Trainspotting

Trainspotting

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Trainspotting 1996 2160p 4K BluRay x265 10bit AAC5 1-[YTS MX]
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Trainspotting 1996 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-12-30
பதிவிறக்கங்கள்: 93
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

زندگی رو انتخاب کن. یه شغل انتخاب کن

یه حرفه انتخاب کن. یه خانواده انتخاب کن

یه تلویزیون گنده‌ی لعنتی انتخاب کن

ماشین لباسشویی و ماشین زیر پات رو انتخاب کن

پلیر سی‌دی و قوطی‌بازکن برقی انتخاب کن

سلامتی، کلسترول پایین و بیمه‌ی دندون‌پزشکی رو انتخاب کن

قسط‌های وام مسکن با سود ثابت رو انتخاب کن

یه خونه نقلی واسه شروع زندگی انتخاب کن

رفیقات رو انتخاب کن

لباس راحتی و چمدون ست انتخاب کن

یه سرویس مبل سه‌تیکه قسطی با کلی پارچه‌ی اجق‌وجق انتخاب کن

کارهای فنی خونه رو انتخاب کن و اینکه

صبح یکشنبه از خودت بپرسی چه گوهی هستی

نشستن روی اون مبل رو انتخاب کن

و دیدن مسابقه‌های تلویزیونی چرت و روح‌فرسا

و چپوندن آشغال‌خوری‌های لعنتی تو دهنت

چه گل خرشانسی

انتخاب کن که آخرش بپوسی و تموم شی

و تو یه آسایشگاه نکبت‌بار آخرین شاشت رو هم بکنی

و چیزی نباشی جز مایه‌ی خجالتِ یه مشت بچه‌ی تخسِ خودخواه و داغون

که پسشون انداختی تا جای خودت رو بگیرن

آینده‌ت رو انتخاب کن. زندگی رو انتخاب کن

ولی آخه چرا باید همچین گوهی بخورم؟

من انتخاب کردم که زندگی رو انتخاب نکنم

من یه چیز دیگه رو انتخاب کردم

دلیلش؟

هیچ دلیلی نداره

وقتی هروئین داری، کی دیگه به دلیل احتیاج داره؟

"گلدفینگر" از "دکتر نو" بهتره

جفتشون خیلی بهتر از "الماس‌ها ابدی‌اند" هستن

یه قضاوت منطقی که

توی فروش نسبتاً ضعیفش تو گیشه هم مشخصه

و البته تو اون سبک، "گلوله رعدآسا" یه موفقیت چشمگیر بود

مردم فکر می‌کنن همه‌ش بدبختی و ناامیدی و مرگه

و کلی اراجیف دیگه که نباید نادیده گرفت

گمشو بابا

عوضیِ ناتو

اما چیزی که فراموش می‌کنن لذتشه

همه‌شون مردن

مرتیکه‌ی احمق

وگرنه که ما این کار رو نمی‌کردیم

می‌خوای من بزنم؟ آره

مثل برف پاکه، این لامصب

هر چی باشه، ما که خرِ محض نیستیم

حداقل اون‌قدرها هم احمق نیستیم

بهترین ارگاسمی که تا حالا داشتی رو در هزار ضرب کن

بازم حتی نزدیکش هم نیستی

از هر چی تزریقِ گوشتیه بهتره

از هر سیخی تو دنیا بهتره

وقتی تو فازِ موادی، فقط یه نگرانی داری: جور کردن جنس

اما وقتی پاکی

یهو مجبوری نگران کلی اراجیف دیگه باشی

پول نداری، نمی‌تونی مست کنی

پول داری، زیاد می‌خوری

زید نداری، شانسِ حال کردن نداری. زید داری، همه‌ش دردسره

باید نگران قبض‌ها باشی، نگران غذا

نگران یه تیم فوتبالِ کوفتی که هیچ‌وقت نمی‌بره

نگران روابط انسانی

و کلی چیز دیگه که واقعاً اهمیتی ندارن

وقتی که یه اعتیادِ مخلصانه و واقعی به مواد داری

به نظرم اون روزها بازیگر قلدری بود

با جذبه‌ی کسی مثل "کوپر" یا "لنگستر"

اما با یه شوخ‌طبعیِ زیرپوستی

که ازش یه نقش اول رمانتیک و مقتدر می‌ساخت

و از این نظر به "کری گرانت" نزدیک‌تر بود

آه

آخ

آررر

تنها نقیصه‌ش، یا حداقل نقیصه‌ی اصلیش

اینه که باید تحمل کنی کلی آدمِ عوضی بهت بگن:

"عمراً من بدنم رو با اون آشغال سمی کنم."

