முதல் 200 வரிகள்.
هی
- سلام - سلام
سارا همیلتون؟
آره, خودمم
آره, این بسته
برای شماست
بالاخره
منتظرش بودم
خب, همش مال شماست
اگه میشه امضاش کنین
خدا تو رو فرستاد
اگه امروز نمیرسید خیلی دیر میشد
میدونستم
فکر میکنی چرا الان اینجام؟
بفرما
- ...ممنونم, و لذت ببر - ممنون
...هرچند که واقعا مهم بود
لذت میبرم, ممنونم
ممنونم
بشریت همیشه عجیب ترین عادتها رو داشته
که روی هر چیزی که باعث اضطراب میشه
چشمهای خودشو ببنده
در سال 1634 ، گالیله به عنوان مرتد بخاطر حرفی که زد
اعدام شد
درواقع , بخاطر نظریه چرخیدن زمین به دور خورشید
و نه چرخیدن خورشید به دور زمین
و با اینکه این یکی از حقیقی ترین
واقعیت هایی بوده که فاش شده
این ادعا برای اون هزینه داشت نه شهرت
و اون رو از جامعه جدا کرد
درست تا روزی که درگذشت
برای قرن ها
هزاران هزار نفر از مردم
وجود "یوفو" رو تجربه کردن
و همینطور انواع برخوردها با موجودات فرا زمینی رو داشته ان
حتی بیش از 3000 سال پیش
مایاها برخی از این وقایع رو با حکاکی بر روی دیوارها
به تصویر کشیدن
اما, البته
اون زمان عکاسی ظهور نکرده بود
تا اواخر قرن نوزدهم
بعدش تونستیم وقایع قابل اثبات رو ضبط کنیم
اثبات فیزیکی این رویت ها
اما این اصلا کافی نبود
چیزی که به عنوان مسخره کردن و گول زدن در ما ریشه زده
که باعث سوء ظن شده
و اصول عقاید
که البته, سایه بزرگی از شک و تردید برای
اثبات همه ی اینا بوجود آورده
...حداقل برای کسانی که
-... به نوبه خودشون تصمیم گرفتن - سلام؟
- و چشم هاشون رو بستن - سلام سارا
- مامانت تماس گرفته - سلام مامان
- حالت چطوره؟ - خوبم
...گوش کن, دلیلی که زنگ زدم اینه که
ممکنه که وقتت فردا واسه ی ناهار آزاد باشه؟
اوه, جدی میگی؟
میدونی که نمیتونم من دارم میرم, خودت که میدونی
ببخشید, عشقم
آره, بهم گفتی
نمیدونم که چرا فکر کردم هفته ی بعد بوده
اوه, نه, مامان همین هفته ست
نمیتونستی بزاری حداقل یه کسی دیگه از شرکت
بجای تو بره؟
مامان, میشه دوباره شروع نکنیم؟
میدونی, این به کارم مربوط نیست بخاطر کتاب منه
میدونم, سارا
مامان, خودت میشنوی چی میگی؟
ما دیگه تو دهه ی 20 نیستیم, باشه؟
زنها میتونن تنهایی به همه ی جهان سفر کنن
تو واقعا نیاز داری که اینو قبولش کنی
دیدت رو, لحن حرف زدنت رو درست کن خانم جوان
این مادرته که داره باهات حرف میزنه
و جوری حرف میزنی که انگار من زمانی که
دایناسورها روی زمین بودن زندگی میکردم
تو خیلی مثل باباتی
مامان, لطفا بهم بگو که دیگه مشروب نمیخوری
البته که نمیخورم
...به هر حال
نمیخواستم این موضوع رو مطرح کنم
اما من با عمه تو صحبت کردم
و اون گفته که داستانهای عجیبی درباره ی
مکانی که میخوای بری خونده
اوه, مامان خواهش میکنم
خب, هرکاری که فکر میکنی انجام بدی رو انجام بده
من ازت انتظار دارم که بهم زنگ بزنی
اونم به محض اینکه رسیدی اونجا, باشه؟
نه, مامان
تو جنگل آنتن نمیده
و من کاملا مطمئنم که هیچ وای فایی هم نیست
خیله خب؟
میدونی چیه؟ من...من بهت زنگ میزنم
به محض اینکه دوشنبه اومدم خونه, باشه؟
خیله خب, باشه
اما لطفا بهم قول بده که مواظب ماشین هستی
اوه, باشه مامان
خیله خب؟ بزودی بهت زنگ میزنم
خیله خب, بای دوستت دارم
ببین
چهار موجود زنده
توی مرکز تصویر برداری مشخص شدن
وقتی موجودات حرکت کردن
چرخه هم به همراه اونا چرخیدن
و زمانی که موجودات بر فراز زمین شناور شدن
