முதல் 171 வரிகள்.
آنچه گذشت در رقابت داغ
آخه چه فکری با خودت کردی که پیش خودت گفتی اوکیه
که قبل بازی بهم پیام سکسی بدی؟
راست کرده بودی، نه؟
واو! این دختر مونترالی بدجور مختو زده، داداش
قشنگ داری سرخ و سفید میشی
من هیچوقت سرخ نمیشم
روسها از این کارا نمیکنن
معلومه که تو طول بازیها
همدیگه رو نمیبینیم، مگه نه؟
روسیه از دور رقابت برای مدال حذف شد
هضمش برای ایلیا روزانوف خیلی سخته
چطور خجالت نمیکشی؟
شرمندهام، پدر
جواب پیاممو ندادی
برو پی کارت، هولندر
ما هیچ صنمی با هم نداریم
چه مرگته روزانوف، چی از جونم میخوای؟
تو حتی وجود داشتنم رو هم به رسمیت نمیشناسی
پس آره، واقعاً چه مرگته و از من چی میخوای؟
نیاز دارم
بهم بگو
بهت نیاز دارم
مارلو از وسط زمین نفوذ میکنه
پاس میده عقب برای روزانوف که کاملاً تنهاست
روزانوف دریبل میزنه و گل
امشب هولندر سر هر دو گل روزانوف توی زمین بود
شب خوبی داری؟
خوبه. فکر کنم هنوز وقت برای هتتریک باشه
الان بزنم یا بذارم واسه ثانیه آخر؟
آخه نمیدونم، ثانیه آخر حالش بیشتره، ولی
روزانوف گل میزنه
هولندر واقعاً دلش میخواد اون گل آخری رو برگردونه
کاپیتان مونترال دلش میخواد کل امشب رو برگردونه
و اون برچسب رو بهم نشون بده
خیلی خب! و همینجا کات! دوربین رو نگه دارید
و اینم از تبلیغمون
خیلی خب بچهها، بیاید از اول بریم
قوطیهای جدید، قوطیهای جدید
چشماتو ببند
آره، آره
برای اولین بار در ۱۶ سال گذشته
تیم مونترال متروز داره جام امالاچ رو بالای سر میبره
چه حسی باید داشته باشه برای کاپیتان شین هولندر
خب شین، اوکیای؟ آمادهای بریم؟
باید راه برم...؟ همون کار قبلی رو بکن
عالیه شین. از روی شونهت نگاه کن
عالی شدی! یه نگاه به دوربین بنداز
مستقیم توی دوربین
روی اون علامت بایست و اون فیگور رو بگیر. خودشه
آه، نه! باید من اونجا میبودم
اه
میتونیم بهش بگیم یه دوران طلایی؟
شین هولندر و مونترال متروز
برای دومین سال پیاپی قهرمان امالاچ شدن
از اواخر دهه ۹۰ و تیم شیکاگو به بعد
تیمی رو ندیده بودیم که دو سال پشت سر هم جام رو ببره خونه
خب، من ازش خوشم میاد
ولی اون همون بچهای بود که مامان اذیتش میکرد
چون بدترین بازیکن بود
اصلاً هماهنگی دست و چشم نداشت
بنفش. درسته
خیار چه رنگیه؟
ببخشید شین، میتونیم
آره، ببخشید، فقط... داریم ضبط میکنیم
اوکی، درسته
اوکی، واو، خودِ خودشه
همینو میخواستیم رفیق
اون چیه؟ حاملهست
جکی حاملهست
دوباره؟
یا ابوالفضل، پسر
باید رو دروغ گفتنت کار کنی
"هایدن، چه خبر خوبی!"
"هایدن، خیلی برات خوشحالم!"
