Undone

Undone

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 2

வெளியீட்டு விவரம்

Undone S02E06 WEBRip x264-XEN0N
Undone S02E06 WEBRip x264-ION10
Undone S02E06 WEBRip x265-ION265
Undone S02E06 1080p WEBRip x265-RARBG
Undone S02E06 720p WEBRip x264-GalaxyTV
Undone S02E06 1080p WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
Undone S02E06 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
கருத்துரை வழங்கியவர் iredprincess
█⫸ iredprincess | DigiMoviez.com

குறிச்சொற்கள்

webrip
web
x264
BRip
720p
720
x265
HEVC
2CH
1080
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2022-04-29
பதிவிறக்கங்கள்: 36
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

‫ سعی کن که سعی نکنی.

‫ همانند آسمان باش.

‫گندش بزنن.

‫ ««« ناتـــــــــمام »»»

‫سلام

‫لطفا کمکم کنید.

‫‫ مترجم: iredpeincess

‫موفق باشی.

‫بکا. بکا.

‫آبجی.

‫خواهش می‌کنم.

‫بجنب.

‫- صبحونه. ‫- من گرسنه‌ام نیست.

‫هی.

‫نه! نه، نه نه نه نه نه.

‫بکا...

‫من اینجا گیر کردم.

‫بهت نیاز دارم. متاسفم.

‫بکا؟

‫جرالدین؟

‫دوباره تو.

‫انقدر دنبالـم نیا.

‫چی؟

‫آلما.

‫من نوه‌اتـم.

‫واسم مهم نیست تو کی هستی.

‫اجازه نمیدم منو از بین ببری.

‫هی گوش بده، من اون کسی ‫نیستم که فکرش رو می‌کنی.

‫از من دور شو.

‫چه خبر شده؟

‫هیچی، همه‌چیز مرتبـه.

‫مگه نه؟

‫بله.

‫همه چیز خوبه.

‫اگه من بخاطر تو تمدید بشم...

‫نه نگران نباش. ‫من برای کمک اینجام.

‫خب حداقل من اینطور فکر می‌کنم.

‫من نمیدونم دقیقا ‫برای چی اینجام.

‫خواهرم این زمان رو برام باز کرد ‫تا بیام پیش تو.

‫اما درواقع سعی داشتم بعدش ‫به یه زمان دیگه برم.

‫- درسته. ‫- خب، بعد از تو.

‫مثلا 30 سال بعد از ‫اینکه به مادرم میگی

‫پسرش رو به فرزندخوندگی نگیره.

‫تو نمیدونی که چرا این حرف رو میزنی.

‫چرا قراره بزنی.

‫- میخوای بزنی؟ ‫- گوش کن.

‫من سه تا پسر دارم که ‫بهم نیاز دارن.

‫من نمیتونم اینجا گیر کنم.

‫- حالیت میشه؟ ‫- وای خدای من.

‫ما قراره این کار رو ‫با همدیگه انجام بدیم.

‫- چیکار کنیم باهم؟ ‫- به آینده‌ات بریم.

‫و جلوی خودِ آینده‌ات رو ‫بگیریم که به

‫مامانم نگه الخاندرو رو به ‫فرزندخوندگی نگیره.

‫نه من نمیتونم همچین ‫کاری انجام بدم.

‫معلومه که میتونم. یعنی...

‫من میدونم که توانایی‌هات به ‫درستی ارتقا پیدا نکردن.

‫- من هیچ توانایی ندارم. ‫- چیزی نیست.

‫من و خواهرم یه سری ‫توانایی‌ها داریم.

‫- پدرم توانایی‌هایی داشت... ‫- نه.

‫من جلوی همشون رو گرفتم.

‫چی؟

‫جلوی چی رو گرفتی؟

‫اون فرستادتت اینجا؟

‫- یه جوری بهتون دسترسی پیدا کرده؟ ‫- کی؟

‫داری از چی حرف میزنی؟

‫جلوی چی رو گرفتی؟ ‫اتفاقی برای

‫- توانایی‌هات افتاده؟ ‫- انقدر اذیتم نکن.

‫خیله‌خب.

‫بذارید ببینم چی ساختید؟ ‫جرالدین؟

‫من این دایره رو ساختم.

‫و همشون جزوی از من هستن.

‫همیشه از اینا درست می‌کنی. ‫توی دفتر بابام دیدمـشون.

‫نه، تا حالا همچین چیزی ‫درست نکرده بودم.

‫شاید هنوز نه، اما می‌سازی. ‫می‌سازی.

‫اون یه تیکه چی؟

‫اون...

‫برای بچه‌هامه.

‫که دلم براشون تنگ شده.

‫که اینطور.

‫دیگه چی میتونه باشه؟

‫شاید یه چیزیِ که سعی داری ‫فراموشش کنی یا مخفی کنی.

‫نوبتِ یکی دیگه‌ست.

‫شاید این دلیلیِ که به مادرم ‫گفتی پسرش رو به فرزندخوندگی نگیره.

‫نمیدونم داره از چی حرف میزنه.

‫و دست از اذیت کردنم برنمی‌داره.

‫نه من اذیتت نمی‌کنم.

‫- من سعی دارم کمکت کنم. ‫- تنهام بذار.

‫بیخیال پسر.

‫آقا، آقا، بیخیال.

‫گندش بزنن.

‫مامان.

‫جیکوب.

‫پسرهای من.

‫برات یه چیزی ساختم.

‫وای خدای من.

‫خوشگله.

‫یه دستبنده. ‫قدرت خاصی داره

‫که باعث میشه خوشحال باشی ‫تا دیگه نیازی نباشه

‫هیچوقت برگردی اینجا.

‫عاشقـشم.

