முதல் 200 வரிகள்.
:: قسمت 3 :: الان ميخواي چيکار کني؟؟
فقط يه چيز، پسرت تحويل بده
کيم سون وو
چي داري ميگي؟؟سون وو فقط يه کارمند دولته
اگه ميخواي منو اذيت کني فقط بگو، به جاي اينکه پاي سون وو رو به اين قضيه باز کني
اوه،نه،تو نميدوني، مگه نه؟؟
کيم سون وو تو خدمات اطلاعاتي ملي کار ميکنه
به اندازه تو خوب نيستش، ولي يه مامور ميداني عاليه
سريع، قوي، و تو گول زدن آدما فوق العاده
جراحت اخير کيم سون وو به خاطر درگيري با من تو چين بود
دوباره بهت ميگم
کيم سون وو رو تحويل بده، بعدش خودت آزادي که بري
دروغ نگو
نميدونم چي ميخواي، ولي با همچين دروغي گول نميخورم
حقيقت معمولا دردناکه
ولي نميتوني به اين خاطر نديده اش بگيري
چيزي که باور داري رو نبين، چيزي رو که ميبيني باور کن
بهت زمان ميدم، درباره اش خوب فکراتو کن
...هيچ کسي کشته نشده، اما انفجار مهيب همراه با دود
اولين کارت کاري سون وو
وزارت دارايي و امور اقتصادي
فيلم دوربين مدار بسته مترو رو گرفتي، مگه نه؟؟
اگه الان بيام ميتونم ببينمش، مگه نه؟؟
بله، تيم توسعه سياست بين المللي
ميتونم با کيم سون وو صحبت کنم؟؟
کيم سون وو؟؟يه همچين کسي اينجا نداريم
مطمئنين شماره اشتباهي رو نگرفتين؟؟
واقعا هيچ کارمندي به اسم کيم سون وو توي تيم توسعه سياست بين المللي در اداره اقتصاد بين المللي کار نميکنه؟؟
...هيچ کسي به اين اسم تو بخش ما نيست اوه، اون قبلا تو بخش ما بوده
اون سه سال قبل به يه اداره دولتي ديگه منتقل شد
من نميتونم چک کنم که کجا منتقل شده
پس نمايشگاه بين المللي بوسان چند وقت پيش چي؟؟
اوه، اون؟؟
نمايشگاه به خاطر مشکلات مالي امسال کنسل شده بود
مامان
فکر ميکنم بايد برم اداره، يه مسئله کاري پيش اومده
سون وو
...کارت
چيه؟؟
آه... با دقت رانندگي کن و سالم برگرد
فکر کردم ميخواي چيز ديگه اي بگي، بر ميگردم
"جاسوس"
نگرد بابا، احتمالا يه آدم بيکار عصباني اين دردسر درست کرده
حتي درست هم منفجرش نکردن، و هيچ کسي زخمي نشده
اوپا هنوز برنگشته، نه؟؟
حتما خيلي کارش زياده
کدوم کار؟؟حتما براي کار رفته خونه دوست دخترش
تا حدي که ميتونم بگم، يه خونواده خوب تشکيل دادن
يه چيزايي درباره برادرت بايد بگي و يه چيزايي هم نبايد بگي
چرا بهم اينقدر سخت ميگيري حتي وقتي راستشو ميگم؟؟
عزيزم، امروز روز موعوده، امروز روز تصميم گيريه
بعد چندين ماه حالا روز استراحت
خوب پيش ميره
بايدم اينطور باشه، خب برنامه هامون براي بازنشستگي
بايدم خوب پيش بره
بايد بريم يه جاي خوب زندگي کنيم
اسباب کشي ميکنيم؟؟کي اسباب کشي ميکنيم؟؟
يه رازه
چطور ميتونيم حالا که برام سرنوشت سازه اسباب کشي کنيم؟؟واقعا اسباب کشي نميکنيم، مگه نه؟؟؟
يه رازه
شماها عجيب ميزنيد، در مورد چي داريد صحبت ميکنين؟؟
هااا، بايد بهت بگم يا نه؟؟
تو ميخواي پيداش کني؟؟
چي شده؟؟چرا داري همه چيز تميز ميکني؟؟
