முதல் 200 வரிகள்.
...آنچه در "رزیدنت" گذشت - .دیگه آزادی و میتونی بری -
چیه؟ - .واسهت وثیقه گذاشتن -
بیا بریم لباس تنت کن .و از اینجا برو بیرون
خب، تونستم متقاعدت کنم؟ - .نه، خودم تحقیقهامُ کردم -
دستگاه ویاناس جدیدت .خوب سروصدایی بهپا کرده
.بهسلامتی
داری بهم میگی
که بِل فکر میکنه که این .دستها بردلی جنکینز رو کُشته
نصیحت منو میخوای؟ - .همیشه -
.متواضع بودنُ یاد بگیر ،اگه اشتباهی ازت سر زد .خودت گردن بگیر
.این باعث میشه پزشک بهتری باشی
تا اطلاع ثانوی از انجام عملهای .جراحی کنارهگیری میکنم
اوضاع کلینیک با "الک" چطوره؟
بهنظر کاری که میکنیم .واقعاً واسهش مهمه
هنوزم نمیتونم چشمامرو باز کنم؟
.جلوی پاتو بپا
کنراد، ما کجائیم؟
این چه بوییه؟ بوی نون موزیه؟
.خیلیخب
.چشماترو باز کن
.بوی شمع با رایحۀ کیک قهوه بود
.جین" دیروز بهم زنگ زد"
.صاحب اینجا از دوستانه
،خونهرو هنوز برای فروش نذاشته ولی دکتر هاوکینز تابستون سالِ پیش
متوجه بیماری التهابیِ رودهی پسرم شد .واسۀ همین بهش مدیونم
نظرت چیه؟
.قشنگه
دیگه لازم نیست کیف لباس .ببریم خونههای همدیگه
.اینجا میشه خونهی خودمون
صبرکن، این برای ماست؟
.آره، معلومه که برای ماست
.یعنی میگم، این حیاط رو ببین
،یه جکوزی میخریم
.مرغ و جوجه بزرگ میکنیم - مرغ و جوجه؟ -
چی؟
آره، چرا که نه؟
و مسیرش به چستین نزدیکه که میشه پیاده رفت
و از رستورانی که پاتوقمونه .هم دوتا خیابون فاصله داره
...و من عاشقِ همهی اینهام. ام
ولی منظورم اینهکه، چطور از پسِ هزینهاش بربیایم؟
اساساً اجارهاش اندازهی
جمعِ اجارهایه که من و تو برای ...خونههامون میدیم، واسههمین
.ببینین، عجله نکنین
.یهنگاهی به اطراف بندازین .تا شب خبرشُ بهم بدین
هی، اسمت چیه؟
.جنسا - ...خب. چی باعث شد بیای اینجا -
سرفه، سرماخوردگی، درد قفسۀ سینه؟
اگه همهشو بگم زودتر بهم نوبت میدین؟
.تهوع و استفراغ. فهمیدم
.پرستار مایریک داره میاد - .خوبه -
.نیروی کمکی لازم داریم - .مریضها رو ببین -
،انگار نصف آتلانتا سرماخوردگی دارن
.و نصفِ دیگهشون فکر میکنن که سرماخوردن
اسمایلز، واسه چی اومدی اینجا؟
،امروز صبح با لرز از خواب بیدار شدم
ولی توی زندگیم تاحالا .خوشحالتر از این نبودم
.عاشق شده. نذارین شروع کنه
.اسمش "سو"ه
.اوه، اون سگِ کاکپوی خیلی ناز داره
ولی آره، دیشب برای اولینبار .باهمدیگه رفتیم بیرون
و تاحالا هیچوقت همچین .حسیرو تجربه نکردهبودم
...اون... یعنی میگم، این دختر
آقایون، چقدر دیگه باید راجعبه این دخترخانوم بشنوم؟
،من بخاطر مشکل چشمم اومدم اینجا .ولی حالا میگم کاش گوشهام مشکل داشتن
...وای
.خیلی شرمندهام
.اشکالی نداره. پرتاب خوبی داره
.سلام، پای لیمو
.از طرفِ مدیریت، برای بالا بردن روحیۀ پرسنل
.اوه، ایول. لازمش داریم
.اوه، نه، نه، نه، نه، نه
.نه، یکی دیگه واسه خودت بردار
!یکی دیگه واسه خودت بردار