‫همیشه می‌دونستم که تو ‫نجاتـم میدی.

‫خیله‌خب.

‫کی میخواد بره بیرون و دنبالِ

‫مارمولک بگرده؟

‫بریم تو کارش.

‫یالا، یالا.

‫چرا داری اینو می‌نوازی؟

‫داری می‌پرسی چون توی خوابت شنیدیش؟

‫از کجا میدونی؟

‫همچنین آواز ناوز باستانیـه.

‫یه کاهن قبلا توی یک هرمی از ‫مکزیک اینو واسم خونده بود.

‫معنیش چیه؟

‫شاید یه چیزی.

‫شاید هیچی.

‫نمیدونم.

‫اگه سعی داری تحت تاثیرم بذاری ‫قرار نیست جواب بده.

‫دارم واسه خواهرم می‌نوازمش.

‫وقتی بچه بودیم با پدرم ‫اینو ساخته بودیمش.

‫امیدوارم از بین فضا و زمان

‫صدام رو بشنوه...

‫و من و از اینجای کوفتی ‫ببره بیرون.

‫من دیوونه نیستم.

‫من به اینجا تعلقی ندارم.

‫منم همینطور.

‫من فقط سعی دارم ‫که به خونواده‌ام کمک کنم.

‫حتی با اینکه به نظر میاد ‫خودشون واقعا اینو نمیخوان.

‫آهنگت رو بهم یاد میدی؟

‫همونی که با خواهرت ساختی؟

‫حتما.

‫اینجوریه.

‫بکا.

‫آلما؟

‫خدای من. ما موفق شدیم.

‫ما داریم انجامش میدیم. ‫بکا، این جرالدینـه.

‫- این مادربزرگـمونه. ‫- جرالدین؟

‫- ببین باهم چیکار میتونیم بکنیم. ‫- نه، این اتفاق نیفتاده.

‫من نکر...

‫- من نه... ‫- نه، وایسا.

‫لعنتی.

‫خیله‌خب، اول از همه،

‫زمانی که منو فرستادی، ‫سال اشتباهی بود.

‫- و من می‌بخشمت. ‫- ممنون.

‫اما همچنان جرالدین رو پیدا کردم.

‫گوش بده، در گذشته‌اش، ‫یه چیزی هست

‫که باعث شده به مامان بگه ‫الخاندرو رو به فرزندخونگی نگیره.

‫شاید اگه به اون روز برگردیم...

‫بیخیال، چرا نمیشه فقط بریم ‫مادر و پدر رو پیدا کنیم

‫و همه‌چیز رو توی این زمان ‫حل کنیم؟

‫همینجا، همین الان.

‫من یه اشتباهی کردم.

‫متاسفم.

‫من درمورد الخاندرو ‫دروغ گفتم چون فکر می‌کردم

‫به نفعِ خونواده‌ی ماست.

‫من اشتباه کردم. نمیدونم ‫میخوای چی بگم.

‫میتونی بیشتر از اون بگی. ‫چرا بهم اعتماد نکردی؟

‫چند باری بود که می‌خواستم ‫بهت بگم.

‫اما باعث میشد دوباره همه‌ی ‫درد و غم‌هام رو احساس کنم.

‫- و به نظر نمیومد علاقمند باشی. ‫- حق با توئه.

‫میدونم یه چیزی درست نبوده، ‫اما من نمی‌خواستم همه‌چیز رو

‫زیر و رو کنم، پس نادیده گرفتمش. ‫نباید این کار رو می‌کردم.

‫میشه دیگه درموردش صحبت نکنیم؟

‫حس می‌کنم سینه‌ام مثل ‫یه پنجره‌ی شکسته‌ست.

‫نمیخوام که تو درد بکشی، ‫اما فکر نکنم

‫صحبت نکردن راحع‌بهش ‫جواب باشه.

‫روحتم خبر نداره زندگی کردن

‫با چنین چیز سنگینی ‫چقدر سخته.

‫نه!

‫فکر کنم میتونم... تصور ‫کنم که چطوریه.

‫ببین، من فقط میخوام ‫همه‌چیز رو درست کنم.

‫تا بتونیم به سمت جلو بریم.

‫بعضی چیزها قابل ‫درست شدن نیستن.

‫این نمیتونه درست باشه.

‫جیکوب...

‫اگه باهم روراست باشیم...

‫این ازدواج خیلی وقته که ‫تموم شده.

‫و بیا روراست باشیم.

‫میرم که پیش مادرم بمونم.

‫باید ذهنم رو خالی کنم.

‫کیه؟

‫رید.

‫این همون چیزیِ که ‫با ترتیب دادنش گفتی

‫همینجا و همین الان؟

‫من فقط نمیدونم که ‫چی باید بهش بگم.

‫چرا فقط واقعیت رو تغییر نمیدی،

‫و هیچوقتـم نیازی نیست ‫که رید رو بشناسی؟

‫- بس کن. ‫- ربکا.

‫- من... ‫- نه، بیا بریم فقط.

‫شما دو تا کجا بودید؟

‫مامان کجاست؟

‫رفت که پیش مادرش بمونه.

‫فکر کنم ازدواجمون به آخر رسیده.

‫داره بلیط برگشت رزرو می‌کنم.

‫خدای من آلما. ‫تو داری خونواده‌ـمون رو نابود می‌کنی.

‫- همچنان یه راهی برای حل همه اینا هست. ‫- پرواز بعدی کِی هست؟

‫- نزدیکتـرینش... ‫- گوش بده بابا.

‫من توی گذشته پیش مادرت بودم الان.

‫و تو رو وقتی پسربچه بودی دیدم.

More Farsi Persian subtitles for Undone

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left