The Villain

The Villain

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

The Villain 1979 1080p BluRay DD5 1 x264-playHD
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian The Villain 1979 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-03-18
பதிவிறக்கங்கள்: 7
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

لعنتی

ویسکی، بیا بگردیم یه بانک کوچولویِ مامانی پیدا کنیم

مگه نمی‌دونی؟ رئیس منم

دیگه بسه، ویسکی

حالا محض همین، تکی می‌رم تو

بدون من، آخرش باید یه صندلی شکسته رو جفت‌وجور کنی

چیزی گفتی؟

باشه

ولی یادت باشه، رئیس منم

«کاکتوس جک اسلِید» تو سایه کمین کرده

داره به نقشه‌های پلیدش فکر می‌کنه

اون یه شرورِ نام‌آشناست

آماده‌ست هر کاری بکنه تا به اسم و رسمش برسه

هیچ‌کس از دست این بدذات در امان نیست

یه اسلحه خطرناک همیشه‌ همراهشه

دزدی و غارت و کلاشی‌های کثیف

کاکتوس جک اسلِید کار رو تموم می‌کنه

از خیابون بزنید چاک، که این یارو تهِ خلافه

جلوی در منتظرم باش

مغازه‌ها رو ببندید، درها رو قفل کنید

کاکتوس جک اسلِید از راه رسیده

کیه؟ کلانتره

باز کن

تو که کلانتر نیستی

دروغ گفتم

یک، در رو ببند. دو، گاوصندوق رو باز کن. سه، درازکش روی زمین

شماره دو رو یادت رفت

اوه نه، یادم نرفت. همون وقتی که اسلحه رو گذاشتی بیخِ گلوم، کارم رو کردم

گاوصندوق رو باز کن. گاوصندوق برای امشب قفله

و رمزشم فقط دستِ آقای سیمپسونه

من فقط یه کارمند ساده‌ام

ببخشید

فندک داری؟

سیگار برگ چطور؟

اهل دود نیستم

اوه، باید دوتا برمی‌داشتم

اون چه صدایی بود؟ از سمت بانک اومد

کلانتر داره می‌آد

داری چه غلطی می‌کنی، خائن؟ ویسکی؟ ای نمک‌نشناس

حسابت رو می‌رسم

قسر در نمی‌ری

خائن! تلافی‌ش رو سرت در می‌آرم

دستت رو از من بکش. هیچ‌کس حق نداره این‌طوری با من رفتار کنه

بفرمایید خانم، اجازه بدید برای رد شدن از خیابون کمکتون کنم

مگه کوری؟ این همه اسب رو نمی‌بینی؟

زنده از اینجا بیرون نمی‌ریم. مواظب باش

می‌خوای به کشتنم بدی؟ وای، این افتضاحه

بفرمایید، بذارید کمکتون کنم خانم

ببین مادر جان، صحیح و سالم

اولاً که من مادرت نیستم

ثانیاً دستت رو از روی من بردار، احمق

و سوماً، اصلاً از اولش نمی‌خواستم از خیابون رد بشم

بله خانم، چشم

چارمینگ، قطارت دیر می‌شه ها

حالا یادت باشه چی بهت گفتم

این اِیوری سیمپسون اگه فرصتش گیرش بیاد، شکلات رو هم از چنگِ بچه در می‌آره

داری گوش می‌دی؟ بله بابا

اون نعل‌ها هنوز پایِ اون مادیان هست؟ معلومه که هست

اون‌قدری توی اون تپه نقره هست که دلِ یه زنِ هرزه توی سنت‌لوئیس رو هم شاد کنه

ولی تا وقتی توی تپه بمونه، به دردی نمی‌خوره، فهمیدی؟

پس حواست رو به اون اِیوری سیمپسونِ دله‌دزد جمع کن

وگرنه تهش کلِ معدنم رو صاحب می‌شه. می‌فهمی چی می‌گم؟

یه بلیت برای «اِسنِیکز اِند»