توی فصل آنفولانزا، از غذاهایی .که همه ازشون میخورن خبری نیست
.تو یه هیولایی، پراوش
.سلام - .سلام -
.همگی گوش کنین
،برای بعضیهاتون .کریسمس دوباره برگشته
بیمار 30 سالۀ من که مشکل فتق داره
.میره واسۀ رفیقم دکتر تولمن - .ممنون، شکارچی -
روش ترمیم فتق بدون کششی که بکار .میبرین رو خیلی دوست داشتم
،دکتر ریکتر
جراحی برداشتن کیسۀ صفرای امروزم .ماله شماست
.خدا بههمراهت
.اینا بیمارهات هستن
.بودن
تا اینکه مرگِ بردلی
باعث شد چشمهامُ باز کنم .و غرور زیادم رو ببینم
.باید مجازاتم رو پس بدم
"واسههمین امروز توی دانشگاه "بیلینگز .بهعنوان مهمان تدریس میکنم
فکر کردم بهتره بذارم آدمهایی که .فروتنتر از مناند، جراحیها رو انجام بدن
...دکتر نولان، جراحی برداشتن طحالِ من
مایلین انجامش بدین؟ - .شکن نکن، مرد -
.مینا هم کمکتون میکنه - ...اوه -
.بزن قدش
میدونی الان ازم خواست که حواسم بهت باشه که خراب نکنی، نه؟
.ممنون، جسیکا
میشه خواهشاً یهنفر لیست جراحیها رو بده
برای... برای مدیر میخوامش؟
.ممنونم
.خوش بگذره
.هیچوقت از آناناس خوشم نمیاومد
شما چی؟
میخوام بدونم اوضاع کسبوکارِ گوردون پیج قبلاز
.شراکت با چستین چجوری بوده
دربارهی "مردی که ظاهراً دنیای پزشکی .رو نجات داده" هرچی که میتونی پیدا کن
ولی چستین مدتیه که با ایشون شریک شده، اینطور نیست؟
.فعلاً، آره
پس... اشکال نداره که بپرسم چرا باید این تحقیقرو انجام بدم؟
فقط... بهچشم یه فرصت .برای حفظ شغلت بهش نگاه کن
روی چشم. اوه، راستی مامانم .دوباره زنگ زد
.میخواد باهاتون حرف بزنه
...ام، من
.باشه، بعداً بهش زنگ میزنم - .فکر کردم دوست داشته باشین اینو ببینین -
.اوه
.نه، نه، نه
.آره
نگران نباشین، دکتر بل .من هواتونرو دارم
.ممنون، گریسون
.میتونی بری
،اوه، راستش
.شنیدم آنفولانزای امسال فاجعهست
میخواین یه واکسن آنفولانزای دیگه براتون ردیف کنم؟
.چیزه... نه
،واکسنها اینجوری عمل نمیکنن .پس نه
.اوه
این چی هست؟
.دوتا "جراحیِ الکتیو" دیگه کنسل شدن
.این فصل آنفولانزا پدرمون رو درآورده - اوضاع اون پائین چقدر خرابه؟ -
اینو دوست داشتی مرتیکه؟ - چهخبر، مرد کوچولو؟ -
...چهخبر، مرد کوچولو - چهمرگته مرتیکه؟ مشکلت چیه؟ -
مرتیکه، داری شوخی میکنی؟ - .من 6 ساعته که اینجام، مرد حسابی -
.اوه، نه لعنتی - ،یالا -
میخوای باهام دعوا کنی؟ - مگه کی هستی؟ -
!بیا، داداش. بیا بریم - .بس کن -
!هی
.بیا اینجا
.درب گوشهاتون رو بگیرین
،بتمرگین اینجا
.دستهاتون رو بزارین توی جیبهاتون
لازمه که کاری کنیم؟
.ببینین، همهمون مریضیم - .گمونم خودش ترتیبش رو داد -
.و خستهایم
...ولی فقط باید... باید
...ما باید... اوه، پسر
...اوه
دکتر، میخوای کمکش کنی؟
!هی، هی
.هی، هی، هی، هی .نفس عمیق، نفس عمیق بکش
.هی، هی، هی .هی، آروم باش، خیلیخب
.خیلیخب، باشه، بذار ببینم
«: مـتـرجـم: آریـا :» .:: Ariya ::.
