முதல் 200 வரிகள்.
خانوما و آشغالا، امیدوارم که 36 ساعت از انفرادیتون رو بطور کامل استفاده کرده باشید
برای فکر کردن درمورد اینکه کی و کجا بطور وحشتناکی توی زندگیتون یه غلطی کردید
.اگرم فکر نکردید، نگران نباشید
.ما می آیم تا بهتون یادآوری کنیم که اینجا دیگه آخر خطه
.بیا بریم بگردیمشون
.دارن میان! لعنتی! دارن میگردن
.لعنتی، لعنتی، لعنتی
.نه نه، نمیخوام سُسمو ازم بگیرن. امروز نه
این وسیلهی ممنوعته؟ - .قضاوت نکن -
تو همون اسکلی هستی که سعی داره مثل توی فیلما موبایلشو توی خراش دیوار جاساز کنه
.این موبایل من نیست .واسه یکی دیگه دارم نگهش میدارم
این سس تندم منو یاد نانام میندازه وقتی که منو به نذری خونه برده بود
.توی بهترین روز شکرگزاریم
.یه کصکش سعی کرد اذیتم کنه .اونم سس فلفلی و زد تو چشماش
--خب فقط یه انتخاب وجود داره - .قایمش کن -
.میدونم کجا بذارمش :| اونورو نگاه کن
خببب... بدیسون چطوره؟
از تیغ ریش تراش کثیفش عفونتی بش نرسیده؟ عفونت خون مثلا؟
.خیلی کار ظالمانهای بود، خییلی
.بنظر میرسید خیلی عمیق ضربه خورده بود
نمیخواین بگین حمله چجوری میخواد رومون جبران شه؟
انفرادی بیشتر؟ 12 ساعت دیگه، یا مثلا 24 ساعت دیگه؟
.درکل، انفرادی نوشابهی روحه
.نوآمی جاد حکیم اینو میگفت
شایدم 48 ساعت دیگه؟
.اینجا فقط ما سوال میکنیم، عنتر
.بعله
.تو اینجا میمونی تا وقتی که هر زندانی و همهی خوابگاهها بطور کامل و مناسب تفتیش یشن
.داداش، تو همین الان به سوالش جواب دادی :|
.جزئیاتو که نگفتم
.پشت به دیوار، کریچ
.توی آتل و ببینم
.انگار من یچیزی توی آتلم جاساز کردم --این ینی من مثلا مثل این عنترای عوضیم
.آتل، واس
-آرنج دستم شکسته. فقط
!لطفا. آی
.کفشاتو دربیار
.یه چیزی پیدا کردم
.داداش این موی گوی و ببین
.میشه ازش برای خفه کردن دیگران استفاده کرد .تلاش خوبی بود، کریچ
.برگردین توی سلولهاتون زندونیا
خوبی؟
.نوچ. سر قوطی باز شد
،با تموم شدن زمان انفرادی برای همهی بلاکهای مورد نظر
زمان تفریح به طور کامل برای هر بلاک تفکیک میشود
.تا اطلاعیه بعدی
،زندانیان فوق امنیتی لیچفیلد، قراردادهای نرمال و از سر میگیرد
.به ازای هر برنامه دوشنبه تا جمعه تی1
کارم داشتی؟
میدونی که انفرادی تموم شده نه؟ .لازم نیست دیگه این تو بمونی
.اون بیرون هیچی بدرد من نمیخوره
،معتادای قرص و شیرهای ها اوه، همچنین رئیسم کم کم داره میفهمه
...که کل انبار لعنتیش لو رفته
.درحالیکه توی خماریه
.هنوزم از دستم عصبانیای
.از این عصبانیم که به گا رفتم
.ببین، من متاسفم .از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم
-نصف وقت من دارم کلی درد میکشم، من نمیخواستم