حله، یه بلیت برای اسنیکز اند

می‌رید سفر کاری، آقای پارودی؟

به تو ربطی نداره، چارمینگ

خب، اینم بلیتت. بگیرش دیگه. گازش بزن اصلاً

یه نفر رو پیدا می‌کنم که توی اسنیکز اند بیاد دنبالت

و اون ازت محافظت می‌کنه

خودم می‌تونم گلیمم رو از آب بکشم بیرون

چارمینگ، من نگران تو نیستم... نگرانِ پولامم

پول‌ها رو صاف بیار خونه

و حواست به غریبه‌ها باشه. بله پدر

ببخشید قربان

من «هَندسام استرنجر» هستم. خب که چی؟

اسمم اینه. یه تلگراف برای من دارید

پسر، تو عجب

خنده‌دار حرف می‌زنی

خب، گفتنش برای شما راحته. تلگرافم چی شد؟

آخ راست می‌گی. یادم رفت بنویسمش

با این همه شلوغ‌بازی و دنگ‌وفنگ

که توی بانک راه افتاده بود

ولی یادمه توش چی نوشته بود

از طرفِ یه یارویی بود به اسمِ

پارودی جونز. گفت که

دخترش داره می‌آد شهر تا یه چیزی رو از بانک تحویل بگیره

و قراره تو همراهی‌ش کنی

و برگردونیش به

عمارتِ باباش

بعدشم یه چیزی گفت درباره‌ی اینکه تو بهش بدهکاری

درسته

یه بار جونم رو نجات داد. از اون موقع تا حالا مدیونشم

دوشیزه جونز کی می‌رسن؟

دوشیزه جونز

دوشیزه جونز با قطارِ عصر می‌آن

هنوز وقت دارم یه چیزی بخورم؟

البته که داری. برو همون «بروکن اِسپوک» و غذا بخور

بروکن اسپوک؟ اونجا که کافه‌ست

درسته. اینجا هم دفتر تلگرافه

برای فرستادن تلگراف، می‌آی اینجا

تنها جای شهره

برای غذا خوردن هم می‌ری بروکن اسپوک، چون تنها جایِ

ممنونم. متشکرم

توی شهره

اوه، باورم نمی‌شه. آخ، یواش. آروم برو، آروم

چی شده؟

داشت سعی می‌کرد از خیابون رد بشه، یه گاریِ آبجو زد بهش

همیشه گفتم الکل و رانندگی با هم نمی‌سازن. چه حیف

می‌دونستم این صدا آشناست

گمشو! می‌کشمت! این برانکارد رو نگه دارین! اون یارو رو بگیرین

اگه تو نبودی من طوریم نمی‌شد. برگرد

این برانکارد رو بچرخونید! اون مرتیکه رو بگیرین

بهت نشون می‌دم کی دلم می‌خواد از خیابون رد بشم

دست از سرم بردار! من فلان‌ت می‌کنم

صبح بخیر آقای اِیوری. می‌خوام زندانی‌تون رو ببینم

می‌خوام باهاش تنها باشم

خائن

کاکتوس جک؟ تو دیگه کی هستی؟

من اِیوری سیمپسون هستم

صاحبِ همون بانکی‌ام که دیشب هواش کردی

زیادی دینامیت کار گذاشتم

خب، من ازت عصبانی نیستم که بانکم رو منفجر کردی

حتی برای اینکه سعی کردی گاوصندوقم رو بترکونی هم ازت شاکی نیستم

به هر حال توش پولی نگه نمی‌داشتم. من به بانک‌ها اعتماد ندارم

می‌دونی چرا ازت عصبانی نیستم؟ چرا؟

چون ممکنه من و تو بتونیم با هم معامله کنیم

حالا اگه بشه معامله کرد

صحیح و سالم و آزاد با من از اینجا می‌ری بیرون

و فردا هم ۱۰۰۰ دلار نقد بهت می‌دم

اگه نتونیم با هم معامله کنیم، کلانتر همین امشب

دارت می‌زنه

نمی‌دونم والا

خب؟ دارم فکر می‌کنم، دارم فکر می‌کنم

قبوله. خوبه

