முதல் 200 வரிகள்.
این برنامه شامل الفاظ رکیک، صحنههایی که ممکن است برای برخی تماشاگران ناراحتکننده باشد و صحنههای خشونتآمیز است
اسم من پاین هست. من مدیر شیفت شب هستم
ریچارد روپر در قلب قاهره اسلحه میفروشه
اون هم درست وسطِ بهار عربی.
چرا جاناتان پاین، هتلدار محترم، روی حرفهاش قمار میکنه
و آمار مهمانهاش رو به بقیه میده؟
اگه مردی پیدا بشه که یه زرادخانهی خصوصی میفروشه، و اون اسلحهها بتونن
درد و رنج زیادی برای خیلیها ایجاد کنن، خب آدم دستبهکار میشه
هر کسی جای من بود همین کار رو میکرد
میخوام تو رو وارد دم و دستگاهش کنم
بهت پول میدم ولی باید پسره رو همینجا بذاری
باات تماس میگیریم
برو
اون نجاتم داد
اسمش چیه؟ توماس کوئینز. نه بابا، معلومه که نیست
تو همون پاینی، از سوئیس
قربان، بابت نجات دادنم خیلی ازتون ممنونم
خواهش میکنم، دنی
به خانواده خوش اومدی
آنجلا بر بیشتر از هر کسی تا حالا
به متلاشی کردن تشکیلات برونمرزی ریچارد روپر نزدیک شده
اسم شرکت «تریدپس» هست
تو بازیگر نقش اول منی
تو معامله رو جوش میدی، هیچکس هم واقعاً نمیدونه چی داریم میفروشیم
اصلاً کسی نمیخواد بدونه
چون اگه میفهمیدن، شبها خوابشون نمیبرد
این سهم ناچیز ماست
یه پناهگاه امن برای فلکزدههای روی زمین
دلیلیه برای بودنمون در اینجا
اندرو، هر سربازی واسه پول میجنگه
این آدمها هم دارن مهارتشون رو میفروشن، مثل بقیه
حتی خائنها رو هم میشه بخشید
ولی باید پایبند باشن
باید تصمیمشون رو بگیرن
یا عیسی مسیح
آقای روپر، من پولم رو میخوام
اگه پرداخت نکنی، عواقب بدی برات داره
چرا این کار رو کردی، جاناتان؟
باید پایبند باشی. باید تصمیمت رو بگیری
هی، صبر کن! یه لحظه صبر کن
نه! نه
نه
شکراً
خب، میخوای در مورد فردا صحبت کنیم؟
آره
کالبدشکافی رسمیای در کار نخواهد بود
عکسی هم گرفته نمیشه
هیچ گواهی فوتی هم ثبت نمیشه
فقط جسد رو شناسایی میکنیم و بعد میسوزوننش
خاکسترش رو هم به کسی نمیدن
هیچکس نمیفهمه. حتی خانوادهاش
پس دنی چی؟
نه، حتی دنی هم نباید بفهمه
ریچارد روپر یه مفقودالاثر باقی میمونه
و تو، جاناتان پاین
اصلاً به این خرابشده نیومدی
حالت خوبه؟
آره. دیشب نخوابیدم
فقط دیشب رو؟
نگران نباش، بعد از این راحت میخوابی
نه. فقط یک نفرتون برای شناسایی میاد
کی این رو میگه؟
من میگم
ببین چی میگم، دیگه صبرم لبریز شده. این شنهای روان کوفتی دیگه چیه؟
آنجلا، طوری نیست. نه، طوری هست. اصلاً هیچچی درست نیست
اون انجامش میده
هر دومون خیلی وقت بود منتظر این لحظه بودیم
تو بیشتر منتظر بودی
یالا
یالا
آمادهای؟ آره
میتونی تایید کنی که این ریچارد روپره؟
آره، خودشه
مطمئنی؟
آره
بعدازظهر بخیر. امیدوارم حالتون خوب باشه
کالین و کلر هستیم، از مرکز لندن
الکس؟
الکس؟ یه لحظه
ترسا. سلام. سلام
کورکی دوباره فرار کرد. آهان! خیلی معذرت میخوام. اشکالی نداره
بیدارت کرد؟ خب، نه، چون ساعت چهار و نیم بعدازظهره
معلومه، البته که هست. متاسفم. آره
جنابعالی عجب آدم زبونبازی هستی
داری چیکار میکنی واسه همسایه مزاحمت ایجاد میکنی، هان؟ بیا بریم
تو شبکاری، مگه نه؟
بله، همینطوره
آره. چیکار میکنی؟ مثلاً خونآشامی چیزی هستی؟
من توی بانک کار میکنم، برای همین
خب... آره، پس قاعدتاً همونم
بسیار خب. خوشحال میشم بهزودی شام در خدمتت باشم
اگه جرئتش رو داری که تا اونور راهرو بیای
اوم
آره، شاید یه روزی
آره. باز هم معذرت میخوام. مشکلی نیست. بیا دیگه
آره، فعلاً. خداحافظ. خداحافظ
کورکی
داری برام دردسر درست میکنی
این ارزیابیِ سهماههی امآیسیکس برای الکس گودوین هست