توی بلاک سی دوست پیدا کردی نه؟
.آره
.داشتم به این فکر میکردم که بتونی بهشون رشوه بدی
.به بلاک کمک کن
اینجوری کار میکنه؟ تو میتونی اینکارو کنی؟
.نه، فقط تو میتونی اینکارو کنی
تو با بچه های اونور کنار اومدی نه؟
.آره
.ببین... من میخوام کمک کنم اما مثلا من این همه پول ندارم
.نگران پول نباش .هواتو دارم
!خبرای جدید
.نامههای 36 ساعت از انفرادیتو آوردم
بازم؟
،نامهها، کارت پستالها، درخواستهای ازدواج
.نقاشی، عکسای امضا شده از غیرسلبریتیها
.بدش من
.اوه، و یکیم دست مصنوعی برات فرستاد
چی؟
آره. گفتن که بهت ایمان داشتن و میخواستن که بهت یه دست قرض بدن؟
.بنظرم کار قشنگیه .بازم مجبور بودم که مصادرش کنم
.فکر کردم میتونم به عنوان آویز روی در حمومم ازش استفاده کنم
.بنظر میرسه طرفدارات زیادن - .آره دشمنامم زیادن
.فقط دارن سربه سرت میذارن
...که یادم میندازه
.سعی کردم که اینو نگهش دارم قبل اینکه بندازمش تو آشغالا
.شبیه درخواست مصاحبهس ...نمدونم
پروپابلیکا خیریهایست که از روزنامه نگاریهای تحقیقی استفاده میکند"
.برای پررنگ کردن بی عدالتی
".ما یک مصاحبه از زندانی تاشا جفرسون را درخواست میکنیم
.نمیدونم میخوام بااین چیکار کنم
.خب، سخت بنظر نمیرسه
.اگه میخوای مردم بدونن که بی گناهی، پس انجامش بده
وایسا، من میتونم توی زندان مصاحبه کنم؟
.خخ! حتی بثی که قاتل بچهها بود مقالش توی روزنامه چاپ شد
.به وکیل جدیدت بگو کاراتو انجام بده
.نمیدونم، نمیدونم که آدم درستی هستم برای اینکار یا نه
چه اتفاقی برای تاشا جفرسون قدیم افتاده؟ فعال روزهای گذشته؟
.آره اون دختر... خیلی وقته که رفته
به استورکی خوش آمدید،
.خانهی جدیدترین بیسکوییت برگرها و گوشت سوخاریهای دنیا
لطفا سفارشتون رو بفرمایید
باز نیستید؟
.خیر آقا .فقط از طریق پنجره سفارشتون رو تحویل میدیم
خب، یه ساندویچ مرغ بزرگ میخوام
.و یک بطری کوچیک شیر دو درصدی
.متاسفم آقا، اینجا مرغ نمیفروشیم
اصلا مرغ نمیفروشین؟ - .نه آقا، نداریم -
ناگت مرغ یا پای مرغ چی؟ فیله مرغ چی؟
.نه متاسفانه، چون که همشون از خانواده مرغه
اگه مرغ ندارین، پس چرا روی تابلوتون عکس مرغ داره؟
.آقا اون مرغ نیست، لک لکه
.خب پس یه ساندویچ لک لک بهم بدین
.یه ساندویچ لک لک میگه میخواد دختر
...نه آقا، ما - .نداریم آقا نداریم، خدافظ دیگه -
چیکار داری میکنی دخترجون؟ - ...اوممم -
آمم...
.بیا رفت دیگه .بخاطر همینه که فقط یه استورکی وجود داره
.و دوباره شربت نوشیدنی و بیرون گذاشتی
...این کارات
سهویه؟ .تعجبی نداره که وین چرا دوباره میخواست اخراجت کنه
!گور بابای وین
میدونی اون به اون فضای کوچیک پشت ماکت میگفت " دفتر کار"ـم .