دستور فرمانده است، بايد همه تجهيزات ببريم پايين
و اون زن شب ببريم شرکت
بازجويي چي؟؟
گفت هيچ کاري نکنيم، فردا صبح
رسانه ها جمع ميشن و فراري با خبرنگارا صحبت ميکنه
لازم نبود امروز بياي سرکار، چرا اومدي؟؟ پيامم به دستت نرسيد؟؟
اگه لفتش بدي، براي خودت سخت ميشه
ميخواي سون وو رو مجبور کني چيکار کنه؟؟
تو فقط بايد سون وو رو راضي کني، خودم حواسم به بقيه کاراي سون وو هست
تو هيچي درباره سون وو نميدوني
تو هم هيچي نميدوني
اگه به خاطر من نبود، کيم سون وو هنوزم تو کوچه خيابوناي چين کاراي خطرناک انجام ميداد
درباره چيزي که واقعا براي پسرت بهترين گزينه است با دقت فکر کن
تا 10 دقيقه ديگه حراج فوق العاده مون شروع ميشه !!!يک دسته اسفناج 500وون، دو دسته 1000وون
!!!زود باشين، يک دسته اسفناج 500 وون، دو دسته اسفناج 1000 وون
بسيار خوب!! ارزون حراجش کرديم
خوش اومديد
از الان، يک دسته اسفناج 500وون، دو دسته اسفناج 1000 وون
يه حراج فوق العاده است
قطعا نزديک اينجا بود
ايش، خيلي سرو صدائه
چرا تو اينجايي؟؟
سونبه، هنوز صبحانه نخوردي، مگه نه؟؟
!!!هي!!!برو بيرون
اينو ببين ...داري چيکار ميکني؟؟
!!!هي، هي!!!برو بيرون
اوه، چه بوييه
داري چيکار ميکني؟؟
اونکارو نکن
من خيلي خمارم
هــي
چطور فهميدي کجا زندگي ميکنم؟؟
تو گروه کر که نيستي؟؟وقتي اينقدر خماري، ميتوني آواز بخوني؟؟
هي، تو آواز نميخوني
،اينطوري اجازه ميدي مردم احساس قلبيتو بفهمن آه، فراموشش کن
من خيلي خمارم، تا به زبون خوش دارم ازت ميخوام برو بيرون، الاغ
اگه اينقدر خماري، بايد از شر خماريش هم خلاص بشي
!!!هي، هــي، هـــي
هي تو، عوضي
!!اينجا خونه توئه؟؟الاغ
ببندش
هي
بايد از کارت استعفا بدي و بري رامن بفروشي
سونبه
نه، نميتوني، اينکارو نکن، فقط نفس بکش و زندگي کن
من هنوز يک کلمه هم نگفتم- هي، اگه تو-
اينطوري سرزده بياي خونه من، دردسر درست ميشه
بازجويي ها تموم شده، مگه نه؟؟جو سو يون هم فردا کنفرانس مطبوعاتي داره
خب، براي همينه دارم خونه استراحت ميکنم
تو هم زودباش و برو خونه استراحت کن
يه چيزايي هنوز هست که گيجم کرده انگيزه اين آدم جديدا چيه
و دليل اينکه دارن ماموراي نفوذي فعليشون رو ميکشن چيه؟؟ بايد دليلشو بفهميم
چي بفهميم؟؟فقط به خاطر پوله
،هي، نشنيدي که دختره گفت جاسوساي خودشون کشتن تو خودتم شنيدي که دختره اينو گفت
آره، و اگه اون آدما خطري احساس ميکردن به چين فرار ميکردن
هواپيماها، قايق ها، ميدوني در طي روز چند نفر ميرن چين و ميان؟؟
فقط بايد براي مطبوعات افشاش کني
...و براي بالاييها روشن کني که چقدر سخت داريم کار ميکنيم
تا تصويبش کنن، اين بهترين کاريه که ميتونيم بکنيم
خونواده جو سو يون چي؟؟
اگه اعتراف جو سويون افشا بشه، فکر ميکني اونا خونواده شو رو يه لحظه راحت ميزارن؟؟
جاي افسوس داره، ناراحت کننده است