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
چهمدته که تب داری؟
...نمیدونم والا. یهو گرمم شد. واسههمین
شنیدم که کلهخر توی اورژانس .جلوی یه دعوا رو گرفته
نیک. تو این فکر بودم که .میای دیدنم یا نه
.معلومه که میاومدم دیدنت - فکر کردی من پیجش نکردم؟ -
.بیخیال - .پسر خوب -
یهشایعهای شنیده بودم که وقتی نیک توی زندان بوده
.تو مأمور نگهبان محبوبش بودی
آره، و اونهم یکیاز .زندانیهای محبوبِ من بود
متأسفانه باید بگم، که اصلاً .قصد ندارم برگردم اونجا
دوستدخترت چطوره؟
.اوه، توی شهر "تمپا"ست. بههم زدیم
.اوه - .نه، ولی هنوز باهم دوستیم -
.نه، ولش کن دروغ گفتم .نه، حتی دوست هم نیستم
خب، شما مرغهای عشق درچه حالین؟
.آره، خوبیم
خب، پس نمیدونین مشکلم چیه؟
خب، آزمایشخونت نشون میده .که پلاکتت خیلی پائینه
.این چیز خوبی نیست - ،باید بهت خون وصل بشه -
ولی چیزی نیست که .بخوای بخاطرش بترسی
.آره، راست میگه
.بذار یهچندتا آزمایش انجام بدیم
.بعدش میفهمیم قضیه چیه
کجا میتونم دکتر "شاو" رو پیدا کنم؟
.دکتر بل. چه سورپرایزی
لطفاً بهم بگو که اینهمه راه تا اینجا نیومدی
.که بودجهمون رو قطع کنی - .اوه، نه -
.با یهایمیل میتونم اینکارو بکنم
پس افتخار دیدنتون رو مدیون چی هستم؟
خب، فهمیدم که مهارت خاصی توی بیماریهای عفونی داری
و بخاطر فصل آنفولانزا توی .بخش اورژانسمون کمبود پرسنل داریم
آدم دلش نمیخواد که بیمارهای پارانوئیدی .باعث ترسوندن بیمارهای پولدار بشن
ولی من توی چستین .هیچ مسئولیتی ندارم
.دوباره چک کن .یه مسئولیت بهت دادم
خب، پس خوشحال میشم که .بیمارستانت رو خلوت کنم
.از شنیدنش خوشحال شدم
.البته در ازای چندتا دستگاهِ اولتراسوند
.اوه، شرمنده .هیچی در دسترس نداریم
.اه، خیلی بد شد .منم در دسترس نیستم
.یه دستگاه اولتراسوند
.سهتا - .دوتا -
.حله
.جراحی بازِ «اسپلنکتومی» سریعتره .تیغ شمارهی 10
،جراحیش سریعه، آره .ولی ریکاوریش نه
،و روشی که کمتر تهاجمی باشه .عوارض بعد از عملش هم کمتره
چستین امکانات زیاد و مناسبی داره
که میتونه توی ریکاوری .آقای "فلمینگ" بهش کمک کنه
No comments yet. Be the first to leave one.