"اون همه مواد شیمیاییِ لعنتی؟"

"ابداً، راه نداره."

"داری زندگیت رو هدر می‌دی پسر."

"بدنت رو با اون کثافت سمی می‌کنی."

هر شانسی که داشتی رو به گوه کشیدی پسرم

با پر کردن رگ‌هات از اون کثافات

هر از گاهی حتی خودمم اون جملات جادویی رو گفتم:

"دیگه تموم، سوانی. من دورِ هروئین رو خط کشیدم."

جدی می‌گی؟ آره

دیگه نه. کارم با اون آشغال تمومه. خب، خود دانی پسر

می‌خوام درست انجامش بدم. می‌خوام ردیفش کنم. واسه همیشه بزارم کنار

این یکی رو که قبلاً هم شنیده بودم

روشِ "سیک بوی"

واقعاً واسش جواب داد، نه؟

خب، اون همیشه اراده‌ش ضعیف بوده

کلی درباره‌ی "شان کانری" می‌دونه. ولی این که جایگزین نمیشه

یه بارِ دیگه می‌خوای بزنی؟

نه، فکر نکنم

واسه اون شبِ درازی که پیشِ روئه

ما بهش می‌گفتیم "مادر روحانی"، چون سابقه‌ی اعتیادش خیلی طولانی بود

معلومه که یه بار دیگه می‌زنم

هر چی نباشه، کلی کار داشتم که باید می‌کردم

ترکِ مواد. مرحله‌ی اول: آماده‌سازی

واسه این کار به یه اتاق احتیاج داری که ازش بیرون نری

موسیقیِ آرامش‌بخش

سوپ گوجه‌فرنگی، ده تا قوطی

سوپ قارچ، هشت تا قوطی که سرد خورده شه

بستنی وانیلی، یه سطل بزرگ

شربت معده، یه شیشه

استامینوفن، دهان‌شویه، ویتامین، آب معدنی، نوشابه انرژی‌زا، پورن

یه تشک

یه سطل واسه شاش، یکی واسه گوه و یکی هم واسه استفراغ

یه تلویزیون و یه شیشه والیوم

که از قبل از مامانم کِش رفتم، کسی که

تو محیطِ خونه و به روشِ پذیرفته‌شده‌ی اجتماع

خودش هم یه معتاده

حالا آماده‌م

فقط یه بارِ آخر لازم دارم تا درد رو آروم کنه

تا وقتی که والیوم اثر کنه

مایکی

آره، خودمم، مارک رنتون

ببین، می‌خواستم ببینم می‌تونی کارمو راه بندازی؟

این دقیقاً همون چیزی بود که از مایکی فارستر انتظار می‌رفت

اینا دیگه چه کوفتی‌ان؟ - در حالت عادی

من با این عوضی کاری نداشتم ولی الان شرایط عادی نبود

شیاف تریاک

واسه کارِ تو عالیه

دیر اثر می‌کنه، تدریجی میاردت پایین

انگار مخصوصِ نیازهای تو ساخته شده

من می‌خوام یه بار بزنم، لعنتی

همینه که هست پسر

می‌خوای بخواه، نمی‌خوای نخواه

الان بهتری، نه؟

آره ارواح عمه‌ت. با این سودی که اینا به من رسوندن

انگار همین‌طوری الکی کرده بودمشون تو کونم

هروئین آدم رو یبوست می‌کنه

اثر هروئینِ آخرین بارم داره می‌پره

و شیاف‌ها هنوز آب نشدن

دیگه یبوست ندارم

دوباره می‌پره، یه کم به سمت راست

تو خیالم یه دستشوییِ عمومیِ بزرگ و تمیز می‌بینم

با شیرآلات طلاییِ براق

سنگ مرمرِ سفید و دست‌نخورده، یه سنگِ توالت از جنس آبنوس

یه سیفونِ پر از عطر "شنل شماره ۵"