".بهم میگفت:"تو گوشت سوخاری اضافه رو به کسی پیشنهاد نمیکنی
...و بعدش اینجوری بود
".تو زودباش
،اگه رفتارتو تغییر ندی
"اسمتو بعنوان فروشنده مزخرف رد میکنم، میخوای اینو؟
و تو چی میگفتی؟
منم میگفتم، .حتما کصافط، من یه فروشنده مزخرفم"
".هیچکس دلش نمیخواد توی این استورکی لعنتی کار کنه
.اینو نگفتی. داری دروغ میگی
.اوه، مشتری جدید
"ً!آره راست میگی، من اینجوری بودم، "نه آقا، آقای وین، آقا اوه
به استورکی خوش آمدید،
.خانهی جدیدترین بیسکوییت برگرها و گوشت سوخاریهای دنیا
لطفا سفارشتون رو بفرمایید؟ - ...بله، سه تا گوشت لک لک -
.سه تا گوشت لک لک
...هشت تا برگر بیسکوییتی... - .هشت تا برگر بیسکوییتی -
چهارتا لیل برگر و یدونه سیب زمینی سرخ شده؟
همین؟ - .بله همین -
.همین
خیله خب. دوست دارید گوشت سوخاری به ازای 99 سنت هم اضافه کنید؟
.حتما
.باشه .خب سفارشتون میشه 21 دلار و 34 سنت
.به سمت پنجره بیاید لطفا
خب...اسمت چیه؟
.شروع شد - .باز شروع شد -
.تاشا - تاشا -
.هی تاشا... قشنگ به نظر میرسی
قشنگی؟ - نمیدونم، تو خودت قشنگی؟
.نه قشنگ نیست
نیست؟
!اووه
.اوه لعنتی راست میگی
!ولی اون یارو روی صندلی بغل و نگاه کن، بدردت میخوره
.قطعا بدردت میخوره
چرا ازش نمیخوای بیاد و باهم یه دوری بزنین؟
.باشه باشه باشه
.بفرمایید. ممنون
...خب
.شب بخیر
چته، بچه جون؟
!عنتر
نمیخواستی من کل شب و با راننده هه بچرخم
.وقتی که خودت رو صندلی بغل میخواستی با چال گونش حال کنی
.نه، نه اصلا
.بییخیال، میتونستیم باهاشون امشب خوش بگذرونیم
.درسته
اما میدونی دیگه چی هست که امشب میشه باهاش خوش گذروند؟
!دهنت، خودشه
.بگیرش، بگیرش. آرههه
با اینکه حس بویاییمو از دست دادم،
.اما حس شنواییم شگفت آوره
.چیزی و از دست ندادی .اینجا بوی گه میده
مثل اینه که بگی، "--وقتی زندگی بهت یه موش میده"
لیموعه احمقا. میگه که،
".میگه وقتی زندگی بهت لیمو میده، باهاش لیموناد درست کن"
.نه اونجایی که من توش زندگی کردم - .آره تو نمیدونی که چیا کشیده -
وایسین - توی دانشگاه دامپزشکی، -
ما میگیم:"وقتی زندگی بهت یه موش میده، برش گردون،
".چون موشا دندون دارن
.منتظر وایسید .زندانیا، نزدیک دیوار بایستید
لعنتی، به کی باید حال بدی تا بری اونجا؟
.فریدا
اونجا قایم شده، چون یه نفر اینجا
.یه نفر میخواد ازش باندانا بگیره - .منظورت همون "وانداتا"عه دیگه -
.هردوتاشون یعنی میخوان دهنشو صاف کنن
.آره شنیدم یه دعوای گروهی راه انداخته
.مثل اونموفع که ما هنوز بدنیا نیومده بودیم، دهه 80
.حالام اونجاست با یه پودینگ (خوش میگذره بش)
.وقتیکه ما داریم اینجا با بدبختی سر میکنیم
.هی هی پیشت .ما باید راجعبه هم اتاقیت حرف بزنیم
.راجعبش به منم بگو
میدونی چی زیر تختش پیدا کردم؟
.یه مشت ناخون جوییده شده
.جدیم، یه موبایل توی کفشم دارم
.نه نداری
وای داری، خدای من کجاش؟
.یه جوراب پوشیدم بعدش موبایل و دوباره یه جوراب دیگه
موبایل و از کجا گرفتی؟
هیس! مورفی. توی دعوا برام انداختش
.و نمیدونم باهاش چیکار کنم
No comments yet. Be the first to leave one.