முதல் 197 வரிகள்.
خب، چی داریم؟
بیمار به خاطر شروع ناگهانیِ بدترین سردرد عمرش با اورژانس تماس گرفته
حالت تهوع و تغییر در بینایی
۱۲۰ فشار خون ۱۴۷ روی ۸۹، ریتم قلب سینوسی، تپش قلب بالای
کمکم کنید. همه جا تاره
مـ... مـ... دستم بیحسه
باشه، احتمال آنوریسم هست
مستقیم میریم سیتی و بعد ازش نمونه نخاع میگیرم
صبر کن، من یه کولهپشتی دارم. نگران نباش
نه، من با یه کولهپشتی قرمز اومدم
امدادگرا همین الان میارنش تو. نگران اون نباش
باید برگردید به اتاق معاینه، آقای نویل
هی، از تیپت توی این لباسای جراحی خوشم میاد
ممنون. ولی ما وسایل آزمایش رو میاریم پیش شما
نمیخوام چیزی تو پشتم فرو کنید
سعی میکنیم این کارو نکنیم
فقط ازت میخوام برگردی و بشینی منتظرم بمونی
تمام شب رو منتظرت میمونم
باشه. عالیه. خیلی خب
اوم، راستش... اوه. اوم
اون طرف
آره، درسته. فقط داشتم... موقعیتم رو پیدا میکردم
خوبه. همونجا
میشه یه ذره دیگه اینجا بمونیم؟
از حبس شدن توی اتاقم متنفرم
میدونم، ولی این به نفعته
بیا، یه چیزی برات دارم
یه چیزی حتی بهتر از یه پارکینگ پر از آفتاب؟
فکر نکنم
هوم؟ زیاد مطمئن نباش
این... این... راحتیالحلقومه؟
فقط مثل ادموند خودت رو به ملکه برفی نفروش
عمراً
بعد از فیزیوتراپیِ تنفسیت میتونی یه کم بخوری
ولی باید منتظر من بمونی
الان نه؟ ای بابا
پسر. اه. نه. الان
ممم
اوه
بیا برگردیم
ببریمت برای درمان تنفسیت
باشه
زن: پلاکارد دیگهای داریم؟
اینا اینجا چیکار میکنن؟ اونم با لباسای معمولی؟
ما اعتصاب کردیم عزیزم
مثل این میمونه که معلمت رو توی بقالی ببینی
اونم با لباس زیر
بیمارستان سه سال پیش بهمون قول افزایش حقوق داد
و هنوز به قولش عمل نکرده
تازه همیشه هم با کمبود نیرو ازمون کار میکشن
تو هم توی این کار دست داری؟
نه خانم، به هیچ وجه
در واقع، رئیسای واقعی اینا هستن. یادت نره
ما همگی طرف شماییم. موفق باشید
ممنون، درو. بریانا: خداحافظ بچهها
درو: خیلی خب. هی بری
سلام دکتر تاف. سلام
خب، تو چی میخوای؟
با زبون خوش زودتر به نتیجه میرسی، مولی
آهان، پس حالا من باید برای تو شیرینزبونی کنم؟
فقط میخوام بهم بگی کاغذ نوار قلب کجاست
و ظرفای ادرار دستی
از اون اعتصابشکنهایی بپرس که آوردین جای ما
یه کمکی بکنید دیگه خانما
فقط دو تا اعتصابشکن اومدن. ما همگی توی یک جبهه هستیم
بیمارستان داره حق همهمون رو میخوره
حقِ بعضی از ما یه ذره بیشتر خورده میشه، تاف. آره
بیخیال. الان این مریضها هستن که دارن ضرر میکنن
واقعاً میخوای این بحث رو پیش بکشی؟ میخوای بندازیش گردن ما؟
باید اون ظرفای ادرار رو برداری
و مستقیم فرو کنی توی
اگه میتونستم پیداشون کنم، میدونی؟ ولی
خیلی خب، از آقای نویل یه سری کامل آزمایش خون بگیر
و سریع بفرستش آزمایشگاه
حتماً
اوم، ستهای سرم کجان؟
و کیسههای سرم نمکی؟
آره، اونا توی قفسهی تدارکات هستن
انتهای راهرو. کدوم قفسه؟
آزمایشگاه کجاست؟
باید یادداشت بردارم؟
آه، بیخیال. بیخیال. شانون
میتونی از آقای نویل خون بگیری؟
آره، ولی... ای وای
چی شده؟
پاول. اونجاست. خب که چی؟
خب، یه جورایی باهاش خوابیدم
چی؟
همین الانشم پشیمونم، پس ممنون میشم انقدر تعجب نکنی
آخه چطوری این اتفاق افتاد؟
یه کم احساس ضعف، شاید هم هورمونها
ولی حالا قراره رفتارش عجیب بشه و بهم بچسبه
و شاید حتی جلوی من گریه کنه
منظورم اینه که تو میشناسیش
و من واقعاً امروز صبح حوصلهی این چیزا رو ندارم، پس
سلام
سلام
ممم، به نظر میاد حالش خوبه
وای خدا، داشتم از استرس میمردم
پسر، خونسرد باش
آره، فقط نمیخوام فکر کنه که
بهش علاقه ندارم، چون واقعاً دارم
منظورم اینه که، واقعاً ازش خوشم میاد