و یه نوکر که تکه‌های ابریشمِ خام رو به جای دستمال توالت بهم می‌ده

ولی تو این وضعیت، به هر جایی راضی‌ام

اوه

لعنتی

آه

آها

آه

اوه

آره، ایول به این شانس

و حالا، حالا آماده‌م

جنبه‌ی منفیِ ترکِ مواد

این بود که می‌دونستم دوباره باید با رفیقام بُر بخورم

اونم تو حالتِ هوشیاریِ کامل

وحشتناک بود

منو انقدر یادِ خودم می‌انداختن که به زور می‌تونستم بهشون نگاه کنم

مثلاً همین "سیک بوی"

اونم هم‌زمان با من ترک کرد

نه به خاطر اینکه خودش بخواد، فقط واسه اینکه حرصِ منو دربیاره

فقط واسه اینکه بهم نشون بده چقدر راحت از پسش برمی‌آد

و با این کار، سختیِ کارِ منو بی‌ارزش کنه

عوضیِ موذی، نه؟

وقتی تنها کاری که می‌خواستم بکنم این بود که بیفتم یه گوشه و به حال خودم دلسوزی کنم

اون اصرار داشت دوباره درباره‌ی تئوریِ جامعش از زندگی برام بگه

این قطعاً یه پدیده‌ست که تو همه‌ی جنبه‌های زندگی هست

منظورت چیه؟

خب، یه وقتی یه چیزی رو داری

بعد از دستش می‌دی

و واسه همیشه از دست می‌ره، تو همه‌ی جنبه‌های زندگی

مثلاً "جورجی بست"، داشتنش، از دستش دادن

یا "دیوید بویی"، یا "لو رید"

"لو رید"... بعضی از کارهای انفرادیش بد نیست

نه، بد نیست، ولی عالی هم نیست، هست؟

و تهِ دلت، خودت هم می‌دونی که با اینکه خوب به نظر میاد

در واقع فقط آشغاله

دیگه کی؟

چارلی نیکولاس. دیوید نیون

مالکوم مک‌لارن. الویس پریسلی. باشه، باشه، باشه

خب، منظورت از این حرف‌ها چیه؟

مارک، تمام تلاشم اینه که بهت بفهمونم

که فیلم "نامِ گلِ سرخ" فقط یه جرقه بود

تو یه مسیرِ سقوطِ بی‌وقفه

و "تسخیرناپذیران" چی؟

اصلاً اونو قبول ندارم

با وجودِ جایزه‌ی اسکار؟

اون که پشیزی نمی‌ارزه

از روی دلسوزی بهش دادن

پس همه‌مون پیر می‌شیم و دیگه نمی‌تونیم از پسش بربیایم، و تمام؟

آره

تئوریت اینه؟

آره

عجب مثالِ گویای لعنتی‌ای

تفنگ رو بده به من

تفنگ رو بده به من

حیوونه رو می‌بینی؟

تو تیررست هست؟

کاملاً واضحه، خانوم مانی‌پنی

این نباید مشکل خاصی ایجاد کنه

یا جدِ سادات

واسه یه گیاه‌خوار، رنت، عجب نشانه‌گیرِ خبیثی هستی

بدون هروئین، سعی کردم یه زندگی

مفید و رضایت‌بخش رو به عنوان یه شهروندِ خوب پیش ببرم

موفق باشی اسپاد. چاکریم پهلوون

یادت باشه، اگه فکر کنن داری از زیرش در می‌ری، بدبخت می‌شی

اولین نشونه رو که ببینن، آمارِت رو می‌دن به اداره‌ی رفاه

"این مرتیکه اصلاً تلاش نمی‌کنه."

More Farsi Persian subtitles for Trainspotting

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left