رئیس واحد «جغدهای شب»
شروع کنیم؟
البته
خب، الکس، چیزی هست که شبها بیدارت نگه داره؟
نه. اوم
نه
خانواده چطورن؟ خانواده عالی هستن، بله
و تو زمینهی رمانتیک، پیشرفتی حاصل شده؟
آره
در واقع، با همسایهام رفت و آمد پیدا کردم. همم
میبینم که درخواست دادی توی واحد جغدهای شب بمونی
واسه سه سال دیگه. بله. همینطوره
چه حسی نسبت بهش داری؟
حس خوبی دارم. اوم
از کار کردن برای رکس مِیهیو خوشم میاد
تیمم رو دوست دارم
از دیدگاه عملیات مرکزی
اطلاعاتی که از واحد نظارت جغدهای شب به دست آوردیم
به رهبری الکس گودوین، خیلی بیشتر از دوازده تا مأمور میدانی بوده
نظارت شبانه بر هتلهای طراز اول، نقش کلیدی ایفا کرده
در عملیات پاکسازی ما در شهر لندن
صبر و پشتکار واحد جغدهای شب
به ما در امآیسیکس این اجازه رو داد تا به شبکههای متخاصم نفوذ کنیم
و تهدیدات تروریستی رو در سطح شهر خنثی کنیم
جغدهای شب، یه واحد نظارت شبانه است
درسته، آره. کار چندان پر زرق و برقی نیست
مگه لازمه باشه؟
نه، ولی
هی پسر
یه ملاقاتی از «ریوِر» داری
ممنون، گراهام
کار ساکتیه
خیلی هیجانانگیز نیست
ولی مگه کسی به قهرمان احتیاج داره؟
سلام الکس. باسیل
اومدم لیست آرزوهای جدید رو تحویل بدم
همون آلبوم همیشگی آدمبدهها
نمیدونم چطوری طاقت میاری هر شب اینجا بمونی
توی تاریکی بشینی و دنیا رو از دریچهی یه مانیتور ببینی
میترسم آخرش کور بشی
خب، من به عنوان رئیس شورای نظارتی ریور هاوس
رسماً با تمدید سه سالهی مأموریت
واحد جغدهای شب تحت رهبری الکس گودوین
و نظارت مستمر رکس میهیو موافقت میکنم
خیلی ممنونم. ممنون، مایرا
یه نگاهی به پروندهات انداختم
شش سال
همهی ترفیعها رو رد کردی
همهی پیشنهادهای مأموریت خارج از کشور رو هم همینطور
دوست دارم خونه بمونم
ببخشید که... ناامیدتون کردم
تو من رو ناامید نمیکنی، الکس
راستش رو بخوای، تو من رو میترسونی
فقط جهت یادآوری
سرت رو زیادی بالا نیار
حیف این صورته که از دست بره
افسرهای اطلاعاتی زیادی به این اتاق میان
بعضیاشون داد میزنن
بعضیاشون سر من فریاد میکشن
حتی بعضیا چیزهایی رو پرت میکنن
ولی اونایی که واقعاً نگرانم میکنن
اونایی هستن که هر سه ماه یه بار میان
اونجا میشینن و لبخند میزنن
درست مثل تو
هیچی نمیگن، مثل تو
و بعد، یه روز
منفجر میشن
الکس، تو باید با من حرف بزنی
بگو واقعاً کی هستی
من همون مردی هستم که
منفجر نخواهد شد
سلام مایک. درود
وقتی مستقر شدی، همهی تماسهای امروز رو چک کن
که از مرکز تلفن هتلها گذشته. لیست جدید آدمبدهها دست منه
باسیل کاراپتیان خودش شخصاً آوردشون
اون آدم اگه لازم باشه واسه مادر خودش هم جاسوسی میکنه
ببخشید دیر کردم
ترافیک سنت آلبانز واقعاً افتضاحه
همم، دارم قضاوتت میکنم. اون رو بذار به عهدهی زنم
الکس، روزت چطور بود؟
خوب بود، ممنون ولید
تونستی یکم بخوابی؟
یکم
آه، کاداروف دوباره داره تکون میخوره
مایک، تعقیبش کن
جهت اطلاع، شمارهی ۱۲ توی لیسته
با مافیای بلغارستان در ارتباطه و یه گریزی هم به قاچاق کودکان زده
آقای کاداروف، با این عجله کجا تشریف میبری؟
من دههی ۹۰ توی هتل کارلتون بمبئی کار میکردم
اینجور حرکات معمولاً به معنیِ یه قرار جنسیِ مخفیانه بود
با پسرِ بخش پذیرش
یا شایدم فقط میخواد روزنامه بگیره
این مالِ «اتاق سفیده»
سالی، امشب توی اتاق سفید مهمونیه
فهمیدم. راه افتادم
بسیار خب، شروع شد
اوه، واسه وسط هفته زیادی شلوغه
سالی، رسیدی؟
تازه رسیدم. چطور شدم؟
بینقص
لطفاً فقط نگاه کن
No comments yet. Be the first to leave one.