شـ... شاید باید... میدونی چیه؟
میخوام... میخوام بهش پیام بدم و توضیح بدم... ببین، هی، هی
تو این لطف رو در حق من کردی در ازای نصیحتم
پس منم یه کاری برات میکنم
گوشیت رو بده من
صبر کن. اوه، نه... باشه
پسر، هی، عادی رفتار کن، باشه؟
اگه فکر کنه زیادی تو نخش هستی
مثل یه عادت بد میذارتت کنار
حالا فقط چیزایی که بهت گفتم رو یادت بمونه
اینکه زنها... زنها بازی راه میندازن
آره، دقیقاً. گرفتی چی شد. باشه
پس... پس خونسرد باش پسر. به من اعتماد کن
بهت قول میدم جواب میده. باشه؟
درسته
میتونم باهات حرف بزنم، کنی؟ خصوصی؟
آره
ولی ممکنه به گوشیم نیاز پیدا کنم
هی، تو... تو که میدونی داشتم شوخی میکردم، نه، جوس؟
آره، اون برام مهم نیست. اون مال وقتای غیرکاریه
اما الان تو رابط اتحادیه ما هستی
ما اعتصاب کردیم و اومدیم بیرون، اون وقت تو داری میری تو؟
اوه، نه، نیومدم پرستاری کنم. نه، به خاطر لورن اینجام
میدونی، اون همون
ستاره فوتبال دبیرستانیه که داشتم باهاش تمرین میکردم
چند هفتهست که مریضه. شاید ذاتالریه داشته باشه
تمرین داره، بعد مدرسه، باز تمرین
و این تنها زمانی بود که میتونست بیاد اینجا
آدمای دیگهای هم اینجا هستن که کمک کنن
اون اعتصابشکنها؟ اوه، نه، نه، نه. نه، نه
نه، اون کلی راه اومده، نباید بین این همه شلوغی نادیده گرفته بشه
پنجشنبه یه استعدادیاب میاد
این شانس رو داره که اولین نفر توی خانوادهش باشه که میره کالج
ولی باید حالش خوب باشه، نه مریض
شنیدم چی گفتی. منم مریض نیستم
فقط یه کم احساس خستگی میکنم
چون تو بیش از حد ازم کار میکشی
من فقط در حد توانت بهت تمرین میدم. ممم
باشه، خب، میفهمم
پس بفرستش برای پذیرش
و بعدش سریع برگرد بیرون توی صف اعتصاب
شرمنده
باعث شدم با دوستدخترت به مشکل بخوری؟
نه، فقط یه سری مسائل کاریه. اوهوم
در ضمن، اون دوستدخترم نیست
آهان، پس واسه همینه که همیشه دور و بر باشگاه پلک میزنه؟
فقط مسائل کاریه؟ خیلی هم عالی
حواست به کار خودت باشه
بیا ببرمت پیش دکتر کامینگز. آره، باشه مربی
اوه، یه لحظه وایسا
مامانمه چک میکنه ببینه کجام. باید جواب بدم. آره
سلام مامان
اوم، آمبولانسی که منو آورد کجاست؟
توی پارکینگه. راستش امروز روز اولمه
نه، باید کولهپشتیم رو پیدا کنم. خب، من میتونم برم
باشه، شاید هم نه
بهتره زودتر بری بیرون کنی
مولی میکشتت. اوه، کاغذ نوار قلب؟
لطفاً کمکم کنید
اوه، زیر پیشخوان، توی جعبهای که روش نوشته "کاغذ نوار قلب"
پاول رو ندیدی؟ نه
باید پرستارهامون رو برگردونیم
به مدیریت بگو، نه به ما
آره، گفتیم
مدیریت هم داره با خیال راحت مذاکرات رو کش میده
خیلی خب، کسی مریض منو ندیده؟
پنج دقیقه پیش گذاشتمش توی سیتی
رفت که کولهپشتیش رو برداره
ببخشید، گذاشتی مریضی که با آمبولانس اومده
از اورژانس بره بیرون؟
اوه. مـ... مـ
که بره اون کولهپشتیای رو برداره که دقیقاً جلوی پاته؟
اوه، ای وای
حتماً امدادگرا آوردنش تو
مـ... من میرم براش میبرمش
دستشویی کجاست؟
نه، آقای نویل
اوم، یه زن رو ندیدی که بیاد اینجا؟
آره، آره، میدونم مامان. باشه
آره، زود میام خونه. آره، فعلاً
جوردن: آقای نویل؟ آقای نویل
لورن
خوبی لورن. همهچیز درست میشه. خوبی
یالا لورن. هوات رو دارم
آخ! پام. پام. پام
گرفتمت. آخ! پام
اوه خدا! کمک! کمک لازم دارم! تی
تی، بهت نیاز دارم
خوبه. تو خوبی. پاش خونریزی شدید داره
باید براش تورنیکه (رگبند) ببندیم
اون کاف فشارسنج رو بده به من. بدو. آخ
حواسم بهت هست، باشه
باید یه میلیگرم دیلادید یا مورفین برام بیاری
هر کدوم رو که تونستی. خیلی خب. باشه
No comments yet. Be the first to leave one.