چرخه نیز شناور شد
چونکه روح اون موجودات
توی چرخه بود
حزقیال ، فصل اول
بنابراین ، همانطور که پیامبر پیش بینی کرد
بشریت تا به امروز
با یکی از بزرگترین چالش های خودش روبرو شده
مجبور شده تصدیق کنه وجود تمدن رو
توی بخش های دیگه ایی از کهکشان
ما فقط توی این زمان میتونیم امیدوار باشیم
برخلاف اتفاقی که با گالیله افتاد
لازم نیست 300 سال صبر کنیم
برای تأیید صحت
اثبات ناآگاهانه ما که امروز ارائه خواهیم کرد
باید همین باشه
ببخشید
من میخوام برم توی این پادگان های نظامی
این راه درسته؟
تو فکر میکنی که خدا
حداقل ممکنه برای ظاهر ما کاری انجام بده
و اون... بوی ناخوشایند
واسه وقتیه که بالاخره روح ما رو رها میکنه, درسته؟
قطعا این تنها نقطه قوت اون نیست
بیست سال توی نیروی ویژه بودم
و داخلش هیچ بویی از حس مهربانی پیدا نمیشه
نمیدونم چجوری میتونی باهاش کنار بیای
تفاوتی بین گوزن و گراز نیست
تو اینجوری میگی
من به اندازه ی کافی داشتم, جو
این تنها منبع طبیعی توی جهانه
جایی که خرسهای لعنتی ، خواب زمستانی را انتخاب نمی کنن
چیزی که میتونم بگم اینه که
تو طبیعت اسرار غیر قابل پیش بینی وجود داره
آره, خب یه آتش بس توی زمستان
میتونه به نفع همه باشه, اینطور نیست؟
مطمئنا ، اما همانطور که قبلاً گفتم
دما توی رفتار اونا تاثیر میزاره
و علاوه بر این مردم همه ی چیزهای خوب و خوش رو میدونن
و خطری رو که خودشونو واردش میکنن
.با اومدن به اینجا
علائم هشدار دهنده توی همه ی ورودی ها هست
ناگفته نمونه,قبل اینکه اجازه ی قدم زدن
توی این مکان رو داشته باشی نیاز به مجوز داری
آره, هدر دادن وقته .البته اگه نظر منو بخوای
دلیلی نمیبینم که تو همش بری روی اون نوار قرمز مضخرف
...خب
بنظر میرسه که کار خودت رو کردی
بهتره که باهاش کنار بیای
آره, همین بهتره
...آم
باید منو ببخشید
هروقت خواستی باهام تماس بگیر یا بیا پیدام کن
"خونه ی من خونه ی خودته" و همه ی اینا
آره, درسته
مورون, چند بار باید بهت بگم؟
دور و ور من عکس ننداز
همین الان گورتو از اینجا گم کن
چیزی نیست, رئیس, چیزی نیست
یا عیسی مسیح
اوه, خدای من
اوه, خدای من
تو جو هستی, درسته؟
اوه, آره
تو باید روزنامه نگار باشی؟
آره, چیزی رو که میدونی رو بهم بگو
قبل اینکه منو جون به لب کنی, رنجر
سارا همیلتون
- آره, خودمم - خوبه
خب, خوبه که مجوز خودت رو آوردی
و سر وقت اومدی
ایکاش کسای دیگه هم نگاهی به
برگ هایی از کتابت بندازن
آره, خب انتخاب دیگه ایی نداشتم
یه یارویی از پشت تلفن دستورالعمل های دقیقی بهم داد
در غیر اینصورت راهی واسه اومدن به اینجا وجود نداشت
آره
ممکنه اون یاروی پشت تلفن من بوده باشم
خب, تو نمیتونی خیلی مراقب باشی, میدونی؟
بعضی اوقات آدما خیلی باهوشن
اونم فقط به نفع خودشون
و اونا به یکباره متوجه میشن که خیلی دیر شده
آره, گرفتم
زمانی که مردم میخوان اینجا باشن رو ما باید بدونیم
واسه همین میتونیم با هم مراقبتون باشیم
برخلاف آنچه اکثر مردم اعتقاد دارن
بزرگترین مانع ورود به اینجا نیست
زنده بیرون رفتن
از اینجاست
آره. خرس ها؟
دقیقا
اره, من هیاهوی ساحل رودخانه رو دیدم
به هر حال امیدوارم اون مرد طبقه ی بالا
مشکلی برامون درست نکنه
فکر کنم همه چی روبراهه
اما ما از داخل شروع میکنیم ...پس
چیزی نیست که نگرانش باشی
No comments yet. Be the first to leave one.