نه، جدی میگم، چهار تا بچه خیلی عالیه پسر. واقعاً
پشمام، پسر
نمیتونی منو پیدا کنی
روبی! اما! آرومتر
میگم که، اون بنده خدا بدجور حوصلهش سر رفته، نه؟
حق داری
بیا اینجا! روبی
روبی
از کجا میدونی رولیه؟
چون مثل غول میمونه
خب؟
خب که چی؟
خب کی میخوای تو این کابوس با من همراه بشی؟
تو هم میخوای منو حامله کنی؟
فکر نکنم هنوز آمادگیش رو داشته باشم
فکر کنم هنوز چند سالی بتونم خوب هاکی بازی کنم
خیلی عوضیای. هیچوقت با اون اکست حرف میزنی؟
اسمش چی بود، جنیفر؟
ام، جسیکا. جسیکا
هیچوقت باهاش تیک زدی؟
نگو "تیک زدن"
ببخشید، مریم مقدس
نیستم
بیا، استپ! تو گرگی
بیاید بریم پیش عمو شین
اووه، آره
ببین، فقط دارم میگم پسر
اگه یه وقت خواستی، میتونی بیاریش اینجا، میدونی که؟
قرار چهار نفره میذاریم. خوش میگذره
من... یعنی، اون
دیگه نمیبینمش
فکر کنم نامزد کرده یا یه همچین چیزی
خیلی خب. پس، ام
جکی یه دوست داره، خب؟
هاید... چی؟
پسر، خیلی جذابه
مثلاً یوگای مامانها درس میده یا یه همچین چیزی
شایدم فقط حرکات کششی باشه ولی خیلی لعنتی جذابه
تازه خیلی هم شوخطبعه
قلک فحش، دو بار
اوه، گندش بزنن. سه بار
اوکی، بیخیال پسر. چرا که نه؟
میتونم فقط اینستاشو بهت نشون بدم؟
باشه. یس! اوکی، خوبه
جکی خوشحال میشه
الان هردومون باید زنت رو خوشحال کنیم؟
آره، معلومه که باید بکنیم
اگه میخوای برات از اون غذاهای بدمزه درست کنه
و یخچال خونهم رو پر از ماءالشعیر زنجبیلی نگه داره
بسه دیگه! وای خدا
روبی، داری میکُشیش
به بابات بگو دست از سرم برداره
ام، ببخشید؟
شما شین هولندر هستین؟
آره
وای خدای من
میشه باهاتون یه عکس بگیریم؟
ام، فعلاً یه جورایی دستم بنده
ام، میشه لطفاً بچهشو براش نگه داری
تا ما بتونیم عکس بگیریم؟
"بچهشو نگه دارم"؟
ببخشید رفیق
هی، اول از همه این بچه لعنتی منه
چهار بار
دوم اینکه... صبر کن، همه بچهها پیش منن؟
اوه، تو بدترینشونی
نباید اینجوری باهاش حرف بزنی
حقیقته. دوم اینکه، اینا حتی منِ لعنتی رو نشناختن
دینگ، دینگ، دینگ! شد پنج بار
الان وقتشه که به جکی پیام بدم
میرم چغلیتو به بابا میکنم! آدمفروش
آدمفروش، آدمفروش
میخوام وازکتومی کنم
خیلی دیر شده
اما اینجا قلعه تنهاییِ
شین هولندره
اینجا در شرق کبک
خونهایه که لب یه دریاچه اختصاصی ساخته
اینجا محبوبترین جای من روی زمینه
کلبه پدر و مادرم که تابستونها رو اونجا میگذروندم
دقیقه با اینجا فاصله داره ۱۰
من حاضرم
مگر اینکه تصمیم گرفته باشی بمونیم خونه و
هر چی که این هست رو تماشا کنیم
ببخشید
اینقدر لعنتی خستهکنندهست که نزدیک بود برم تو کما
ممم
ولی خدایی خیلی جذابه
این روزها با کسی هستی؟
حسودیت شد؟
نه. فکر کنم منو بهتر از این حرفها میشناسی
پس هیچ رابطه جدیای نداری؟
نه
حتی با جین؟
چی؟
سالهاست دارید بهم پیام میدید. فکر کردم شاید جدی باشه
No comments yet. Be the first to leave one.