முதல் 200 வரிகள்.
فیلم شروع شد
سلام
اونی که الان گفت "سلام"، شین هاک-یونه
منم کارگردانم، جانگ جون-هوان
املای "مردان سیاهپوش" غلطه
بعداً متوجهش شدم
ولی خب، شبیه اشتباهِ خودِ "بیونگ-گو" به نظر میرسید
ترجیح دادم همون عنوانِ غلط باقی بمونه
موقع فیلمبرداری اصلاً نمیدونستم
فکرشو نمیکردم سکانس افتتاحیه این شکلی از آب دربیاد
خیلی خوبه
وقتی پلیس میفهمه که بیونگ-گو مقصر بوده
فیلم از این عکسا بیشتر نشون میده
توی اون عکس خیلی خوشتیپ افتاده
سخت بود یه چیزی پیدا کنیم که توش داغون به نظر برسه
سختترین بخشش همون نریشن بود
یادت میاد؟ آره
اولین باری که رفتیم بوسان، نریشن رو ضبط کردیم
موقع خوندن متن، باید خودم دکمهی اسلایدها رو میزدم
باید زمانبندیش رو دقیق در میآوردم. کار سختی بود
واقعاً سخت بود. آخرش هم که کلاً دوبلهش کردیم
آره همینطور شد. درسته
اون همه زحمت واسه هیچ و پوچ. واسه هیچی
توی اون اسلایدهای گلفِ لخت، زیرشلواری پاشونه
با فتوشاپ روتوشش کردیم
واسه همینه که لخت به نظر میان
این رو توی استودیو گرفتیم
ولی صداش دوبله شد
دوبله شد چون لحن صدا باید یکدست میموند
ما سخنرانهای خوبی نیستیم
لطفاً این رو مدنظر داشته باشین
نگاه کن چطوری چشماش برق میزنه
توی سینما، بعضی از تماشاچیا ترسیده بودن
وقتی "سونی" ظاهر شد
عاشقِ ضدنور توی این صحنهام
منظومهی شمسی
یه فیلم در ابعاد بزرگه
زیرنویس هم همینو تایید میکنه. آره
این رو اول گرفتیم. آره
اولین برداشت برای فیلم بلند
حدس میزنم نمیدونستی
که اون کلاه ایمنی قراره انقدر اذیتت کنه
موقع ضبط این صحنه
آره، دردناک بود
به صدایی که درمیاره گوش کن
انگار داره چرت و پرت و نامفهوم بلغور میکنه
ولی در واقع داره تلهپاتی میکنه
واسه این صحنه استوریبورد داشتیم
ولی طبق اون پیش نرفتیم
دوربین رو روی دست گرفتیم تا شبیه مستند بشه
حس میکنی انگار یکی داره تماشاشون میکنه
این همون چیزی بود که میخواستم توی این صحنه منتقل کنم
چند بار از تکنیک جامپکات استفاده کردیم
نگاش کن
رئیس کانگ آدمِ پستفطرتیه
میدونی صدی چقدر میسوزونه؟
واسه اینه که هی نظرت رو عوض میکردی
خفه شو! برو گمشو از جلوی چشمم
اگه میخوای اینجا بمونی، دیگه با من اینجوری تا نکن
مرتیکهی عوضی
آدمِ حقیرِ پیزوری
این همه المشنگه واسه ۲۰ هزار وون
به هر حال
دور و برم پر شده از یه مشت احمق که میخوان تیغم بزنن
چه مرگشه این رانندهی همیشگیم؟
مگه مامانش هر سال باید تولد بگیره؟
توی آندرومدا تولدها هر سال نیستن
این منم. این صحنه رو دوست دارم
چه قیافهی عجیبی گرفته
رئیس کانگ از تیپِ بیونگ-گو تعجب نمیکنه
لابد حسابی مسته
چی گفتی؟
مگه تو
از آندرومدا نیومدی؟
ای آشغالِ فضاییِ کثیف
اون اسپریِ منتولِ عضلانیه
داره سعی میکنه با اون گازِ آغشته به داروی بیهوشی، بیهوشش کنه
جالبه. واقعاً باحاله
انگار واقعاً انجامش دادی
این صحنه شبیه کارتوناست
لنگه کفشش گم شده. کانگ هم چشمش رو گرفته
حتی روز اول فیلمبرداری هم خیلی سنگین بود
قرصا رو ریخت
ورودِ باشکوهِ سونی
"حالا چی، عزیزم؟"
سونی نمیخواد قبول کنه که زنِ قدرتمند و قویایه
اینکه زنِ قوی و قدرتمندیه
آهنگه. موقع فیلمبرداری همین آهنگ رو پخش میکردیم
با دستگاه تدوین آهنگ رو پخش میکردیم. واقعاً عالیه
اون چرخش دوربین، تکنولوژیِ کرهایه
اسمش موبایلکمه و یه کرهای اختراعش کرده
یکی میگفت فقط فیلم رو برعکس کردین
ولی دوربین واقعاً چرخیده بود
توی این نماها هم ازش استفاده کردیم
توی تونل دوربین یه بار دیگه میچرخه
اگه با دقت نگاه کنین... نه، اون موقع هم متوجه نمیشین
کارگردان کنار من توی ماشین نشسته بود
درسته
بیونگ-گو داره سعی میکنه کانگ رو از ماشین بیاره بیرون
ولی سونی جاش بلندش میکنه. بیونگ-گو همیشه پشتِ اونه
کارهای یدی همش با سونیه
چون تاریکه سخت دیده میشه. سونی، کانگ رو کول کرده
بیونگ-گو هم هواش رو داره
نابود کردنِ گوشی موبایل
بیونگ-گو خیلی دقیقه
یه لحظه شورت قرمز دیده میشه