یه سال پیش، خرجِ سفرِ یه پیرمردِ معدن‌چی رو دادم

در عوض نصفِ هر چی گیرش بیاد مالِ منه. گرفتی چی شد؟

حالا برای کار روی معدن پول بیشتری لازم داره

اون نصفِ دیگه رو هم گذاشته برای گرو

منم قراره اون پول رو بهش قرض بدم. متوجهی؟

فردا صبح دخترش پول نقد رو با خودش می‌بره

من نمی‌خوام پول به مقصد برسه. اگه نرسه، کلِ معدن مالِ من می‌شه

هنوز با منی؟ نظرت چیه یه کم بیعانه بدی؟

بیا این ۲۰ دلار، که از اون ۵۰۰ دلاری که قراره بگیری کمش می‌کنم

حرف از ۱۰۰۰ دلار زدی، نه؟

فکر کنم حرف از طنابِ دار هم زدم، نه؟

پانصد دلار

ویسکی، اگه بچه خوبی باشی حسابی پولدار می‌شیم. خرپولِ واقعی

ویسکی

با تو نیستم. بیرون بمون

بطری رو بذار بمونه

این یه آپرکات‌ـه

این یه هوکِ چپه

و اینم یه تیکه چوبِ کلفته

ممنون

آقای استرنجر

قطار عصر داره می‌آد. همین الان صدای

بوقش رو شنیدم. توی تقاطعِ «پنج مایلی»‌ـه

پس هنوز پنج مایل راه داره. می‌تونم غذام رو تموم کنم

اگه می‌خوای به قطارِ قراضه برسی بهتره الان راه بیفتی چون

تقاطعِ پنج مایلی کلاً نیم مایل با ر

ریل؟ راه فاصله داره

جدی؟

بهتره برم

چارمینگ، چارمینگ

تو این طرف‌ها هیچ زنی به خوشگلیِ تو نیست

چارمینگ، چارمینگ

یادت نره برای چی فرستادنت اینجا

ببخشید. معذرت می‌خوام

می‌شه لطفاً این‌ها رو بگیرید؟

بله حتماً خانم

عالیه

شما تنها خانمی بودید که از قطار پیاده شدید

بله، همین‌طوره

پس شما باید «دلربا» باشید. لطف دارید شما

منظورم چارمینگ جونز، دخترِ پارودی بود

من دوستِ باباتونم. بهم گفت بیام دنبالتون

من «هندسام استرنجر» هستم. بله، واقعاً هستید

اجازه بدید کمکتون کنم. ممنون

ای وای

بریم؟ اوه، بله. بریم

«غریبه‌ی خوش‌تیپ» عجب لقبِ باحالیه

چطوری این لقب روت موند؟

لقب نیست. اسمِ واقعیمه

واقعاً؟ بله، اسمِ پدرم رو روم گذاشتن

پس باید واسه خودش مردی بوده باشه

نمی‌دونم. هیچ‌وقت ندیدمش

با بابام چطوری آشنا شدی؟ هیچ‌وقت ندیدم اسمت رو بیاره

توی دِنوِر باهاش آشنا شدم. اون جونم رو نجات داد

بعد از اینکه از یه مشت اراذل و اوباش کتک خوردم، اون ازم پرستاری کرد

آخی عزیزم. چرا اون‌طوری زدن؟

راستش، نمی‌دونم

ولی همون‌طور که گفتم، چند سال پیش توی دنور بود

یه گله اسبِ وحشی رو دیدم که داشتن توی خیابون اصلی می‌تاختن

آخرش فهمیدم که این‌ها از کنترل خارج شدن

پس پریدم روی اسبم و توی خیابون دنبالشون کردم

دنبالشون می‌دویدم. افتضاح بود

هی تندتر و تندتر می‌رفتن. داشتم بهشون می‌رسیدم

بچه‌ها و زن‌ها و پیرمردهای توی خیابون همه‌شون تو خطر بودن

خیلی خطرناک بود. سعی کردم نجاتشون بدم

جونرت رو به خطر انداختی که متوقفشون کنی؟

More Farsi Persian subtitles for The Villain

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left