ولي
اگه بخواي به همه اون چيزا فکر کني، نميتوني اين کارو انجام بدي
فکر ميکني بالاييها به خانواده جاسوسي مثل اون اهميت ميدن؟؟
حتي اگه يه خونواده نبود ويه کاميون پر از خونواده بود اونا کسايي که هستن که کاميون از دسته رفته براشون مهمتر بود
پس ما حداقل بايد جلوشو بگيريم
چرا، چرا ما؟؟
هان؟؟
براي اينکه سيستم ايمني رو
قوي نگه دارم
خوشم مياد آت و آشغال نگه دارم
هي
تو ميخواي ترفيع بگيري، مگه نه؟؟
برو خونه فرمانده و براش يه رامن خوشمزه بپز
گزينه هاي بهتري هم داري، هيچ کسي هم صدمه نميبينه
اون آدمي که جوسويون بهش اشاره کرد
با يه نشونه سوختگي
همکارمو کشت
اون آدم اينجاست
اگه تو بودي، ساکت ميشدي؟؟
...تو
اگه من بودم فقط فراموش ميکردم
تو فکر ميکني اين لحظه خيلي غم انگيزه، درسته؟؟
وقتي زمان بگذره، جالب ميشه
همه چي از فيلمهاي کمدي هم کمدي تر به نظر مياد
پس خيلي زحمت نکش
رامن خوب بود، سرآشپز
مشتري 118
ميخوام همشو از حساب بردارم- بله، يه لحظه، لطفا-
هيچ موجودي نيست که بخواين از حساب بردارين
چي؟
شما همشو دو روز قبل از حساب برداشتين
لطفا از اين استفاده کنين
اين کارت غيرقابل استفاده است
اين کار نميکنه ...کارت ديگه اي دارين؟؟
اين کارت غيرقابل استفاده است،اين کارت غيرقابل استفاده است
به نظر ميرسه امواج مغناطيسي همشون خراب کرده کارت ديگه اي ندارين؟؟ اين کارت غيرقابل استفاده است
لطفا از اين براي پرداخت حساب هر دومون استفاده کنين
سونگ هي، مهم نيست چقدر احساس خطر کني
چطور ميتوني خونواده اتو رها کني وپا بذاري به فرار؟؟
اگه تو ناپديد بشي، فکر ميکني اوضاع براي پسرت رو به راه ميشه؟؟
و اگه رو به راه نشه؟؟تو ميخواي يه مامور فعال رو بکشي؟؟
بدون من حتي نميتوني بهش دست بزني، محاله بتوني اونو بياري طرف خودت
ميتونستم
ويدئوي تو رو که تو مترو هستي به سون وو نشون بدم
دقيقا الان دو تا کار بيشتر نميتوني انجام بدي
همه زندگي خونوادگيتو به باد فنا بدي
يا با گريه ازش تقاضا کني
فکر کنم جواب مشخصه
نيست؟؟
وقتي تصميم گرفتي، ساعت 7 عصر بيا اينجا
يا
امشب
سون وو رو مي بينم
رئيس، بايد الان بريم و گرنه ديرمون ميشه
اگه بريم و کار نکنه
بيشتر شرمنده ميشيم
کار ميکنه
همه چي رو بادقت چک کن و براي اثباتش اماده شو
عزيزم، چي شده؟؟
...اوه، الان من يه کمي
چي؟؟ تو اينجايي؟؟
عزيزم
چي شده؟؟
عزيزم
اولين باري که همديگه رو ديديم يادته؟؟
اومده بودي اينجا که درباره اون صحبت کني؟؟
اوه، فکر کردم اتفاقي افتاده
تو دوست نداشتي درباره گذشته صحبت کني
باشه،باشه، من خيلي زود اونجام
عزيزم، ميدونم تازگيا به خاطر بچه ها خيلي بهت سخت گذشته
ولي چيزي نيست، خيلي درباره اش نگران نباش
عزيزم
متاسفم، الان بايد برم
بعد اينکه کارم تموم شد بهت زنگ ميزنم بيا بعدا حرف بزنيم
No comments yet. Be the first to leave one.