توی این صحنه بیونگ-گو حلقهی آلتِ کانگ رو درمیاره
توی بخش صحنههای حذفشده هست
بیونگ-گو وقتی لباس زیرِ کانگ رو درمیاره، پیداش میکنه
بعدش اون حلقه رو میکشه بیرون
اسم اون کار چیه؟
چرا داره نوک سینهی کانگ رو چک میکنه؟
وقتی این صحنه رو دیدم کلی خندیدم
هیچ قصد و نیتِ پنهانی در کار نبود
اون کثافتا از مو برای رد و بدل کردنِ پیامهای تلهپاتیک استفاده میکنن
به عبارتِ دیگه، اونا مثل آنتنهای روی دکلهای مخابراتیان
سونی حرفاش رو باور میکنه
چون سردرد داره، درش میاره
اون کلاه واقعاً آدم رو دچار سردرد میکنه
آره، یه سردردِ حسابی
اونایی که سربازی رفتن این دردو میفهمن
فکر کنم وزنش تقریباً دو برابرِ کلاهخودِ نظامی بود
کلی چیز بهش وصله و یه سری چیزا هم دارن میچرخن
صدای "فیشفیش" میدن
روانی شدی؟
بیونگ-گو خیلی عصبانیه. لابد اون موضوع براش خیلی حیاتیه
تلهپاتیش هنوز قویه
نالههای کانگ رو بعداً دوبله کردیم
لابلای دیالوگا ناله میکرد
توی سینما که دیدمش، خیلی خندهدار بود
نباید گاردِ دفاعیمون رو بیاریم پایین
کانگ داره درد میکشه. فکر نکنم خطری براشون داشته باشه
قیافهی هاک-یون توی این نما
خیلی جالبه
نگاه کن
فقط یه کم دیگه
جدی؟ چطوری اون کارو میکنی؟
پمادِ منتول
کلمههای سختی توی فیلم به کار میبره
حدس میزنم حفظ کردنِ دیالوگا سخت بوده
کلمههای سخت رو یادداشت کردم تا موقع بازی کردن حفظشون کنم
روی یه تیکه کاغذِ کوچیک نوشتمشون
این هم دوبله شده. درسته
کلی زحمت کشیدم دیالوگا رو یاد بگیرم ولی آخرش دوبله شد
"کلرفنیرامین مالئات" واقعاً یکی از ترکیباتِ اون پماده
بقیهی ترکیبات رو از خودم درآوردم
سونی از توضیحاتِ بیونگ-گو حسابی گیج شده
رئیس کانگ هنوز داره ناله میکنه
چرا دماغم قرمزه؟ خودمم برام سوال بود
شاید داشتم خیلی تمرکز میکردم
اون کیسهی حمومِ سبز فقط توی فرهنگ کره وجود داره
فکر کنم غیرِ کرهایها بفهمن دارن چیکار میکنن
ولی اگه کرهای نباشی، اونقدرها هم خندهدار نیست
شاید ایتالیاییها درکش کنن
شایدم نه
به قیافهی دقیق و وسواسیِ بیونگ-گو نگاه کن
شاید ایتالیاییها بفهمنش
این معرکهست
آره، شین هاک-یون تنها بازیگری بود که میتونست نقشِ بیونگ-گو رو بازی کنه
باز هم ناله
یکنواخت پخشش کن
اونا خیلی بیرحمن
داشتم فکر میکردم واسه اینجا از فِید-این و فِید-اوت استفاده کنم
ولی از "دیزالو" استفاده کردم تا حسِ تداوم بده
اینا ویژگیهای متفاوتی دارن
اونا زنبورای واقعیان
نمیترسیدی؟
راستش میترسیدم. از حشرات خوشم نمیاد
منم همینطور
کارگردان همیشه سرِ صحنه بود تا راهنمایی کنه
ولی واسه این صحنه نیومدی
قبلاً بهت نگفتم، ولی خیلی ترسیده بودم
بچگی یه بار زنبور نیشم زده بود
ولی کارگردان نباید این احساسات رو بروز بده
داشتم از دور تماشا میکردم
مقامات به این نتیجه رسیدن که چون ماشینش هم نیست
ممکنه کانگ ربوده شده باشه
کارآگاه چو
یه کم میلنگه. توی فیلمنامه اینجوری بود
کارآگاه چو حس بویاییِ خوبی داره
توی اولین سکانسش داره بو میکشه
این رو هم روز اول فیلمبرداری کردیم
به فرضِ اینکه هنوز نشانِ پلیست برات مهمه
قرار بود "چو" ژولیده باشه و واقعاً هم ژولیده به نظر میرسید
وقتت رو با این اراجیف تلف نکن، واسم مدرک پیدا کن
بازیگرش لی جو-هیونه
توی صحنههای حذفشده
میتونین بفهمین دلیلِ واقواق کردنِ سگها چیه
بهش میگن کارآگاه چو
چون قبلاً کارآگاهِ معروفی بوده
نمیدونم کی هستی، ولی از جلوی چشمم دور شو
قاطی شدن با من برات آب و نون نمیشه
میدونم که اون پروندهی رشوهخواریِ آخری، پاپوش بود
میخوام از فارغالتحصیلای دانشگاه ملی سئول عذرخواهی کنم
لطفاً این رو فقط به عنوان یه شوخیِ سینمایی در نظر بگیرین
من یکی از طرفدارای پروپاقرصتونم
هنوز مدرسهی راهنمایی بودم
که اون قاتل سریالی رو از روی بوی مدفوعش گرفتین
صحنهی خندهداریه
داشت یه چیزی رو بو میکرد و اون یکی یارو میگه: "کارِ خودته!"
No comments yet. Be the first to leave one.