می‌شه اینا رو بپوشی؟

جدیدترین خاکستریِ مُده. ترکیبی از گل‌ولای و گرانیت.

- مزاحمتون نمی‌شیم. - امیدوار بودم الان دور دنیا در سفر باشین.

تا دو ماه دیگه نه.

- چه خونهٔ قشنگی، اشمیتی. - مرسی.

- نمی‌دونستم فروش قابلمه این‌قدر درآمد داره. - لوازم خونه.

دیگه فروشنده نیستم. الان مدیرم.

واو، از کی؟

- یکی دو ماهه... - شما دوش شست‌وشوی باسن دارین؟

آره، ولی اون...

وسایل خونه‌تون خیلی قشنگه، آنتیه.

مرسی. همه‌چیز رو با هم انتخاب کردیم.

- مگه نه، عزیزم؟ - صددرصد.

ها! اشمیتی، اینجا می‌خوابی؟

وای خدای من، آنتیه! بارداری؟

از کی؟

هنوز نه.

ولی فکر کنم ما اولیش باشیم. شماها همتون زیادی می‌ترسین.

ببخش که ناامیدت می‌کنم، آنتیه.

- اولی الان ماه هفتمشه. - هفتم.

- این مال منه. - باز خیلی گرسنه‌ام شده.

الان برای دو نفر غذا می‌خورم.

غذای اضافه داریم.

رفیق! این خونه هوشمنده.

اون چیه؟

نمی‌دونم.

چه کار کردی؟

فقط چندتا دکمه زدم.

- دزدگیر رو فعال کردی. - جدی؟

- رالف، خاموشش کن! - باشه.

رمزش رو نمی‌دونی؟ خودت تنظیمش کردی!

فرصت نکردم انجامش بدم.

پس دفترچه‌ش رو پیدا کن.

برو!

همه‌چی روبه‌راهه.

عزیزم؟ این خانم و آقا دم در بودن.

همسایه‌ها پلیس رو خبر کردن.

-دفترچه راهنما رو پیدا کردی؟ -هنوز نه.

-به گشتن ادامه بده! -باشه.

-خوبی؟ -همه‌چی روبه‌راهه.

-خیلی متأسفم. من... -می‌تونم امتحان کنم؟

آره، حتماً.

-ممنون. -رمزش ۱۲۳۴ه، مثل بیشتر رمزهای پیش‌فرض.

بوی ماری‌جوانا میاد.

محاله.

چه نمونه خوبی.

لازم نیست خجالت بکشی.

همه‌مون بعد از یه روز طولانی دلمون می‌خواد یه کم دود کنیم.

پیداش کردم!

چه غلطی می‌کردین که به رالف مواد دادین؟

خودتون می‌دونین دیگه ترک کرده.

شما دوتا احمقِ تازه‌به‌بلوغ‌رسیده‌این.

دیگه نمی‌خوام اطراف رالف ببینمتون.

گمشین بیرون!

بهتره برین.

مهمونی‌های اشمیتی قبلاً بهتر بود.

چقدر عوض شده. یک سال پیش از همه بیشتر نشئه می‌کرد.

حالا به لطف آنتیه، یه خونه شهری با شلنگ توالت داره.

فکر نمی‌کنی یه بخشی از وجودش با میل خودش این کارو می‌کنه؟

کی با میل خودش همچین تغییر مسیر بزرگی می‌ده؟

نه، فقط فرصت رفتن به‌موقع رو از دست داد.

بی‌خیال، چرا باید برامون مهم باشه؟

به‌هرحال به‌زودی از اینجا می‌ریم.

به سلامتی سفرمون، رفیق.

به بهترین دوران زندگی‌مون.

نقشه خونه عالیه، نه؟

مستأجر قبلی حتی یه‌سری وسایل هم جا گذاشته. شاید به دردتون بخوره.

-یعنی می‌تونم همین الان اسباب‌کشی کنم؟ -البته.

عالیه.

-باید از آپارتمان اشتراکیم بیام بیرون. -هم‌خونه‌هات؟

نه، هم‌خونه‌م خیلی خوبه.

ولی دوست‌پسرش نه. عملاً اسباب‌کشی کرده اونجا.

فهمیدم. توی کاسه توالت نشونه نمی‌گیره، همه‌چی توی یخچال رو می‌خوره...

بدتره. خیلی آویزونه.

بدون اینکه اون دخالت کنه، نمی‌تونم با هم‌خونه‌م هیچ کاری بکنم.

و چون وقتی من اونجام یک‌ریز درباره بچه و ازدواج حرف می‌زنه،

ترجیح می‌دم قبل از اینکه بیرونم کنن، خودم برم.

امیدی هست اینجا گیرم بیاد؟

می‌تونی همین الان قرارداد رو امضا کنی.

واقعاً؟

وای... وایسا.

من... من...

باید... باید...

باید

یه چیزی بهت بگم.

چی شده؟

آپار... آپارتمان...

صبر کن. منم بچه که بودم همین مشکل رو داشتم. یه ترفند خیلی ساده هست.

فقط چیزی رو که می‌خوای بگی، در گوشم آروم بگو. باشه؟

آپار... آپارتمان کپک زده.

-نمی‌تونن جلوش رو بگیرن. -پس چرا اومدیم بازدید؟

من... من... کردم...

نمی‌دونستم قراره این‌قدر ازت خوشم بیاد.

فکر کنم خوش‌شانسم که به‌موقع فهمیدی.

به‌م بدهکاری.

خیلی زود یه جای عالی برات پیدا می‌کنم.

من از قبل یه چیزی تو ذهنم دارم.

اونم همین‌طور.

من بیشتر منظورم شام بود.

الان؟

اگه تا صبح صبر کنیم، دیگه شام نیست. مگه نه؟

باورت نمی‌شه.

باشگاه کنار سوپرمارکتمون حالا یه اتاقک کرایوی دوم هم داره.

برای آماده شدنمون برای ایسلند عالیه.

اولی، این ربکاست. امروز یه آپارتمان بهش نشون دادم.

سلام، از آشنایی‌تون خوشحالم.

سلام.

اِم، دستشویی‌تون کجاست؟

اونجاست، سمت راست.

باشه.

داداش...

مشتریه؟

خیلی باحاله.

خیلی راحت و خوش‌برخورد هم هست.

موفق هم هست. دندان‌پزشکه و داره دوره تخصصی می‌گذرونه.

تازه شام خوردیم و می‌خوایم بریم یه چیزی بنوشیم.

باشه.

با ما بیا یه آبجو بخور. باهاش آشنا شو.

داداش، چرا باید بیام؟ به‌هرحال چند هفته دیگه می‌ریم.

واو، آپارتمانتون واقعاً دنج و راحته.

چه بزرگه.

مسیر سفر دور دنیامونه.

ماتسه بهت گفت قراره یک سال دور باشیم؟

آره، گفت.

منم بعد از دبیرستان سفر کردم.

-جدی؟ -آره، خب...

دو ماه استرالیا و نیوزیلند بودم و یه ماه هم تایلند.

فقط سه ماه؟ این که سفر دور دنیا حساب نمی‌شه.

تازه باید از همه قاره‌ها هم دیدن کنی.

باشه... بریم یه چیزی بخوریم؟

-آره. -کجا بریم؟

چیه؟

خودت همین الان پرسیدی می‌خوام بیام یا نه.

آره، پرسیدم.

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left