முதல் 200 வரிகள்.
عزیزم
مامان
حالت خوبه؟
آره، ولی میترسم
من از اینجا میبرمت بیرون
فکر کنم یه راهی برای برگشتن به بالا پیدا کردم
بالا؟
مامان، ما کجاییم؟
اون برنامهای که دوست داشتی رو یادته؟
همون که، اوم، آدمها باید با هم رقابت میکردن
تا ماموریتها رو انجام بدن و جایزه ببرن
دقیقاً مثل همونه
ما، ما توی یه برنامهایم
و فقط باید این مرحله رو ببریم
مامان
باشه، همهچی مرتبه
مامان
میدونم این بازی نیست
وای خدای من
خیلی معذرت میخوام
بچهی نازنینم
کاش فکر میکردی همهی اینها فقط یه بازیه بزرگه
اوه نه
مامان، بازی، بازی، بازی دوباره داره شروع میشه؟
به من گوش بده
این بازی نیست
این واقعیه
باید از اینجا بریم بیرون
میدونم، فکر کردم میخوای فیلم بازی کنم
همینجا بمون، باشه؟
نه
منو تنها نذار
زود برمیگردم
باید، باید حواسشو پرت کنم
لطفاً شجاع باش، عزیزم
باشه؟
فقط وانمود کن همهی اینها یه بازیه بزرگه
ولی مگه نگفتی وانمود نکنم
مامان
هی
یه دونه خوبشو برات دارم
خب، یه مرده هست، خب؟
که از بیمارستان بهش زنگ میزنن
و اوم، نه وایسا، صبر کن
بذار از اول بگم
خب یه مرده هست که توی بیمارستانه
و با یه دکتر جلسه داره
و بهش میگه اوم
هی، داری گوش میدی؟
هی ببین
داشتم میگفتم که
نمیدونم لازمه به این زودی بکشیم کنار یا نه
نقشهمون از اول همین بوده
یه کارِ آخر
یک سال سفر
یه جا ساکن شدن و
یه زندگی معمولی پیدا کردن
ما توی این کار خیلی خوبیم
حتماً باید طبق اون نقشه پیش بریم؟
همیشه باید طبق نقشه پیش رفت
ولی این دفعه مطمئنی؟
یعنی واقعاً مطمئنی
من همیشه مطمئنم
بیشتر از این نمیتونم مطمئن باشم
صد میلیون میلیارد درصد مطمئنم
آره، به نظر میاد خیلی مطمئنی
ما ۳۰ سالمونه
توی یه ون قلابیِ نقاشی نشستیم
و میخوایم از یه خونه دزدی کنیم
خیلی باحاله
باحال نیست
قدیما باحال بود
باشه
این آخرین کارمونه
طبق نقشه
مطمئنی؟
هستم
صد هزار میلیارد درصد مطمئنم
خفه شو
آره، حتماً
ممنون
خودِ خودشه
زودتر از برنامه رسید
آمادهای؟ آره
تمومش کن
چی رو تموم کنم؟
جوک رو
آره
جوک
خب، اوم
خب یه مرده هست
با عجله میره بیمارستان
میرسه اونجا، دکتر میاد بیرون
و بهش میگه، خیلی متاسفم
صبر کن، چرا با عجله میره بیمارستان؟
آهان، زنش تصادف کرده بوده
وایسا
فکر کنم همین الان گفتم
خب کجا بودم؟
اوم
آهان آره، زنش تصادف کرده بود
و دکتر میگه، اوم
چه جور تصادفی؟
ببین، بدترین حالت ممکن
تقریباً تمام دست و پاهاش رو از دست داده
خلاصه، دکتر میگه، میدونی
ممکنه دیگه هیچوقت نتونه بشناستت
و شوهرش میگه، وای خدای من
این خبر خیلی بدیه
و دکتر میگه راستی، اون مرده
اون، اون مرده
خب یه مرده میشنوه زنش تصادف وحشتناکی کرده
با عجله میره بیمارستان
وقتی میرسه اونجا، دکتر میگه، خیلی متاسفم
ولی تصادف باعث شده زنت
کور و کر و لال بشه
و دیگه هیچوقت نتونه بشناستت
یارو میگه، وای خدای من این خبر خیلی بدیه
و اونجاست که دکتر میگه
شوخی کردم
مرده
اینجوری خندهدارتره
ثانیه ۳۰
پسر، واقعاً این آخریشه
هیس
جمع و جور کن، بدو، بدو
لعنت
باید بریم، از این طرف نمیتونیم بریم
باشه
آمادهای؟
آره. آمادم
باشه
کجا داری میری؟
فکر کردم با منی
بیا اینجا
لعنت
لعنت
لباسهات رو دربیار
آره جون خودت، واسه یه بارم که شده برو خونه خودت این کارو بکن
اون با کی تو خونهست؟
نمیدونم
قرار بود کلاس پیلاتس باشه
هی، میتونیم سگت رو هم توی این یکی بیاریم؟
چی؟ نه
من دیگه بزرگ شدم
وایسا
اون چی بود؟
وای خدا
شوهرمه
لعنتی. قایم شو
میتونم از این پنجره برم بیرون
نه، قایم شو
برو توی کمد
بدو
سلام
سلام عزیزم
عزیزم؟
عزیزم، عزیزم. صبر کن
نه
صبر کن من میتونم
اوه لعنت
گندش بزنن، گندش بزنن
صبر کن، صبر کن. وایسا، اوم
گمشو بیرون عوضی
وای خدای من
وای خدای من
عزیزم، اینها دزدن. بهشون شلیک کن
بزنشون، دارن ازمون دزدی میکنن
اینها دزدن
نه، ما دزد نیستیم، باشه؟
ما دزد نیستیم
ما
ما اهلِ رابطهی ضربدری هستیم
ما اهل چهار نفره نیستیم
ببخشید، معذرت میخوام
وقتی میترسه خندهاش میگیره
گمشو بیرون
گوش کن، ما نیستیم
ما دزدیم
ما دزدیم، باشه؟
و اون با ما نمیخوابه
نه
اصلاً، اون داره با این یارو میخوابه
وای خدا، گندش بزنن، باشه
سلام، اسم من خوآنه
داشتم
استخر رو تمیز میکردم
عزیزم، میتونم توضیح بدم، خب؟
این، این خوآنه
اون
نه
عزیزم
کجا داری میری؟
باید بهشون کمک کنم
نه، نه نه
پلیسها هر لحظه ممکنه برسن
و تو هم که دو تا سابقه داری
باشه، حق با توئه، حق با توئه
اونها دارن میان، من میرم یکم براشون وقت بخرم
خب پس ما چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.